چهار سال رهایی . . .

با آرزوی تولدی دوباره برای تمامی مسافران عزیز؛ اعلام می نمایم روز یکشنبه مورخ ۷/۱۱/۹۲ جشن چهارمین سالگرد رهایی خانم مرضیه از کمک راهنمایان خوب کنگره را با شوق بسیاری برگزار نمودیم.

 

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم راد فرمودند: هیچ کس تصور نمی کرد خانم مرضیه خوب شود. واقعا" حال خراب و به هم ریختگی زیادی داشتند. اصلا" نمی توانستند روی صندلی بنشیند و صحبتها را گوش دهند.

خانم مرضیه با مصرف بالای قرص و شیشه وارد کنگره شدند. امید خوب شدن نداشتند و گریه های شدید می کردند. آقای مهندس می گفتند کاری به کارش نداشته باشید مدتی می آید و بعد می رود!

خانم مرضیه خیلی دیر به راه کنگره ایمان پیدا کردند. فکر می کردند به شربت تریاک هم عادت می کنند.شش ماه طول کشید تا به من گفتند کمتر مصرف میکنند. اما از آن به بعد ایمانشان قوی شد و خودرا به کنگره سپردند. و هر کاری به او می گفتم انجام می دادند. خوشبختانه به سفر دوم هم رسیدند. خیلی خوب آموزشها را دریافت مینمودند و خیلی خوب هم امروز آنها را به شاگردانشان انتقال می دهند.

مدتی قبل لژیونی داشتند که برای بچه ها را جع به دستور جلسات صحبت می کردند و در آن زمان لژیون آزاد زنان را هم عهده دار بودند. در حال حاضر هم علاوه بر داشتن لژیون خودشان در قسمت شربت هم فعالیت دارند. خانم مرضیه بسیار مسئولیت پذیر هستند. با اینکه مشکلات زیادی دارند اما همه را پشت در می گذارند و وارد می شوند و این نکته ی بسیار مثبت ایشان است. به یاد داشته باشیم ما در کنگره هستیم که یا باید آموزش بگیریم و یا باید آموزش بدهیم.

استاد در پایان فرمودند: ان شاء الله به آن چیزهایی که دوست دارند برسندو به خانواده ایشان و دخترشان تبریک می گویم.

خانم مرضیه

مصرف: قرص و شیشه

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با OT (اپیون تینکچر)

مدت سفر اول: 15 ماه

رهایی: 4 سال و 2 ماه

آرزو . . .

آرزو اول: سلامتی آقای مهندس و راهنمای عزیزم خانم راد.

آرزو دوم: تمام سفر اولی ها به رهایی برسند.

 

 

 

سه سال رهایی . . .

امروز یکشنبه مورخ 24/09/1392 جشن سه سال رهایی خانم عفت رهجوی سرکار خانم راد را به  گرمی برگزار نمودیم.

پیام . . .

گذرگاه زندگی گاهی سخت است و گاهی سخت تر از سخت و تو چقدر به خوبی آنها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاری.

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم راد فرمودند: سه سال رهایی خانم عفت را تبریک می گویم.

خانم عفت با مصرف بالای شیره اپیوم وارد کنگره شدند. در آن زمان برنامه من به افرادی که مصرف شیره داشتند این بود که باید مصرف شیره را به تریاک تبدیل می کردند.  خانم عفت بلافاصله اجرا نمودند. و اصلا" من تصور نمی کردم برایشان قابل قبول باشد. ایشان با اینکه شوهرشان مصرف کننده هستند و محیط کاملا" آماده است اما همیشه دوست دارند تغییر کنند خانم عفت در ابتدای دوره میانسالی می باشند و نسبت به افرادی که در کنگره همسن و سال ایشان هستند خیلی خیلی بی دردسر بودند.

این افراد به جای اینکه برای خوب شدن تلاش کنند برعکس عمل می کنند و مدام در حال ناله هستند. اما خانم عفت این طور نبودند و همین مسئله به ایشان کمک می کرد. خانم عفت الان هم مشکلات خیلی زیادی دارند اما همیشه خودشان را خندان نشان می دهند دوست دارند همیشه بخندند و شاد باشند.

خانم عفت برای ما الگو هستند. همه ی ما مشکلات داریم  اما اگر قرار  باشد راهنمایان و دیگر اعضا همگی مسائل خود را به کنگره بیاورند اینجا مثل روضه خانه ها می شود. باید بدانیم من آن چیزی هستم که فکر می کنم. ان شاء الله خانم عفت با آن صبوری و تلاشی که از خود نشان می دهند به آن آرامش خواهند رسید.

خانم عفت

مصرف: شیره اپیوم(شیره تریاک)

راهنما: سرکار خانم راد

روش درمان: DST با OPIUM

مدت سفر اول: 12 ماه

رهایی: سه سال و 5 ماه

 

آرزو . . .

آرزوی اول: تمامی جوانهای مصرف کننده یک روزی اینجا را پیدا کنند و به رهایی برسند.

آرزوی دوم: سلامتی جناب آقای مهندس و خانواده ی ایشان و سرکار خانم راد.

 

چهار سال رهایی  . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 10/09/1392 جشن چهار سال رهایی یکی از کمک راهنمایان خانمهای مسافر، خانم فائزه رهجوی سرکار خانم راد را با شور بسیار برگزار نمودیم.

پیام . . .

هر رودی که بیرون می آید خود را به تخته سنگها می زند تا راهش را هموار نماید. راه سخت است اما امکان پذیر است که به بحر ملحق شود و تو تا کنون موفق بودی و موفق خواهی شد.

خلاصه سخنان استاد . . .

خانم راد فرمودند؛ خانم فائزه با مصرف تریاک و حشیش وارد کنگره شدند. در لژیونشان مسائلی پیش آمد که باعث شد در اوایل سفر به لژیون من بیایند.

خانم فائزه خواست بسیاری داشتند و توانست درمان شود. عشق به کمک راهنمایی داشتند و توانستند لژیون خود را تشکیل بدهند.از راه خیلی دور به کنگره می آیند اما همیشه دوست دارند آموزش ببینند و از آموزشها دور نباشند. در مسیر خیلی قوی و خوب حرکت می کنند. همسر ایشان هم مسافر هستند و خدمت می کنند. به خودشان دخترشان و خانواده ایشان تبریک می گویم و ان شاءالله به آن چیزهایی که می خواهند می رسند چون خانم فائزه صبور هستند و همان طور که در پیامشان هم آمده می توانند بیشترین و سخت ترین مشکلات را حل کنند و حرکتشان را ادامه دهند.

خانم فائزه

مصرف: تریاک و حشیش

راهنما: سرکار خانم راد

روش درمان: DSTبا   شربتOT(اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 11 ماه

رهایی: 4 سال و 2 ماه

آرزو . . .

آرزوی اول : سلامتی راهنمای بسیار عزیزم خانم راد و آقای مهندس.

آرزوی دوم: تا وقتی زنده هستم از کنگره و آرمانها و اهدافش جدا نشوم.  

 

 

تولد یکسال رهایی . . .

روز یکشنبه مورخ 28/07/1392 جشن تولد یکسال رهایی خانم فرح رهجوی سرکار خانم راد را به گرمی برگزار  نمودیم.

پیام . . .

خانم فرح؛ از این که تواستی باتلاش فراوان از اولین گذر گاه سخت عبور کنی، پیروزیت مبارک. امیدواریم با آموزش و خدمت راستین گذرگاه بعدی را پشت سر بگذارید.

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم راد فرمودند: خانم فرح در بدو ورودشان اصلا" قبول نداشتند که مصرف کننده هستند و مدام می گفتند مقدار مصرف من بسیار کم است. خانم فرح ترس زیادی داشتند و در لژیون مرتب از دوربین هایی صحبت می کردند که همسایه ها برایشان کار گذاشته اند. درون بسیار به هم ریخته ای داشتند اما صبور بودند و خوب هم حرکت کردند.

خانم فرح مدتی در کنگره حضور نداشتند و از آموزشهای کنگره دور مانده بودند. اما همانطور که در پیام ایشان آمده، گذرگاه سخت رهایی از مواد را پشت سر گذاشته اند امیدواریم که درسفر دوم نیز بتوانند از گذرگاههای بعدی که آموزش و خدمت است نیز عبور کنند چراکه این دو مکمل درمان هر شخص می باشد. این روز زیبا را به خودشان و خانواده ی محترمشان تبریک می گویم.

خانم فرح

مصرف: اپیوم (تریاک)

مدت سفر اول: 11 ماه و 8 روز

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

رهایی: یکسال و 4 ماه و 28 روز

آرزو . . .

آرزوی اول: سلامتی و طول عمر بنیان گذار کنگره جناب آقای مهندس و دیده بان و راهنمای عزیزم سرکار خانم راد و جهانی شدن کنگره 60.

آرزوی دوم: خدمتگذاری کوچک برای این اقیانوس بیکران باشم.

 

تولد ها در لژیون ما . . .

                            تا باد چنین بادا                     

با درود و شادباش فراوان اعلام میکنم روز یکشنبه مورخ 31 /6 /92 تولد 2 سال رهایی خانم مونا یکی از نویسندگان وبلاگ را به گرمی برگزار نمودیم  .

پیام :

ذراتی که بوجود آورنده جسم ما هستند ذراتی هستند الهی ، و تو چه نیکو می دانی بایستی اخلاق هم الهی گردد تا به مقام انسانی نزدیک شویم .


خلاصه سخنان استاد:

خانم مونا را همه می شناسند زیرا ایشان در قسمتهای مختلف فعالیت میکنند مونا در قسمت مشاوره تازه واردین دستیار آقای مهندس هستند و همینطور مربی ورزش ایروبیک هستند و در کلینیک هم خدمت می کنند . در سفر اول مانند اکثر ما با حال بد و به هم ریختگی و ترس و بی تعادلی وناامیدی مواجه بود ولی خوشبختانه توانست خوب سفر کند حتی خانواده اش از اعتیاد او بی اطلاع بودند تا اینکه بعد از مدتی متوجه شدند .

مونا خیلی خوب کنگره را درک کرد و خواهان رهایی و تغییر بود ، زیاد صحبت نمی کرد و گوش میداد و عاشقانه حرکت کرد و توانست به سفر دوم برسد . همانطور که در پیامش آمده برخوردش با بچه ها خیلی خوب است ، همه این محبت را در وجودشان دارند و دوست دارند ذرات وجودی خود را الهی کنند مونا تلاش کرد و توانست به این مرحله برسد او پر از آرامش و عشق است . دوست دارم در جایگاه کمک راهنمایی او را ببینم زیرا پتانسیل آن را دارد و در آخر به مادر و خواهر هایش تبریک می گویم و آرزوی بهترینها را برایش دارم .

آرزوی اول : سلامتی و طول عمر و شادکامی آقای مهندس و خانم راد .

آرزوی دوم : همیشه در کنگره باشم و بمانم و مهمتر از همه خانم راد از من راضی باشد

تولد سه سال رهایی . . .

با آرزوی تولدی دیگر برای تمامی مسافران کنگره 60، اعلام می نمایم امروز یکشنبه مورخ 08/11/1391 تولد سه سال رهایی خانم زهرا رهجوی سرکار خانم راد را با شور بسیاری برگزار نمودیم.

پیام . . .

