اخبار جلسات کارگاه آموزشی کمک راهنمایان . . .

اخبار جلسه هماهنگی کمک راهنمایان گروه خانمهای مسافر مورخ 12/ 3/ 92 با دستور جلسه  ( cd وادی 5 ) با استادی خانم راد.


1_ برگشت از ضد ارزشها
در کنگره 60 ما فقط روی مواد کار نمی کنیم و مانند گروههای دیگر ضدارزشها را تک شاخه ای حل نمی کنیم اعتیاد یک شجره خبیثه است که میوه های آن ترس ، دروغ ، اضطراب و . . .است که باید در طول درمان به خصوص در سفر اول این شجره عوض شود . اگر ضد ارزشها در سفر اول حل نشود در سفر دوم حالمان بد خواهد بود اگر در طی سفر اول ریزش ضد ارزشها را نداشته باشم ظرفیت کم کردن پله ها را نخواهم داشت و حالم دائما بد است . اگر در سفر دوم حالم بد است چون در سفر اول ساختارهایم درست شکل نگرفته اند و هنوز اسیر ضد ارزش ها هستم ترس و اضطراب ریشه اش در انجام کارهای ضدارزشی است .

2_ خودداری
وقتی نمیدانم کاری درست است یا نه نباید انجام دهم نباید انجام دهم و باید خودداری کنم . ما دائما در زندگی در دو راهی هستیم نباید وارد بیراهه ها شویم به اندازه کارهایمان سبد حال خوب یا حال بد را خواهیم داشت .
3_ قناعت
یعنی از حداقل امکانات بهترین استفاده را داشته باشم راهنما وظیفه دارد در سفر اول آموزش دهد که چه چیزی ارزش است و چه چیزی ارزش نیست ولخرجی کردن یک ناشکری است باید بدانیم انرژی ها را کجا خرج کنیم . گاهی با خرید کردن وسایل به درد نخور که اصلا لازم نداریم می خواهیم انرژی کسب کنیم چون کارهایمان از روی فرمان عقل نیست
                                        
                                          ادامه دارد . . .
 

اخبار جلسات هماهنگی کمک راهنمایان  خانمهای مسافر . . .

اخبار جلسه هماهنگی کمک راهنمایان گروه خانمهای مسافر مورخ 5/ 3/ 92 با دستور جلسه جهان ذهنی ( cd وادی 5 ) با استادی خانم راد.

خلاصه سخنان استاد :

در تعریف جهان ذهنی در وادی 5 داریم که جهان ذهنی مقدمه برنامه ریزی و یا عمل تمرین برای چگونه زیستن در جهان خاکی و سایر جهان ها می باشد . کار ذهن بزرگنمایی مسائل است حال مسائل می تواند مثبت باشد یا منفی .

فرق انسانها در همین مسئله است که بعضی از انسانها شکرگزار هستند زیرا قادرند مسائل منفی را از ذهنشان پاک کنند و به مسائل مثبت قدرت بدهند در نتیجه همیشه در آرامش هستند و ارتباطشان با سایر انسانها بسیار خوب است بلعکس بعضی از انسانها مسائل منفی را دائما بزرگنمایی می کنند در نتیجه ذهن بیمار دارند و اینگونه انسانها هرگز در روابط و زندگی شان موفق نیستند .

ذهن 2تاکنترل کننده دارد روح و جن تمام چیزهایی که در ذهن وجود دارد دست این 2 تا پارامتر است که در مثلت نفس مطرح می گردد اینجا است که مرتبه ها مشخص می گردد ، هر لحظه باید بدانیم که ذهن ما در دست روح است یا جن . پس ذهن نیاز به محافظت دارد و مهار آن بسیار مهم است نفس انسان در هر مرحله ای که باشد ذهن او هم در همان مرحله است ما همیشه noise امواج را در ذهن داریم وقتی به مسائل مثبت فکر می کنیم noise امواج منفی دست به کار می شوند و بلعکس وقتی به مسائل منفی فکر می کنیم noise مثبت وارد عمل می شود . ذهن یک مصرف کننده شیشه بیمار است ما در لژیون باید روی ذهن مصرف کنندگان شیشه کار کنیم خواندن وادی ها و . . .  کافی نیست اگر ذهن آنها را درست کنیم می توانیم روی آنها کار کنیم وقتی ساختار ذهنی منفی و مریض باشد من قادر به انجام هیچ کارمثبتی نخواهم بود زمانی که در ذهنم خودم را یک آدم چاق و علیل باور کنم نفس من در همان مرحله عقب می ماند چون جهان ذهنی است و می تواند هر کاری را انجام دهد .

ماندن در جهان ذهنی کافی نیست باید بتوانیم با تفکر سالم در جهان ذهنی ساختارهای مثبت را طراحی کنیم سپس با تزکیه پالایش آنها را به مرحله عمل درآوریم پس باید با خودمان روراست و صادق باشیم و به خودمان دروغ نگوییم ، به راهنما دروغ نگوییم تا بتوانیم مشکلاتمان را در جهان واقعیت حل کنیم .

ماندن در جهان ذهنی زندگی در یک دنیای دروغین است که دیوانگان معمولا همیشه در جهان ذهنی هستند . کسانی که شب ها نمی توانند بخوابند و بیشتر اوقات شب را در جهان ذهنی به سر می برند برای اینها ما کار بدنی ( با دست ) را پیشنهاد می کنیم زیرا تمام کالری و انرژی آنها صرف جهان ذهنیشان می شود و می گوییم کار با دست انجام دهند و در کلاس درس هم حواسشان به درس باشد . اشکال عمده ما این است که همیشه در ذهن زندگی میکنیم اینجا داریم خدمت می کنیم فکر میکنیم خیلی مقام و رتبه داریم با انسانها از موضع بالا برخورد میکنیم و آنها را می رنجانیم باید بدانیم که قبلا یک مصرف کننده بودیم و حالا داریم بدهی خود را پرداخت می کنیم و اگر خدمت می کنیم برای این است که حالمان خوب شود اگر در لژیون مشکلات دیگران را حل می کنیم بارها دیده ایم که مشکلات خودمان به طور معجزه آسا حل می شود پس ذهن انتخابگر است و تعیین می کند که من چگونه هستم آیا دیگران را دوست دارم یا باعث جنگ و تنش در آنها می شوم .

ادامه دارد  

اخبار جلسات کارگاه آموزشی کمک راهنمایان . . .

