اخبار لژیون . . .

امروز سه شنبه مورخ ۲۸/۰۹/۹۱جلسه لژیون ما با موضوع ادامه سی دی برای چه می آییم؟ به استادی سرکار خانم راد راهنمای عزیزمان برگزار شد.

 

خلاصه سخنان استاد:

سرکار خانم راد فرمودند:چرا آب چشمه ها زلال و خوب است؟ برای اینکه از لایه های مختلف زمین عبور می کند و خالص می شود انسانها چگونه تسویه و پالایش می شوند؟ آنها هم با رفت و آمد ها و کسب تجربه خالص می شوند.

جنس صور پنهان انسان در مراحل اولیه نفس به صورت نار و بسیار نابود کننده می باشد به عبارتی این نار همان جنی است که هر انسانی با خود به همراه دارد و حالا ما می توانیم با آموزش و یادگیری وادی اول یعنی تفکر صحیح از نار به نور برسیم تا جایی که جن در وجود ما هست اما خداوند فرمان می دهد که دیگر با این انسان کاری نداشته باشد مثلا" فردی که در مراحل نفس بالاست و به نفس مطمئنه رسیده وسوسه می شود اما به راحتی از کنارش می گذرد و یا اصلا این وسوسه ها را نمی بیند. فردی که جنس نفس او از نار به نور برسد دیگر نیازی به آمدنش به زمین نیست یعنی تکامل یافته مگر در شرایطی برای ماموریتهای خاص از جانب خداوند فرمان داشته باشد.

شاید برای بسیاری از ما سوال شود چرا خداوند اضداد و نیروهای منفی را آفرید؟ چرا تنها فرشتگان و ملائکه را قرار نداد؟

چون ما در این آمدن و رفتن ها با تکانه ها و شوک ها آشنا می شویم کلید ها را می یابیم آموزشها را می گیریم تزکیه می شویم.

انسانها فقط در سختی هاست که می آموزند اگر من در رفاه کامل باشم از هیچ  چیزی نمی توانم آموزش بگیرم همه چیز برایم بی اهمیت می شود و در نهایت به پوچی خواهم رسید.اما وقتی مشکلاتی باشد انسان در راه حل نمودن آنها قوی تر می شود. همین مسئله ی اعتیاد اگر برای شما وجود نداشت نه راهتان به اینجا باز می شد نه از آموزش خبری بود. اگر نیروهای مکمل و اضداد را با دید خوب بنگریم، آرامش هم نصیبمان می شود. آن زمان پرواز و حرکت من هم بهتر است هر چه سختی را تحمل کنم و زمان بگذرد سبک تر خواهم شد.

مسئله ی مهم اینجاست که اگر نتوانیم جن را ضعیف کنیم آن طرف هم همراه ما خواهد بود و ما را رها نمی کند یعنی همان القائات و اذیت ها را دارم اما اگر اینجا جایگاهم را تغییر دهم و درجه ام را بالا ببرم گریدم عوض می شود و آن طرف راحت هستم چراکه که من نفس  و عقل و حس خودم را همه جا به همراه دارم اصلا" چرا می آییم؟ برای درست کردن همین مشکلات فرستاده می شویم اگر قرار باشد آنها تغییر نکنند پس آمدنمان چه فایده ای دارد  فقط غذاب هست.

ما باید تغییرات را احساس کنیم باید حس کنم که امروز از یک ماه پیش بهترم اگر نباشد رکود می کنم و درجا می زنم.

تصور کنید من نشسته ام و تغییراتی هم ندارم یعنی در حالت رکود هستم فردی هم کنار هم نشسته جن درون من و او بدون آنکه متوجه شویم با هم صحبت میکنند و برنامه ریزی می کنند و من و فرد دیگر را به تاریکی ها می برند . جن خوب نداریم جن ها در میان خودشان خوب هستند و ام درنهایت به انسانها به عنوان نیروی خنثی نگاه می کنند و ضربه می زنند آنها دوست دارند از انسانها انرژی بگیرند.