خانم زهرا؛ وقتی رودی حرکت می کند، تمامی موانع و سنگ ها را کنار می زند تا به بحر و اقیانوس برسد و شما چه زیبا از رودها الگو گرفتید.

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم راد فرمودند: خانم زهرا هم مثل همه ی ما ابتدا با ناامیدی و به هم ریختگی فراوان به کنگره آمدند ایشان مصرف بالای تریاک و قرص داشتند. لژیونی که خانم زهرا آنجا بودند بنا به دلایلی منحل شد و خانم زهرا از آن به بعد به لژیون من آمدند. خانم زهرا تنها فردی از آن لژیون بود که همان یکبار سفر کردند و الحق هم بسیار خوب به راه خود ادامه دادند و این نشان دهنده آن است که ایشان چقدر خواهان رهایی بودند. همیشه می دیدیم خودشان پیگیر هستند و دوست داشتند بیاموزند. بعد از رهایی هم توانستند یک سفر دومی خوب باشند.

من در هر قسمتی که ایشان را مسئول می کردم با فرمانبرداری تمام و با دل و جان خدمت می کردند زمانی که آقای مهندس نبودند ایشان در قسمت تازه واردین کمک زیادی بودند و الان هم که لژیون سفر دومی ها را اداره می کنند. آرزو می کنم نمره خوبی از امتحان بیاورند و به درجه ی کمک راهنمایی برسند. در پایان برای خانم زهرا و خانواده ی محترمشان بسیار خوشحالم و تبریک می گویم.

خانم زهرا

مصرف: قرص و تریاک

راهنما: سرکار خانم راد

مدت سفر اول: 11 ماه و 11 روز

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

رهایی : 3 سال و 11 روز

 

آرزو . . .

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس و خانم راد و همه ی کمک راهنمایان

آرزوی دوم: هر کسی که ره گم کرده است راه کنگره را پیدا کند و به درمان برسد.

 

بنده از طرف لژیون سرکار خانم راد این روز بسیار زیبا را به خانم زهرا و دختر گلشان و به یکایک خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض می کنم و برایشان بهترین خواسته ها را آرزومندم.

تولد سه سال رهایی . . .

با آرزوی تولدی دیگر برای تمامی مسافران عزیز کنگره 60 اعلام می نمایم، امروز یکشنبه مورخ 01/11/1391 جشن سه سال رهایی خانم مرضیه یکی از کمک راهنمایان خوب کنگره رهجوی سرکار خانم راد را با شور و شعف بسیاری برگزار نمودیم.

پیام . . .

خانم مرضیه

شما با عقل خود آغاز به انجام نموده اید و در حال تبدیل شدن به یک نخل سبز و بلند پایه هستید و این مهیا نمی شد مگر با تفکر و عمل سالم.

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم راد  فرمودند: امروز هم مثل همیشه یک روز خوب دیگر را در کنگره داریم و آن سه سال رهایی خانم مرضیه میباشد.

خانم مرضیه که با مصرف شیشه و قرص وارد کنگره شدند. ماههای اول ورودشان همیشه در حیات می نشستند و برعکس خانمهای دیگر که سعی می کنند آهسته  و مخفیانه گریه کنند ایشان بلند بلند گریه می کردند. من به مرزبانان سپرده بودم که با خانم مرضیه کاری نداشته باشند و هر وقت خواست برود و بیاید. خانم مرضیه خیلی حالش بد بود و اگر در این سالها سه نفر حال بسیار بد داشتند یکی از آنها بدون شک ایشان بودند.

خانم مرضیه اصلا" خواب نداشتند و آرام نبودند به هم ریختگی زیادی داشتند در لژیون هم کاملا" فضا و مکان را قاطی کرده بودند و فقط گریه می کردند. ابتدا برنامه سفرشان را با قطع قرص و شیشه در دو ماه اول آغاز نمودند سپس روی تریاک رفتند. اوایل از این می ترسیدند که به تریاک عادت کنند اما وقتی شناخت ایشان بیشتر شد تابع شدند و گوش دادند و بعد از مدتی که پروژه شربت باز شد مصرفشان را به اپیوم تینکچرانتقال دادیم. به راستی من باور نمی کردم خانم مرضیه خوب شود. من سخت گیریهای زیادی برای خانم مرضیه انجام دادم اما خدا راشکر تلاش نمودند و مسائل را قبول کردند.

در سفر دوم هم بعد از یکسال رهایی ایشان قبل از تشکیل جلسه عمومی سفر اولی ها  را جمع کردند و لژیون تشکیل دادند، همچنین لژیون آزاد زنان را هم عهده دار شدند. در کل هر جایی هر کاری را به ایشان سپردیم چشم گفتند و انجام دادند.

الان هم که لژیون خود را تشکیل دادند به ایشان تبریک مجدد می گویم.

خانم مرضیه همیشه انتقاد پذیر هستند به طوری که اگر به او بگویم شالت را بده و در لژیون بشین بدون چون و چرا اجرا می کنند چراکه می دانند هرچیزی که راهنما بگوید به صلاح اوست .

خانم مرضیه محاسن بسیاری دارد اما چیزی که من به عینه از ایشان دیدم این بود که اگر ناراحت است این را به داخل کنگره نمی آورد و اجازه نمی دهد کسی مطلع شود و حال بقیه را خراب کند.

در پایان این روز زیبا را به دخترشان و خانواده ایشان تبریک می گویم.

خانم مرضیه

راهنما: سرکار خانم راد

مصرف: شیشه و قرص

روش درمان: DSTبا داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفراول:  15 ماه

رهایی: 3 سال

آرزو . . .

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس و خانم راد

آرزوی دوم: رهایی تمای سفر اولی ها

 

  

 

تولد هشت سال آزادی . . .

با درود و شاد با فراوان اعلام می نمایم؛ امروز مورخ 17/10/1391 جشن هشت سال آزادی سرکار خانم مینا رهجوی سرکار خانم راد را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام . . .

آنانکه در مسیر یزدان با نیروی ایمان حرکت می کنند و به انسانهای به جا مانده یاری می رسانند، خداوند همیشه نگهدار آنها خواهد بود.

خلاصه سخنان استاد . . .               

سرکار خانم راد فرمودند:امروز هم یک روز خوب دیگر را در کنگره جشن میگیرم، امروز تولد هشت سال آزادی خانم مینا یکی از کمک راهنمایان خوب کنگره است.

ایشان مثل همه ی ما با به هم ریختگی و ناامیدی و حال بد وارد کنگره شدند.اما خیلی خواهان رهایی بودند و به کلاس و آموزشها ارزش می دادند. مسائل را بسیار قانونمند اجرا می کردند. حرفها را گوش می دادند و عمل می کردند در بدو ورودشان خیلی سخت می خندیدند. اما آرام آرام نور امید را در ایشان دیدم. سفر اول خیلی خوبی داشتند و خیلی خوب هم حرکت می کردند. همسفرشان خانم پروانه بودند و با هم در یک روز به رهایی رسیدند.

 در سفر دوم خودشان برای خودشان دلسوزی  می کردند. خانم مینا همیشه در همه ی کارها پیشقدم می شدند و اولین بودند. در گذشته ما کلاس قرآن برگزار می کردیم، خانم مینا بسیار دوست داشتند و استقبال می کردند. سعی ما بر این است که مجددا" این کلاسها را تشکیل دهیم. در سفر دوم هم کمک راهنما شدند و اولین مرزبان خانمی بودند که به تنهایی قسمت مرزبانی را بسیار قوی و صبورانه هدایت می کردند. به یاد دارم زمانی که افراد لژیون ایشان همگی سنین بالا را داشتند و بی سواد بودند، ایشان با عشق خاص و ایمان بالا لژیون را به بهترین شکل اداره می کردند.نیروی که در درون ایشان است آرامش را برایشان به ارمغان می آورد. ان شاء الله تز راهنمایی خود را بدهند و راهنما شوند و البته که لیاقت آن را هم دارند.

این روز زیبا را به جناب آقای مهندس دژاکام، گروه مرزبانی، همچنین به خانواده ایشان دختر گلشان که نبود مادر را در منزل تحمل می کند تبریک می گویم و امیدوارم خانم مینا آن چیزهایی که می خواهند را بدست آورند.

خانم مینا

مصرف : اپیوم

راهنما: سرکار خانم راد

روش درمان: DST باداروی OPIUM 

مدت سفر اول: 10 ماه و 12 روز

رشته ورزشی: ایروبیک و تیر اندازی با کمان

رهایی: 8 سال و 7 ماه

آرزو . . .

آرزوی اول: را دل خود نگه داشتند.

آرزوی دوم: خداوند توفیق خدمت را به من بدهد و بتوانم صادقانه و خالصانه خدمت کنم و راهنمایم از من رضایت داشته باشند.

 

 

تولد هشت سال آزادی . . .

با درود و شادباش فراوان اعلام می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 03/10/91 تولد هشت سال آزادی خانم پروانه کمک راهنمای محترم کنگره ۶۰ رهجوی سرکار خانم راد را با شور و شعف بسیاری برگزار نمودیم.

 

 

پیام . . .

خانم پروانه به شاگردان خود بنگر؛ قوت شما با جوانه ها آغاز گردید و به درختان بلندی تبدیل شد که شکرگزار خالق هستند.

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم راد فرمودند:امروز هم خدارا شکر یک روز خوب دیگر، تولد هشت سال آزادی خانم پروانه را داریم.

زمان واقعا" زود می گذرد. خانم پروانه با ترس، حال خراب، خیلی ناامید به کنگره آمدند.

خانم پروانه از همان اول آرامش را به همراه داشت. اما درون بسیار به هم ریخته ای داشت. زیاد صحبت نمی کرد، مشارکت نمی کرد، و اگر هم صحبتی می شد شروع به اشک ریختن می کرد و نشان می داد که در اعتیاد چه قدر شکسته شده. رهایی را بسیار دوست داشتند. .خانم پروانه خیلی خوب حرکت کردند همسفرشان خانم مینا بودند و دوستانی را یافتند که یافت نمی شد و همسفر یکدیگر شدند.

خانم پروانه راه زیادی را طی می کنند که به کنگره برسند و دوباره برگردند. مشکلات خیلی زیادی داشتند و هنوز هم دارند. در کنار شوهر مصرف کننده خود زندگی می کنند. اما با تمام اینها خواستار رهایی و تغییر بودند، آمدند و سفر کردند و در سفر دوم خیلی دوست داشتند خدمت کنند. آموزش گرفتند و امتحان دادند و الان هم خداراشکر یکی از لژیونهای موفق کنگره را اداره می کنند.

آن زمان یکی از پسران ایشان ابتدایی بود و دیگری در مقطع راهنمایی درس می خواند و الان هر دو در دانشگاه قبول شدند و هر دو موفق و هدفمند هستند و به مادرشان افتخار می کنند. خانم پروانه بسیار پر قدرت حرکت کردند و الان تمام زندگی دست ایشان است . در کنگره هم با تمام وجود و با عشق زیاد خدمت می کنند و یک الگوی خوبی برای تمامی عزیزان هستند. همانطور که شاهد هستیم کمک راهنماهای بسیار خوب و قوی را هم  تربیت کرده اند.

به خودشان، خانواده ی محترمشان خصوصا"دو پسر عزیزشان تبریک می گویم.

 

خانم پروانه

مصرف: اپیوم

راهنما: سرکار خانم راد

روش درمان: dst با opium

مدت سفر اول: 14 ماه

رهایی: 8 سال

آرزو . . .