خلاصه ای از اخبار کارگاه آموزشی کمک راهنمایان خانم با استادی خانم راد 

با دستور جلسه وادی دهم .

چقدر این قانون زیبا است که صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است و این قانون دو معنی دارد و مانند شمشیر دو لبه است که هم هشدار می دهد که مواظب باش و هم امید می دهد یعنی هم می توانی جایگاه خودت را از دست بدهی و هم می توانی جایگاه خودت را با آموزش بالاتر ببری و به جایگاه های بالاتر برسی هم می توانیم با حرکت های درست پالایش کنیم و بالاتر برویم و هم می توانیم به دنبال حاشیه باشیم و پایین تر بیاییم .
ما باید در کنگره سعی کنیم با آموزش گرفتن ، پالایش و حرکت درست روند تکامل
را طی نماییم و به دنبال حاشیه نباشیم .پس می توانیم در هر زمان صفت های بد خود را تغییر بدهیم و خداوند این فرصت ها را به ما داده تا خودمان را عوض کنیم تا تغییر جایگاه بدهیم و به طرف خوبی ها حرکت کنیم و این لطف و بخشندگی خداوند است و آن اختیاری که به انسان داده است یعنی اینکه اگر صفت بدی را داری اختیار داری تا آن را تغییر دهی و به طرف خوبی بروی و هر آنچه دوست داری می توانی بدست بیاوری و به انسان می فهماند که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است و تو می توانی بدی را تمام کنی و خط دیگری را که خوبی است شروع کنی همه انسانها می توانند در هر نقطه ای که هستند و هر صفتی که دارند آن را تغییر دهند حتی گناهکارترین انسانها نیز می توانند عوض بشوند و هیچ آدمی مجبور نیست که همیشه یک صفت بد را داشته باشد بلکه می تواند خودش را تغییر دهد هیچ کس مجبور نیست تا ابد در جهنم خودش باشد بلکه با قدرت اختیاری که دارد می تواند از آن خارج شود ، چون اختیار داریم پس باید صفت های بد خودمان را تغییر دهیم تا رحمت خداوند شامل حالمان بشود تا از جهنم خارج شویم و این شامل حال کسی است که بخواهد صفتهای بد خود را تغییر بدهد و هیچ کس نمی تواند بگوید از من گذشته زیرا این حرف به این معنی است که نمی خواهد تغییر کند .
به دلیل جاری بودن انسان صفت گذشته در انسان صادق نیست و همه چیز انسان در حال تغییر است اگر ما در بالاترین نقطه بهشت باشیم اگر کارهای اشتباه بکنیم به پایین ترین نقطه جهنم می رسیم پس باید سعی کنیم تغیراتمان در جهت مثبت و ارتقاء و تکامل باشد نه در مسیر منفی ها زیرا اگر در بالاترین جایگاه باشیم و تغییرات منفی بکنیم به پایین ترین درجه ها می رسیم زیرا انسان جاری است ، در هستی همه چیز جاری است و در حال تغییر می باشد و و همه چیز در حال تغییر ، تبدیل و ترخیص است و همه چیز در
هستی در حال حرکت است تا تغییرات بوجود بیاید و تبدیلات انجام بشود و ترخیص انجام بگیرد و در کل حلقه های آفرینش این مسئله وجود دارد و این مسئله ( تغییر ، تبدیل ، ترخیص ) تا انتهای ابدیت ( بی نهایت ) ادامه دارد اگر دقیق بخواهیم بگوییم تا انتهای اعداد ، یعنی انتهایی ندارد یعنی تا جایی که از آنجا انشعاب پیدا کردیم .اینها برای چیست ؟
برای بودن و وجود داشتن برای حیات زیرا بزرگترین معجزه حیات ، خود حیات است و آن لحظه هایی است که زندگی می کنیم و می توانیم از آن لحظه ها استفاده درست بکنیم و اثرگذاری های مثبت داشته باشیم و غوطه ور بودن در زندگی یعنی با تمام موجودات در ارتباط بودن . اندوه ، غم ، عشق ، شادی . . . بدست آوردن همه اینها در حیات وجود دارد و ما باید از همه اینها درسهای درست بگیریم تا مفهوم غم را ندانی نمی توانی مفهوم شادی را حس کنی و لذت ببری تا نفرت را حس نکنی نمی توانی مفهوم عشق را درک کنی پس باید از نفرت بگذری تا به عشق برسی .
 
      ادامه دارد . . . 

اخبار جلسات کارگاه آموزشی کمک راهنمایان . . .

خلاصه ای از جلسه صبح یکشنبه ویژه کمک راهنمایان خانمهای مسافر با استادی خانم راد با دستور جلسه وادی نهم قسمت دوم.

بالا رفتن نقطه تحمل در مورد مسائل منفی با لذت همراه است خیلی راحت در این موارد نقطه تحمل بالا می رود مثلا شخصی روزی 5 عدد قرص می خورده در عرض مدت کوتاهی مثلا شش ماه می تواند 50 عدد قرص بخورد یعنی در مورد مسائل ضد ارزشی سریع و بدون سختی و با لذت نقطه تحمل بالا می رود یا مثلا در مورد مصرف مواد مخدر که به سرعت مقدار مصرف بالا می رود ولی باید بدانیم که هر چه در مسائل ضد ارزشی غرق باید پوستمان کنده شود تا از آن خارج شویم و وقتی مقدار مصرف زیاد شود باید خیلی سختی بکشیم تا مواد را کنار بگذاریم و باید بدانیم که غرق شدن در مسائل منفی نیاز به آموزش و تفکر و تجربه ندارد اما در مورد مسائل مثبت مثل مصرف نکردن مواد یا دروغ نگفتن شدیدا به مثلث دانایی یعنی همان تفکر ، تجربه ، آموزش نیاز داریم و ما برای کنار گذاشتن کلیه مسائل ضد ارزشی به این مثلث نیاز داریم .

