دل نوشته . . .

A voice my heart

 

I hear a voice that tells me to setup and move.

 I hear that tells you are not the girl who has not feeling and numb.

 Tells and flip over leares my soul.

Do you hear the sound of your budding cells?

Cells of my inside inviting to gether to play.

Their laughter volume is a delightful relief to find this sense of spirit that was nice and had some good moment.

When I have laughter deep down there, suddenly remembered that how much time on my lips smile was huff?

When I see lalic and rose at the garden.

flowering of peny tree wrapping a vine tree around it self releasing of the dandelions in the wind.

I enjoy them. With all of my heart oh my god, I remember I had eyes until now, but I had never saw them

When I pick cherry and put my mouth it looks like, I am drunk wich is full of wine.

When I close my eyes fall breeze touch and feel me and the heat of my inside gets flame.

Now that I see thease sign I found faith in myself with all my heart that universe replied on my eishes.

Thanks god, thanks

Writer: miss tahere

Leader: miss mitra

 

  ترجمه ی متن بالا در ادامه ی مطلب  

ادامه نوشته

رهایی . . .

به امید رهایی تمامی سفر اولی های عزیز کنگره ۶۰ اعلام می نمایم ؛ روز سه شنبه مورخ 25/07/91 جشن رهایی خانم مریم رهجوی خانم فائزه را با شور بسیاری برگزار نمودیم.

 

خانم مریم

مصرف: تریاک

راهنما: خانم فائزه

روش درمان: DST  با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 12 ماه

رهایی: 2 روز

 

بنده نیز از طرف اعضای لژیون سرکار خانم راد این روز زیبا را ابتدا خدمت خانم فائزه سپس به خود خانم مریم و همسفرشان و نگهبان کل جناب مهندس دژاکام و دیده بان خانمهای مسافر سرکار خام راد و یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می کنم و برای خانم مریم سفر دومی بسیار پربار و لذت بخش و داشتن بهترین خواسته ها را آرزومندم.

 

اخبار لژیون . . .

امروز سه شنبه مورخ 25/7/91 جلسه لژیون ما با دستور جلسه ادامه امواج بازدارنده ذهن به استادی سرکار خانم راد برگزار شد :

 

http://up60.ir/images/1151111.gif

با کنترل خشم و یا هر حسی اگر موقعیت آن را بدانیم ، ریشه آن را بدانیم بهتر می توانیم آنها را رفع کنیم . هستی در هم تنیده شده است هم جهان درون داریم هم جهان بیرون داریم که با هم در ارتباط هستند در تعامل هستند هر چه در درون هست در بیرون هم هست و اینها روی هم اثر گذار هستند . اگر در درون نه گفتن را بیاموزیم در بیرون هم توان نه گفتن را داریم . القاعات هم درونی است و هم بیرونی در بیرونی به شکل انسان با من روبرو می شود باید از درون به نفس غلبه کرده تا از بیرون فرمانی را اجرا نکنیم . از درون اگر قوی بشویم کسی به ما نمی تواند ضربه بزند یا آسیب برساند ، نفس در هر جایگاهی که باشد می تواند از ضلع روح و جن که فرشته خوب و بد هستند تاثیر بگذارد . اگر به فرشته خوب توجه کنیم روح قوی می شود . جایگاه نفس تعیین می کند که من به روح یا به جن گوش دهم . موج ترس : ترس با خشم متفاوت است . ترس مخرب یعنی ترس از انجام امور مثبت . مثل ترس از رفتن به دندانپزشکی . انسان با تفکر و تحرک به تکامل می رسد یعنی این دو همراه با هم . تکامل در زمین به انجام می رسد . این دقیقا متضاد نیروی بازدارنده است که نمی خواهد کسی به تکامل برسد . با عبور کردن از ترس ادراک من بالاتر می رود این اتفاقات درونی است ترس باعث می شود من فکر نکنم چیزی را دریافت نکنم . ترس ، ناامیدی و خشم ابزار شیطان و نفس اماره است . بر آنها پیروز نمی شویم جز اینکه در ابتدا آنها را بشناسیم مانند اعتیاد آن را باید شناخت تا با آن مقابله کرد . ترس اگر با آن روبرو شویم آن زمان از بین می رود . ترس یک موج توهمی است یا انرژی است که توهم به وجود می آورد . جوششی که در زمان ترس ایجاد می شود بارفتن به درون ترس به آرامش تبدیل می شود . ما به خاطر وجود این ترسها بر روی خیلی از توانائیها و استعدادهای خود پوشش می گذاریم . شادی انسان با کشف این توانائیها و استعدادها در درون ماست وقتی به خواستهای خود برسیم توانائیها خود را یافتیم و به شعف می رسیم . اضطراب ، دلهره اینها از خانواده ترس هستند که باید با آن روبرو  شد و موج ترس کاملا مخالف موج خشم است . ما باید ترسهای خود را بشناسیم وآنها را از بین ببریم . ناامیدی سکون است . ترس دفع می کند مانند فرار کردن و خشم جذب می کند مانند اینکه یک مرتبه بر کسی حمله کنی . انسان سکون دچار فرسایش می شود . موجود غیرزنده در جهت خرابی حرکت می کند ولی موجود زنده خود را ترمیم می کند و تحرک دارد . خاصیت ماده حرکت است . هر چیزی که وجود دارد حرکت دارد به محض نبود حرکت به زوال و فرسایش تبدیل می شود .