آرزوی اول: را در دل خود نگه داشتند.

آرزوی دوم: تا هستی و نیستی وجود دارد من بتوانم عضو کوچک و مفیدی در کنگره باشم.

 

 بنده نیز از طرف لژیون سرکار خانم راد دیده بان خانمهای مسافر این روز بزرگ را صمیمانه و خالصانه خدمت کمک راهنمای عزیز کنگره خانم پروانه تبریک و تهنیت عرض می کنم و برایشان تحقق یافتن آرزوهایشان را از خداوند بزرگ خواستارم.

تولد ها در لژیون ما . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 12/09/91 جشن سه سال رهایی خانم فائزه یکی از کمک راهنمایان گروه خانمهای مسافر را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام :

خانم فائزه این را بدانید که زنجیره های محبتی که خود در آن نقش داشته اید هیچ گاه گسسته نخواهد شد و با ایمان و توکل به بالاترین نقطه ها خواهد رسید .

خلاصه سخنان استاد :

خانم راد فرمودند : امروز تولد و رهایی خانم فائزه را کمک راهنمای کنگره 60 را جشن میگیریم . اگر بخواهم از خانم فائزه بگویم روز اول که ایشان را دیدم فکر نمی کردم مصرف کننده باشد و تصور میکردم برای کسی آمده خیلی ساکت ، درونی و غمگین به کنگره آمدند در ابتدا در لژیون من نبودند ، در لژیون شخصی بودند که الان مصرف کننده شیشه است و همین جا مشخص می شود خواست رهایی و خواست رسیدن به درجات بالاتر .

ایشان در اولیل خیلی سخت ارتباط برقرار می کردندو چرا های زیادی داشتند ولی آرام آرام ایمان پیدا کردند و الان کمک راهنمای موفقی هستند . همیشه سعی کردند زنجیره محبت را ایجاد کنند چون خودشان نقش داشتند و ایمان داشتند انسانهایی که با محبت آشنا می شوند می توانند روابط را قوی کنند و از آن انرژی کسب کنند به شرطی که آن عشق و محبت سالم باشد .

خانم فائزه

مصرف : تریاک

مدت سفر اول : 11 ماه

روش درمان dst با داروی opium

رشته ورزشی : ایروبیک و تیراندازی با کمان

راهنما : خانم راد

رهایی :3 سال و 2 ماه و 5 روز 

آرزو :

آرزوی اول : سلامتی جناب مهندس و خانم راد

آرزوی دوم : آرزو می کنم من و همسرم تا عمر داریم در کنگره خدمت کنیم .

تولد  . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 21/08/91 جشن پنج سال آزادی خانم ملیحه یکی از مرزبانان گروه خانمهای مسافر را به گرمی برگزار نمودیم.

 پیام . . .

چه زیبا در تفکر و تعقل خود کوشا بودید و به افکاری آسوده رسیدید. شما تنها نخواهید بود. ما برای آنچه شما در پی آن هستید آرزوی بسیار باارزشی داریم.

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم راد فرمودند؛ امروز هم یک روز خوب دیگر را در کنگره داریم. خانم ملیحه با مصرف انواع و اقسام قرصهای بیماری اعصاب وارد کنگره شدند به طوری که یک طرف صورت ایشان تغییر کرده بود لمس شده بود و در کل اختیار یک طرف صورت خود را نداشتند. قصد داشتند ایشان را برای شوک به بیمارستان انتقال بدهند اما برادرشان که یکی از خدمتگزاران خوب و قدیمی کنگره می باشند خانم ملیحه را به کنگره آوردند و از انجام شوک هم منصرفشان کردند.

خانم ملیحه مصرف کننده مواد نبودند و فقط به دلیل مشکل روان قرص مصرف می کردند. آن زمان شربت OT (اپیونم تینکچر) نبود اما با پذیرفتن اینکه مصرف بی رویه ی داروهای اعصاب کمتر از مواد مخدر نیست تریاک را تهیه نمودند و سفر خود را شروع کردند. آرام آرام پیش رفتند مشکلاتشان بسیار بود .

زمانی که آموزش نباشد ممکن است تصور شود برای خوب بودن باید باج داد، سرویس بی جا داد و مدام چشم گفت اما وقتی یادبگیریم زندگی با آرامش پیش خواهد رفت خانم ملیحه در این رابطه بسیار تغییر نمودند. ایشان در حال حاضر مرزبان هستند عاشقانه خدمت می کنند و سعی دارند با محبت دل افراد را بدست بیاورند. خیلی خوب حرکت می کنند و این نشانه ی عشقی است که بعد از رهایی بوجود می آید. امیدوارم به همین منوال به راه خود ادامه بدهند.

خانم ملیحه

مصرف: داروهای اعصاب

راهنما: سرکار خانم راد

روش درمان: DST با داروی OPIUM

مدت سفر اول: ۱۵ماه و ۸ روز

آزادی: 5 سال و 5 ماه و 23 روز

آرزو . . .

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس دژاکام و خانواده ی محترمشان

آرزوی دوم: برای تمامی راهنمایان کنگره بخصوص خانم راد آرزو می کنم که همیشه سالم باشند تا افراد مریض را به درمان برسانند.

بنده نیز از طرف اعضای لژیون به راهنمای عزیزمان خداقوت گفته و برای خانم ملیحه بهترین خواسته هارا آرزومندم.

 

تولد . . .

با آرزوی تولدی دیگر برای تمامی مسافران کنگره 60 اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 02/07/91 جشن یکسال رهایی و آزادی خانم سهیلا رهجوی سرکار خانم راد را به گرمی برگزار نمودیم.

 

پیام . . .

پایان سفر، آغاز سفری دیگر است که شروع نموده اید انشالله در این راه بخوبی انجام وظیفه نمائید.

 

خلاصه سخنان استاد . . .

 سرکار خانم راد فرمودند:خانم سهیلا با مصرف قرص به کنگره آمدند. با اینکه مصرف قرص تخریب بسیار بالایی دارد اما خانم سهیلا  از آن معدود کسانی هستند که هیچ آزار و اذیتی ندارند یعنی خیلی کم اتفاق می افتد فردی قرصی باشد اما بی سرو صدا و بی دغدغه سفر کند و هیچ مشکلی برای بقیه بوجود نیاورد.

خانم سهیلا واقعا" خوب سفر کردند در حاشیه نبودند و به آموزشها اهمیت می دادند و الان هم سی دی ها را گوش می دهند و آموزش گرفتن را دوست دارند.

ایشان حتی در سفر اول محبت و معرفت را حس می کرد و همیشه در رفتارش و عملکردش نشان می داد.

خانم سهیلا در سفر دوم خدمت نمودن را دوست دارند و این نشانه ی خوب بودن و تعادل است. دبیری آقای مهندس در روزهای سه شنبه هم را به تازگی گذراندند.

واقعا" به خانم سهیلا تبریک می گویم و امیدوارم ایشان را در جایگاههای بالاتر ببینیم.

همچنین به خانواده ی ایشان علی الخصوص مادرشان که بسیار صبوری به خرج دادند و کمکشان نمودند تبریک می گویم و خدارا شکر که تقریبا" اکثر افراد خانواده ی ایشان در حال کنگره ای شدن هستند.

 

خانم سهیلا

مصرف: داروهای اعصاب

راهنما: سرکار خانم راد

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 11 ماه و 15 روز

رهایی: یکسال

 

آرزو . . .

 آرزوی اول: سلامتی و خشنودی آقای مهندس و خانم راد

آرزوی دوم: سالیان سال در کنگره و کنار دیگر مسافران بهتر و بهتر شوم.

 

خانم سهیلا با صحبتهای گرم و دلنشین خود فضای تولدشان را بسیار بانشاط تر و پر هیجان تر نمودند امیدواریم همیشه همچون امروز لبشان خندان و تنشان سلامت باشد.

بنده نیز از طرف اعضای لژیون به راهنمای عزیزمان خانم راد خدا قوت گفته و به خانم سهیلا و خانواده ی ایشان از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می کنم و برایشان بهترین و بالاترین خواسته ها را آرزومندم.

تولد . . .

با آرزوی تولدی دوباره برای تمامی مسافران کنگره 60؛ اعلام می نمایم روز یکشنبه مورخ 19/06/91 تولد یکسال رهایی و آزادی خانم سودابه رهجوی سرکار خانم راد را با شور بسیاری برگزار نمودیم.

 

 

پیام . . .

 

سفر را آغاز نمودید و با یاری خداوند به خط پایان رسیدید و در این راه آموختید و در حال آموختنید، امیدواریم با اندیشه نیک به قله های بسیار بلند برسید.

 

خلاصه سخنان استاد . . .

 

سرکار خانم راد فرمودند: امروز هم یک روز خوب دیگر را درکنگره داریم و آن هم تولد یکسال رهایی و آزادی خانم سودابه است. خانم سودابه با مصرف کرک و ترامادول وارد کنگره شدند و مثل همه ی ما حالات روحی نا متعادلی داشتند. به یاد دارم آن روزها خانم ملیحه را درلژیون کنار سودابه می نشاندم تا مبادا مسئله ای پیش بیاید. خانم سودابه در ابتدا عصبی و پرخاشگر بودند و مدام فکر می کردند بچه ها پشت سرش صحبت می کنند حالات او بسیار تهاجمی بود. با شربت OT  سفر خود را شروع کرد و آموزشها را گرفت ما تغییرات زیادی را در خانم سودابه می بینیم و توانستند در سایت خدمت کنند و مدتی است که خودشان داوطلبانه خدمت مرزبانی پارک را عهده دارند و واقعا" زحمات زیادی می کشند به طوری که آنقدر مشغول تلاش و پذیرایی هستند که من او را زیاد نمی بینم. خانم سودابه در شکل دادن و برقراری پارک کمک های خیلی موثری انجام دادند.

خانم سودابه خیلی مسئولانه حرکت می کند و در مرکز مطالعات هم برای شربت بچه ها همکاری خوبی دارد. واقعا" خدمت هایشان را به نحو احسن انجام می دهند. دبیری و نگهبانی خوبی داشتند و امیدوارم ایشان را در جایگاههای بالاتری ببینیم. باز هم به ایشان تبریک می گویم. 

 

خانم سودابه

مصرف: کراک – شیشه – ترامادول

راهنما: سرکار خانم راد

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 12 ماه و 7 روز

رهایی: 1 سال و 3 ماه و 24 روز

 

آرزو . . .

آرزوی اول: برای راهنمای عزیزم خانم راد و استاد راهنما جناب آقای مهندس دژاکام سلامتی و سعادتمندی را آرزومندم.

آرزوی دوم: تمام کسانی که در بند اعتیاد هستند آنقدر خواستشان قوی شود که خداوند اذن رهاییشان را بدهد.

 

 

بنده نیز از طرف لژیون سرکار خانم راد این روز باشکوه و به یاد ماندنی را از صمیم قلب به خانم سودابه تبریک و شاد باش عرض می کنم و بهترین خواسته ها را برایشان آرزومندم.

 

تولد های لژیون ما . . .

با درود و شادباش فراوان اعلام مینمایم :

امروز یکشنبه مورخ 4/4/91 تولد یکسال رهائی خانم مونا یکی از نویسندگان وبلاگ را با گرمی برگزار نمودیم .