گفتیم برای بالا رفتن نقطه تحمل در مسائل منفی نیازی به آموزش نیست و با لذت همراه است مثلا حسادت که ریشه خیلی از ضدارزش ها است اگر جلویش را نگیریم خیلی مسائل منفی دیگر بوجود می آید و زجرآور است و تا این مسئله را درست نکنیم هم حال خودمان هم حال اطرافیانمان را خراب می کنیم . اگر درون راهنما مسائل منفی باشد رهجو آن را کاملا دریافت می کند و حال رهجو نیز بدتر می شود خصوصا اگر رهجو بستر مناسبی داشته باشد از راهنما آن مسائل منفی را می گیرد و به آن قدرت می دهد و حالش بدتر می شود و باید راهنما حتما خودش را تزکیه کند و این را باید در سفر اول درست کرد زیرا در سفر دوم سختتر می شود یعنی باید همراه با ریزش مواد سایر ضدارزش ها هم ریزش کند برای اینکه در مسائل مثبت نقطه تحمل را بالا ببریم به مثلث دانایی نیاز داریم و برای اینکه از ضدارزش ها نیز فاصله بگیریم باید مثلث دانایی را داشته باشیم و عملی کنیم بدون دانایی ممکن است یک تجربه را تکرار و تکرار کنیم ولی اگر دانایی باشد این اتفاق نمی افتد پس باید مثلث دانایی را کامل کنیم تا اگر مشکلی پیش آمد از آن مشکل برای ارتقاء استفاده کنیم و پایین نیاییم .

شخصی که مواد مصرف می کند نقطه تحملش در مسائل منفی خیلی زیاد شده بدنش عفونت کرده ، گرسنه است ، در پارک می خوابد ولی زنده می ماند ولی از روی جهل طوری دیگر این مسائل را تفسیر می کند و آسمان و زمین را مقصر می داند و به همه ناسزا می گوید در صورتی که باید بداند خودش مقصر است و کسی که در حسادت ، دروغ و کینه نقطه تحمل خودش را بالا برده باعث بوجود آمدن فجایع می شود خصوصا اگر راهنما باشد باعث می شود رهجوهایش هم همینطور باشند و برایشان مشکل پیش بیاید این انسانها برای اینکه به آرامش برسند باید تغییر جهت بدهند و آموزش ، تفکر و تجربه را در جهت مثبت تغییر بدهند تا نقطه تحمل خود را در جهت مثبت و مسائل مثبت بالا ببرند و این کار را آرام آرام باید انجام دهیم و زمان می برد حالا در مورد مواد مخدر ( تریاک ) برسی میکنیم 1/2 تریاک خوراکی را اگر آدم عادی بخورد می میرد ولی یک مصرف کننده 7 یا 8 گرم می خورد و سرخوش می شود چرا ؟ چون نقطه تحمل فرد مصرف کننده در این مورد بالا رفته .

برای بالا رفتن نقطه تحمل دو نکته لازم است 1- تکرار منظم موضوع 2- پارامتر زمان

در مورد مسائل منفی همه مواردی که ما را از تعادل خارج می کند رابطه معکوس با تولید شبه افیونی دارد وقتی مواد را از بیرون مصرف میکنیم تولید مواد شبه افیونی کم و کمتر می شود و مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد مخدر طبیعی بدن میشود در سفر اول تمام ضد ارزش ها بالا است و ضد ارزش میوه درخت مواد مخدر است و ما باید شجره را تغییر دهیم با آموزش درست وقتی مقدار مصرف مواد پایین می آید عشق پیدا می شود و حسهای خوب ، قوی میشوند با آموزش درست ما می توانیم این حس ها را در رهجو قوت دهیم تا در وجودش مسائل مثبت قوی شود ولی اگر این کار نشود و راهنما حس های بد خودش را به رهجو منتقل کند رهجو با همین حالت ها به سفر دوم میرود و حالش در سفر دوم هم بد است . پس وقتی مواد به تدزیج صفر شد پاداش ما مواد مخدر طبیعی بدن است که به ما آرامش می دهد مثلا دینورفین 200 برابر مرفین است و این پاداش ما است .

طبق گفته قدما جهان بر پایه اضداد بنا شده و چهار عنصر آب ، باد ، خاک و آتش جهان را بوجود آورده و هر چیزی را بر مبنای ضدش می شناسیم اگر تاریکی نباشد روشنایی معنی ندارد و وقتی ترس باشد شجاعت معنی پیدا می کند به طور کلی نیروهای اهریمنی مکمل و لازمه هستی هستند و اگر نباشند همه چیز راکد می شود و روند تکامل طی نمی شود مثلا میکروب منفی است ولی وجودش باعث شد که به مراحل بالایی در علم پزشکی دست پیدا کنیم اینها برای ساخته شدن ما هستند و این ما هستیم که باید در مقابل مسائل منفی ایستادگی کنیم و با تفکر ، علم و دانش و استقامت آنها را از سر راه خود کنار بزنیم . برای بالابردن نقطه تحمل باید از سد رنجها ، سختی ها و نیروهای تخریبی و منفی بگذریم برای رسیدن به شجاعت باید از ترس عبور کنیم برای رسیدن به سواد از بی سوادی و برای رسیدن به ایمان از کفر پس باید تلاش کنیم سواد را زیاد کنیم تا بی سوادی کم شود و باید در این مسیر سختی ها را تحمل کنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم و باید بدانیم که همه اینها رحمت خداوند است و باید بدانیم که اگر فکر نکنیم ، مقاومت نکنیم و تمرین نکنیم در زیر دندانهای نیروی منفی له می شویم اگر حس انسان قوی بشود و تحمل نداشته باشد در او انفجار رخ می دهد و جایگاه ادراک انسان عوض می شود و چیزهایی می بیند که دیگران نمیبینند و قادر به توجیح آنها نیست در نتیجه بهم میریزد حال چه این احساس درست باشد چه نادرست در نهایت به دیوانگی ، تیمارستان و مرگ می رسد .

حتی در کنگره مقام استاد ، دیده بان ، راهنما ، مرزبان ، پای ، رهایی ، آزادی و . . .حتی مسئولیت آبدارخانهاگر ظرفیت و تحملش را نداشته باشیم ما را بهم میریزد پس نقطه تحمل در هر چیزی مطرح است .

پایان


اخبار جلسات کارگاه آموزشی کمک راهنمایان . . .

خلاصه ای از جلسه صبح یکشنبه ویژه کمک راهنمایان خانمهای مسافر با استادی خانم راد با دستور جلسه وادی نهم .

بازپرداخت بدهی یعنی آشتی کردن با جسم و روان و همه چیزمان که زمانی با آن قهر بودیم و به دنیای تازه قدم می گزاریم و به خویش خویشتن توجه می کنیم ، به وجود واقعی خودمان توجه می کنیم و آنچه یادگرفته ایم را به عمل در میآوریم و هم به زمین و هم به آسمان توجه کنیم یعنی تک بعدی نباشیم هم به مادیات و هم به معنویات توجه کنیم و باید به مسائل عمیق فکر کنیم ما آموزش می گیریم به عمل درمی آوریم و آموزش می دهیم ( یعنی اندیشه ژرف ، یعنی عمقی و درست باید به مسائل فکر کنیم ) اندیشه که عمیق باشد و درست حرکت کنیم و به رحمت و بخشش خداوند ایمان کامل داشته باشیم و این رحمت خدا پاداشی است که ما می گیریم و پاداش ما در حقیقت حمایتهایی است که خداوند از ما می کند تا به جلو حرکت کنیم .