در نتیجه زمانی ما از نار هستیم که یک حرف از دهان ما خارج می شود به 10 نفر تنش وارد می کنیم اما وقتی آموزش بگیرم کم کم با تفکر به القائات مثبت گوش بدهم باعث تقویت نفس می شود به دیگران انرژی می دهیم و از اماره به لوامه و سپس به مطمئنه پیش میرویم.و این همان روح پذیری ما می شود.

پایان

تولد . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم، امروز یکشنبه مورخ 26/09/91 جشن سه سال رهایی خانم راضیه یکی از کمک راهنمایان کنگره 60 ، رهجوی خانم مینا را به گرمی برگزار نمودیم.

 

پیام . . .

خانم راضیه؛ شما به زیبایی تمام نشان دادید که حفظ حرمتها و قوانین کنگره 60 انسان را به رهایی و آزادی هدایت می کند. رحمت خداوند بر شما باد.

خلاصه سخنان استاد . . .

خانم مینا فرمودند: امروز سه سال رهایی خانم راضیه را جشن می گیریم این روز را به بنیان کنگره آقای مهندس دژاکام و خانم راد و همین طور کمک راهنمایان و مرزبانان و دیگر حاضرین در جلسه بخصوص به خودشان همسرشان و دختر گلشان نغمه تبریک می گویم.

خانم راضیه مثل همه ی ما با حال بد و پریشانی وارد کنگره شدند. مصرف ایشان شیره و کرک بود فرزند کوچک و همسر مصرف کننده داشتند خواست ایشان درمان و رهایی بود در سفر اول به علت منحل شدن لژیونشان مشکلات زیادی داشتند اما از مسیر درست خارج نشدند براحتی می توانستند بی راهه بروند اما انتخاب درست را انجام دادند و در کنگره ماندندو سپس به لژیون من آمدند خانم راضیه با کمک آموزشها توانستند بر مشکلات غالب شوند کلاسها را مرتب می آمدند و در حاشیه نبودند به رهجوهای دیگر آزاری نمی رساندند و در آموزشها فعال بودند.

در سفر دوم هم با عشق و علاقه ای که به کنگره داشتند وارد چرخه ی خدمت شدند و از دبیری تا مرزبانی را پشت سر گذاشتند و امروز هم یک کمک راهنمای خوب و موفق هم در آموزش و هم در خدمت نقش خوبی را ایفا می کنند خانم راضیه هیچ گاه در حاشیه نیستند و راز این موفقیت اجرای قوانین و حرمتهای کنگره توسط ایشان است .

همسرشان هم به همراه ایشان وارد کنگره آقایان مسافر شدند و هم اکنون کمک راهنما هستند یک زندگی خیلی خوب و موفق دارند امیدوارم همیشه در این مسیر کوشا موفق و پیروز باشند.

و اما در مورد دستور جلسه ی این هفته من چگونه ورزش می کنم و جهانبینی ورزشی فرمودند: جهانبینی ورزشی در مقابل جهانبینی افیونی است فرد تا زمانی که مصرف کننده است و ورزش می کند نگرش او هم افیونی است هیچ بهره و لذتی از ورزش نصیبش نخواهد شد در ترک اعتیاد هم به این گونه است مواد قطع شده اما اندیشه و نگرش گذشته همچنان باقی است درمان اعتیاد با روش dst به همراه ورزش نقش بسیار بسزایی دارد و مکمل درمان است در کنگره باید هر رهجویی یک رشته ورزشی داشته باشد در خانمها هم ورزش ایروبیک و تیراندازی با کمان شکل خوبی به خود گرفته در پایان امیدوارم که این حرکت ارزشمند روز به روز گسترده تر شود.

خانم راضیه

مصرف: شیره تریاک و کرک

راهنما: خانم مینا

روش درمان:dst با opium

مدت سفر اول: 14 ماه

رهایی: 3 سال

آرزو . . .

آرزوی اول : را  در دل خود نگه داشتند .

آرزوی دوم: در قسمت خانمهای مسافر نیروهای قوی و متعهد پرورش بدهیم و روز به روز گسترش پیدا کنیم.

بنده از طرف لژیون سرکار خانم راد دیده بان خانهای مسافر این روز با شکوه را صمیمانه به خانم راضیه ، همسر محترمشان و نغمه عزیز و تمامی اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم.