 

پایان  

تولد  . . .

با آرزوی تولدی دوباره برای تمامی مسافران عزیز کنگره 60 اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 23/07/91 جشن تولد یکسال رهایی و آزادی یکی از مرزبانان پارک، خانم فهیمه رهجوی خانم پروانه را به گرمی برگزار نمودیم.

 

پیام . . .

خانم فهیمه، صبر و استقامت، ما را از یک درخت فرسوده که درون آن از موریانه و قارچهای مختلف پر شده است به یک ستون تبدیل می نماید، امیدواریم در ادامه موفق باشید.

 

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم پروانه فرمودند: این روز قشنگ را به معمار بزرگ کنگره و به دیده بان خانمهای مسافر خانم راد عزیز و به کلیه ی کمک راهنمایان همچنین به خانم مرضیه و کلیه ی عزیزانی که حضور دارند و به خود خانم فهیمه و خانواده ی محترمشان به خصوص به ملیکا جان تبریک می گویم و امیدوارم سالیان سال تولدشان را در اینجا جشن بگیریم.

اگر بخواهم در مورد خانم فهیمه صحبت کنم، ایشان با مصرف اپیوم و شیره ی اپیوم وارد کنگره شدند خانم فهیمه تخریب بسیار بالایی داشتند اما خیلی خواهان بودند و تلاش زیادی در این راه داشتند و جایگاهی که امروز نصیبشان شده با کوشش فراوان بدست آوردند در جلسات و لژیون آموزشها را خوب می گرفتند و به عمل در می آوردند سفر اول خوبی را طی نمودند.

خانم فهیمه رابطه ی نزدیکی برقرار می کرد و از این طریق راهکار ها را دریافت می کرد و به کار می بست.

خانم فهیمه عاشق خدمت است و دوست دارد پیام آور رهاییش برای همگان باشد و ما شاهد هستیم که چند تن از خویشاوندان خود را به کنگره آورده اند که مشغول سفر اول می باشند خانم فهیمه دوست دارد کسی در بند نباشد.

در حال حاضر ایشان با موافقت خانم راد یکی از مرزبانان پارک می باشند. در پایان جا دارد از خانم مرضیه که در سفر دوم زحمت بسیاری برای بالابردن اطلاعات و آگاهی های ایشان داشتند تشکر و قدردانی کنم و آرزوی کمک راهنمایی و توفیق بیشتری را برای خانم فهیمه دارم.