انسان باید به مرحله ای برسد که بذر نیکو بکارد ، کمکهایی که به همنوع خود می کنیم در حقیقت همان بذر نیکویی است که می کاریم و این باعث می شود هیچگاه از لحاظ مادی و معنوی کم نیاوریم و همیشه نیروی برتر مانند یک سایبان مواظب ما است و از ما حمایت می کند و این هم در این دنیا است و هم در آخرت . وقتی انسان خلق شد از نظر شعور بالاتر از موجودات دیگر بود و مجموعه رذائل و فضائل به صورت بلقوه در انسان بود و به این دنیا آمد ( بلقوه یعنی در انسان نهاده شده بود که به دنیا آمد ) و اختیار کامل هم داشت که خوبی یا بدی را انتخاب کند تا به این ترتیب آزمایش شود پس انسان را بر سر دوراهی قرار داد و انسانها همیشه بر سر این دوراهی ها هستند یکی ارزش ها و دیگری ضد ارزش ها و برای این کار دو پیامبر ( راهنما ) برای انسان قرار داد 1- راهنمای درون ( عقل یا وجدان ) 2- پیامبرانی که راهنمای بیرون هستند که برای راهنمایی ما هستند تا به سمت نور برویم ، برای انسان هم ترسیم کرد که هر راهی را که بروی چه می شود اگر راه خوب را بروی چه می شود و اگر راه بد را بروی چه می شود پس فرمان هم دستورات خداوند است که می گوید دروغ مگو ، دزدی نکن ، رشوه نخور ، غیبت نکن به درماندگان کمک کن ، زکات بده ، و . . . و در نهایت دور خمر را خط بکش یعنی آنچه که بر روی شخصیت ، اندیشه و فکر تو پرده و پوشش می اندازد و به انحراف می کشد یعنی هر چیز که باعث می شود نتوانی درست فکر کنی و احساساتت را نتوانی کنترل کنی . خمر عملی است شیطانی .

راه ضد ارزش ها جذاب و دست یافتنی است و انسان فکر می کند از این راه زودتر به خواسته هایش می رسد همانند زهری است در جام طلایی در صورتی که راه مستقیم مانند آبی است گوارا در کوزه گلی یعنی ظاهر فریبنده ندارد و نوشیدنش باعث حیات است حالا ما در انواع ضد ارزشها غرق هستیم و سخت است که یکدفعه به طرف ارزها برویم برای همین است که هر کسی نمی تواند به کنگره بیاید پس باید برای خارج شدن از ضد ارزش ها آرام آرام نقطه تحمل خود را بالا ببریم و از ضد ارزشها فاصله بگیریم مثلا برای رشوه نگرفتن باید زمان را در نظر بگیریم و کم کم رشوه نگیریم تا نقطه تحمل ما در مقابل ندادن و نگرفتن رشوه بالا برود باید به مرور زمان از ضد ارزشها فاصله بگیریم و این فاصله گرفتن باید از سفر اول شروع شود تا در سفر دوم حال خوبی داشته باشیم یعنی همه چیز را باید با هم درست کنیم هم مواد مخدر و هم باقی ضدارزش ها را باید در سفر اول کنار بگذاریم .

همه ضد ارزشها باید با هم حل بشود نمی شود دروغ نگوییم ولی کم فروشی کنیم پس باید تمام ضد ارزشها با هم کنار گذاشته شود ضد ارزش ها مانند یک درخت می مانند ما نمی توانیم میوه یک شاخه را شیرین کنیم و بقیه تلخ باشند در کنگره ما شجره خبیثه را به شجره طیبه تبدیل می کنیم شجره طیبه ریشه ای محکم در زمین دارد ولی شجره خبیثه ریشه ندارد ، در کنگره انسان سازی می کنیم و یک انسان که در ضدارزشها غرق است به انسانی تبدیل می شود که در مسیر ارزشها حرکت می کند یعنی شجره از ریشه درست می شود و انسان به انسانی درست و سالم تبدیل می شود وقتی شجره درست شود دیگر نمی توانی کار ضد ارزش انجام دهی پس باید همه چیز از ریشه و بنیادی درست شود پس اگر نیرویی از کم شروع شود و مرتب زیاد شود و به درجه بالاو بالاتر برسد نقطه تحمل پیدا می کند .

نقطه تحمل بالا برود یعنی ظرفیت مسائل مختلف را بالا ببریم ، هر چیز در هستی نقطه تحمل دارد و اگر به هر چیزی بیشتر از نقطه تحملش فشار وارد کنیم دگرگون می شود اگر به آب حرارت بدهیم به جوش می آید نقطه تحمل آب 10 درجه است و وقتی جوش آمد قل قل می کند و دگرگون می شود یا اگر به یک ظرف فلزی یا شیشه ای بیش از حد فشار بیاوریم از حالت قبل خارج می شود یا شیشه می شکند . هر چیزی یک نقطه تحمل دارد یا نقطه ذوب دارد . هر شخصی هم ظرفیتهای مختلفی دارد انسانها نیز نقطه تحمل دارنداگر به آنها فشار بیش از حد وارد بشود ممکن است دگرگون بشوند پس هر کس تا یک حدی می تواند یکسری رفتارها را تحمل کند وقتی بیش از حد باشد از ظرفیت شخص خارج می شود و شخص دگرگون می شود و این ظرفیت در انسانها متفاوت است و باید مواظب باشیم و طوری رفتار کنیم که اشخاص اطرافمان را به نقطه آشوب نرسانیم یا به عبارتی طوری رفتار کنیم که سدهای احترام نشکند .

