برداشت از cd شنهای صحرا

به نام خالق زيبايي ها

برداشت من از سي دي شن هاي صحرا

مسائل و مشكلات و حتي خوشي ها در زندگي همه انسانها به گونه هاي متعددي پيش مي آيد اگر به اطرافمان و به هستي خوب نگاه كنيم مي بينيم چيزي به نام ثابت بودن وجود نداردهمه چيز در حركت و تغيير است مثل شب و روز تغييرفصلها حركت براي امرار معاش تغيير حالتهاي دروني و بيروني انسانها مثل ناراحتي و خوشحالي ، سلامتي و بيماري پس نتيجه مي گيريم حيات و زندگي هميشه جاري است و در جريان است هر چيزي از نقطه اي به نقطه ديگر تغيير مي كند متحول مي شود اين جوري نيست كه بر روي يك نقطه ثابت بماند اگر هر چيزي يا هر مسئله اي بر روي يك نقطه ثابت باقي بماند خراب مي شود نيست مي شود فنا مي شود و در نهايت فاسد مي شود درون همه ما انسانها هم به همين شكل است يك روز ناراحتيم يك روز خوشحال يك روز از دنده چپ بلند شده ايم و روز ديگر آنقدر شارژيم كه مي خواهيم دنيا را دگرگون كنيم يك روز قهر و روز ديگر آشتي روزي آنقدر نااميديم كه مي خواهيم دنيا تمام شود و زندگي و حيات از حركت بايستد روز ديگر در وجودمان اميد موج مي زند و دنيا را به عشق و محبت و زندگي دعوت مي كنيم چند لحظه فكر كنيد آيا به خاطر مي آوريد يك روز از زندگيتان حتي يك ساعت و يا چند لحظه يا حتي چند ثانيه از آن يك جور و يكنواخت بگذرد و تغيير نكند ؟

نه پس هر روز ساعت و دقيقه و ثانيه هاي هر كدام از ما به طريقي مي گذرد و ثابت و پايدار نمي ماند جذابيت و زيبايي و مفهوم واقعي زندگي و حيات در اين تغييرات است اگر ما بيمار شويم قدر عافيت را نمي دانيم اگر نفرت نداشته باشيم معني عشق را نمي فهميم پس در نهايت همه ما اگر تاريكي ها را تجربه نكرده باشيم پي به عظمت روشنايي ها نمي بريم در مشكلات زندگي هم به همين شكل است گاهي اوقات ما براي حل مشكلات خود نبايد هيچ كاري بكنيم و بايد ساكت بايستيم چون هر كاري انجام دهيم به ضرر خودمان است و برعكس آن هم است گاهي اوقات هم نبايد نظاره گر باشيم و ساكت و راكد باشيم بلكه بايد اول تفكر درست را روي مسئله انجام دهيم و بعد دست بر زانو بزنيم و از جا بكنيم كه اين امر خودش يك تشخيص درست مي خواهد يعني ما بايد به مرحله تشخيص برسيم يعني به دانايي برسيم كه كي بايد كاري انجام ندهيم و كي بايد بلند شويم و حركت كنيم

حس اولين نيرويي است كه قوه عقل را بكار مي اندازد حس تاريك و آلوده وقتي با آموزشها عجين مي شود در نتيجه تغيير مي كندو تبديل به حس خوب مي شود حس سالم ،عقل سالم و درست را به خانه ات دعوت مي كند و چون همه چيز برمبناي تعقل است خلقت و هستي و تمام حيات بر مبناي يك تفكر و تعقل و حس سالم  است كه با مرگ هم از بين نمي رود و تنها چيزي كه براي همه انسانها باقي مي ماند همان تفكر و انديشه است كه ما را به طرف حقيقت سوق مي دهد . و مهم عملي است كه انجام مي شود .

                                                        مسافر خانم غزال رهجوي خانم راضيه

مقالات تحلیلی . . .