 

خانم فهیمه

مصرف: اپیوم

راهنما: خانم پروانه

روش درمان:dst با داروی ot (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 11 ماه و 15 روز

رهایی: 1 سال و 3 ماه

 

آرزو . . .

آرزوی اول: آنقدر کنگره گسترش پیدا کند که همه ی انسانهای مصرف کننده بیرون از کنگره بیایند و درمان شوند.

آرزوی دوم: خدیجه به درمان برسد.

 

اخبار لژیون . . .

روز یکشنبه مورخ 23/7/91 لژیون ما با دستور جلسه وادی دوم (91)با استادی خانم راد برگزار شد .

خلاصه سخنان استاد :

14 وادی در کنگره به صورت عام است و برای همه قابل استفاده است و اینگونه نیست که برای قشر خاصی باشد .در وادی اول تفکر را بیان کردیم و گفتیم که هر کاری که انسان می خواهر انجام دهد باید قبلش فکر کند حتی اگر می خواهد غیبت کند باید ابتدا فکر کند که آیا غیبت کنم یا نه ؟و باید بدانیم که نباید در آدمها فقط نکات منفی را دید باید نکات مثبت و خوبی های آنها را ببینیم اگر من فقط ایرادهای دیگران را ببینم بقیه نیز ایرادات و عیب های من را میبینند زیرا خودم نسبت به بقیه اینطور هستم .

ما تا قبل از وادی پنج همش در رابطه با تفکر صحبت می کنیم که چه کار کنیم و چه خطوطی را رعایت کنیم که درست فکر کنیم در وادی دوم به تفکر خط مش و جهت می دهیم ، اولین قانون برای تفکر این است که هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم  در این وادی داریم سمت و سو می دهیم به تفکرمان باید بدانیم تفکراتی که به پوچی می رسد تفکراتی بیمارگونه است حتی یک کرم یک فلسفه ای پشتش هست پس هر چیزی را نگاه کنیم یک فلسفه وجودی پشتش هست و یک نقش سازنده دارد باید یاد بگیریم همه چیز با هدف است و بیهوده به دنیا نیامده انسان هم همینطور است ، انسان نیروهای عظیمی دارد که نمی شناسد چون این نیروها را نمی شناسد به پوچی می رسد انسان به این دنیا آمده تا یکسری چیزهایش را درست کند تا بتواند در حلقه های بعدی با آرامش زندگی کند .

در این وادی از جنگ صحبت می شود و می گوید خوشحالیم که به جنگ خود ادامه می دهید این جنگ یعنی جنگ نرم یعنی جنگ آگاهی و اطلاعات جنگی نیست که در آن صلاح برداریم و بجنگیم ، درون ما خودش یک جهان است و ما باید این جهان درونمان را به یک شهر آباد تبدیل کنیم. ما به دلایلی که خود نمی دانیم جهت را گم کرده ایم ، خیلی چیزها که برای ما ارزش است شاید اصلا ارزش نباشد و تصور می کنیم که اگر اینها نباشد اصلا نمی توانیم زندگی کنیم مثلا از اینکه دزد نیستیم ناراحتیم یا چون رشوه نمی گیریم ناراحتیم پیش خودمان می گوییم فلانی که رشوه می گیرد چقدر مال و اموال دارد اما من چی ؟یعنی هدفها و ارزش ها گم می شود و از صراط مستقیم خارج شدن یک نوع ارزش می شود . . .  ادامه دارد

اخبار جلسات کارگاه آموزشی کمک راهنمایان . . .

خلاصه ای از جلسه صبح یکشنبه ویژه کمک راهنمایان خانمهای مسافر با استادی خانم راد با دستور جلسه وادی نهم .