کلیه هتک حرمتها ، جدایی ، ناکامی ، قتلها و . . . زمانی رخ می دهد که شخص به نقطه آشوب رسیده باشد به همین دلیل باید سعی کنیم آستانه آشوب خودمان و اطرافیانمان را بشناسیم و کاری کنیم که اطافیانمان را به آن نقطه آشوب نرسانیم با شناخت آستانه آشوب خودمان نیز می توانیم تحت فشارهای شدید قرار نگیریم ( با در نظر گرفتن آستانه آشوب خودمان باعث می شویم که حریم خودمان حفظ شود ) انسان تنها موجودی است که با تمرین کردن می تواند نقطه تحمل خودش را بالا ببرد مانند نگاه داشتن نفس در تایمهای طولانی پس هر کس نقطه تحملش در مسائل ناگوار متفاوت است یکی برای فرزندش مشکلی بوجود می آید نمی تواند تحمل کند ولی شخص دیگری فرزندش را از دست می دهد ولی تحمل می کند و به زندگی ادامه می دهد .

ایجاد نقطه تحمل در انسان کسب کردنی است و خواست هم مهم است مثلا من باید بخواهم که نقطه تحملم در مورد ترس بالا برود . در اثر تکرار و در طول زمان نقطه تحمل بالا می رود و نقطه تحمل هم در مسائل منفی  هم در مسائل مثبت می تواند بالا برود ، در مورد مسائل منفی راحت تر است و لذت بخش هم می باشد مانند غیبت کردن و مواد مصرف کردن و غیره .

پایان

اخبار جلسات کارگاه آموزشی کمک راهنمایان . . .

جلسه روز یکشنبه کمک راهنمایان خانم های مسافر با دستور جلسه وادی هشتم به استادی خانم راد برگزار شد .

خلاصه سخنان استاد :

زمانی یکی از فرشتگان رده بالا (ابلیس )از فرمان خداوند سرپیچی کرد و شاید خداوند خودش خواست که چنین شود و ابلیس تصور کرد که با قدرتی که خداوند به او داده می تواند فرمانروایی کند پس رانده می شود و می گوید به من فرصت بده تا قدرتم را حفظ کنم و خداوند مهلت می دهد و طردش می کند و من فکر میکنم ابلیس یا نیروی منفی یا مکمل بوده و برای امتحان انسان که عقل و اختیار دارد آمده و شیطان یک گروهی را با خودش همصدا کرد و کینه انسان را به دل گرفت و گفت کاری می کنم که انسان از هدف خودش و راه اصلی خارج کنیم چون می دانست که آدم قدرت و توانایی های زیادی دارد  قدرت انتخاب دارد هم می تواند به طرف ارزش ها و خوبی ها برود و هم بطرف ضد ارزش ها و بدی ها برود در این زمان آدم و حوا در بهشت بودند زمانی نگذشت که توطئه شیطان در آنها هم موثر واقع شد و آدم هم از فرمان سرپیچی کرد و قدرت مطلق توضیح خواست و آنها گفتند اشتباه کردیم و جبران می کنیم و خداوند می پذیرد و می گوید باید در عمل ثابت کنید نه اینکه فقط به زبان باشد بنابراین خداوند همه بنی آدم یعنی کسانی که دارای صور آشکار و پنهان بودند را جمع کرد و گفت با شما پیمان میبندم در این پیمان پرسیده می شود آیا خداوند را به عنوان قدرت مطلق قبول دارید می گویند بله و قدرت مطلق می گوید به زمین بروید که با حرکت راه نمایان می شود و هشدار می دهد که مواظب باشید که شیطان دشمن آشکار شما است پس به زمین بروید که آنجا مشخص می شود که شما راه شیطان که ظاهری فریبنده دارد را می روید و یا راه درست را انتخاب می کنید و در آخر کار  ، جایگاه شما مشخص می شود اگر درست حرکت کنید به همان جایی باز می گردید که انشعاب پیدا کردید یعنی به طرف پروردگار گر چه نقطه ای که از آنجا آغاز نموده اید با نقطه ای که به پایان می رسانید فرق دارد زیرا درک ،آموزش ،معرفت و آگاهی را می توانید کسب کنید و معرفت و آگاهی در نقطه می ماند در نتیجه نقطه دوم و پایانی می تواند همراه با خوبی ها یا بدی ها باشد و در موقع رفتن آگاهی و معرفت یا بدی هایی که کسب کرده اییم را با خودمان می بریم .

این جمله که با حرکت راه نمایان می شود مانند قانون نیوتن یک قانون است و تغییر نمی کند یعنی در هر موردی و در هر دوره ای با حرکت است که راه نمایان می شود و بدون حرکت راهی نمایان و باز نمی شود یعنی اگر بخواهی  راه را پیدا کنی و به تکامل برسی باید خیلی سختی بکشی تا روند تکامل را بتوانی طی کنی و زمانی که حرکت کردی راه به تو نشان می دهد که چطور جلو بروی ولی تا حرکت نکنی هیچ گشایشی پیش نمی آید . شما بدون مقدمه و بدون مطالعه نمی توانید حرکتی در هیچ موردی انجام بدهید بلکه باید یکسری اطلاعات و تجهیزات برای حرکت داشته باشیم وثلا در یک منطقه کوهستانی بدون تجهیزات و مطالعه نمی توانیم برویم .

ما تا اینجا هفت وادی را در توشه داریم یعنی اینکه اطلاعات و آموزش لازم را گرفته ایم و با استفاده از آنها می توانیم حساب شده عمل کنیم و این وادی یک جهش است به طرف تکامل البته این در صورتی است که هفت وادی قبلی را آموزش گرفته و به آنها عمل کرده باشیم و پیمانی که در وادی هشت بسته می شود پیمانی است که با آگاهی و شعور و از روی عقل با خداوند می بندیم . در این وادی می گوید اگر می خواهی حرکتی کنی باید یکسری اطلاعات کلی در رابطه با مسیر داشته باشی لازم نیست که از جزء جزء مسائل آگاهی داشته باشی حساب خانه تا بازار دو تاست یعنی اینکه در خانه هستی می خاهی بروی شمال مایو برمیداری ولی وقتی  حرکت میکنی طوفان می شود و نیاز به کاپشن داری و در خانه این فکر را نکرده بودی  یعنی در خانه یک فکر کردی ولی در عمل ( در بازار ) یک چیز دیگر پیش آمد . ر این وادی می گوید باید بدون ترس و با توکل به خداوند حرکت خود را آغاز کنید  زیرا با حرکت و در مسیر است که راه باز می شود مثلا مشکل اداری داری و مینشینی در خانه و در رابطه با آن کار فکر می کنی ولی هیچ اتفاقی نمی افتد اگر حرکت کردی و وارد عمل شدی راه مشخص می شود مثلا در مسیر ممکن است کسی را ببینی و راهنمائیت بکند و بتوانی مشکلت را حل کنی . در گذشته ما این قانون را می دانستیم و عمل میکردیم ولی در جهت منفی مواد می خواستیم پول نداشتیم هر چقدر در خانه می ماندیم و فکر می کردیم مواد فراهم نمی شد ولی زمانی که بلند می شدیم و راه می افتادیم یا یک چیزی را می فروختیم یا قرض می کردیم و بلاخره با این حرکت ها بود که مواد را فراهم می کردیم ولی حالا می خواهیم از این قانون  ( با حرکت راه نمایان می شود ) در جهت مثبت استفاده کنیم و می دانیم که باید مشکلات خود را با اگاهی و تفکر و حرکت ملایم حل کنیم و وقتی با آگاهی و معرفت و شناخت به آرامی حرکت کردیم در آن زمان تازه می توانیم بین خودمان و قدرت مطلق بند عشقی داشته باشیم که محکم و پاره نشدنی است و در این صورت است که احساس میکنیم که به بالاترین قله ها رسیده ایم یعنی روند تکامل را داریم درست طی می کنیم و در این زمان است که می توانیم از ته دل و با تمام وجود فریاد بزنیم که تنها تو را می پرستیم و تنها تو را ستایش میکنیم .                                                 ادامه دارد . . .