گره عشق

اگر عشق چيز خوبي است پس چرا باعث مرگ و نابودي و جنون و همچنين نابودي زندگي مي گردد در كنگره آموختيم :    هر چيزي دو شكل يا دو صورت دارد . عشق مانند انفجار باروت است اين انفجار باروت مي تواند براي شكافتن صخره ها استفاده شود و يك راه جديدي براي حيات وزندگي انسان به وجود آورد و يا مي تواند اين انفجار در صحنه جنگ در عمليات انتهاري اتفاق بيافتد . در واقع اين همان شكلي از عشق است كه تبديل به نفرت مي شود و باعث تخريب و ويراني مي گردد.

سوال :چرا انسان وقتي يك شخصي را مي بيند ممكنه در او جاذبه و كششي به وجود بيايد كه تمام احساسات و افكار و تمام زندگيش را در بر گيرد ؟

وقتي انسان سفر خودش را به اعماق تاريكي ها آغاز كرد و ورود به تاريكي مستلزم اين بود كه بسياري از توانايي ها و صفات خودش را از دست بدهد . اصولا ورود به تاريكي يعني از دست دادن يعني چيزي را بايد از دست بدهد كه وارد ظلمات و تاريكي شود و هر چه عمق اين تاريكي بيشتر باشد چيزهاي بيشتري را از دست مي دهد .

اكنون اين انسان مي خواهد از عمق تاريكي خارج شود و اين مستلزم يك پل و يا تونلي است كه بتواند ازاين اعماق خارج شود و به روشنايي برسد . وقتي انسان چيزهاي  زيادي كه مال خودش است كه همان صفات و توانايي ها و حتي كساني كه دوستشان دارد از دست داده باشد موقعي كه كسي را مي بيند كه همان صفات و ويژگي كه خودش از دست داده در اوست كشش و جاذبه به وجود مي آيد . در اينجا چيزي كه به وجود مي آيد آن خلع و يا فضاي خالي كه در خودمان داريم كه مكملش در كسي است كه همان صفت را دارد و مي تواند آن خلع را پر كند وقتي اين برخورد و رويارويي اتفاق مي افتد آن نيمه خالي را پر مي كند . پر شدن خلع مساوي است يا تغيير شديدي از احساس يعني چيزي كه انسان سالها گم كرده پيدا مي كندو صفاتي را كه از دست داده به دست مي آورد . مثال : اگر شما پولي را گم كرده باشيد با پيدا شدن آن خيلي خوشحال مي شويد حالا فكر  كنيد اين در مورد صفات باشد خيلي بيشتر خوشحال مي شويد و اين تاثير گذارتر است . در اينجا آن تكانه و يا نيروي كه به شخص وارد مي شود در ابتدا احساس شادي و خوشحالي به وجود مي آورد ولي در ادامه خيلي سخت مي شود و اختلالات زيادي در سيستم خمر به وجود مي آورد . اينجا آن نقطه اي است كه انسان بايد انتخاب كند كه آيا از اين باروت براي شكافتن صخره استفاده كند . البته صخره تمثيل . تاريكي ها كه انسان را محاصره  كردند و اورا از جهان روشنايي و از جهان حقيقت و واقعيت دور نگه داشته است . حالا بايد از باروت استفاده كند و وجود خود را سوراخ كند اگر توانست اين كار را انجام دهد در نهايت به جهان روشنايي مي رسد ولي اگر موفق نشد از آن باروت براي منفجر كردن خودش و ديگران استفاده مي كند .

بست احساسي كه اينك وا شدي                         كهنه عشقي آمد و شيدا شدي

آنچه دادي شد مثال دانه ها                             عشق مخلوقت نخ تسبيه ها

ياد وي در جنبش برگي زباد                           وا نكرده چشم مي آيد به ياد

هر چه كردي اندرونش حس او                       در نگاهت هاله اي تصوير گو

خود بدان وابستگي آگه نهي                           پايه هايت برش توست مي نهي

گر كه دلبر از تو رويش برگرفت                    شد همان تسبيح و نخ راپس گرفت

تا بريزد بر زمين آمال تو                             پوچ و بي معنا شدي اموال تو

بر زمين گويد كه بگشايد دهن                        تا ببلعد پيشي از تمام سخن

ناتواني عاقبت مايوس وار                             خسته و نااميد از ديدار يار

البته آزرده شده دانم تو را                           وصف حالت از زبان ما روا

چون خمار عشق وبيماري شدي                        در پي درمان بيزاري شدي

                                                 نوشته شده توسط خانم افسانه رهجوي خانم ميترا

مقالات تحلیلی . . .