اخبار لژيون

امروز سه شنبه مورخ 21/9/91 جلسه لژیون ما با دستور جلسه چرا می آییم به استادی سرکار خانم راد برگزار شد

 

 

تمام انسانها به شکل انفرادی به دنیا می آییم و ادامه حیات ما به صورت اجتماعی است و به شکل انفرادی هم می رویم ولی تکامل در جمع صورت می گیرد ارتباطات وآموزشها در جمع شکل می گیرد ما باید در طول مسیر به توانای برسیم تا بتوانیم با مشکلات روبرو شویم ، مشکلات وجود دارد حالا کم یا زیاد برای هر شخصی است . مشکلات رحمت خداوند است که باید آن را حل کنیم و گرنه ازآن مرحله خارج نمی شویم ما در سه چیز باید توانایی داشته باشیم 1. قدرت تفکر 2. قدرت انجام عمل 3. قدرت فیزیکی بدن باید این سه ضلع را کامل کنیم تا بتوانیم بر آن مشکل فائق بیایم این سه ضلع مثلث توانایی حل مشکل است . تفکر در درون ما بالقوه است و زمانی که به انجام می رسد به فعل می رسد . ما باید این تن را دوست داشته باشیم و برایش ارزش قائل باشیم . سوار کار نفس است و سوار جسم است این دو ارتباط مستقیم با هم دارند باید بدن خود را با خواب خوب پر انرژی نگه داشت . اگر این مثلث را خوب اجرا کنیم از یک مرحله به راحتی عبور خواهیم کرد . باید آن چیزی که می گویم به اجرا در بیاوریم و آن چیزی که اجرا می کنیم باید در قدرت و توان ما باشد .باید حرفهایمان با اعمالمان یکی باشد و حرفهایمان فقط یک صوت نباشد . آن زمان تمام رنج هایمان تبدیل به گنج می شود که در حلقه های بعدی به ما کمک می کند و اینگونه خیلی از کلیدها را در دست داریم . حیات دنباله دار است اگر در این دنیا قدرت تفکر و قدرت فیزیکی و قدرت انجام عمل نداشته باشیم در حلقه های بعدی هم نداریم . تمام کارهای ما در دفتر و اوراق ثبت می شود وقتی که از این دنیا می رویم تنها چیزی که می بریم با خودمان کارنامه اعمالمان است با قدرت تفکر و قدرت انجام عمل و قدرت فیزیکی بدن . انسان در سختیها تزکیه پیدا می کند ناخالصی ها در اثر ترددها و سختی ها از بین می رود ذره ذره . آن زمان نار تبدیل به نور می شود . جسم ما به دست روان ما است ما توسط روان خود و نفس خود مواد را به جسم زدیم . وقتی نفس تزکیه شد آن زمان جسم مسئولیت پذیر و فرمان پذیر می شود .

 

 

                                                                                                      ادامه دارد

اخبار لژیون . . .

جلسه ی امروز لژیون ما با موضوع بسیار مهم  بخش سوم از وادی چهارم سال 91 به استادی سرکار خانم راد برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم راد فرمودند: صور آشکار همان شهر وجودی یا کالبد اول یا کالبد فیزیکی است که ما به آن جسم می گوییم. و حتی اطلاعات چندانی هم از عملکرد آن نداریم. مثلا" چرا وقتی از حیوانی می ترسیم قادر هستیم با سرعتی باور نکردنی بدویم و از موانع بلندی بپریم که هیچ گاه در شرایط عادی قادر به انجام آن نیستیم در چنین مواقعی ترشح آدرنالین به حداکثر خود می رسد و این امر را میسر می کند.

این بخش در بدن به صورت ناخودآگاه کار خود را انجام می دهد یعنی بدون اراده دستگاه تنفس و ریه و قلب کار می کنند.

صور پنهان همان کالبد دوم و یا همان چیزی که ما در خواب رویت کنیم. عقل و نفس و حس جزئی از صور پنهان هستند.