اخبار جلسات کارگاه آموزشی کمک راهنمایان . . .

اخبار جلسات کارگاه آموزشی کمک راهنمایان خانمهای مسافر

با استادی خانم راد

وادی ششم :
در این وادی به یکی از مهمترین مولفه های صور پنهان انسان یعنی عقل می رسیم عقل یکی از مهمترین مسائلی است که ما برای اینکه بتوانیم روند تکامل را به درستی طی کنیم باید به فرمان آن برسیم . عقل مانند خورشیدی می ماند که به کل هستی و نیستی می تابد و ما انسانها مثل خانه هایی هستیم که از یک روزنه نور وارد آن می شود این بستگی به ما دارد هر مقدار کارهای درست و ارزشی انجام دهیم نور بیشتری وارد خانه مان می شود و هر مقدار کارهای کارهای نادرست و ضدارزشی انجام دهیم نور کمتری وارد خانه ما می شود به عبارت دیگر راه درست رفتن و کارهای درست انجام دادن نشانه این است که بیشتر از عقل استفاده می کنیم و بلعکس .
باید توجه کنیم که جنس عقل از پوست و گوشت و استخوان نیست به همین دلیل عقل فناناپذیر است و با مرگ از بین نمی رود . مغز مترجم عقل است ، اگر عقل به تنهایی فرمان بدهد دست و پا و سایر قسمتهای بدن نمی فهمند بلکه این مغز است که فرمانهای عقل را ترجمه می کند و به سایر قسمت های بدن فرمان می دهد که امر عقل را اجرا کنند . عقل در وجود انسان فرمانروای کاملی است که دستور میدهد یک مصرف کننده از عقل به درستی استفاده نمی کند و وقتی به کنگره می آییم باید یاد بگیریم که از عقل درست استفاده کنیم .
انسان متعادل عقلش بر نفس و حسش برتری دارد و عقل می تواند در بدن مانند رب باشد و شکوه ایزدی دارد و از ماوراء نشاط می گیرد ما انسانها  . . . مابقی در ادامه مطلب
ادامه نوشته

اخبار جلسات کارگاه آموزشی خصوصی کمک راهنمایان  خانم های مسافر . . .

اخبار جلسات آموزشی کمک راهنمایان خانم های مسافر

با استادی خانم راد وادی پنجم

تا وادی چهارم یاد گرفتیم تفکر کنیم ، دیدمان را تغییر دهیم و مسئولیت پذیر باشیم و حالا یاد میگیریم افکار منطقی خود را به عمل دربیاوریم .

مصرف کننده با تخیلات خودش زندگی می کند ولی زمانی که وادی اول تا چهارم را می خواند یاد می گیرد که درست فکر کند وادی پنجم یک وادی اجرایی است یعنی در این وادی ما یاد میگیریم افکار درست و منطقی خودمان را از قوه به فعل در بیاوریم . ما باید این را بدانیم که تا در این حلقه نباشیم ( روی زمین ) به تکامل نمی رسیم پس جهان ما جهان فیزیکی است و در این جهان فقط با فکر نمی توانیم مسائل را حل کنیم پس باید با حرکت و عملی کردن افکارمان مسائل را حل نمائیم .

در این وادی یاد می گیریم افکار درست و منطقی خودمان را از قوه به فعل در بیاوریم یعنی افکاری که در سفرمان ایجاد مشکل نکند در اینجا می خواهیم با عملی کردن تفکرات منطقی ساختارهای تازه بوجود آوریم و باید بدانیم که حتما پاکسازی را از خودمان شروع کنیم ، تا خودمان را نسازیم نمی توانیم خانواده و اطرافیان را بسازیم پس باید ابتدا افکار و اعمال خودمان را درست نماییم تا الگویی بشویم برای بقیه .

حال چگونه سازندگی را از خودمان شروع کنیم ؟ با پندار نیک ، گفتار نیک و کردار نیک . وقتی فکرمان نیک باشد گفتارمان نیز نیک می شود در نهایت کردار و اعمالمان نیز نیک می شود پس برای شروع پاکسازی یکسری پله ها را باید طی کنیم و باید بدانیم که یک روزه نمی توانیم این پله ها را طی نمائیم و باید حتما برای طی شدن این مراحل زمان را در نظر بگیریم .

پله اول : برگشت از ضد ارزش ها

نشانه ضد ارزش بودن هر کاری این است که وقتی آن کار را انجام می دهی دچار دلشوره و بی قراری و بی خوابی و  . . . می شوی . باید بدانیم ضد ارزش فقط مصرف مواد مخدر نیست بلکه می تواند کلید ضد ارزش ها باشد مانند دروغ ، حسادت ،تهمت زدن ، دزدی و غیره کسی که مواد مخدر را کنار می گذارد باید یاد بگیرد بقیه ضد ارزش ها را هم کنار بگذارد تا انرژی از دست ندهد مثل غیبت کردن که فقط باعث بی قراری و از دست دادن انرژی است کسی که در سفر اول است وقتی کار ضد ارزشی انجام دهد انرژی از دست می دهد و احساس میکند که مواد مصرفی اش کم است و خمار شده پس میرود و مواد بیشتری استفاده می کند بنابراین ما در کنگره 60 یاد می گیریم که . . . مابقی در ادامه مطلب  


ادامه نوشته

اخبار جلسات کارگاه آموزشی خصوصی کمک راهنمایان  خانم های مسافر . . .