پیام :

خانم مونا : انسان وقتی تزکیه را از خود شروع نمود ایمانش صد برابر می شود آنوقت به مرحله ای می رسد که تمامی جهان را با چشم دیگر مشاهده خواهد نمود ، دیدن جهان نو بر شما مبارک .

خلاصه سخنان استاد :

خانم راد فرمودند خیلی جالب است که دستور جلسه به تولد خانم مونا می خورد اگر بخواهم از خانم مونا صحبت کنم باید بگویم ایشان با مصرف بالای شیشه وارد کنگره شد با بهم ریختگی خیلی زیاد طوری بود که نمی توانست صحبت کند و زمانی که صحبت میکرد تمام بدنش شروع به لرزیدن می کرد و شروع می کرد به گریه کردن ولی آرام آرام شروع کرد به حرکت کردن و با آموزش گرفتن توانست آن آرامش بالا را به دست بیاورد و مونا واقعا از آن رهجوهایی بود که زیاد زحمت نداشت .

باید بگم خیلی دختر با احساسی است و یک آدم درون گرا است به همین خاطر در ابتدا خیلی سخت می شد با او ارتباط برقرار کرد ولی وقتی به سفر دوم آمد واقعا خودش را نشان داد خیلی مسئولیت پذیر است و در وبلاگ شروع کرد به خدمت کردن و امتحان کمک راهنمایی هم داد توانست در یکی از آزمونها ( جهان بینی ) نمره قبولی را بیاورد و در قسمت خانم ها توانست مربی ایروبیک شود وهمچنین نگهبان روزهای یک شنبه است و از این مسئولیت ها شانه خالی نکرد و خیلی خوب توانست خدمت کند و همچنین در قسمت مشاوره تازه واردین هم در حال آموزش گرفتن و خدمت کردن است و با یک آرامش خاصی بچه های دیگر را درک میکند در هر صورت راه خودش را پیدا کرده و بدون حاشیه در حال خدمت کردن است و خودش میداند که خدمت کردن برای بهتر شدن حال خودش است و این خیلی مهم است که انسان این را بداند به خودشان و همسفرشان این روز را تبریک می گویم .

خانم مونا

مصرف : شیشه

مدت سفر اول :11 ماه6 روز

روش درمان : DST با داروی OT

راهنما : خانم راد

رهایی : یکسال و 1 ماه 16 روز

آرزوی اول : امیدوارم سال آینده همین موقع شال کمک راهنمایی را داشته باشم .

آرزوی دوم : آرزو می کنم تمام تازه واردین و سفر اولی ها  به رهایی برسند .

من هم از طرف همه بچه های لژیون این روز را به مونای مهربون و عزیز تبریک عرض میکنم و همینجا از همه زحماتش برای وبلاگ و انتقال اطلاعات به دیگران تشکر میکنم .

تولد و دستور جلسه این هفته ترک با دارو و مقایسه آن با OT . . .

با آرزوی تولدی دوباره برای تمامی مسافران کنگره ی ۶۰ اعلام مینمایم روز یکشنبه مورخ ۲۱/۰۳/۹۱ تولد یکسال رهایی و آزادی خانم زهرا رهجوی سرکار خانم راد را به گرمی برگزار نمودیم.

 

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم راد فرمودند:خانم زهرا با مصرف تریاک وارد کنگره شدند و مثل همه ی ما با اوضاع نابسامان ناامید و به هم ریخته آمدند و مسائل خیلی زیادی داشتند. عروسشان هم همسفرشان شدند کلاسها را شرکت کردند و در سفر اول خصوصا" در اواخر آن تغییرات خیلی خوبی  را از ایشان دیدیم و خیلی خوب حرکت می کرد در مشارکت ها شرکت داشت و می توانست بهتر از قبل صحبت کند.

 خانم زهرا بیماری رماتیسم مفصلی داشتند که خیلی دردآور و عذاب آور بود درد به حدی بود که کورتون تزریق می شد درد بسیار وحشتناکی داشتند با این حال وقتی وارد لژیون شد گفتیم که باید کورتون را قطع کنی و تمام درمانی که برای مفصلت داری کنار بگذاری و باید با سفر تدریجی درمان شوید.

خانم زهرا پذیرفت و درمان DST با داروی OPIUM خود را شروع کرد وقتی به آخر سفر اول رسید به دکتر مراجعه کرد و نتیجه آزمایشات این بود که هیچ نشانه ای از بیماری رماتیسم مفصلی دیده نشد! و بهبودی کامل حاصل شده بود.

خانم زهرا سعی نمی کرد بار مسئولیت خود را روی دوش دیگری بیاندازد و کاری نمی کرد که حال کسی را خراب کند تا حال خودش خوب شود. مثل  خیلی از بچه های دیگری که ما در اینجا داریم به خاطر همین امید و صبر ی که داشت و همیشه می گفت خوبم و خندان بود همین باعث می شود روز به روز پیشرفت کند و خوب بشود چون با این کار فرد خودش به خودش کمک می کنند با همان مثبت نگری و ناله نکردن و غر نزدن در عین حال آرام بودن به دیگران آرامش می داد.

 به خودشان همسفرشان و خانواده ی محترمشان تبریک می گویم و امیدوارم در جایگاههای بالاتر ایشان را ببینم که قطعا" هم همین طور خواهد شد چراکه غیبتهای بسیار کمی دارند و روی آموزشها کار می کنند همیشه کتاب 60 درجه را همراه خود دارد وهمه ی اینها باعث ترقی می شود خیلی برای ایشان خوشحال هستم و امیدوارم به چیزهایی که دوست دارد برسد.

 خانم زهرا

مصرف: تریاک

راهنما: سرکار خانم راد

روش درمان: DST با داروی OPIUM

مدت سفر اول: ۱۲ ماه

رهایی: یکسال و ۲ ماه و ۲۸ روز

 

آرزو . . .

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس

و آرزوی دوم خود را در دل نگه داشتند

و اما در مورد دستور جلسه که تجربیات ترک با دارو و مقایسه آن با  شربت OT؛

(عکس: آقای جمشیدی در مرکز مطالعات اعتیاد)

نتیجه ای که من بعد از این 12-10 سال گرفته ام این بوده که درمانی که با اپیوم تینکچر(شربت OT) و یا اپیوم (OPIUM) انجام می شود کامل ترین روش درمان است چراکه می تواند بسیاری از بیماریهای درونی هر انسانی که حتی از کودکی مبتلا به آن بوده همچنین بیماریهای ژنتیکی و هر مسئله ی حادی که فکر می کند از بین نمی رود را درمان کند به شرط آنکه به آنچه راهنما می گوید ایمان داشته باشد.

کسانی که مصرف کننده مواد مخدر(تریاک، شیره، شیشه، هروئین و . . .)هستند ما خیلی راحت با آنها کار می کنیم و هیچ مشکلی هم با آنها بوجود نمی آید. سریع جذب می شوند، قوانین را رعایت می کنند کنگره ای و خدمتگذار می شوند در کل یک سفر دومی خیلی خوب می شوند.

اگر از تجربه ی خودم بخواهم بگویم من مصرف قرص هم داشتم چون مصرف کننده مواد مخدر: شیشه، هروئین، تریاک ، شیره، کرک و . . . بعد از مدتی شخص را بی خواب و افسرده می کند و همانطور که می دانیم علت این بی خوابی ها و افسردگی ها همان از بین رفتن شبه افیونی بدن است.

از طرفی به دکتر مراجعه کرده و بدون اینکه بگوییم مصرف کننده مواد هستیم مشکل خواب و افسردگی را مطرح می کنیم و پزشکان هم یک سری قرص تجویز می کنند و در کنار مواد، قرص هم مصرف می کنیم.

من خودم همین کار را کردم. کلونازپام را که اگر مصرف کنید و پس مدتی آنرا قطع کنید باعث شوک می شود یعنی شخص غش می کند و زمان و مکان و همه چیز را فراموش می کند و بعد از مدتی به دلیل مصرف بالا، تپش قلب گرفتم و پروپرانول تجویز کردند که باعث به هم ریختگی تمام هورمونها می شود. به دکتر تیروئید مراجعه کردم آنجا لووتیروکسین دادند و در کل روزی 15- 10  عدد قرص های خواب آور می خوردم و در کنارش مواد هم مصرف می کردم و زمانی که من قرص را شروع کردم حالم خیلی خیلی بدتر از زمانی بود که شیره و حشیش و تریاک و ... مصرف میکردم.

 توهمی که قرص دارد هیچ وقت مواد مخدر بوجود نمی آورد و دقیقا" ما با قرصی ها مسئله داریم و فکر می کنند اینجا یک سری مریضی هایی که خودشان برای خودشان بزرگ می کنند و توقع دارند راهنما به آن مریضی ها پر وبال بدهد و آنها را راهی دکتر کند. اگر قرار بود شما با رفتن به دکتر خوب شوید چرا آمدید کنگره و حالا اگر آمدید کنگره همان شربتOT که داروی درمان شماست و 10 برابر نسبت به قرص ارزش دارد و تخریبش نسبت به قرص ها صفر است را باید روی برنامه مصرف کنید.

 خیلی زمان می برد تا یک قرصی این مسائل را متوجه شود و در کنار درمان با OT ما آموزش ها را داریم هر آموزشی که می دهیم پله ی OT کم می شود آموزش را کسی می گیرد که تمرکز و آرامش دارد،  قرص مصرف نمی کند،  خوابش خوب است و  با خودش در جنگ و جدال نیست.

بنابراین من کمترین قرصی را که می خورم باید به راهنما بگویم نه اینکه فکر کنم شبی یک عدد قرص می خورم که اشکالی ندارد در صورتی که همان قرص ریز تخریبهایی در درمان و سفر مان ایجاد می کند که شاید بعد از 6 ماه و یا حتی یکسال که گذشت تازه متوجه شویم؛ درمان هم که شویم هنوز یک آدم به هم ریخته باقی خواهیم ماند.

من خوشبختانه تجربه ترک با دارو نداشتم و اولین راهی که آمدم کنگره 60 بود و خیلی خوش شانس بودم.

اما متاسفانه در بیرون از اینجا تنها مدل مصرف را تغییر می دهند یعنی مصرف کرک و شیشه و تریاک و . .. را قطع می کنند و جایگزین یک کیسه دارو تجویز می کنند وآدم هنوز همان مصرف کننده قدیم است.

تولد . . .

امروز یکشنبه مورخ 31/02/91 جشن تولد هفتمین سالگرد رهایی و آزادی خانم مهری رهجوی سرکار خانم راد  را در گروه خانمهای مسافر به گرمی برگزار نمودیم

پیام . . .

خانم مهری، آنکس که ندانی را بداند گویی به دروازه های دانایی نزدیک شده است  و تو در این سفر، چه خوب ندانی را دانستی و به صلح و آرامش رسیدی رحمت خدا بر تو باد.

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم راد فرمودند؛ خانم مهری فرازو نشیبها و اوضاع نابسامان بسیاری را گذراندند و خودشان را در اختیار کنگره 60 گذاشتند.

خانم مهری دوست داشت درمان شود، خوب بشود و تغییر کند و تمام اینها باعث شد حرکتش را شروع کند. دخترشان آزاده هم با مصرف قرص به کنگره آمد و به رهایی رسید. پسرشان هم که با مصرف کراک آمد و به سفر دوم رسید و ازدواج کرد و در حال حاضر از طرف همان پسرشان نوه دار شدند. هر سال که می گذرد تغییرات هم برای خانم مهری بیشتر و بیشتر می شود.