به نام قدرت مطلق

ما در وادی اول یاد می گیریم که با تفکر ساختارها آغاز و بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می رود و نابود می گردد اما باید بدانیم که تفکر صحیح و منظم یا درست و مرتب فکر کردن را یاد بگیریم تا بتوانیم بهتر زندگی کنیم و از غوغای حیات نجات یابیم و از پرتگاه های زندگی جان سالم بدر بریم مشکلات و مسائل و معضل روزانه اعم از کوچک و بزرگ را بهتر حل کنیم و سپس رضایت کامل ، موفقیت و شادمانی نصیبمان می گردد .تفکر صحیح با ملاحضه و درک حقایق آغاز می شود و تنها عقل سلیم می تواند تصمیم صحیح بگیرد باید از فکر منفی برحذر باشیم.

همه از دست غیر مینالند سعدی از دست خویشتن فریاد ، زحماتی که من از ندانم کاریهای خود تحمل کرده ام بیشتر از هر کسی خودم می دانم پیش از آنکه به کنگره بیایم بعضی کارها می کردم و مطالبی نسنجیده می گفتم که احمقانه و مخمصه آور بود مانند مصرفم . چرا ؟؟؟برای اینکه بدون قبول زحمت فکر کردن و اندیشیدن درباره کارها یا سخنان خود اول حرفی را میزدم و یا کاری را انجام می دادم و سپس به آن فکر میکردم در این قبیل موارد چه می توان گفت ؟ اینکه اوه تو چقدر بی فکر و ابلهی فکر نمی کنی و نمی دانی چطور فکرت را بکار بیندازی و ازآن استفاده کنی .

من پیش خودم اینطور فکر کردم که اگر فقط میدانستم که چطور باید فکرم را بکار ببرم از خیلی اشتباهات احمقانه ای که برای من گران تمام می شد می توانستم دوری کنم و خیلی شادمان و مسرور هم می بودم لذا به درست فکر کردن و استفاده از تفکر یا طرز بکار بستن فکر صحیح که آن هم از مطالعات زیاد و آموزش گرفتن نشئت می گیرد کوشا باشم چنانچه در کنگره 60 این آموزشها به ما داده می شود و مربیان محترم و عزیز ما را طوری تعلیم می دهند که بتوانیم برای خود اتخاذ تصمیم کنیم و برای خیر و صلاح خود فکر کنیم کنگره ایجاد نشده که ما را اصلاح کند یا مشغولو سرگرم بلکه به ما یاد می دهد که فکر کنیم و اگر ممکن است درست فکر کنیم و یک فکر صحیح این را بمن می گوید که باید از اعمال و رفتار و پندار ضدارزشی دوری کنم همینطور از گرانبها ترین سرمایه امکه جسم و جانم می باشد و در محافظت از آن سعی و کوشش لازم را انجام بدهم .

افکار هر انسان دنیای اوست از همان لحظه که به فکر کردن خوی می گیریم در راه ترقی گام برمیداریم اندیشیدن آدم را به نیکوئی و نیکوکاری و امید وا می دارد و هر اندیشه زیبا به چهره انسان زیبایی می بخشد برای درست فکر کردن باید اول دل را از کینه و بدی پاک کرد هیچ چیز بد یا خوب نیست فقط نیروی اندیشه بدی و خوبی و سعادت و شقاوت را می آفریند اندیشه ها به تدبیر می انجامد تدبیر پیش میرود و به عمل می رسد عمل خود عادت آدمی را می سازد با خود عادت شخصیت ساخته می شود و شخصیت و سرنوشت ما را تثبیت می کند .

نوشته شده توسط خانم فریبا از لژیون خانم راضیه

مقالات تحلیلی . . .