افراد مصرف کننده و قرصی ها معمولا" خوابها و کابوس هایی را می بینند که بسیار آنان را آزار می دهد. هنگام خواب شخص نمی داند خواب می بیند و این طور می شود که می ترسد زجر می کشد جیغ میزند و . . . تا حدی که اگر هم بخواهد موجوداتی که آزارش می دهند را بزند یا بکشد سریع موجودات زنده می شوند و دنبالش می کنند. شخصی که مصرف کننده شیشه است و یا بیماری اسکیزوفرنی دارد فکر نمی کند چیزهایی که می بیند خیالات است بلکه برایش کاملا" واقعی است.

پزشکان هم در چنین شرایطی چون صور پنهان انسان را نمی شناسند و فقط اطلاعاتشان راجع به استخوان و مغز و . . . است مشکلات را از بدو تولد بررسی می کنند و مشکلات روانی را نمی توانند معالجه نمایند و فقط می گویند اینها فقط دچار وهم  شده اند و یک سری قرص و دارو به آنها می دهند تا مثل یک تکه گوشت لخت بی خیال شوند. در واقع با خوراندن قرص به آنها حواسشان را مختل می کنند. فرض کنید فردی که شیشه مصرف نموده و حس مشترکش قوی شده می تواند جهانهای دیگر را ببیند روانپزشکان با دادن قرص به او شاخکهایش را قیچی می کنند و با این کار تمامی جسم و مغز و هورمونهای او را به هم می ریزند. اما در کنگره حواس شخص آرام آرام متمرکز می شود و این تمرکز را اول به دنیایی که در آن زندگی میکند سوق می دهند و با این کار دوقطبی بودن شخص از بین می رود.

به قول مولانا و شاه نعمت اله ولی پنج حس حیوانی داریم که همه ی  حیوانات نیز از آن برخوردارند و پنج حس بیرون از جسم که مربوط به آرشیو هر شخص می باشد و هفت کالبد داریم: یکی جسم دیگری همان چیزی که در خواب می بینیم و . . .و حس مشترک یا حس ششم که همان رابط بین حس درون و بیرون است. افرادی که شیشه مصرف می کنند  بیوشیمی آنها به هم میریزد و از طرفی حس مشترک قوی عمل میکند همچنین مصرف ریتالین که دوپامین مغز را بالا میبرد مکانیزمش مثل شیشه است.

کشف و شهود یعنی حس ظاهر از کار میافتد به عبارتی چشم نمی بیند گوش نمی شنود و حس های بیرون به کار می افتند . مثل مولانا و بسطامی و شمس که حکمای ذوقی هستند و حس بیرونی آنها قوی است و خیلی چیزها را درک می کنند که مردمان عادی از فهم آن عاجزند. مثل خوابیدن ما که حواس ظاهر خاموش است اما با پنج حس دیگر هم می شنویم هم می بینیم.

آقای مهندس دژاکام هم در یکی از نوشته های خود می گویند دوگروه هستند که ...(مابقی را درادامه مطلب بخوانید)

ادامه نوشته

تولد . . .

با درود و شاد باش  فراوان اعلام می نمایم؛ امروز مورخ 19/09/91 جشن پنج سال آزادی یکی از کمک راهنمایان خوب کنگره خانم فاطمه رهجوی خانم پروانه را به گرمی برگزار نمودیم.

خلاصه سخنان استاد . . .

خانم پروانه فرمودند: امروز هم شاهد یک روز قشنگ دیگر در کنگره هستیم. این روز را ابتدا به معمار بزرگ کنگره جناب مهندس دژاکام ، سرکار خانم راد، تمامی کمک راهنمایان عزیز، گروه مرزبانی، خود خانم فاطمه و خانواده ی محترمشان تبریک گفته و آرزوی بهترین ها را برایشان دارم.

خانم فاطمه با تخریب اپیوم و با بیماری میگرن  و ناامیدی و اضطراب فراوان به کنگره آمدند.

خانم فاطمه در سفر اول رهجوی بسیار مرتب و منظم بودند خواست تغییر در وجودشان بود . دخترشان خانم سحر به عنوان همسفر همراهشان بود ایشان در امتحات کمک راهنمایی شرکت کردند و راهنمای همسفران شدند  اما مدتی پیش به علت مشکلات زندگی نتوانستند به کنگره بیایند.