خانم مهری در یک خانه ی اجاره ای که همگی مصرف کننده بودند؛ وضعیت خیلی خیلی به هم ریخته داشتند آرام آرام سفرشان را شروع نمودند و گوش دادند و برنامه ریزی کردند کار کردند و پس انداز  نمودند و توانستند پس از مدتی خانه بسازند.

تمام خانواده ی خانم مهری یا مسافر سفر دوم هستند و یا در حال سفر هستند و این موضوع نشان دهنده ی این است که خانم مهری حرکتهای درست داشتند که توانسته اند تعداد زیادی از افراد نزدیک خود را کنگره ای کنند.

ما وقتی به سفر دوم می رسیم نیاز نیست که تبلیغ کنیم حرکت درستمان نشان می دهد که کنگره چگونه جاییست.

 تغییرات ما نشانه است برای کسانی که خواهان تغییرند به همین دلیل است که ما در سفر اول نباید هیچ گونه کاری به دیگر مصرف کنندگان داشته باشیم.

همانطور که در پیامشان آمده؛ کمتر انسانی وجود دارد که بداند که نمی داند و خانم مهری هر تغییری که برایش من انجام دادم با تمام وجود پذیرفت. اگر حرف بدی هم بود جنبه ی خوبش را نگاه می کرد اگر رفتار بدی با او شد به آن قسمتی که باید تغییر دهد توجه کرد چراکه دوست داشت تغییر کند.

 بدانید که اگر من بخواهم  با دانسته ها و منیتم حرکت کنم به هیج جا نمی رسم.

در پایان به خانم مهری و خانم آزاده همسفرشان تبریک می گویم.   

 

 

خانم مهری

مصرف: تریاک و قرص

راهنما: سرکار خانم راد

مدت سفر اول:۸ ماه

روش درمان: DSTبا داروی OPIUM

رهایی: 7 سال و 5 ماه

 

آرزو . . .

آرزوی اول: را دل خود نگه داشتند . . .

آرزوی دوم: آنقدر قسمت خانمهای مسافر وسیع شود که هیچ خانم مصرف کننده ای باقی نماند.

بنده نیز از طرف لژیون سرکار خانم راد این روز بسیار زیبا را صمیمانه خدمت خانم مهری عزیز و دخترشان خانم آزاده و خانواده ی محترمشان و یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم .

تولد . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می کنم؛

امروز یکشنبه مورخ 27/01/91 جشن دو سال رهایی و آزادی خانم فاطمه رهجوی سرکار خانم راد را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام :

ما شاهد تلاش شما و همسفرتان بودیم که چگونه مشکلات را یکی پس از دیگری به کناری زدیدو در راه بازسازی خود و ادامه تحصیل به حرکت خود ادامه می دهید .

خلاصه سخنان استاد :

امروز شاهد تولد دو سال رهائی خانم فاطمه هستیم اگر بخواهم در مورد خانم فاطمه صحبت نمایم و برگردم به اوایل سفر اول ایشان ،چیز خوشایندی نمی توانم که بگویم یعنی یکی از رهجوهای حال خراب من خانم فاطمه بودند طوری شده بود که به مرزبانها گفته بودم که هر وقت فاطمه خواست از جلسه خارج شود یا داخل شود کاری به او نداشته باشند چون هنوز نمیتوانست روی صندلی بنشیند و همیشه با حال خراب و لباسهای خاکی وارد جلسه میشد و همسفرشان (مادرش ) هم حال بسیار خرابی داشت با هم می آمدند و ما باید اینها را با هم آشتی می دادیم تا بتوانند بنشینند سر کلاس .

خانم فاطمه در ابتدا اینجا را قبول نداشتند و دائما زیر لب غر غر می کرد و با خودش هم درگیر بود تا اینکه آرام آرام جلسات را آمدند و واقعا این را می گویم همسفرشان هم خیلی کمکش کرد و همراهشون بود و یاد گرفت که باید زمان دهد و صبور باشد و باید کمکش کند با اینکه کارمند بودند همیشه همراه فاطمه کلاسها را می آمدند و همراه دخترش بود .

مصرف فاطمه کراک و شیشه بود  زمانی که به کنگره آمد نمی خواستند که او  تریاک مصرف کند و می خواستند فقط بیاید کلاس و برود می آمد می نشست در کلاس و تمام دست و پایش شروع به لرزیدن می کرد و اصلا حال خوشی نداشت تا اینکه با مادرش صحبت کردم و گفتم با این وضعیت اگر حرکت کند به دو ، سه هفته دیگر هم نمیرسد و دوباره مصرف کراک و شیشه را شروع می کند و خانواده متوجه شدند که تا تریاک را استفاده نکند نمی تواند آموزش بگیرد و به درمان برسد و قبول کردند که با تریاک سفر کند و خوشبختانه فاطمه توانست خیلی خوب حرکت کند و در دانشگاه هم قبول شد و امروز هم دیگر چیزی به پایان تحصیلش نمانده خیلی خوب دارد حرکت می کند و در کلاسها شرکت می کند یکی از نکته های خوب فاطمه این است که در حاشیه نیست و خیلی آرامش دارد به خودش و خانواده اش تبریک می گویم و امیدوارم شاهد پیشرفت و ترقی خانم فاطمه در راهی که دوست دارند باشیم .

خانم فاطمه

مصرف : کراک و شیشه

مدت سفر اول : 12 ماه

روش درمان : DST با داروی OPIUOM

رهائی : 2 سال و 4 ماه و 2 هفته

راهنما : خانم راد

آرزو :

سلامتی جناب مهندس و خانم راد عزیز

تولد . . .

با آرزوی رسیدن به خط پایان برای تمامی سفر اولی ها ی کنگره 60 و با درود و شاد باش فراوان اعلام می کنم؛ امروز یکشنبه مورخ 20/01/91 جشن دو سال رهایی و آزادی مرزبان محترم خانم پروانه رهجوی سرکار خانم راد را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام . . .

خانم پروانه، جوانه ها در زمین گرم آماده می شوند تا سر از تاریکیها بدر آورند و به خورشید تابنده سلام و درود بگویند و تو چه زیبا از فرمانبرداری تا فرماندهی در حرکتی.

 

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم راد فرمودند: امروز یک روز خوب دیگریست و آن هم تولد دو سال رهایی مرزبان خوب کنگره خانم پروانه می باشد.

خانم پروانه با مصرف شیشه وارد کنگره شدند؛ و مثل همه ی ما حال خیلی بدی داشتند  و به هم ریختگی های خاص خودشان هم همراهشان بود. در ابتدا یک جمله را هم کامل نمی گفت و با کسی هم ارتباط برقرار نمی کرد و درون گرا بود.

در سفر اول خیلی سخت در مورد مسائلش صحبت میکرد و بیشتر گوش می داد. اوایل تصور نمی کردم بتواند به درمان برسد اما آرام آرام که حرکت کرد این آرامش بیشتر خودش را نشان داد.خانم پروانه ایمان قوی به کنگره داشت و همین امر باعث شد خیلی خوب در این راه حرکت کند.

از خصوصیات خوب خانم پروانه این است که هیچ وقت  حتی در سفر دوم در مورد مشکلاتش با راهنما صحبت نمی کند و همیشه سعی و تلاشش بر این است که به خود متکی باشد در نتیجه شاهد پیشرفتهای ایشان هم هستیم و به هر چه که می خواهد می رسد.

در جایگاه مرزبانی خیلی خوب حرکت می کند بدون نق زدن و با آرامش کارهایش را انجام می دهد. هر گونه مسئولیتی که برایش بوجود می آید به نحو احسن تمام می کند. استقلال مالی را بدست آورده و در امتحانات کمک راهنمایی هم قبول شده و در هر صورت  من خیلی خیلی از او راضی هستم.

و همان طور هم که در پیامش هم آمده خیلی زیبا توانسته از فرمانبرداری به فرماندهی برسد چون تا یک فرمانروای خوب نباشی نمی توانی فرماندهی کنی.

تغییرات را واضح در خانم پروانه می توان دید .  واقعا" برای خانم پروانه خوشحالم.

  به خودش و به خواهران همسفرش تبریک می گم و امیدوارم بتواند به  آن  جایگاهی که دوست دارد برسد.

 

خانم پروانه

مصرف: شیشه

راهنما: سرکار خانم راد

روش درمان:DST با شربت OT (اپیوم نینکچر)

مدت سفر اول: 10 ماه

رهایی: 2 سال و 4 ماه

 

آرزو . . .

آرزوی اول:آرزوی من تکراری است اما می گویم که  از صمیم قلب سلامتی آقای مهندس و سرکار خانم راد و همه ی راهنما یان را می خواهم و امید وارم سایه ی آقای مهندس سالیان سال بالای سرمان باشد.

آرزوی دوم: در دل خود نگاه داشتند. . .

 

بنده نیز از طرف اعضای لژیون سرکار خانم راد به خانم پروانه و خانواده ی محترمشان و به تک تک افراد خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم.

 

 

 

تولد . . .

با آرزوی موفقیت برای تمامی مسافران کنگره 60 اعلام می کنم امروز یکشنبه مورخ 07/12/90 تولد یکسال رهایی و آزادی خانم میترا رهجوی سرکار خانم مینا را در کنار هم به گرمی برگزار نمودیم

پیام

 

خانم میترا؛ چه زیبا با خواست و پشتکار خود تا این مقطع رسیدید با امیدواری و مقابله با ترسها به موفقیت بیشتری خواهید رسید.

 

خلاصه سخنان استاد

 

کنگره یک راه است اگر در این مسیر شروع به حرکت کنید حتما" به رهایی خواهید رسید و در غیر این صورت به بیراهه ها گرفتار خواهید شد.

خانم میترا به همراه خواهرانش به کنگره آمد اما خواهران او از مسیر خارج شدند در حالی که خانم میترا در کنگره ماندگار شد.

خانم میترا به جز مصرف شیره و تخریبهای آن یک سری مسائل خاصی هم داشتند که باعث شد سفرشان بیشتر از حد نرمال به طول بی انجامد.

مشکلات ایشان از زمانی بیشتر بروز نمود که او در آخرین مراحل تیپر مواد بسر می برد، مسائل او دردهای مختلفی بودند که برایش اوضاع را بسیار سخت نمود وقتی با خانم راد در این باره صحبت نمودیم متوجه شدیم که این دردها به مصرف مواد ارتباطی نداشته به طوری که ایشان با مصرف مواد بیماریهایشان را پوشانده بودند.

از نکات مهمی که خانم راد بارها در صحبتهایشان مطرح نموده اند این است که باید مصرف مواد غذایی را در سفر اول درست کنیم. و خانم میترا با جذب کلسیم مقدار زیادی از درد استخوانهایشان کاسته شد و بعد از رهایی هم توانستند به طور مستقیم کلسیم را جذب نمایند و دردهایشان کاملا" بهبود یافت.

خانم میترا روی هم رفته شاگرد خوب و حرف شنوی بودند و برنامه ها را اطاعت می کردند. در لژیون سعی داشتند به بچه ها برسند آموزشها را خوب می گرفتند و در امتحانات لژیون همیشه نمره ی بالایی از من دریافت می کردند. اما به دلیل مشکلات شخصی کلاسها را کم و بیش شرکت می کردند ولی به محض اینکه متوجه شدند رهاییشان در گرو کنگره کلاسها و آموزشهاست خودشان را وفق دادند.