بازپرداخت بدهی یعنی آشتی کردن با جسم و روان و همه چیزمان که زمانی با آن قهر بودیم و به دنیای تازه قدم می گزاریم و به خویش خویشتن توجه می کنیم ، به وجود واقعی خودمان توجه می کنیم و آنچه یادگرفته ایم را به عمل در میآوریم و هم به زمین و هم به آسمان توجه کنیم یعنی تک بعدی نباشیم هم به مادیات و هم به معنویات توجه کنیم و باید به مسائل عمیق فکر کنیم ما آموزش می گیریم به عمل درمی آوریم و آموزش می دهیم ( یعنی اندیشه ژرف ، یعنی عمقی و درست باید به مسائل فکر کنیم ) اندیشه که عمیق باشد و درست حرکت کنیم و به رحمت و بخشش خداوند ایمان کامل داشته باشیم و این رحمت خدا پاداشی است که ما می گیریم و پاداش ما در حقیقت حمایتهایی است که خداوند از ما می کند تا به جلو حرکت کنیم .

انسان باید به مرحله ای برسد که بذر نیکو بکارد ، کمکهایی که به همنوع خود می کنیم در حقیقت همان بذر نیکویی است که می کاریم و این باعث می شود هیچگاه از لحاظ مادی و معنوی کم نیاوریم و همیشه نیروی برتر مانند یک سایبان مواظب ما است و از ما حمایت می کند و این هم در این دنیا است و هم در آخرت . وقتی انسان خلق شد از نظر شعور بالاتر از موجودات دیگر بود و مجموعه رذائل و فضائل به صورت بلقوه در انسان بود و به این دنیا آمد ( بلقوه یعنی در انسان نهاده شده بود که به دنیا آمد ) و اختیار کامل هم داشت که خوبی یا بدی را انتخاب کند تا به این ترتیب آزمایش شود پس انسان را بر سر دوراهی قرار داد و انسانها همیشه بر سر این دوراهی ها هستند یکی ارزش ها و دیگری ضد ارزش ها و برای این کار دو پیامبر ( راهنما ) برای انسان قرار داد 1- راهنمای درون ( عقل یا وجدان ) 2- پیامبرانی که راهنمای بیرون هستند که برای راهنمایی ما هستند تا به سمت نور برویم ، برای انسان هم ترسیم کرد که هر راهی را که بروی چه می شود اگر راه خوب را بروی چه می شود و اگر راه بد را بروی چه می شود پس فرمان هم دستورات خداوند است که می گوید دروغ مگو ، دزدی نکن ، رشوه نخور ، غیبت نکن به درماندگان کمک کن ، زکات بده ، و . . . و در نهایت دور خمر را خط بکش یعنی آنچه که بر روی شخصیت ، اندیشه و فکر تو پرده و پوشش می اندازد و به انحراف می کشد یعنی هر چیز که باعث می شود نتوانی درست فکر کنی و احساساتت را نتوانی کنترل کنی . خمر عملی است شیطانی .

راه ضد ارزش ها جذاب و دست یافتنی است و انسان فکر می کند از این راه زودتر به خواسته هایش می رسد همانند زهری است در جام طلایی در صورتی که راه مستقیم مانند آبی است گوارا در کوزه گلی یعنی ظاهر فریبنده ندارد و نوشیدنش باعث حیات است حالا ما در انواع ضد ارزشها غرق هستیم و سخت است که یکدفعه به طرف ارزها برویم برای همین است که هر کسی نمی تواند به کنگره بیاید پس باید برای خارج شدن از ضد ارزش ها آرام آرام نقطه تحمل خود را بالا ببریم و از ضد ارزشها فاصله بگیریم مثلا برای رشوه نگرفتن باید زمان را در نظر بگیریم و کم کم رشوه نگیریم تا نقطه تحمل ما در مقابل ندادن و نگرفتن رشوه بالا برود باید به مرور زمان از ضد ارزشها فاصله بگیریم و این فاصله گرفتن باید از سفر اول شروع شود تا در سفر دوم حال خوبی داشته باشیم یعنی همه چیز را باید با هم درست کنیم هم مواد مخدر و هم باقی ضدارزش ها را باید در سفر اول کنار بگذاریم .