بنام خداوندی که ما را آفرید

 

افراط و تفریط

 

روایت زیبا نقل می کنند : فضیلت انسان در نگه داشتن حد وسط میان افراط و تفریط است از جمله مواردی که قرآن در زندگی به اعتدال و میانه روی در آن تاکید می کند مسئله اعتدال در همه امور زندگی ازجمله عبادی است .

حضرت علی ع می فرماید جاهل و نادان را نمی بینی مگر افراط گر و تفریط گر در این جا مثالی می زنیم تا بیشتر موضوع روشن شود در مورد غذا پختن مثلا برنج می خواهیم درست کنیم اگر کمی آب زیاد شود برنج خمیر می شود و اگر کمی آب کم داشته باشد برنج نمی پزد ولی وقتی به نسبت مشخصی آب و برنج داشته باشیم طمع و مزه و بوی خیلی خوبی پیدا می کند همین غذای ساده اگر کمی مواد داخلش جابجا شود و به اندازه کافی نباشد و یا زیاد شود چقدر زود احساس می شود و آن غذا دیگر مزه همیشگی را نمی دهد حالا بیائیم سراغ کارها و اعمال خودمان هر کاری دوست داشته باشیم انجام دهیم و به هر اندازه که عشقمون بکشد ؛ و بعد منتظریم چیز خوبی از آب در بیاید اعمال و رفتار ؛ حرکات و شخصیت و ...  انسان هم همینطور است وقتی در کارها افراط و تفریط داریم انتظار داریم همه چیز سر جای خودش باشد بطور مثال انسان نشئه نمی تواند آب شور بخورد یا انسان گرسنه  نمی تواند غذای فاسد بخورد ؛ انسان باید به هر خواسته درونی خود پاسخی درست به آن خواسته بدهد و بتواند از خواسته های درونی خود نهایت استفاده مثبت را ببرد در غیر اینصورت افراط در عمل باعث هلاک شدن انسان می شود . مثلا در بین هندیها مناطقی وجود دارد که به ریاضت  می پردازند که این تفریط است یا انسانی که به گوشه ای غار می خزد . این گونه اعمال نزد خداوند هیچ ارزشی ندارد ؛ ریشه افراط و تفریط جهل و نادانی است تفریط یا افراط یعنی تند روی یا کند روی در قضاوت ها ؛ گفتن ها و یا اقدامات روز مره و کلیه کارهایی که در ارتباط با انسان است که حد اعتدال را باید نمود که آن را تواضع گویند .

انسانها از دیر باز مشکل و مسئله اعتیاد را داشته اند البته اعتیاد علل مختلفی دارد یکی از علل احساس خلاء در وجود انسان است و انسان این خالی بودن خود را می خواهد پر کند بعضی ها با مواد مخدر بعضی با نویسندگی ؛ خوردن بیش از حد یا ورزش و یا درس خواندن و یا رانندگی که می توان نام برد و چه بهتر انسان خالی بودن خود را با کارهایی که شایسته یک انسان است پر کند و اولین قدم یک کار خوب که در وادی اول گفته شده فکر کردن است و بعد حرکت است و اگر فقط در غالب فکر کنیم و حرکتی نباشد می شود استبداد و باید آزاد اندیشی در هر موقعیتی باشد تا باعث حرکت انسان و عمل انسان شود این بلای هستی سوز ( مواد مخدر ) باعث گسستن روابط خانوادگی ؛ اجتماعی ؛ فرهنگی ؛ اقتصادی و ... می گردد افراد دانسته یا ندانسته به سوی مواد مخدر می رود و از نتیجه آن ناآگاه است نمی دانند باعث بروز چه مشکلاتی می شود اما خوشبختانه کنگره 60  تمام مسائل معنوی و مادی را حل کرده کنگره مکانی است که هم حبیب روح است و هم طبیب جسم اینجا مکانی است که آدم پرورش می دهند و علاوه بر آن انسانیت و رفتار انسانی و اندیشه انسانی را هم یاد می دهند و نوع پرور هستند با آموزشهای کنگره 60 آموختیم چگونه زیستن را چگونه آرامش داشته باشیم ؛ چگونه تعادل داشته باشیم ؛ چگونه با مشکلات مبارزه کنیم ؛ چگونه محبت و عشق بورزیم به همنوع خود و چگونه خدمت کنیم .