امیدوارم خانم میترا همانطوری که در پیامشان آمده با پشتکار بیشتر بتوانند قدمهای مثبت و بهتری را بردارند.

 

خانم میترا

مصرف: 5/1 گرم شیره اپیوم(تریاک)

روش درمان: DST   با شربت OT

مدت سفر اول: 21 ماه

راهنما: خانم مینا

رهایی: یکسال

آرزوی خانم میترا . . .

آرزوی اول: سلامتی و طول عمر جناب آقای مهندس

آرزوی دوم: تمام کسانی که به کنگره می آیند به رهایی برسند از جمله خواهرم

 

بنده نیز از طرف لژیون خانم راد صمیمانه این روز بسیار  زیبا را خدمت خانم میترا، راهنمای بزرگوارشان خانم مینا، دیده بان خانمهای مسافر سرکار خانم راد و بنیانگذار کنگره جناب آقای مهندس و یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم و رسیدن به مراتب بالاتر را برای خانم میترا از خداوند بزرگ آرزومندیم.

تولد . . .

با آرزوی تولدی دوباره برای تمام سفر اولی های عزیز اعلام می کنم روز یکشنبه مورخ 30/11/90 تولد دو سال رهایی و آزادی خانم آزاده رهجوی سرکارخانم راد را به گرمی برگزار نمودیم

 

پیام

خانم آزاده، چه زیبا در دو جهت کاملا" مجزا و متفاوت به نبرد برخاستید و بجان و جسم خویش ارزش گذاشتید. امیدوارم به آرامش فکری و روحی بیشتری برسید.

خلاصه سخنان استاد

در مورد خانم آزاده صحبت کردن می تواند بسیار طولانی شود؛ در ابتدا خانم آزاده به عنوان همسفر مادرشان خانم مهری(مرزبان) و با حالی بسیار بد وارد کنگره شدند در آن شرایط برای من مشکل بود که با کدامیک راجع به دیگری صحبت کنم به هر حال خانم مهری تیپر مواد را آغاز نمودند اما آزاده تریاک را به عنوان داروی درمان قبول نکرد وما قرصهای بسیار زیاد ایشان را که شامل قرصهای افسردگی شدید، انواع پام ها، قرصهای دو قطبی و انواع و اقسام قرصها و آمپول های مخصوص جانبازانی که باید ماهی یکبار استفاده می کردند را ایشان مصرف می کرد ما طی چندین ماه مصرف قرص او را  پایین آوردیم و در نهایت قطع شان کردیم اما متاسفانه حال آزاده پس از مدتی بشدت بد شد جایگاه حواسش تغییر کرده بود و زمان و مکان را تشخیص نمی داد تا جایی که در بیمارستان بستری شد و وقتی متوجه شدیم دکتر ها به او شوک دادند او را از بیمارستان آوردیم.

خانواده ایشان روزهای بسیار سختی را پشت سر گذاشتند در آن روزها یادم می آید آقایی که مصرف قرص داشت به کنگره آمده بود و دو سه جلسه ای از آمدنش می گذشت باخبر شدیم خودش را از پنجره انداخته و از بین رفته این اتفاق ناگوار در شرایط بسیار وخیمی که آزاده داشت برای ما ترس را بوجود آورد  و چون من درآن زمان تجربه ی زیادی از قرص نداشتم به همین دلیل آقای مهندس گفتند که وضعیت این چنین است آیا قبول می کنی و من هم در آن شرایط تنها چیزی که به خانم مهری گفتم این بود که فکر کن می خواهی آزاده را از دست بدهی پس از آن موقع به بعد تمام سعی خود را نمودیم که آزاده را روی تریاک بیاندازیم به طوری که در کپسول تریاک می گذاشتیم و یا در غذایش تریاک می ریختیم اما یکبار که متوجه شد گفت تمام شما برگشت زدید و من را هم می خواهید تریاکی کنید می روم و به آقای مهندس جریان را می گویم!

اوایل خیلی مقاومت نشان می داد اما آرام آرام درست شد و خوب حرکت نمود در سفر اول مشکلات بی نهایت سختی را پشت سر گذاشت و با توجه به اینکه خانم مهری شاغل بود به ایشان گفتم که بگذار کارها را خودش انجام دهد.

به این ترتیب آزاده نه تنها تیپر مواد را انجام می داد بلکه غذا می پخت و تمام کارهای منزل را در شرایط بسیار سختی که لوله هایشان از سرما یخ زده بود و مدتی آب نداشتند و او مجبور بود برای شستن لباسها و پختن غذا از منبع آب بیاورد اما خود را با شرایط وفق داد.

مسئله ی مهمی است که به افراد قرصی در سفر بسیار کمک می کند تا سفر خوبی را سپری کنند همچنین مسائل سفر دوم را راحت تر حل نمایند این است که به جای اینکه بنشینند تا افکارمالیخولیایی آنها را احاطه کند (مثلا" بنشینم و فکر کنم که کجاهایم درد می کند؟ و شروع کنم به ناله کردن!) خود را سرگرم کنند تا اگر دردی و فکری آمد از این طریق آنها را  از ذهن دور کنیم. وآزاده بسیار زیبا این کار را انجام داد و پاداش خود که سلامتی بود را دریافت کرد.

آزاده خیلی خوب حرکت کرد و مرتب در کلاسها شرکت می کرد و هر چه می گفتم انجام می داد و خوشحال بودم که سفر اول خوبی را انجام داد و  در سفر دوم آموزشها را گرفت و همیشه خواهان بود تا به آرامش برسد و واقعا" هم تلاش کرد .

امیدوارم همیشه آرامش داشته باشد و روز به روز هم بیشتر شود وهمیشه همچون امروز حرکتهای خوبی داشته باشند و همواره سالم باشد و بهترینها را از خداوند برایشان می خواهم.

این روز را به خودشان و مادرشان تبریک می گویم .

 

یک بغل گل تقدیم به تمامی همسفران خوب کنگره ی ۶۰

خانم راد در ادامه در مورد دستور جلسه (هفته ی همسفر) ضمن تبریک به تمامی همسفران فرمودند:همسفرانی که مرتب می آیند و می روند، واقعا" شرایط سختی را تحمل میکنند و امیدوارم یک روزی که همان روز رهایی مسافرشان است پاسخ تمام تلاشها و زحماتشان را بگیرند و آن زمان است که می بینند هیچ گاه صبوری این عزیزان بدون جواب نخواهد بود.

خانم آزاده

مصرف: قرص

روش درمان: DST  با OT

مدت سفر اول: 1 سال و 9 ماه

راهنما: سرکار خانم راد

رهایی: 2 سال و 2 ماه

 

آرزوی خانم آزاده

آرزوی اول: سلامتی جناب آقای مهندس دژاکام

آرزوی دوم: خانم راد به هر آرزوی که دارند برسند

من هم از طرف لژیون سرکار خانم راد و از  صمیم قلب به خانم آزاده عزیز که نگهبان روزهای سه شنبه گروه خانمهای مسافر نیز هستند ومادر گرامیشان خانم مهری ، همچنین تک تک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 تبریک می گویم و برایشان تدابیر عالی که منتهی به تغییرات بزرگ در زندگیشان شود را از خداوند بزرگ خواستارم.

 

 

تولد . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می کنم امروز یکشنبه مورخ 16/11/90 تولد یکسال رهایی و آزادی دبیر وبلاگ خانمهای مسافر، خانم مهرانا رهجوی سرکار خانم راد را به گرمی برگزار نمودیم.

 

پیام

 

چه زیبا از آموزشها برای رهائیت استفاده نمودی جای خود را حتما" می توانید با تفکر و عمل دقیق پیدا نمائید.

 

خلاصه سخنان استاد

 

خانم مهرانا ابتدا در قسمت همسفرها، همسفر شوهرشان بودند ولی با توجه به اینکه مصرف خود را قطع نموده بودند و مصرف کننده قرص شده بودند فکر می کردند مشکلی هم ندارند.

ما وقتی بخواهیم مشکلی را حل نماییم باید حداقل نیمی از مسئله را بدانیم و مهرانا وقتی مواد را قطع کرد متوجه نشد که حالتهای بدش از خماری و در حقیقت همان فقدان شبه افیونی است با این تفکر اشتباه مواد را قطع میکند و مصرف کننده قرص می شود پس از مدتی با حال خیلی خراب از قسمت همسفر ها به اینجا آمد و با شربت OT سفر تدریجی را آغاز نمود.

مهرانا از همان ابتدای سفر مدام گریه می کرد و من این را میدانستم که همیشه چند دقیقه ی اول جلسه باید گریه های او را گوش بدهم و دائما" اشک می ریخت و می گفت من حالم خیلی بداست و در جواب به او می گفتم صبور باش، درست می شود. چراکه مسئله ی اعتیاد و درمان اعتیاد زمان می خواهد.

مهرانا کلاسها را خوب شرکت کرد و در سفر دوم خیلی خوب حرکت می کند در حال حاضر نگهبان روزهای یکشنبه نیز هست و در قسمت سایت و وبلاگ خانمهای مسافر فعالیت دارد.

مهرانا آموزش و پیشرفت را خیلی دوست دارد.

مهرانا روحیه و اخلاق خیلی خیلی بچه گانه ای داشت اما هم اکنون مسائل را جدی تر می گیرد و بعدا" متوجه شدم که واقعا" در کارهای اجتماعی و زندگی و شوهر داری خیلی خوب حرکت می کند هیچ وقت بدی در او راه  نداشته و روح پاکی دارد.

در پایان به خودشان و همسرشان تبریک می گویم و امیدوارم ایشان را در جایگاههای بالاتر ببینم.

 

خانم مهرانا

مصرف: حشیش ، هروئین ، قرص روان گردان ، الکل و قرص اعصاب

مدت سفر اول: 12 ماه و 20 روز

راهنما: سرکار خانم راد

رهایی: یکسال و 25 روز

 

آرزوی خانم مهرانا

آرزوی اول: سلامتی جناب آقای مهندس

آرزوی دوم: سلامتی سرکار خانم راد و امیدوارم همیشه سایه ی این دو عزیز بالای سرمان باشد.

 

من هم از طرف لژیون سرکار خانم راد این روز بسیار عزیز و پر شور و هیجان همانند روحیه ی خود خانم مهرانا را به خودشان و همسر گرامیشان و یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره 60 تبریک و تهنیت عرض میکنم وآرزو میکنم در همه حال همچون امروز پویا، بانشاط، قوی و محکم به راه خود ادامه دهند.

 

 

تولد دیده بان خانمهای مسافر . . .

با دورد و شادباش فراوان اعلام می کنم امروز یکشنبه مورخ 25/10/90 تولد 10 سال آزادی و رهایی سرکار خانم راد دیده خانمهای مسافر را با شکوه بسیار زیاد برگزار نمودیم

 

 

 

پیام

 

و اکنون نگاهی به خانمهای مسافر بیانداز، و این توانایی ها را نظاره گر باش، که چگونه با تلاش و یاری شما گلهای پرپر شده، دوباره به آرامی و دزدانه سر از زیر خروارها یخ و برف به در آورده اند و اکنون چون درختان سلامت و استوار به ستایش حق تعالی مشغول اند.

