دل نوشته
امید

چه تاریک است آسمان ، ابرها چه بی رحمانه خورشید را بلعیده اند . در چشمان آسمان اشک آرام آرام حلقه می زند ، چه مغرور است ، مدتهاست که ابریست اما غرورش اجازه باریدن نمی دهد . بغضش را فرو می خورد و همانگونه ابری می ماند . دلم می گیرد ، هوا سرد است پس کی می بارد این آسمان غمزده ؟ خورشید این آسمان در قفس فولادی ابرها حبس ابد است . این شهر با این ابرهای تیره عجین شده ، طاقت آسمان تمام می شود . لبانش می لرزد سعی می کند اشکهایش را پنهان کند اما نمی تواند اشکهایش دانه دانه بر گونه ی ابرها سرازیر می شوند . کنترل اشکهایش از دستش در می رود و بی ترمز می بارد ، دانه های درشت باران بر زمین می چکد ، عشق را برای عاشقان مرور می کند و برای بی نوایان نوای امید است . ( چه زیبا می بارد ) آسمان این شهر همیشه ابری . . .
نوشته شده توسط خانم مینا همسفر خانم میترا
اين وبلاگ اولین وبلاگ گروهی خانمهای مسافر است و توسط بچه های لژیون خانم راد راه اندازی گردیده که درگذشته به نوعی درگیر مصرف مواد مخدر بوده اند و با آسودگی خاطر در محیطی کاملاَ مطمئن با روش صحیح تدریجی ( DST ) در كنگره 60 به درمان رسيده اند و قصد دارند از اين طريق به خانم هايي كه مصرف كننده مواد مخدر هستند كمك نمايند . . .