اخبار جلسات آموزشی کمک راهنمایان خانمهای مسافر با استادی خانم راد 

 " وادی چهارم"


در این وادی می گوید : مسئولیتهای خودت و زندگی خودت را نباید به عهده هیچ کس حتی خداوند واگذار کنی بلکه باید مسئولیت پذیر باشی و خودت مسئولیت کلیه کارهای خودت را بپذیری یعنی نباید بگوئیم خدا خواست که ما معتاد شدیم .

در این وادی با مسائل سرنوشت سازی مواجه می شویم چون مسلما تصور و نگرش ما در مورد نیروی مافوق اشتباه بوده زیرا اگر نیروی مافوق را درست می شناختیم اینقدر خودمان را به تباهی نمی انداختیم .

حال می خواهیم نیروی مافوق را بشناسیم پس باید شناخت ما درست باشد زیرا همیشه بدون تفکر یا چیزی را می پذیریم و یا رد می کنیم و این روش مشکل ساز است . برای شناخت نیروی مافوق اول باید خودمان را بشناسیم ( یعنی از جزء به کل برسیم ) و بعد از شناخت خودمان می توانیم با آگاهی نیروی مافوق را بشناسیم و به عظمت آن پی ببریم زیرا با شناخت کامل خودمان و نیروی مافوق دیگر نمیتوانیم انسانی مانند دوران اعتیادمان باشیم .

شکافتن هسته انسان : هسته دو معنی دارد

1_هسته خود جسم ( یعنی جسم خودمان )

2_هسته خارجی ( یعنی آن چیزی که بعد از مرگ از ما باقی میماند )

زمانی که با جسم زندگی میکنیم و زنده هستیم اگر به درون جسم خوب دقت البته بدون مانع ( یعنی زمانی که حسها و درکمان باز باشد ) آنوقت میتوانیم به مرکزیت درون سلولها و جسم خودمان که انرژی کل هستی است پی ببریم مگر زمانی که به دنبال مال ، مقام ، مواد و . . . باشیمزیرا انسان واقعی در تمام زندگی فقط به دنبال مادیات نیست چون با شناخت انرژی هستی دیگر رو به تکامل می رود و مادیات نمیتواند برای او هدف باشد زیرا اگر فقط سرگرم مادیات و مقام باشی دیگر به دنبال شناخت خود و هسته خود نیستی و به نیروی مافوق نیز پی نمی بری و اسیر ماده می شوی ولی زمانی که انسان خودش و صور آشکار و صور پنهان خودش را که بسیار عظیم است بشناسد به عظمت نیروی مافوق پی می برد در صورت دوم یعنی توجه به انرژی ها برای نیروهای خود ارزش قائل شدم و آگاهی کامل پیدا کرده ام در این صورت می توانم به مجهولات پی ببرم که در این مسیر باید تزکیه و پالایش خود را آغاز کنم و در ضمن باید حتما لطف خداوند نیز شامل حال ما بشود و باید بدانیم که سایر مخلوقات از داشتن این نعمت محروم هستند .در این زمان است که می توانی بفهمی هستی چقدر متنوع است .

پس باید بدانیم که ما هم جسم و هم آنچه بعد از مرگ باقی میماند را به علت اعتیاد از بین برده ایم . برای شناخت انسان باید یکسری از مطالب را بدانیم :

یکسری اجزاء یا سیستم هایی وجود دارند که برای ما قابل رویت هستند که به آنها صور آشکار می گوییم مانند : جسم _ شهر درون _ کالبد اول و اجزاء آن شامل مغز _ قلب _ کلیه و . . . می باشد حال ما با استفاده از مواد مخدر یکسری از این سیستم ها را از کار انداخته ایم مثلا سیستم ضد درد بدن و سیستم های تولید کننده مواد شبه افیونی که بعدا مفصلا به آنها می پردازیم حال میرسیم به صور پنهان انسان : روان _ وجود _ برون _ کالبد دوم همانطور که صور آشکار اجزاء دارد صور پنهان نیز دارای اجزاء میباشد مانند نفس _ حس خارج از جسم _ عقل _ روح و  . . .

در اینجا به تعریف نفس می پردازیم .

نفس: قسمت اصلی یک موجود نفس است که تعیین موجودیت می کنند یعنی می گوید من به چه صورت باشم چه در صور پنهان چه در صور آشکار چه در ظاهر چه در باطن و نشانه نفس این است که خواسته دارد ما دو نوع خواسته داریم   :               1_ خواسته های معقول 2_ خواسته های غیر معقول

وقتی موجود از خواسته های غیر معقول به خواسته های معقول رسید وارد مرحله انسانی می شود ( خواسته های حیوان غریزی است و تعقل ندارد ولی انسان نیازهایش بر اساس تعقل است ) وقتی انسان به مرحله انسانی پا گذاشت دیگر اختیار دارد می تواند راه فسق و فجور را انتخاب کند و یا اینکه راه تقوا و ارزشها را و هر کس که بخواهد به ارزش ها برسد باید ضد ارزش ها را پشت سر بگذارد یعنی باید انسان ضد ارزش ها را تجربه کند و راه را برای رسیدن به ارزش ها پیدا کند تا روند تکامل طی شود اولین مرحله ای که یک انسان در وادی انسانی تجربه می کند نفس اماره است در این مرحله انسان کار اشتباه میکند و ناراحت نمی شود و به خواسته های غیر معقول خود می پردازد و از خلاف خود خوشحال است که به این نفس ، نفس اغوا کننده یا فریب دهنده هم می گویند و انسان در این مرحله آنقدر غرق می شود که خدا می داند تا روزی که متوجه کارهای اشتباه خود بشود و سرش به سنگ بخورد و باید بدانیم که در این مرحله هر کاری که انجام بدهیم باید خودمان تاوان آن کارها را بدهیم وقتی نفس در مرحله اماره است یعنی وابستگی به مسائل منفی دارد دروغ میگوید ناراحت نمی شود مال مردم را بالا می کشد ناراحت نمی شود آدم می کشد ناراحت نمی شود در حقیقت شخص خودش را در دوزخ زندانی کرده است مصرف کننده مواد مخدر هم دقیقا در همان شرایط قرار دارد و باید این را بدانیم که دوزخ امری جاری است هم در این جهان و هم در جهانهای دیگر و مصرف کننده ای که در این مرحله قرار دارد هیچ کس برای ترک اعتیاد او کاری نمی تواند انجام دهد مگر خودش از این مرحله خارج شود اگر هم اکنون در دوزخ هستم و آرامش ندارم باید سعی کنم جایگاه خود را در این جهان تغییر دهم و وابستگیم را به مسائل منفی کم کنم و به طرف ارزش ها حرکت نمایم و باید این را بدانم که هیچ کس نمی تواند انسان را از این دوزخ خارج کند بلکه فقط خود انسان باید با حرکتهای درست و اذن خداوند از دوزخ و نفس اماره خارج شود .