 

 

خلاصه سخنان استاد

 

قدر مسلم می دانید که خانم راد برای اوایل کنگره 60 می باشند. اوایل کنگره 60 را عهد دایناسورها می نامم چراکه ما در کنگره موجوداتی داشتیم که واقعا" به همین شکل بودند! در آن روزها ما بیچارگی های بسیاری کشیدیم. تا به خودمان می جنبیدیم اتفاقات مختلفی رخ میداد یا خیلی مسائل دیگر که گفتنش هم لازم نیست چون باید آن مراحل طی می شد.

یکی از خانمهای آن زمان خانم راد بودند. به یاد دارم که قبلا" کلاسهای ما بالا تشکیل می شدو ایشان لباس شیک می پوشیدند اما همیشه با دمپایی در جلسه حاضر می شدند.

اما خوشبختانه مطالب و کتاب 60 درجه را صورت جدی خواندند و یاد گرفتند همچنین با اعتقاد کامل به برنامه و پروتکل، به درمان رسیدند.

پس ما از جماعتی که وجود داشت و به عبارتی آنهمه بذری که کاشتیم فقط ایشون به جوانه رسیدند از آن زمان به بعد ایشان آرام آرام شروع نمودن به کارکردن و ادامه دادن. و به مرور زمان مسئولیت خانمهای مصرف کننده به عهده ایشان شد و الانه تمام خانمهای مسافر سر سلسه شان خانم راد است شاگرد ها را پرورش دادند و به درمان رساندند و همان شاگردان در امتحان کمک راهنمایی امتحان دادند و راهنما شدند و نوه و نتیجه هایشان هم به عمل آمدند.

به یا د دارم  خانم راد پسرشان را کیاوش که بچه ی خردسالی بود را روی صندلی می نشاندند و به کلاسها و آموزش می پرداخت و در طی این سالها زحمات زیادی کشیدند.

البته بعضی ها که می خواهند وارد لژیون خانم راد بشوند به آنها می گوییم خودت را آماده کن چون ایشان حسابی سخت گیر هستند! چون ما به این شکل نیاز داریم اگر راهنما سرتاپا محبت باشد شاگردش به نتیجه نمیرسد در مقابل اگر هم سرتا پا خشم باشد بازهم به نتیجه نمی رسند. ما نه نیروی انتظامی هستیم و نه قوه ی قضاییه اما  برای تربیت شاگردان دو معیار داریم و دیگر چیزی نداریم: اگر خوب کار کنند به آنها حال می دهیم  و اگر بد کار کنند حال آنها را می گیریم و این عملکرد ما حساب و کتابی دارد. در پرتو این دو شاگرد به رهایی و آزادی میرسد. خانم راد این دو موضوع  را خیلی خوب می داند برای همین است که شاگردهای به هم ریخته ای که در ابتدا آنها را هم با خاک انداز نمی شد جمع کرد و یا شاگردانی که چندین بار خودکشی کرده بودند و از بیمارستان لقمان الدوله آورده بودند را به درمان رساند. این یک هنر است و خانم راد این هنر را می داند این قضیه صنعت نیست هنر واقعی است که باید یاد بگیرید.

درخت از میوه هایش مشخص می شود و ما آدمها را از نتیجه و عملکردهایشان تشخیص می دهیم و هیچ معیار دیگری هم نداریم شجره ی خانم راد میوه های خیلی خوبی داد.

و از صمیم قلب دهمین سالگرد تولد خانم راد را به ایشان تبریک می گویم.

 

سرکار خانم راد

مصرف : همه نوع مواد مخدر

مدت سفر اول: 11 ماه

راهنما: جناب آقای مهندس دژاکام

رهایی: 10 سال

 

آرزوی خانم راد

 

آرزو می کنم تا وقتی که زنده هستم بتوانم خدمتگذار خوبی باشم

ایشان در صحبتهایشان فرمودند : از زمانی که من سفر اولم را شروع کردم تا به امروز که 10 سال می گذرد اگر حمایتها و فرماندهی و برنامه ریزیهای بنانگذار کنگره 60 نبود کنگره خانم های مسافر بوجود نمی آمد و من تنها یک سرباز بیشتر نیستم .

 

من هم از طرف بچه های لژیون ایشان این روز بسیار عزیز و محترم که برای یکایک ما بسیار با ارزش و مهم  است را خالصانه و عاشقانه به تک تک افراد گروه خانمهای مسافر و به کل خانواده ی کنگره ۶۰ تبریک و تهنیت می گویم.

 

 

 

 

تولد . . .

 

با شادکامی بسیار اعلام می کنم امروز یکشنبه مورخ 18/10/90 تولد دو سال رهایی و آزادی خانم مرضیه رهجوی سرکار خانم راد را در گروه خانمهای مسافر جشن گرفتیم

 

 

پیام

خیلی عجیب است که انسان در ظلمات به مرحله ای می رسد که تصور می کند همه چیز به پایان رسیده، در این لحظه فقط نور وکلام الهی است که از لسان انسانی به او منتقل می گردد و تو چقدر زیبا آنرا دریافت کردی تا مرحله ای که بلد راه دیگران شدی.

 

خلاصه سخنان استاد

خانم راد فرمودند:خانم مرضیه حال خرابی های زیادی داشتند. ایشان با مصرف بسیار بالای قرص و شیشه وارد کنگره شدند.

خانم مرضیه تا سه چهار ماه اول ورودشان مدام در حال گریه کردن بودند. قبل از شروع جلسه همیشه شخصی را مسئول قرار می دادیم تا ایشان را آرام کنند و وقتی جلسه شروع می شد مدام در حال رفت و آمد بود و آرام و قرار نداشتند.خانم مرضیه در ابتدا فکر می کرد با مصرف شربت تریاک او پس از مدتی به تریاک هم معتاد می شود و با این تفکر غلط برنامه هایی که به او می دادم درست اجرا نمی کرد مثلا" میگفتم 6 سی سی مصرف کن 1 سی سی مصرف میکرد ما متوجه میشدیم اما می گفت درست مصرف می کنم ولی حالم خراب است!

راهنمایان در کنگره گاهی اوقات باید در مقابل همچون رفتارهایی از رهجو کوتاه بیایند تا رهجو خودش متوجه اشتباهش بشود من هم در مورد خانم مرضیه این چنین عمل نمودم و طولی نکشید که یک روز آمد و گفت ببخشید! من شربتم را کم مصرف می کنم و از آن موقع به بعد تازه سفر او شروع شد، پله ها را درست اجرا کرد و سفر خوبی داشت و آرام آرام با کم شدن مصرف قرص هایش آموزش گرفتن او هم شروع شد.

خانم مرضیه در اواخر سفر در لژیون به بچه های تازه وارد که حالشان خوب نبود کمک می کرد و از تجربه های سفرش برایشان می گفت و در واقع خدمت را از سفر اول آغاز نمود.و در سفر دوم داوطلبانه لژیون آزاد زنان را که در مقطعی از زمان به هم ریخته شده بود را سرو سامان دادند.افراد در کنگره تا زمانی که خدمت هایی مثل دبیری و نگهبانی را دارند حالشان خوب است اما به محض اینکه در کنگره بیکار می شوند مشکلات آنها هم شروع می شود. الحق خانم مرضیه در این راه به این مسافران یاری رساندند.

ایشان انرژی پتانسیلی که درونشان بوجود آمده بود را بکار گرفتند و نشان دادند که آمادگی لازم را دارند.خانم مرضیه برگ برنده ای که همیشه در دست خود دارند این است که هیچ گاه فراموش نمی کند با چه حال خرابی هایی به کنگره آمدند و به همین خاطر همیشه در حال آموزش گرفتن و تغییر هستند و دوست دارند این حال خوش را به بقیه هم هدیه دهند.

خانم راد در پایان ضمن تبریک به خانواده ی خانم مرضیه علی الخصوص خواهرانشان که در این راه به او کمک کردند فرمودند: خانم مرضیه در سفر دوم چشمه شدند امیدوارم که این چشمه روز به روز قوی وقوی تر بشود.

خانم مرضیه

مصرف: قرص های اعصاب و شیشه

مدت سفر اول: 15 ماه

راهنما: سرکار خانم راد

رهایی: دو سال و 15 روز

 

آرزوی خانم مرضیه

آرزوی اول: آرزو می کنم آنقدر به فرمان عقل نزدیک بشوم تا کارهایی انجام بدهم که باعث سربلندی خود و خانواده ام بشوم.

آرزوی دوم: آرزو می کنم تمام سفر اولی ها رها شوند.

 در پایان از طرف لژیون سرکار خانم راد این روز بسیار باشکوه و به یاد ماندنی را به خانم مرضیه و خانواده ی بزرگ کنگره ی ۶۰ تبریک و تهنیت عرض میکنم و برای ایشان تحقق یافتن آرزوهایشان را از خداوند بزرگ خواستارم. 

 

خانم راد در صحبتهای خود راجع به دستور جلسه این هفته(نقش آموزش و خدمت در رهایی من) نکات بسیار مهمی بیان نمودند که به یک مورد از آنها اشاره میکنم:

افرادی که به سفر دوم می رسند اگر آنها را به ظرفی تشبیه کنیم؛ در پایان سفراول ظرف آنها پر شده اما باز هم با دست خالی  همه چیز می خواهند! در چنین شرایطی اگر حرکتی نداشته باشند مدام می گویند: چرا حالم خوب نیست، پسر مصرف کننده ام حالش خوب نمی شود، فلان مشکل را دارم و دائما" در حال گله و شکایت هستند. ما در چنین شرایطی به افراد می گوییم که ظرفتان پر شده و دیگر گنجایشی ندارد خوب معلوم است حالت خوب نیست باید در هر لحظه در حال فراگیری و آموزش و خدمت باشی تا اینکه ظرفت بزرگتر شود و چیزهای بهتری را ببینی و دریافت کنی و حال خوش نصیبت گردد.

   

تولد . . .

امروز یکشنبه مورخ 11/10/90 تولد یکسال رهایی خانم مریم رهجوی سرکارخانم پروانه را جشن گرفتیم

پیام

در صراط مستقیم باید قدم برداشت تا به آنچه لازم است برسید، هر قدمی که با بلندی برداشته می شود شما را به مقصد نزدیک تر می کند.

خلاصه سخنان استاد

خانم پروانه در ابتدا تولد یکسال رهایی خانم مریم را به جناب آقای مهندس دژاکام، سرکار خانم راد و دیگر اعضای کنگره تبریک گفته، سپس در مورد خانم مریم این چنین فرمودند:

خانم مریم مصرف بسیار بالای قرص های اعصاب داشتند که جناب آقای مهندس لطف کردند و ایشان را پذیرفتند.

البته خانم مریم یک سفر نا موفق نیز داشتند؛ ایشان تنها بودند و همراهی نداشتند و در طول سفر روی آموزشها کار نمی کردند و قطع مصرف شدند و در سفر دوم خود با مشکلاتی از قبیل بی خوابی روبرو شدند حتی در کلاسهای جهان بینی هم که شرکت می کردند چرت می زند تمام این موارد نشان از بی تعادلی در ضلع جهان بینی او داشت و مشکلاتشان تا حدی رسید که به پزشکان مختلف مراجعه نمودند.

با اجازه ی جناب آقای مهندس دژاکام و سرکارخانم راد دستور سفر مجدد به خانم مریم داده شد.

