اخبار جلسات آموزشی کمک راهنمایان خانمهای مسافر با استادی خانم راد
" وادی چهارم"
در این وادی می گوید : مسئولیتهای خودت و زندگی خودت را نباید به عهده هیچ کس حتی خداوند واگذار کنی بلکه باید مسئولیت پذیر باشی و خودت مسئولیت کلیه کارهای خودت را بپذیری یعنی نباید بگوئیم خدا خواست که ما معتاد شدیم .
در این وادی با مسائل سرنوشت سازی مواجه می شویم چون مسلما تصور و نگرش ما در مورد نیروی مافوق اشتباه بوده زیرا اگر نیروی مافوق را درست می شناختیم اینقدر خودمان را به تباهی نمی انداختیم .
حال می خواهیم نیروی مافوق را بشناسیم پس باید شناخت ما درست باشد زیرا همیشه بدون تفکر یا چیزی را می پذیریم و یا رد می کنیم و این روش مشکل ساز است . برای شناخت نیروی مافوق اول باید خودمان را بشناسیم ( یعنی از جزء به کل برسیم ) و بعد از شناخت خودمان می توانیم با آگاهی نیروی مافوق را بشناسیم و به عظمت آن پی ببریم زیرا با شناخت کامل خودمان و نیروی مافوق دیگر نمیتوانیم انسانی مانند دوران اعتیادمان باشیم .
شکافتن هسته انسان : هسته دو معنی دارد
1_هسته خود جسم ( یعنی جسم خودمان )
2_هسته خارجی ( یعنی آن چیزی که بعد از مرگ از ما باقی میماند )
زمانی که با جسم زندگی میکنیم و زنده هستیم اگر به درون جسم خوب دقت البته بدون مانع ( یعنی زمانی که حسها و درکمان باز باشد ) آنوقت میتوانیم به مرکزیت درون سلولها و جسم خودمان که انرژی کل هستی است پی ببریم مگر زمانی که به دنبال مال ، مقام ، مواد و . . . باشیمزیرا انسان واقعی در تمام زندگی فقط به دنبال مادیات نیست چون با شناخت انرژی هستی دیگر رو به تکامل می رود و مادیات نمیتواند برای او هدف باشد زیرا اگر فقط سرگرم مادیات و مقام باشی دیگر به دنبال شناخت خود و هسته خود نیستی و به نیروی مافوق نیز پی نمی بری و اسیر ماده می شوی ولی زمانی که انسان خودش و صور آشکار و صور پنهان خودش را که بسیار عظیم است بشناسد به عظمت نیروی مافوق پی می برد در صورت دوم یعنی توجه به انرژی ها برای نیروهای خود ارزش قائل شدم و آگاهی کامل پیدا کرده ام در این صورت می توانم به مجهولات پی ببرم که در این مسیر باید تزکیه و پالایش خود را آغاز کنم و در ضمن باید حتما لطف خداوند نیز شامل حال ما بشود و باید بدانیم که سایر مخلوقات از داشتن این نعمت محروم هستند .در این زمان است که می توانی بفهمی هستی چقدر متنوع است .
پس باید بدانیم که ما هم جسم و هم آنچه بعد از مرگ باقی میماند را به علت اعتیاد از بین برده ایم . برای شناخت انسان باید یکسری از مطالب را بدانیم :
یکسری اجزاء یا سیستم هایی وجود دارند که برای ما قابل رویت هستند که به آنها صور آشکار می گوییم مانند : جسم _ شهر درون _ کالبد اول و اجزاء آن شامل مغز _ قلب _ کلیه و . . . می باشد حال ما با استفاده از مواد مخدر یکسری از این سیستم ها را از کار انداخته ایم مثلا سیستم ضد درد بدن و سیستم های تولید کننده مواد شبه افیونی که بعدا مفصلا به آنها می پردازیم حال میرسیم به صور پنهان انسان : روان _ وجود _ برون _ کالبد دوم همانطور که صور آشکار اجزاء دارد صور پنهان نیز دارای اجزاء میباشد مانند نفس _ حس خارج از جسم _ عقل _ روح و . . .
در اینجا به تعریف نفس می پردازیم .