همه ضد ارزشها باید با هم حل بشود نمی شود دروغ نگوییم ولی کم فروشی کنیم پس باید تمام ضد ارزشها با هم کنار گذاشته شود ضد ارزش ها مانند یک درخت می مانند ما نمی توانیم میوه یک شاخه را شیرین کنیم و بقیه تلخ باشند در کنگره ما شجره خبیثه را به شجره طیبه تبدیل می کنیم شجره طیبه ریشه ای محکم در زمین دارد ولی شجره خبیثه ریشه ندارد ، در کنگره انسان سازی می کنیم و یک انسان که در ضدارزشها غرق است به انسانی تبدیل می شود که در مسیر ارزشها حرکت می کند یعنی شجره از ریشه درست می شود و انسان به انسانی درست و سالم تبدیل می شود وقتی شجره درست شود دیگر نمی توانی کار ضد ارزش انجام دهی پس باید همه چیز از ریشه و بنیادی درست شود پس اگر نیرویی از کم شروع شود و مرتب زیاد شود و به درجه بالاو بالاتر برسد نقطه تحمل پیدا می کند .

نقطه تحمل بالا برود یعنی ظرفیت مسائل مختلف را بالا ببریم ، هر چیز در هستی نقطه تحمل دارد و اگر به هر چیزی بیشتر از نقطه تحملش فشار وارد کنیم دگرگون می شود اگر به آب حرارت بدهیم به جوش می آید نقطه تحمل آب 10 درجه است و وقتی جوش آمد قل قل می کند و دگرگون می شود یا اگر به یک ظرف فلزی یا شیشه ای بیش از حد فشار بیاوریم از حالت قبل خارج می شود یا شیشه می شکند . هر چیزی یک نقطه تحمل دارد یا نقطه ذوب دارد . هر شخصی هم ظرفیتهای مختلفی دارد انسانها نیز نقطه تحمل دارنداگر به آنها فشار بیش از حد وارد بشود ممکن است دگرگون بشوند پس هر کس تا یک حدی می تواند یکسری رفتارها را تحمل کند وقتی بیش از حد باشد از ظرفیت شخص خارج می شود و شخص دگرگون می شود و این ظرفیت در انسانها متفاوت است و باید مواظب باشیم و طوری رفتار کنیم که اشخاص اطرافمان را به نقطه آشوب نرسانیم یا به عبارتی طوری رفتار کنیم که سدهای احترام نشکند .

کلیه هتک حرمتها ، جدایی ، ناکامی ، قتلها و . . . زمانی رخ می دهد که شخص به نقطه آشوب رسیده باشد به همین دلیل باید سعی کنیم آستانه آشوب خودمان و اطرافیانمان را بشناسیم و کاری کنیم که اطافیانمان را به آن نقطه آشوب نرسانیم با شناخت آستانه آشوب خودمان نیز می توانیم تحت فشارهای شدید قرار نگیریم ( با در نظر گرفتن آستانه آشوب خودمان باعث می شویم که حریم خودمان حفظ شود ) انسان تنها موجودی است که با تمرین کردن می تواند نقطه تحمل خودش را بالا ببرد مانند نگاه داشتن نفس در تایمهای طولانی پس هر کس نقطه تحملش در مسائل ناگوار متفاوت است یکی برای فرزندش مشکلی بوجود می آید نمی تواند تحمل کند ولی شخص دیگری فرزندش را از دست می دهد ولی تحمل می کند و به زندگی ادامه می دهد .

ایجاد نقطه تحمل در انسان کسب کردنی است و خواست هم مهم است مثلا من باید بخواهم که نقطه تحملم در مورد ترس بالا برود . در اثر تکرار و در طول زمان نقطه تحمل بالا می رود و نقطه تحمل هم در مسائل منفی  هم در مسائل مثبت می تواند بالا برود ، در مورد مسائل منفی راحت تر است و لذت بخش هم می باشد مانند غیبت کردن و مواد مصرف کردن و غیره .