خانم فاطمه سفر دوم خوبی را شروع کردند ایشان هیچ گاه در حاشیه نبودند و مادر و همسر موفقی هم هستند. عشق و علاقه ایشان به کنگره باعث شد یکی از خدمتگزاران خوب کنگره باشند.

خانم فاطمه

مصرف: اپیوم

راهنما: خانم پروانه

روش درمان: DST با OPIUM

مدت سفر اول: 9 ماه و 25 روز

رشته ورزشی: ایروبیک و تیراندازی با کمان

رهایی: 5 سال و 6 ماه

آرزو . . .

آرزوی اول: سلامتی و طول عمر برای جناب مهندس، خانم راد و خانم پروانه

آرزوی دوم:  . . . را دل خود نگه داشتند.

بنده نیز صمیمانه از طرف لژیون سرکار خانم راد دیده بان خانمهای مسافر این روز بزرگ را به تمامی اعضای خانواده ی بزرگ کنگره 60 تهنیت عرض می کنم.

دل نوشته . . .

اکنون معنی عشق و دوست داشتن را می فهمم

آغاز سخن را با یاد خداوند متعال شروع می نمایم خداوندی که مرا یاری داد که از توانایی هایم به درستی استفاده کنم . خداوندی که قدرت تحمل سختی را در طول سفرم به من عطا نمود . خداوند به من افسانه کمک و مساعدت نمود در طول مسیر زندگی و همچنین در طول سفرم دانش و آگاهی هایم نسبت به خودم و جسم و روان و جهان بینی ام به شدت افزایش پیدا نماید .

مدت دو ماه از رهاییم می گذرد و دل نوشته خود را برای تمامی مسافران راه کنگره 60 به رشته تحریر در می آورم اکنون معنی عشق و دوست داشتن را می فهمم چون پیوند محبتی که بین افراد کنگره بسته شده را مشاهده می کنم متوجه می شوم که این عشق حقیقی است و همه خدمت هایی که در اینجا می شود بلاعوض است و همیشه شکرگذار مخلوق و خالق خود هستند . حس بسیار خوبی دارم که در بین این عزیزان هستم و این را مدیون بنیانگذار کنگره 60 و راهنمای عزیزم هستم .

بهتر بگویم که دیدگاهم در مورد هر چیزی که در اطرافم است فرق کرده ، هر روز صبح با اشتیاق و شادی زیاد بیدار می شوم و برای کل روز خود برنامه ریزی می کنم و شب به تمام کارهایی که کرده ام فکر می کنم که اگر اشتباهی یا خلایی داشتم آن را جبران کنم و زمانی می توانم مسئولیت اشتباه خودم را قبول کنم که بتوانم دانش و آگاهیم را در مورد همه موضوعات مربوط به جهان بینی بالا ببرم و تا اینجا به این موضوع پی بدم که هر چقدر که بدانم باز هم کم است و مسئله مهمی که خیلی حائز اهمیت است کاربردی کردن تمام آموزشها برای بهتر زیستن نتیجه خوبی به همراه دارد .

حال در سفر دوم بهترین قدردانی که می توانم از خدای خود و جناب آقای مهندس و راهنمای عزیزم داشته باشم این است که فردی لایق و خدمتگذار برای کنگره باشم و همچنین فردی سالم و صالح ، تا ابتدا خدایم و دیگر عزیزانم از من خوشنود و راضی باشند .

نوشته شده توسط خانم افسانه رهجوی خانم میترا

تولد ها در لژیون ما . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 12/09/91 جشن سه سال رهایی خانم فائزه یکی از کمک راهنمایان گروه خانمهای مسافر را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام :

خانم فائزه این را بدانید که زنجیره های محبتی که خود در آن نقش داشته اید هیچ گاه گسسته نخواهد شد و با ایمان و توکل به بالاترین نقطه ها خواهد رسید .

