اکنون معنی عشق و دوست داشتن را می فهمم

آغاز سخن را با یاد خداوند متعال شروع می نمایم خداوندی که مرا یاری داد که از توانایی هایم به درستی استفاده کنم . خداوندی که قدرت تحمل سختی را در طول سفرم به من عطا نمود . خداوند به من افسانه کمک و مساعدت نمود در طول مسیر زندگی و همچنین در طول سفرم دانش و آگاهی هایم نسبت به خودم و جسم و روان و جهان بینی ام به شدت افزایش پیدا نماید .

مدت دو ماه از رهاییم می گذرد و دل نوشته خود را برای تمامی مسافران راه کنگره 60 به رشته تحریر در می آورم اکنون معنی عشق و دوست داشتن را می فهمم چون پیوند محبتی که بین افراد کنگره بسته شده را مشاهده می کنم متوجه می شوم که این عشق حقیقی است و همه خدمت هایی که در اینجا می شود بلاعوض است و همیشه شکرگذار مخلوق و خالق خود هستند . حس بسیار خوبی دارم که در بین این عزیزان هستم و این را مدیون بنیانگذار کنگره 60 و راهنمای عزیزم هستم .

بهتر بگویم که دیدگاهم در مورد هر چیزی که در اطرافم است فرق کرده ، هر روز صبح با اشتیاق و شادی زیاد بیدار می شوم و برای کل روز خود برنامه ریزی می کنم و شب به تمام کارهایی که کرده ام فکر می کنم که اگر اشتباهی یا خلایی داشتم آن را جبران کنم و زمانی می توانم مسئولیت اشتباه خودم را قبول کنم که بتوانم دانش و آگاهیم را در مورد همه موضوعات مربوط به جهان بینی بالا ببرم و تا اینجا به این موضوع پی بدم که هر چقدر که بدانم باز هم کم است و مسئله مهمی که خیلی حائز اهمیت است کاربردی کردن تمام آموزشها برای بهتر زیستن نتیجه خوبی به همراه دارد .

حال در سفر دوم بهترین قدردانی که می توانم از خدای خود و جناب آقای مهندس و راهنمای عزیزم داشته باشم این است که فردی لایق و خدمتگذار برای کنگره باشم و همچنین فردی سالم و صالح ، تا ابتدا خدایم و دیگر عزیزانم از من خوشنود و راضی باشند .

نوشته شده توسط خانم افسانه رهجوی خانم میترا