پایان

دلنوشته . . .

بنام دادار هستی بخش

روزگار من  . . .

او با من زندگی نمی کرد. از حال و روزش بی خبر بودم. ولی با دیدارهای کم به او مشکوک شده بودم ولی همیشه از حقایق تلخ می گریزم برایم غیر باور بود تا هنگامیکه از زبان خودش شنیدم که در دام اژدهای هفت سر و آتش ویرانگر مواد مخدر دچار شده. خدایا چه می شنیدم، باورم نمی شد، ولی حقیقت داشت فرزند عزیز من گرفتار شده بود. دنیا روی سرم خراب شد. از آن لحظه احساس کردم زندگیم تمام شده. آخر چگونه می شود از این شعله های مهیب جان سالم به در برد. روزی چندین بار گریه که نه بلکه زار می زدم و از درگاه ایزد منان کمک می طلبیدم. در جراید می خواندم که مواد صنعتی چه فجایعی چون دزدی، جنایت، خیانت و هزاران فساد دیگر را بوجود می آورند.هر شب دچار کابوس می شدم.

چه باید می کردم؟ چگونه کمکش میکردم؟

چندین بار پیشنهاد درمان کردم جوابی نشنیدم. چندین ماه گذشت و او مشغول برنامه خودش بود و من نیز در گرداب غم و اندوه دست و پا می زدم. تا اینکه کلینیک و متادون درمانی را پذیرفت ولی با نارضایتی و فقط به خاطر من. راههای دیگری را نیز امتحان کردیم اما بی فایده بود. دیگر هیچ راهی را جلوی پایم نمی دیدم. اما ناامید نمی شدم زیرا به قدرت خالقم ایمان داشتم. از خدای خودم دو خواسته طلب کردم یا مرگم را برساند و به زندگی ام خاتمه دهد تا شاهد آب شدن دخترم چون شمع نباشم یا معجزه ای رخ دهد و او نجات پیدا کند. این را اضافه کنم در خانواده دور یا نزدیک و یا دوستانم حتی یک فرد سیگاری هم وجود ندارد و فقط راجع به اعتیاد در حد سریالهای صدا وسیما و جراید اطلاع داشتم.

ای کاش قلمی توانا داشتم تا می توانستم عمق فاجعه و روزگار خودم را آنطور که برایم گذشت به تحریر درآورم.

چندین ماه گذشت. در همه حال خواسته های خود را برای خداوند بازگو می کردم. تا اینکه روزی ناگهان جرقه ای زده شد. از طریق صدا و سیما به وجود کنگره پی بردم. به یکی از شعبه های آن رفتم چگونگی درمان و نکات بسیاری را سوال کردم. بعد از آن به دخترم پیشنهاد رفتن به کنگره را نمودم و باز هم مخالفت کرد.

چندی بعد در یک حرکت خود جوش راه بهشت کنگره 60 را یافت و درمان شروع شد. ازاین خبر بسیار خوشحال شدم.

اینک که این مطلب را می نویسم نزدیک به 9 ماه است که او سفر می کند. همه چیز خوب و عالی است. راهنمای محترمش خانم پروانه از او خیلی راضی می باشد.

جالب اینجاست که رفتار و کردارش نیز عوض شده و به راه انسانیت و ارزشها قدم گذاشته است.

این به خواست خودش و اذن خالق یکتا و معجزه کنگره و جناب مهندس می باشد. من نیز خیلی بهتر شده ام.

به امید روزی که ریشه مواد مخدر از جوامع بشری کنده شود.

پایدار و برقرار باد کنگره 60 و سلامت باد جناب مهندس دژاکام و خانواده ی محترمشان که همگی در اختیار کنگره هستند و ایثار می کنند.

و خدارا هزاران بار شکر.

 نویسنده: همسفر خانم طاهره (لژیون خانم فاطمه)

اخبار لژیون . . .