خلاصه سخنان استاد :

خانم راد فرمودند : امروز تولد و رهایی خانم فائزه را کمک راهنمای کنگره 60 را جشن میگیریم . اگر بخواهم از خانم فائزه بگویم روز اول که ایشان را دیدم فکر نمی کردم مصرف کننده باشد و تصور میکردم برای کسی آمده خیلی ساکت ، درونی و غمگین به کنگره آمدند در ابتدا در لژیون من نبودند ، در لژیون شخصی بودند که الان مصرف کننده شیشه است و همین جا مشخص می شود خواست رهایی و خواست رسیدن به درجات بالاتر .

ایشان در اولیل خیلی سخت ارتباط برقرار می کردندو چرا های زیادی داشتند ولی آرام آرام ایمان پیدا کردند و الان کمک راهنمای موفقی هستند . همیشه سعی کردند زنجیره محبت را ایجاد کنند چون خودشان نقش داشتند و ایمان داشتند انسانهایی که با محبت آشنا می شوند می توانند روابط را قوی کنند و از آن انرژی کسب کنند به شرطی که آن عشق و محبت سالم باشد .

خانم فائزه

مصرف : تریاک

مدت سفر اول : 11 ماه

روش درمان dst با داروی opium

رشته ورزشی : ایروبیک و تیراندازی با کمان

راهنما : خانم راد

رهایی :3 سال و 2 ماه و 5 روز 

آرزو :

آرزوی اول : سلامتی جناب مهندس و خانم راد

آرزوی دوم : آرزو می کنم من و همسرم تا عمر داریم در کنگره خدمت کنیم .

اخبار لژيون

امروز یک شنبه مورخ 12/9/91 جلسه لژیون ما با دستور جلسه سی دی وادی چهارم به استادی سرکار خانم راد برگزار شد :

 

برای پرواز کردن و مکاشفه کردن باید لطف الهی شامل شود و هر کس قادر به انجام آن نیست چون می خواهد وارد فاز دیگری شود . جهان ها آنقدر متنوع هستند که به تصور در نمی آیند . فیزیک آن چیزی است که با پنج حس آشکار حس می شود متافیزیک خارج از برد ما است و ماوراطبیعت می شود . ما از خود شناسی به خدا شناسی می رسیم از جز به کل می رسیم . ما با مرگ از بین نمی رویم زحمات ما از بین نمی رود . مرگ برای ما شناخته شده است پس ترسی از مرگ نداریم و درمقابل مرگ تسلیم می شویم .

بخش 2

خداوند تمام نیازهای روحی ، مادی و معنوی را در اختیار انسان قرار داده مثل هوا برای نفس کشیدن . علم وجود دارد و باید خودم به دنبال آن بروم و برای من نیاز است . خدا اختیار داده و نباید با خداوند معامله کرد . بهترین حالت برای انسان این است که حسابی با کسی نداشته باشیم نه کینه نه نفرت و نه چیز دیگری . انسان خود باید تلاش کند تا به سوالات بعد خود شناسی برسد و به رکنها دست پیدا کند . ما اگر با قطره آشنا شویم با اقیانوس آشنا می شویم . گروهی تا با مشکلی روبرو می شوند به سراغ خداوند می روند . انسانها بر اثر نا آگاهی فکر می کنند نگهبانان و بزرگان مانند قول چراغ هستند و می نشینند و می خواهند به خواسته هایشان برسند . در صورتی که باید با تلاش به خواسته های خود رسید . ماده که از تراکم امواج به دست می آید و اگر ماده را باز کنیم به موج می رسیم که قابل دید ما نیست . عده انسانها هستند که خوبی ها را فقط برای خود و خانواده خود می خواهندو عده ای هستند که انسانهای واقعی هستند و از مشکلات دیگران ناراحت می شوند . ما نباید مادیات برایمان مهم و ارزشمند باشد . یا آنقدر به مادیات اهمیت می دهیم که از معنویات و تزکیه ها دور می مانیم باید از اینها رد شویم تا بتوانیم به مجهولات بعد جسمی خود برسیم . آن زمان دنیا و دید ما عوض می شود باید خود تلاش کنیم تا به چیزهایی که می خواهیم برسیم . در خارج از جسم و مادیات فقط یک جهان نیست بلکه دنیاهای بسیاری داریم . هر انسانی باید به فرایزدی یا لطف الهی شامل حالش شود تا به مجهولات بعد خود برسد و یا از راه تزکیه .