نفس: قسمت اصلی یک موجود نفس است که تعیین موجودیت می کنند یعنی می گوید من به چه صورت باشم چه در صور پنهان چه در صور آشکار چه در ظاهر چه در باطن و نشانه نفس این است که خواسته دارد ما دو نوع خواسته داریم : 1_ خواسته های معقول 2_ خواسته های غیر معقول
وقتی موجود از خواسته های غیر معقول به خواسته های معقول رسید وارد مرحله انسانی می شود ( خواسته های حیوان غریزی است و تعقل ندارد ولی انسان نیازهایش بر اساس تعقل است ) وقتی انسان به مرحله انسانی پا گذاشت دیگر اختیار دارد می تواند راه فسق و فجور را انتخاب کند و یا اینکه راه تقوا و ارزشها را و هر کس که بخواهد به ارزش ها برسد باید ضد ارزش ها را پشت سر بگذارد یعنی باید انسان ضد ارزش ها را تجربه کند و راه را برای رسیدن به ارزش ها پیدا کند تا روند تکامل طی شود اولین مرحله ای که یک انسان در وادی انسانی تجربه می کند نفس اماره است در این مرحله انسان کار اشتباه میکند و ناراحت نمی شود و به خواسته های غیر معقول خود می پردازد و از خلاف خود خوشحال است که به این نفس ، نفس اغوا کننده یا فریب دهنده هم می گویند و انسان در این مرحله آنقدر غرق می شود که خدا می داند تا روزی که متوجه کارهای اشتباه خود بشود و سرش به سنگ بخورد و باید بدانیم که در این مرحله هر کاری که انجام بدهیم باید خودمان تاوان آن کارها را بدهیم وقتی نفس در مرحله اماره است یعنی وابستگی به مسائل منفی دارد دروغ میگوید ناراحت نمی شود مال مردم را بالا می کشد ناراحت نمی شود آدم می کشد ناراحت نمی شود در حقیقت شخص خودش را در دوزخ زندانی کرده است مصرف کننده مواد مخدر هم دقیقا در همان شرایط قرار دارد و باید این را بدانیم که دوزخ امری جاری است هم در این جهان و هم در جهانهای دیگر و مصرف کننده ای که در این مرحله قرار دارد هیچ کس برای ترک اعتیاد او کاری نمی تواند انجام دهد مگر خودش از این مرحله خارج شود اگر هم اکنون در دوزخ هستم و آرامش ندارم باید سعی کنم جایگاه خود را در این جهان تغییر دهم و وابستگیم را به مسائل منفی کم کنم و به طرف ارزش ها حرکت نمایم و باید این را بدانم که هیچ کس نمی تواند انسان را از این دوزخ خارج کند بلکه فقط خود انسان باید با حرکتهای درست و اذن خداوند از دوزخ و نفس اماره خارج شود .
حال می رسیم به نفس سرزنش کننده در این مرحله نیز انسان در دوزخ قرار دارد به عبارتی کار خلاف انجام می دهد ولی خودش را سرزنش می کند و پشیمان می شود ولی باید با حرکت درست و آرام آرام با آموزش گرفتن از این مرحله خارج شود کسانی که وارد کنگره می شوند در این مرحله از نفس قرار دارند زیرا از مصرف مواد و کار اشتباه خود پشیمان هستند این مرحله مرحله خوبی است زیرا سکوی پرتابی است برای رفتن به سمت تکامل و رسیدن به معقول شدن .
مرحله بعد نفس مطمئنه است مطمئنه از اطمینان می آید و در این مرحله انسان هیچ کار غیر معقولی انجام نمی دهد نه در ظاهر و نه در باطن چه در صور آشکار و چه در صور پنهان یعنی در این مرحله انسان حتی در خواب هم کار ضد ارزشی انجام نمیدهد به عبارتی اگر در خواب هم مواد مخدر در اختیارش قرار دهند استفاده نمی کند و اگر هر کدام از ما بتوانیم به این مرحله برسیم حساب خود را با مواد مخدر حل کرده ایم در این مرحله چون انسان هیچ کار غیر معقولی انجام نمی دهد و آرامش کامل دارد می تواند بگوید وارد بهشت شده است نیروی مافوق بهشت های گوناگون دارد و کسانی وارد بهشت خاص خداوند می شوند که در مرحله نفس مطمئنه باشند در تمام امور شخص در این مرحله حرف بیهوده نمیزند ، کار بیهوده انجام نمی دهد و همیشه آسوده است و باید بدانیم که بهشت هم مانند دوزخ جاری است و در این زمان انسان کانالی می شود برای اجرای فرمانهای نیروی مافوق و همیشه ما در هر مرحله ای از نفس که باشیم نیروی مافوق ما را یاری می دهد .
انسان باید خودش به طرف ارزش ها حرکت کند و اگر انسانی در مسیر ضد ارزش ها باشد و کارهای ضد ارزشی انجام دهد و دائم از نیروی مافوق بخواهد که به او کمک کند نمی شود بلکه باید بدانیم ما خود مسئول کارهای خودمان هستیم و باید خودمان بخواهیم که از مرحله نفس اماره و لوامه خارج بشویم و با حرکت های درست به مرحله نفس مطمئنه برسیم زیرا انسان اختیار دارد و باید با حرکتهای درست مراحل را طی کند و خداوند نیز در این مسیر ما را یاری خواهد کرد و نیروی مافوق می خواهد ما خود به فرمان عقل برسیم و روند تکامل را به درستی طی نمائیم و اگر خودمان هیچ حرکتی نکنیم و تنها از نیروی مافوق بخواهیم ما را یاری دهد و کار ما را انجام دهد این امکانپذیر نیست و این یک قانون است که در هر مرحله از نفس که باشیم باید خودمان مسئولیت کارهای خودمان را بپذیریم و این امر از زمانی که وارد حیات می شویم آغاز می شود ولی باید این را بدانیم که هر زمان نیروی مافوق را صدا بزنیم ما را یاری می دهد پس خواسته هایمان را مثبت و عقلانی کنیم و در این مسیر حرکت های درست انجام دهیم خدا را هم صدا کنیم و خداوند هم کمکمان می کند به امید آن روز .