نوشته شده توسط خانم مریم همسفر خانم فاطمه

مقالات تحلیلی . . .

برداشت من از فیلم( thor  )

 

در فیلم thor  نشان می دهد که هر کسی جایگاهی دارد . مثال : یک نفر جایگاه فرمانده ، یک نفر جایگاه جانشین فرمانده ، یک نفر جایگاه فرمانبردار . هر کسی هم باید در جایگاه خود قرار بگیرد و از حد جایگاه خود جلو نرود .

شخصیت thor  در حالت بیداری و هوشیاری کامل تصویر را حتی می بیند ، مثل جنگجویی که در حال نبرد با یک مار بزرگ غیر قابل تصور است با یک پتک بزرگ . در این فیلم نشان می دهد که اگر کسی می خواهد فرماندهی کند  و فرمانده خوبی باشد و بخواهد رهبری یک گروه را به عهده بگیرد ، باید خودخواهی ، خودبینی ، غرور را کنار بگذارد و به دیگران و کمک به دیگران فکر کند (( فرمانبرداری و فرماندهی ))

در این فیلم نشان می دهد که همه افراد گروه با هم متحد می شوند و نشان دهنده این است که (( انسان در کائنات به تنهایی هیچ است و همه انسان ها به یکدیگر  نیازمندند )) . یکی از برادران thor  که جایگاه خود را گم کرده بود و بیشتر می خواست حرف خود را به کرسی بنشاند ، حرف های دیگران را نقض می کرد و تا حدودی نافرمانی می کرد و به thor  حسادت می کرد و آرزو داشت که پادشاه شود . این شخص دارای ضد ارزش های بسیاری بود . از قبیل : حسادت ، شرک ، خودخواهی ، تهمت زدن و کبر که خود را از همه برتر و بهتر می دانست . با داشتن این ضد ارزش ها با نیروهای شیطانی و موجودات شیطانی متحد شده و نیروهای شیطانی و منفی به شکل زیبا ، حرفهای زیبا ، پست و مقام ، جاودانگی را پیشنهاد دادند و قدرت بدنی بالایی را به او دادند و در عوض انسانیت او را در اختیار گرفتند و برادر   thor  تبدیل شد به یکی از موجودات شیطانی .

در این فیلم نشان می دهد که هر کسی در تمام طول زندگی خود تصمیماتی باید بگیرد و چه بهتر که این تصمیمات از روی تفکر درست باشد ،  نه از روی لجبازی و تفکر غلط . همچنین گویای این است که هر کسی برای انجام کاری به این دنیا می آید و هیچ کسی بیهوده به این دنیا پا نگذاشته است ، هر کسی هدفی را دنبال می کند . در پایان فیلم نشان می دهد که در آخر thor  به خاطر انتخاب و راه درستی که پیش گرفته بود و همچنین به خاطر هدفی که داشت و دنبال می کرد ، توانست با نیروهای منفی و موجودات شیطانی را شکست دهد و هدفی که به دنبال داشت را به پایان برساند .

 این برداشت من از دیدن فیلم thor  بود . من قبل از اینکه به کنگره بیایم و با کنگره آشنا شوم ، هر کاری می کردم بدون فکر و یا با فکر غلط انجام می دادم . همین فیلم دیدن را مثال می زنم ، در آن موقع فقط نگاه می کردم  و بعضی اوقات خوابم می برد . ولی الان که وارد کنگره 60 شدم ، با آموزش هایی که گرفتم ، راهنمای خوبم اطلاعات و آگاهی هایی که به من داد ، باعث شد همه چیز در من تغییر کند و دید و نگاهم تغییر کند ، حتی در یک فیلم دیدن . در کنگره توانستم کم کم خودم را بشناسم . خداوند را شکر می کنم که اجازه و اذنش را به من داد که وارد کنگره 60 شوم ، تا بتوانم راه و هدفم را پیدا کنم .

 

 

                               (( نوشته شده توسط خانم مریم رهجوی خانم روجا ))

 

نصایح حکیمانه ...

