سفر سیگار مکمل سفر اول

 

با سلام مائده هستم مسافر سیگار

با آموزش هایی که تا به حال گرفتم، یاد گرفتم که هر چه در صراط مستقیم قوی تر حرکت کنیم، نیروهای بازدارنده هم، قوی تر عمل می کنند و مانع پیشرفت ما می شوند. در سفر سیگار نیروی بازدارنده برای من خیلی قوی و بزرگ بود. آن قدر بزرگ که بارها وسوسه ی کشیدن یک پک سیگار به سراغم می آمد. هر بار با یک ترفند جدید. یک بار غم، یک بار شادی، گاهی بی خوابی و ... . اولین بار که وسوسه به سراغم آمد، یک نخ سیگار خریدم ولی نفس لوامه ام شروع کرد به جنگیدن با نیروی بازدارنده و موفق هم شد و من سیگار را دور انداختم. اما دو روز بعد نیروی بازدارنده جلو آمد و پیروز شد و من یک پک کشیدم و بعد از یک پک، تازه فهمیدم که با تمام آموزش هایی که در باره مضرات سیگار گرفتم، ضعیف عمل کردم و باید آموزش ها یم را قوی تر کنم.

ما نباید قدرت نیروی بازدارنده را فراموش کنیم. در کنارش باید به خودمان و آموزش هایی که گرفتیم، ایمان داشته باشیم.

در حال حاضر اواسط سفر سیگار هستم. مشکلات جسمی ام رو به بهبود است و تازه رنگ و بوی غذا و گل و گیاه را حس می کنم و معتقدم سفر سیگار مکمل سفر اول من و مهر تائیدی بر آموزش هایی که گرفتم است.

از آقای مهندس دژاکام متشکرم که باز هم در جاده ی سلامتی پیشگام شدند.

 

با تشکر از خانم فریده برای تایپ مطلب