خوشبختانه در سفر مجددشان خوب حرکت کردندو خواهان تغییر بودند و یک تنه مسئولیت کارهایشان را به عهده گرفتند. شاغل شدند و استقلال مالی بدست آوردند.

استاد در پایان فرمودند: امیدوارم خانم مریم مسئولیت پذیری را بیشتر بیاموزند و افتخار خدمت در کنگره نصیبشان گردد.

 

خانم مریم

مصرف: قرص

مدت سفر اول: 10 ماه و 15 روز

راهنما: خانم پروانه

رهایی: یکسال

 

آرزوی خانم مریم

برای خانم پروانه و جناب آقای مهندس بهترینها را خواستند.

 

از طرف اعضای لژیون سرکار خانم راد یکسال رهایی و آزادی خانم مریم را صمیمانه به خودشان و خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم و برایشان بهترینها را آرزومندم.

 

 

 

تولد . . .

               

امروز یکشنبه مورخ 4/10/90 تولد یکسال رهایی خانم نگار رهجویی خانم مینا را جشن گرفتیم

 

 

پیام تولد

 

خانم نگار شما به زیبایی در عمل نشان دادید که انسان می تواند تغییر نماید و سرنوشت ها با خواست خود انسانها رقم زده می شود اکنون شما می توانید با وسعت عمل در اندیشه های خود به جایگاه اصلی خود روان گردید.

 

خلاصه سخنان استاد

 خانم مینا فرمودند: خانم نگار با مصرف 15 گرم تریاک به صورت کشیدنی با وافور به همراه دخترشان به کنگره آمدند.

در بدو ورود به کنگره احساس ترس شدیدی از قطع مواد داشتند که مبادا حالشان بد شود. خانم نگار تا مدتی مصرف دقیق خودشان را نمی گفتند به همین علت من به ایشان تا مدتی نمی توانستم برنامه بدهم و بعدا" متوجه شدم جرأت نمی کرده که مصرف دقیق خود را بازگو نماید. اما با گذشت زمان و آشنایی بیشتر با سیستم کنگره برنامه ها را کاملا" اجرانمود و حرکتش خیلی خوب انجام می گرفت.

با توجه به اینکه پدر و مادر ایشان در خارج از کشور اقامت داشتند متاسفانه بر اثر سانحه ی تصادف هر دوی آنها را در همان مدت طول سفر اول از دست دادند و او مجبور شد دو سه مرتبه به خارج از کشور سفر کند همچنین همانطور که می دانیم مصرف مواد مخدر پوششی روی بیماریهای ما می کشد و خانم نگار هم از این قضیه مستثنی نبود چراکه ایشان در طول سفر بیماریهای متعددی برایشان پیش آمد و مجبور شدند چند باری جراحی های گوناگونی انجام دهند؛ نکته ی مهم اینجاست که این موارد کوچکترین خدشه ای به برنامه سفر ایشان وارد نکرد و به یاد ندارم که در برنامه هایی که به او می دادم  دخالتی کند و یا پیشنهادی بدهد.

همسر ایشان هم دورادور با نگهداری از فرزند 7 ساله شان کمک بزرگی به خانم نگار می کردند.

خانم نگار در سفر دوم نیز در پی سروسامان دادن و باز پس گرفتن چیزهایی هستند که از دست داده اند.

در پایان استاد فرمودند: ضمن تبریک به جناب آقای مهندس دژاکام و خانم راد و تمامی راهنمایان و همه ی کسانی که در جلسه حضور دارند خصوصا" خود خانم نگار و خانواده ی محترمشان امیدوارم از این به بعد قدمها و خدمتهای بزرگی را از ایشان شاهد باشیم.

 

خانم نگار

مصرف: 15 گرم تریاک

مدت سفر اول: 19 ماه

راهنما: خانم مینا

مدت رهایی: یکسال

 

آرزوی خانم نگار

 

آرزو می کنم همه راه کنگره را پیدا کنند.

 

بنده نیز از طرف خودم و تمام اعضای لژیون خانم راد این روزبسیار با شکوه را صمیمانه به خانواده کنگره ۶۰ و خود خانم نگار و راهنمای گرامیشان خالصانه تبریک و تهنیت عرض می کنم.

تولد . . .

امروز یکشنبه مورخ 27/09/90 تولد یکسال رهایی و آزادی خانم ستاره رهجوی خانم راد را باهم جشن گرفتیم

 

پیام تولد

خانم ستاره به رفتار، به عمل و به سخن در حال آزمایش الهی هستید و تا کنون کاملا" پیروز میدان شده اید و عزت خویش را به دست آورده اید. این سعادت را حافظ باشید و جای خود را استوار بگردانید.

 

خلاصه سخنان استاد

 سرکار خانم راد فرمودند: در حال حاضر کنگره 60 مصرف کنندگان قرص را نمی پذیرد اما با توجه به اینکه خانم ستاره در کنار مصرف  قرص مصرف مشروب نیز داشتند و با حال خیلی خراب وارد کنگره شدند و همین طور از آن جایی که تازه از بیمارستان منتقل شده بودند و قصد داشتند به زندگی خود پایان دهند اما خداوند به او فرصت زندگی بخشید.

ستاره تنها حرکت کرد و خانواده اش اورا ترک کردند به طوری که جایی برای ماندن نداشت وقتی ستاره به کنگره آمد مادرش هم مصرف کننده قرص و شیره داشت، همراه او شد و با قرار گرفتن در سفر راه برایش باز شد و خداوند غیر ممکن ها را برایش ممکن ساخت.

ستاره سفر خوبی را انجام داد و آرام آرام خودش را پیدا کرد و مسئولیت پذیر شد و استقلال مالی خود را بدست آورد.

ستاره قابل مقایسه با پارسال نیست و در حال حاضر مشغول خدمت در قسمتهای نشریات، مرکزمطالعات و دبیری در کنگره می باشد.همچنین یکی از نویسندگان فعال وبلاگ خانمهای مسافر نیز میباشد.

تمام اینها نشان از تلاش و زحمت و خواست و در راه بودن اوست. ستاره دائما" در حال حرکت های پویاست. یک خصوصیت بارز او انجام دادن کارهایی است که به او حس خوب و سالمی می بخشد.

استاد در پایان فرمودند: امیدوارم شاهد تغییرات بیشتر و بهتر از او باشم و او را در جایگاه کمک راهنمایی ببینم.

 

 خانم ستاره

مصرف: قرص و الکل

سفر اول: ۱۳ ماه و ۲۰ روز

راهنما: سرکار خانم راد

رهایی: یکسال

  

آرزوی خانم ستاره

 آرزوی اول: بتوانم به یک انسان واقعی تبدیل شوم.

آرزوی دوم: تمام افراد روی زمین کنگره ای زندگی کنند.

 

بنده نیز از طرف خودم و تمام اعضای لژیون خانم راد این روزبسیار با شکوه را صمیمانه به خانم ستاره و راهنمای عزیزمان خالصانه تبریک و تهنیت عرض می کنم.

 

تولد یکسال رهایی خانم عفت . . .

امروز یکشنبه مورخ :3/7/90 تولد یکسال رهایی خانم عفت
رهجوی خانم راد را برگزار نمودیم
  .


 در خانواده ، مادر مرکز دایره است و چه زیبا با متد DST و آموزش توانستید ،این مرکزیت را که به خارج دایره رفته بود به نقطه اولیه باز گردانید.

خانم راد فرمودند : خانم عفت با مصرف شیره وارد کنگره شدند و سفرشان را با تریاک شروع کردند سفر خیلی خوبی داشتند و همیشه حالشان خوب بود و از پله کم کردن همیشه استقبال می کردند و هیچ مشکلی نداشتند و همیشه عاشق زندگی بودند و هستند .
این روز زیبا را به خودشان و خانواده شان تبریک عرض می کنم و امیدوارم به آموزشهایشان همچنان ادامه دهند .


آرزوی خانم عفت :  سلامتی جناب مهندس ، خانم راد و تمامی اعضای کنگره 60 را از خداوند خواهانم .

مصرف : شیره تریاک


روش درمان : DST با داروی OPIUM 

مدت سفر اول : 11 ماه

راهنما : خانم راد

ما هم از طرف تمام بچه های لژیون تولد خانم عفت را به ایشان و همسفر عزیزشان خانم مهری تبریک عرض می کنیم .

تولد چهار سال رهایی خانم ملیحه . . .

 روز یکشنبه مورخ ۲/۵/۹۰ جشن چهارمین سال رهایی خانم ملیحه رهجوی خانم راد را برگزار نمودیم.

 

 شما تاریکی ها را تجربه نمودید و به روشنایی ها قدم

نهاده اید بنابر این شهر وجودی شما ویران نخواهد شد

 امیدواریم خداوند پاداش شما را در انجام عمل سالم عنایت فرماید .

خانم راد فرمودند : خانم ملیحه با مصرف بالای قرص وارد کنگره شدند و یک طرف صورتشان کاملاْ بی حس بود و قرار بود به بیمارستان بروند و شوک بدهند . در ابتداء برایشان سخت بود با تریاک درمان شوند اما زمانی که قبول کردند متوجه شدند که کسی که قرص مصرف می کند باید تا آخر عمر مصرفش را ادامه دهد در حال حاضر هیچ دارویی مصرف نمی کنند و تمام بیماری هایشان درمان شده است ایشان در سفر دوم حرکتهای خوبی انجام داده اند به ایشان و خانواده محترمشان تبریک عرض می کنم .

آرزوی خانم ملیحه : آرزوی سلامتی برای آقای مهندس و خانم راد و تمام خدمتگزاران کنگره را دارم .

در آخر آقای مهندس ضمن تبریک نشان برنز چهار سال رهایی خانم ملیحه را به ایشان تقدیم نمودند .

تاباد چنین باد . . .   

تولد هفت سال رهایی خانم مینا . . .

روز يكشنبه مورخ ۱۲/۴/۹۰ جشن هفتمين سال رهايي خانم مينا رهجوي خانم راد ، را برگزار نموديم

               

ما براي شما كه بذر نيكو كاشته ايد ، ارج بي دريغ داريم اگر هيچ نداند

خداوندگار عالم ورنج 

 "دست ميداند به شما كه با راهيان همنوا شده ايد شادباش ميگوييم"

خانم راد فرمودند : خانم مينا مانند همه ما يك راه گم كرده بودند كه تصور مي كردند هيچ راهي براي درمان وجود ندارد اما با ورود به كنگره و شركت در كلاسها ايمان و تمام چيزهايي كه براي سفر لازم است را بدست آوردند اگر كنگره را يك درخت در نظر بگيريم خانم مينا يكي از شاخه هاي تنومند آن مي باشد ايشان مدتي مرزبان بودند و خالصانه خدمت كردند در حال حاظر نيز غير از كمك به بچه هاي لژيون خودبه بقيه نيز كمك ميكنند به ايشان و خانواده محترمشان تبريك مي گويم .

آرزوي خانم مينا : آرزو ميكنم خداوند ظرف وجودي من و همه مسافرين خانم را آنقدر وسعت دهد تا بتوانيم علم و دانش كنگره را خيلي بهتر دريافت كنيم تا به فرمان عقل نزديكترشويم .

در آخر آقاي مهندس ضمن تبريك نشان طلاي هفت سال رهايي خانم مينا را به ايشان تقديم نمودند.

تا باد چنين باد . . .