نصایح حکیمانه

* جواب سلام را با علیک بده؛                  * تشکر را با تواضع؛

      * کینه را با گذشت؛                                 * بی مهری را با محبت؛

* ترس را با جرأت؛                                   * دروغ را با راستی؛

  * دشمنی را با دوستی؛                          * زشتی را با زیبایی؛

  * توهم را با روشنی؛                               * خشم را با صبوری؛

       * سرد را با گرمی؛                                  * نا مردی را با مردانگی؛

   * همدلی را با راز داری؛                          * پشتکار را با تشویق؛

    * بی تفاوت را با التفات؛                         * یکرنگی را با اطمینان؛

    * مسولیت را با وجدان؛                          * حسادت را با اغماض؛

   * خواهش را بی غرور؛                           * دورنگی را با خلوص؛

* نگاه مهربان را با لبخند؛                    * لبخند را با خنده؛

                        * منتظر را با نوید؛                           

           * و جواب گناه را با بخشش.

اعتیاد . . .

اعتیاد

اگر مواد مخدر تا این حد خطرناک است، چرا در طبیعت وجود دارد؟!

گاهی با این پرسش مواجه می شویم که اگر هستی بر مبنای حکمت و شعوری بالا ساخته شده است، چرا باید موادی چنین خطرناک و پر عارضه در طبیعت وجود داشته باشد؟

می دانیم که بخش قابل توجهی از این مواد مانند تریاک، کوکائین، حشیش و الکل در طبیعت وجود دارند و بسیاری از مواد دیگر نیز ریشه در طبیعت دارند. آیا وجود چنین مواد خطرناکی، با وجود حکمت و خیر خواهی در اساس هستی تناقض ندارند؟

ادامه نوشته

آفتی به نام . . .

(( آفتی به نام عادت ))

 

تمامی عادتها مخربند خوب و یا بد بودنشان هم فرقی ندارد . معیار خوب و یا بدی یک رفتار نه در خود عمل بلکه ریشه در آگاهی انسان و هوشیار بودنش در حین عمل دارد .

چرا هیچ انسان آگاهی مرتکب خطا نمی شود ؟ تمامی خطاها و آشفتگی های زندگی از سر جهل و نادانی است .

از دیدگاه مولانا : هیچ بیراهه ای در جهان وجود ندارد ، تمامی راهها مستقیم اند و هیچ راهی نیست که به خداوند ختم نشود مگر نه اینکه تمامی عالم محضر اوست به هر طرف که رو کنی و به هر کجا که بروی هرگز به جایی غیر از محضر او نخواهیم رسید .

او نقطه آغازین تمامی راه هاست . هر مسیری از او آغاز شده و ناگزیر جز به او هم ختم نخواهد شد پس شاید حق با مولاناست که در جهان هیچ بیراهه ای وجود ندارد تمامی راهها مستقیم اند الا آن که تو مستقیم نباشی گمراهی در خود زندگی و راه نیست بلکه در گامهای من و توست .

فراموش نکن من و تو در همان زمینی قدم می گذاریم که . . .

ادامه نوشته

رازهای آرامش درون...

رازهای آرامش درون

* انرژی های خود را پراکنده نکن؛ آن ها را زیر نظر داشته باش و به طرز مفیدی هدایت کن.

* هر کاری را با حواس جمع و علاقه انجام بده.

* در زمان حال زندگی کن.

* آسایش جسمانی، عاطفی، ذهنی و معنوی داشته باش.

* این را بدان که در حقیقت، هیچ چیز و هیچ کس به تو تعلق ندارد.

* افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کن.

* شادی، درون تو جای دارد، نه در اشیاء و شرایط خارج از وجود تو.

* هر چیز را همان طور که هست، بپذیر؛ آن گاه با امید و آرامش در جهت بهبودی آن قدم بردار.

* تو نمی توانی دنیا را تغییر دهی اما می توانی خودت را تغییر دهی.

* از معاشرت با افرادی که طبیعتی خالی از صفا و صمیمیت دارند، اجتناب کن.

* در محیط اطراف خود آرامش ایجاد کن.

* ضروریات زندگی را دوباره برای خود تعریف کن.