 

                                                                                             ادامه دارد

دل نوشته

     وادی سوم 91

 

 

http://up60.ir/images/640Koala.jpg

اصولا تمام انسانها در تفکراتشان مشکل دارند و بیمار هستند و یا تفکر واقعی را متوجه نشده اند . در این چهارده وادی پله پله کار می کنیم و مطالعه می کنیم . اگر درست کار کرده باشیم تمام افکار و اندیشه ما عوض می شود ( پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک ) ما معتقد هستیم که پندار نیک ، گفتار سالم و عمل سالم به همراه دارد . ما یاد می گیریم که چه وظایفی برعهده ما است که در وادی اول گفتیم ( با تفکر ساختارها آغاز می گردد ) که ما یک موجودی هستیم و خداوند ما را به گونه ای خلق کرده که برای زندگی خودمان برنامه ریزی داشته باشیم و برای آن تفکر کنیم . وادی دوم ( هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نگذاشته و هیچ کدام از ما بیهوده نیستیم و هیچ کدام از ما موجودی نیستیم که ارزش نداشته باشد ) . چون گاهی اوقات می گفتیم رقمی نیستیم و چرا به دنیا آمدیم ، یا از سن و سال ما گذشته . در وادی سوم آمده ( باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان برای خویشتن خویش فکر نمی کند ) کلمه باید آمده یعنی این را قطعا باید بدانیم که هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خودش فکر نمی کند . برای تمام انسان ها صادق است . بعضی از انسان ها هستند که تفکر و اندیشه هایشان این است که کارهایشان را انجام بدهند و نیازمند به دیگران هستند و اصلا اعتماد به خودشان ندارند . بعضی اوقات سر خودشان را هم کلاه می گذارند یعنی اینکه من بلد نیستم غذا درست کنم و تا آخر عمرش غذا درست نمی کند . من می خواهم غیبت نکنم ولی نمی توانم و نمی دانم علتش چیست ؟ دست خودم نیست . همه چی دست خودمان است و مرتکب اشتباه می شوند ولی اشتباهشان را به عهده نمی گیرند و این خواسته خودشان است . هر کس بخواهد مسولیتش و افکار و اندیشه اش را و حتی خرابکاریش را به عهده دیگران بیندازد تا دیگران براش حل کنند همیشه کلاهش پس معرکه است و همیشه درگیر و بدبخت است حالا برای خروج از مشکلات و حرکت به طرف آسایش و آرامش و سلامتی چه باید بکنیم ؟ زمانی که حرکت را آغاز کردیم باید نیروهای خودمان را بشناسیم و نیروهای بازدارنده که به صورت القا وارد عمل می شوند و در همه جا ما را احاطه می کنند و انرژِی ما را تخلیه می کنند و ما را به نابودی می کشانند باعث نا امیدی در انسان می شود و همیشه نالان است که چرا به دنیا آمده ، ولی با تفکر و اندیشه درست آنهم با آگاهی و دانش می توان مشکلات را ذره ذره حل کنیم و هیچ موقع امیدمان را از دست ندهیم .

نتیجه این وادی :

1.       کلیه مسئولیت کار و زندگی خودمان را بپذیریم .

2.       کلیه سختیها را با دل و جان بپذیریم .

3.       سعی کنیم با توان مسئله را با تفکر و تدبیر حل کنیم .

4.       سعی کنیم از نظر مشورت سایرین استفاده کنیم و تصمیم نهایی با خودمان است .

                                           نوشته شده از خانم افسانه رهجوی خانم میترا

اخبار جلسات کارگاه آموزشی کمک راهنمایان . . .

خلاصه ای از اخبار کارگاه آموزشی کمک راهنمایان خانم با استادی خانم راد 

با دستور جلسه وادی دهم .