حال می رسیم به نفس سرزنش کننده در این مرحله نیز انسان در دوزخ قرار دارد به عبارتی کار خلاف انجام می دهد ولی خودش را سرزنش می کند و پشیمان می شود ولی باید با حرکت درست و آرام آرام با آموزش گرفتن از این مرحله خارج شود کسانی که وارد کنگره می شوند در این مرحله از نفس قرار دارند زیرا از مصرف مواد و کار اشتباه خود پشیمان هستند این مرحله مرحله خوبی است زیرا سکوی پرتابی است برای رفتن به سمت تکامل و رسیدن به معقول شدن .

مرحله بعد نفس مطمئنه است مطمئنه از اطمینان می آید و در این مرحله انسان هیچ کار غیر معقولی انجام نمی دهد نه در ظاهر و نه در باطن چه در صور آشکار و چه در صور پنهان یعنی در این مرحله انسان حتی در خواب هم کار ضد ارزشی انجام نمیدهد به عبارتی اگر در خواب هم مواد مخدر در اختیارش قرار دهند استفاده نمی کند و اگر هر کدام از ما بتوانیم به این مرحله برسیم حساب خود را با مواد مخدر حل کرده ایم در این مرحله چون انسان هیچ کار غیر معقولی انجام نمی دهد و آرامش کامل دارد می تواند بگوید وارد بهشت شده است نیروی مافوق بهشت های گوناگون دارد و کسانی وارد بهشت خاص خداوند می شوند که در مرحله نفس مطمئنه باشند در تمام امور شخص در این مرحله حرف بیهوده نمیزند ، کار بیهوده انجام نمی دهد و همیشه آسوده است و باید بدانیم که بهشت هم مانند دوزخ جاری است و در این زمان انسان کانالی می شود برای اجرای فرمانهای نیروی مافوق و همیشه ما در هر مرحله ای از نفس که باشیم نیروی مافوق ما را یاری می دهد .

انسان باید خودش به طرف ارزش ها حرکت کند و اگر انسانی در مسیر ضد ارزش ها باشد و کارهای ضد ارزشی انجام دهد و دائم از نیروی مافوق بخواهد که به او کمک کند نمی شود بلکه باید بدانیم ما خود مسئول کارهای خودمان هستیم و باید خودمان بخواهیم که از مرحله نفس اماره و لوامه خارج بشویم و با حرکت های درست به مرحله نفس مطمئنه برسیم زیرا انسان اختیار دارد و باید با حرکتهای درست مراحل را طی کند و خداوند نیز در این مسیر ما را یاری خواهد کرد و نیروی مافوق می خواهد ما خود به فرمان عقل برسیم و روند تکامل را به درستی طی نمائیم و اگر خودمان هیچ حرکتی نکنیم و تنها از نیروی مافوق بخواهیم ما را یاری دهد و کار ما را انجام دهد این امکانپذیر نیست و این یک قانون است که در هر مرحله از نفس که باشیم باید خودمان مسئولیت کارهای خودمان را بپذیریم و این امر از زمانی که وارد حیات می شویم آغاز می شود ولی باید این را بدانیم که هر زمان نیروی مافوق را صدا بزنیم ما را یاری می دهد پس خواسته هایمان را مثبت و عقلانی کنیم و در این مسیر حرکت های درست انجام دهیم خدا را هم صدا کنیم و خداوند هم کمکمان می کند به امید آن روز .


اخبار جلسات کارگاه آموزشی کمک راهنمایان  خانم های مسافر . . .

اخبار جلسات آموزشی کمک راهنمایان خانمهای مسافر با استادی خانم راد 

 " وادی سوم "

ما با پیاده کردن این وادی زندگی تازه ای را آغاز خواهیم نمود . ما خوب میدانیم که در مورد بیماری اعتیاد خودمان و درمان بیماریمان بیشترین و بالاترین نقش به عهده خودمان است و در مورد این مسئله اگر با ،باتجربه ترین محققین همنشین باشیم تا خودمان فکر درست و حرکت درست انجام ندهیم به جایی نمیرسیم و باید بدانیم که هیچ موجودی بهتر از خود ما برای خودمان نمی تواند فکر کند پس باید خودمان دلسوز خودمان باشیم و باید این را درنظر بگیریم که برای درمان بیماری اعتیادمان بالاترین نقش به عهده خودمان است و هیچ شخصی حتی اعضای خانواده نمی توانند به اندازه خودمان برای ما فکر کنند و نمی توانند به جای ما تصمیم گیری و یا حرکت کنند و نقش اعضای خانواده کمک و همدردی به ما است و باید دقت کنیم که نقش اول به عهده خودمان است .
باید یاد بگیریم و بدانیم که  . . . مابقی در ادامه مطلب 
ادامه نوشته

اخبار جلسات کمک راهنمایان  خانم های مسافر . . .

امروز جلسه چهارم از دوره اول در تاریخ 90/9/20 با استادی خانم راد و نگهبانی خانم مرضیه با دستور جلسه وادی دوم

راس ساعت 9:30 آغاز به کار نمود .


 خلاصه سخنان استاد :

تمام تلاش ما جدا شدن از اعتیاد است . بعضی از ما عمق فاجعه را نمی دانیم بعضی ها حتی نمی دانند که چه چیزهایی را از دست داده اند زیرا در دوران اعتیاد زندگی قبل را فراموش کرده اند و تصور میکنند مواد است که آنها را راه می برد همانند یک بچه که به او آب نبات می دهیم و سکه طلا را میگیریم مصرف کننده نیز همینطور است نمی داند در قبال بدست آوردن و مصرف مواد چه چیزهایی را از دستمیدهد ما باید فکر کنیم که در کجای کار هستیم و به کجا می خواهیم برویم .

یک مصرف کننده همواره از خود سئوال میکند که . . . مابقی در ادامه مطلب

ادامه نوشته