* هر روز ورزش کن، غذای مناسب بخور و نفس عمیق بکش.

* به آرمان هایت پایبند باش.

* در تمام مراحل زندگی، از حق پیروی کن.

* این را بدان که آن چه حق توست، هر طور شده خود را به تو خواهد رساند؛ پس به مال دیگران غبطه نخور. * آن چه دنیا به تو می بخشد، در مقابل چیزیست که بیش تر، تو به آن بخشیده ای.

* اشتباهات خود را بپذیر و بدان که فقط خود تو می توانی آن ها را به موفقیت تبدیل کنی.

* بر دشمن درونت غلبه کن، نه این که او را سرکوب کنی.

* دلت همیشه شاد باشد؛ حتی هنگامی که دیگران عبوس هستند.

* به جای توقع خوشحالی از دیگران، خود آنان را خوشحال کن.

* خیر و سلامت دیگران را خیر و سلامت خود بدان.

* در کنار دیگران کار کن، نه در مقابل دیگران.

منبع: شادکامی     

گفتگو با خدا . . .

گفتگو با خدا

خواب ديدم با خداوند در ساحل رودخانه اي قدم مي زنم.

نا گهان فراز ها و نشيب هاي صعودم در زندگي،

همچون برق و باد از جلوي ديدگانم عبور كرد.

نيك نگريستم؛

در فرودهاي زندگيم،

هر كجا كه آسودگي و شادماني و لذت بود،

دو رد پا بر ماسه ها مشاهده ميشد.

اما در فراز هاي زندگيم،

هر كجا كه سختي و درد و رنج بود،

تنها يك رد پا مي ديدم.

گفتم: " اي خدا!

قرار بود كه تو همواره با من باشي،

اما در هنگام مصيبت و بلا،

آنگاه كه سخت به تو محتاجم،

چرا تو با من نيستي؟

رد پايت را نمي بينم؟ "

خداوند لبخندي زد و گفت:

" آن زمان كه تنها يك رد پا مي بيني؛

زماني است كه من تو را در آغوش خويش حمل مي كنم. "

خنديدم و گفتم : " و شايد من تو را در دل خويش! "

( كتاب زبان فرشتگان )

ثروتمند تر از بیل گیتس...

ثروتمندتر از بیل گیتس!

نقل است از بیل گیتس پرسیدند: ( از تو ثروتمندترهم هست؟)

در جواب گفت: ( بله فقط یک نفر!)

پرسیدند: ( چه کسی است؟)

در جواب گفت: سالها پیش، زمانی که ازاداره اخراج شدم و اندیشه ی طراحی ماکروسافت را پی ریزی می کردم، در فرودگاهی در نیویورک بودم. پیش از پرواز، چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد . . .
ادامه نوشته

بهره برداری از عیوب . . .

بهره برداری از عیوب

پیرزنی دو کوزه آب داشت که آنها را به دو سر چوبی که روی دوشش می گذاشت، می آویخت و از این کوزه ها برای آوردن آب از جویبار استفاده می کرد. یکی از این کوزه ها ترک داشت، در حالی که کوزه ی دیگر بی عیب و سالم بود و همه آب را در خود نگه می داشت. هر بار که زن پس از پر کردن کوزه ها، راه دراز جویبار تا خانه را می پیمود، آب از کوزه ای که ترک داشت چکه می کرد و زمانی که زن به خانه میرسید، کوزه نیمه پر بود. دو سال تمام، هر روز زن این کار را انجام می داد و همیشه کوزه ای که ترک داشت، نیمی از آبش را از دست می داد.

سر انجام روزی کوزه ی ترک دار . . .

ادامه نوشته

موفقیتم با این یکی می شود یکی!!!

موفقیتم با این یکی می شود یکی !!!


*قابلیت* را به *فعالیت* تبدییل کنیم ...

شکست را خواهم *شکست* ... از پا نخواهم *نشست* ...

از خودم *حساب می برم* ... پس *حساب شده* عمل می کنم ...

*برد* ... چون مشکلات را از *رو برد*

*دو پای* ما ... *پادوی* ما !