چقدر این قانون زیبا است که صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است و این قانون دو معنی دارد و مانند شمشیر دو لبه است که هم هشدار می دهد که مواظب باش و هم امید می دهد یعنی هم می توانی جایگاه خودت را از دست بدهی و هم می توانی جایگاه خودت را با آموزش بالاتر ببری و به جایگاه های بالاتر برسی هم می توانیم با حرکت های درست پالایش کنیم و بالاتر برویم و هم می توانیم به دنبال حاشیه باشیم و پایین تر بیاییم .
ما باید در کنگره سعی کنیم با آموزش گرفتن ، پالایش و حرکت درست روند تکامل
را طی نماییم و به دنبال حاشیه نباشیم .پس می توانیم در هر زمان صفت های بد خود را تغییر بدهیم و خداوند این فرصت ها را به ما داده تا خودمان را عوض کنیم تا تغییر جایگاه بدهیم و به طرف خوبی ها حرکت کنیم و این لطف و بخشندگی خداوند است و آن اختیاری که به انسان داده است یعنی اینکه اگر صفت بدی را داری اختیار داری تا آن را تغییر دهی و به طرف خوبی بروی و هر آنچه دوست داری می توانی بدست بیاوری و به انسان می فهماند که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است و تو می توانی بدی را تمام کنی و خط دیگری را که خوبی است شروع کنی همه انسانها می توانند در هر نقطه ای که هستند و هر صفتی که دارند آن را تغییر دهند حتی گناهکارترین انسانها نیز می توانند عوض بشوند و هیچ آدمی مجبور نیست که همیشه یک صفت بد را داشته باشد بلکه می تواند خودش را تغییر دهد هیچ کس مجبور نیست تا ابد در جهنم خودش باشد بلکه با قدرت اختیاری که دارد می تواند از آن خارج شود ، چون اختیار داریم پس باید صفت های بد خودمان را تغییر دهیم تا رحمت خداوند شامل حالمان بشود تا از جهنم خارج شویم و این شامل حال کسی است که بخواهد صفتهای بد خود را تغییر بدهد و هیچ کس نمی تواند بگوید از من گذشته زیرا این حرف به این معنی است که نمی خواهد تغییر کند .
به دلیل جاری بودن انسان صفت گذشته در انسان صادق نیست و همه چیز انسان در حال تغییر است اگر ما در بالاترین نقطه بهشت باشیم اگر کارهای اشتباه بکنیم به پایین ترین نقطه جهنم می رسیم پس باید سعی کنیم تغیراتمان در جهت مثبت و ارتقاء و تکامل باشد نه در مسیر منفی ها زیرا اگر در بالاترین جایگاه باشیم و تغییرات منفی بکنیم به پایین ترین درجه ها می رسیم زیرا انسان جاری است ، در هستی همه چیز جاری است و در حال تغییر می باشد و و همه چیز در حال تغییر ، تبدیل و ترخیص است و همه چیز در
هستی در حال حرکت است تا تغییرات بوجود بیاید و تبدیلات انجام بشود و ترخیص انجام بگیرد و در کل حلقه های آفرینش این مسئله وجود دارد و این مسئله ( تغییر ، تبدیل ، ترخیص ) تا انتهای ابدیت ( بی نهایت ) ادامه دارد اگر دقیق بخواهیم بگوییم تا انتهای اعداد ، یعنی انتهایی ندارد یعنی تا جایی که از آنجا انشعاب پیدا کردیم .اینها برای چیست ؟
برای بودن و وجود داشتن برای حیات زیرا بزرگترین معجزه حیات ، خود حیات است و آن لحظه هایی است که زندگی می کنیم و می توانیم از آن لحظه ها استفاده درست بکنیم و اثرگذاری های مثبت داشته باشیم و غوطه ور بودن در زندگی یعنی با تمام موجودات در ارتباط بودن . اندوه ، غم ، عشق ، شادی . . . بدست آوردن همه اینها در حیات وجود دارد و ما باید از همه اینها درسهای درست بگیریم تا مفهوم غم را ندانی نمی توانی مفهوم شادی را حس کنی و لذت ببری تا نفرت را حس نکنی نمی توانی مفهوم عشق را درک کنی پس باید از نفرت بگذری تا به عشق برسی .
 
      ادامه دارد . . .