شما که فکر میکنی دنیا به آخر رسیده اگر من با 60 سال سن توانستم تو هم میتوانی


سالها با مشکلاتی که داشتم به مواد مخدر روی آوردم در مواقعی که در منزل اقوام و دوستانم به علت اینکه نمیتوانستم بکشم مجبور به خوردن می شدم سال 79 به دیدن پسرانم به خارج از کشور رفتم و اجبارا با خودم حتی یک گرم هم نبردم ساعت 11 صبح رسیدم ساعت 6 بعدازظهر خماری بمن غلبه کرد آنقدر که حالم بد شد پسران زنگ زدند و آمبولانس خبر کردند و در بیمارستان بعد از آزمایش و عکس آنها به من مسکن زدند فردای آن روز به دکتر شخصی رفتیم پسرم را به بهانه ای بیرون فرستادم و به دکتر گفتم من به تریاک اعتیاد دارم و در اینجا هیچی ندارم دکتر به من قرصی داد که بعدا از داروخانه سئوال کردیم گفتند این قرصی است که به اسب موقع زایمان میدهیم که اصلا حال مرا خوب که نمی کرد عین یک مرده تمام طول روز می افتادم حتی حمام نمی توانستم بروم شب تا صبح هم چشمم به سقف اطاق بود خلاصه بعد از چند ماه دوباره پیش دکتر رفتیم دکتر گفت شما با این قرصها بهبود پیدا نمیکنید بهتر است به ایران برگردی و دوای خود را آنجا پیدا کنی اینجا اصلا خوب نخواهی شد من ناچاراً به ایران آمدم و از دوستم خواهش کردم برایم مواد بیاورد بلافاصله حالم خوب شد سالها این کار را ادامه دادم تا اینکه خسته شدم چون هیچ جا نمی توانستم بروم تا اینکه یک روز صبح سر نماز خیلی گریه کردم و از خدا خواستم راهی برایم باز کند تا من نجات پیدا کنم همان روز دوستی داشتم که در رضائیه زندگی میکنند آنها چند سال پیش در کنگره رها شده بودند به من زنگ زدنند و آدرس آکادمی را که خیلی هم واضح نبود به من دادند ساعت یازده صبح 91/3/9 بعد از جلسه مرا پیش آقای مهندس آوردند و ایشان بسیار محترمانه برخورد داشتند بعد از سه جلسه به من شربت ot دادند و گفتند هفته بعد باید سهمیه ات را از کلینیک بگیری بقدری این جلسات در روحیه من اثر مثبت داشت و دارد که وقتی به منزل رفتم احساس سبکی میکردم آیا در این زمانه که خواهر یا برادر بخاطر مشکلات خودشان گاهی تلفتی حال ما را می پرسند آیا کسی هست که بدون اینکه ریالی پول از ما بگیرد اینطور از صمیم قلب کمک کند من ندیدم .

اول از خدای خود بعد از بنیانگذار کنگره و خانم راد و راهنمای عزیزم و مرزبانان ممنونم انسانها سالی یک بار اگر بتوانند به خانه خدا میروند اما خدمتگذاران کنگره دقیقه ای 7 بار خانه خدا میروند 

طواف کعبه دل کن که کعبه خود سنگیست

که آن خلیل بنا نهاد و این خدای ابراهیم

در حال حاظر چند ماهی است به کنگره می آیم و حالم بسیار خوب است و مشکل خاصی از نظر ناراحتی قلبی ، خماری و یا اضطرابندارم منی که برای خرید مایحتاج منزل بیرون نمیرفتم هفته ای دو بار به کنگره میایم و یک روز هم به پارک میروم دیگر مشکل روحی و جسمی ندارم و از خدایم متشکرم که مرا از چاه درآورد و در آن صبح زود صدای مرا شنید

خانمانسوز بود آتش آهی گاهی

ناله ای میشکند پشت سپاهی گاهی

قصه یوسف و آن قدم چه خوش بندی بود

به عزیزی رسد افتاده به چاهی گاهی

حال شما که ناامیدی که فکر میکنی دنیا به آخر رسیده اگر من با 60 سال سن توانستم تو هم میتوانی خودت را پیدا کنی .

نوشته شده توسط خانم شیرین رهجوی خانم راضیه