خودت *باش* ... نگو *کاش* ...

یکی از معانی *باختن* ... *ساختن* است ...

راه های *باز* ... *بسته* به تعبیر ماست ...

هر گاه *نا امیدم* ... *نالیدم* ...

در مسابقه زندگی ، وقتی شد *آخرین* ... کسی نگفت *آفرین*

دانایی ... اگر *بدانی* همه چیز را *نمی دانی* ...

بازی را *می بازی* خود را *نبازی* ...

اراده *پر شکوه* همچو *کوه* ...

پیرو *شکسته بود* ... ولی مشکلات را در هم *شکسته بود* ...

*رویش* و *کوشش* بازتاب آفتاب است ...

زمینی که داریم در*حرکت است* ... هیچ گاه *زمین نخورد* ...

*موفق نیستی* ... اگر با همه *موافق* هستی ...

*لیاقت ها* ... در *رقابت ها* رقم می خورد ...

وقتی *گرفت* ... که *سرعت گرفت* ...

منبع:مجله موفقیت 217

مقالات تحلیلی . . .

نماز و حکایت عاشقی

شگفت آور است ! اگر بدانیم پاره ای از نماز ، سر بیان لطیفی است از عشق به همنوع . فرض کنید در ساعاتی مشخص ، مسلمانان روی به یک نقطه می آورند و کلماتی را می خوانند . اگر ما خانه کعبه را یک دایره فرضی بدانیم و از بالای کره زمین به آن نگاه کنیم و در همان موقع آن دایره فرضی یا خانه کعبه را برداریم چه می شود ؟ می بینیم میلیارها نفر انسان در یک ساعت معین روبروی هم می نشینند و می گویند :

( سلام بر رسول ا... و رحمت خدا براو باد! )

( سلام بر ما و بر بندگان صالح خدا )

( سلام بر تو و رحمت خداوند بر تو باد! )

دقت کنید ! میلیونها انسان در ساعات معینی روبروی هم دایره وار می نشینند و به یکدیگر سلام می کنند و رحمت خداوند را برای هم می طلبند .

منبع کتاب گوسفند نباشید از محمود نامنی

مقالات تحلیلی . . .

همدلی

آنچه در مغزتان میگذرد جهانتان را می آفریند

استفان کاوی(از سرشناش ترین چهرهای علم موفقییت) می گوید:

صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم.تقریبأ یک سوم اتوبوس پر شده بود.بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و در مجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد .

 بچه هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام طرف همدیگر چیز پرتاب می کردند . یکی از بچه ها با صدای بلند گریه می کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می کشید و خلاصه اعصاب همه مان توی اتوبوس خرد شده بود . اما پدر آن بچه ها که دقیقأ در صندلی جلویی من نشسته بود ، اصلأ به روی خودش نمی آورد و غرق در افکار خودش بود . بالاخره صبرم لبریز شد وزبان به اعتراض باز کردم که . . .

ادامه نوشته

از سوء ظن تا حسن ظن . . .

َاز سوء ظن  تا حسن ظن


از جمله امراض و آفتهای مصرف شیشه بدگمانی و سوء ظن می باشد .

من هم که مدتی معتاد به شیشه بودم از این قضیه مستثناء نبودم، چراکه هر چه مصرف بالاتر می رفت بدگمانی من هم نسبت به اطرافیان اوج بیشتری میگرفت. نه به اطرافیان اعتماد داشتم نه دیگران به من اعتماد چندانی داشتند. آرامش در زندگی من بی معنا بود و جای خالی آن را اضطراب و استرس کامل فرا گرفته بود و اگر کمی بیشتر ادامه می دادم احتمال حوادث ناگوار در زندگیم بسیار زیاد بود.

تا اینکه از طریق اینترنت با جمعیت احیای انسانی کنگره 60 آشنا شدم و بعد از ترک شیشه و با شرکت در کلاسها و گرفتن آموزش ها  خیلی از ویژگی های منفی زمان اعتیاد از جمله سوءظن و بدگمانی تا حدود زیادی رها شدم. و حالا نکاتی را دراین خصوص به عرضتان میرسانم :

ادامه نوشته