دلنوشته (مسافر سیگار)
همیشه بوی سیگار می دادم . . .
سلام اعظم هستم مسافر سیگار
در کنار مصرف تریاک، مصرف سیگار هم داشتم. روزی یک بسته سیگار می کشیدم و در طی این مدت درد سینه ی زیادی داشتم و نفس کشیدن برام خیلی سخت بود. شب ها احساس می کردم یک تخته سنگ روی سینه ام گذاشته اند و یا زیر آوار مانده ام به طوری که نمی توانستم نفس بکشم و با سرفه از خواب بیدار می شدم. هر شب سردردهای زیادی داشتم و از شدت سردرد مجبور به خوردن انواع مسکن می شدم و بیشتر اوقات حال تهوع داشتم. همیشه بوی سیگار می دادم و همسایه ها مدام طعنه میزدند که چقدر بوی سیگار میدهی!
مجبور بودم با دوست و فامیل روبوسی نکنم و همه ی این رفتارها بیشتر باعث خجالتم می شد. حتی پسرم دوست نداشت دنبالش به مدرسه بروم.
تا این که اذن ورود به کنگره را پیدا کردم و سفرم را شروع کردم و هر روز به کارم بیشتر ایمان پیدا کردم. همچنین هنگامی که مهندس دژاکام سفر سیگار را شروع کردند، من هم در مورد کنار گذاشتن سیگار تفکر کردم و دیدم ایشان باز هم بهترین راه را در اختیار ما قرار دادند. راهی که منجر به درمان کامل و به دست آوردن سلامتی می شود.
سرانجام اجازه شروع سفر سیگار به من داده شد و برایم باعث تعجب است که نه تنها در این 3 ماه حتی یک بار هم سردرد به سراغم نیامد، بلکه هوس کشیدن سیگار هم به سرم نزد. باز هم کنگره راه سلامتی را برایمان باز کرد.
در جامعه سیگار کشیدن یک زن اصلاٌ صورت خوشی ندارد. از آقای مهندس دژاکام تشکر می کنم که روش درمان DST با آدامس نیکوتین را ابداع کردند و برای بار دوم نجات بخش من شدند.
با تشکر از خانم فریده برای تایپ مطلب























اين وبلاگ اولین وبلاگ گروهی خانمهای مسافر است و توسط بچه های لژیون خانم راد راه اندازی گردیده که درگذشته به نوعی درگیر مصرف مواد مخدر بوده اند و با آسودگی خاطر در محیطی کاملاَ مطمئن با روش صحیح تدریجی ( DST ) در كنگره 60 به درمان رسيده اند و قصد دارند از اين طريق به خانم هايي كه مصرف كننده مواد مخدر هستند كمك نمايند . . .