امروز مورخ 18/7/91 جلسه لژیون ما با دستور جلسه ادامه امواج بازدارنده ذهن به استادی سرکار خانم راد برگزار شد.

 

m

 

انسانهای با تعادل بدی ها را نادانی فرد می دانند و کینه به دل نمی گیرند ، آن را با تقویت کننده بزرگ نمی کنند . کوچکترین خوبی را به یاد دارند و شکرگزار خداوند هستند . این به نفس من بستگی دارد که در چه مرحله ای است و تقویت کننده و تضعیف کننده ذهن هم روی همان کار می کند . نفس اماره کاری می کند که کنترل ذهن را در دست گیرد در اکثر انسانها به این شکل است . تا ساختارها را تقویت کند . عقل به راحتی فریب نمی خورد ، عقل فر ایزدی دارد و اشتباه نمی کند پس چه می شود که دچار اشتباه می شود ؟ شیطان با لباس مدل وارد می شود و ساختارها را به هم می ریزد و اینگونه واقعیت را نمی توان دید چون تقویت کننده ها درست کار نمی کنند و ما قدرت تشخیص نداریم زیبایی را زشتی وزشتی را زیبا می بینیم . خواسته های نامعقول به راحتی قابل اجرا نیست با بزرگ نمایی و کوچک نمایی به راحتی نفس می تواند آنها را اجرا کند نفس اماره کارهای خوب را کوچک و ناچیز می کند تا عقل را به اشتباه بیندازد . بیداری یعنی درست کار کردن عقل . ما باید نگاه خود را تغییر دهیم فرق نگاه یعنی برداشت ما از دنیای اطراف . باید ببینیم ذهن درون ما بیمار است یا سالم یعنی تقویت کننده درست کار می کند یا خیر . بیداری یعنی سیستم ذهن بر عقل تسلط پیدا نکند . این ساختار تقویت کننده از کجا به وجود می آید ؟ مابقی را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

مقاله

عشق و تاثیرات آن

 

هر انسانی با تشرف به آیین عشق پا به این سیاره خاکی می گذارد . عشق کیهانی عظیم است که عالم چهار بعدی و یا دنیای شگفتیها را برای انسانها باز می کند . قدرتمند ترین نیروی مغناطیستی موجود در عالم هستی که می تواند همه چیز را به یکباره دگرگون و یا از نوع بازسازی کند عشق است عشق یعنی ظهور خداوند . که این حضور و ظهور در تمامی کائنات به طور گستره وجود دارد . عشق راستین با خود بیگانه است و از هر چه ترس رها و آزاد بدون هیچ چشمداشت و اندکی توقع بر محبوب می بارد شادمانیش در بخشیدن است نه ستادن . محال است که انسان بتواند چیزی را بدست آورد که خود هرگز نبخشیده است . بزرگان می گویند عشقی در حد کمال ببخش تا عشقی در حد کمال بستانی . رنج موجود از عشق برای پیشرفت آدمها ضروری نیست . رنج زاییده تخلف از قانون معنویت است ولی گویی اندکی از انسانها می توانند روح خفته خود را بی رنج بیدار کنند ، همه انسانها معمولا هنگام شادی خودخواه می شوند و قانون کارما خود به خود به کار می افتد آدمی اغلب به علت ناسپاسی و قدرنشناسی چیزی را از دست می دهد و از فقدان آن رنج می کشد . پس انسانها با بی خبری از قانون خداوندی سبب نابودی خود می شوند همه امراض و دلتنگیها زاییده تخلف از قانون عشق و محبت اند . بوم رنگهای نفرت و انزجار و انتقاد انسانها ، لبریز از بیماریها و اندوه بسیار به سوی خود آنها باز می گردد . گاهی اوقات برای خیلی از انسانها پیش آمده که از خطایی که سالها پیش در حق کسی کرده اند هنوز افسوس می خورند خطای گذشته را نمی شود جبران کرد ولی می توان آن را با مهربانی در حق کسی دیگر خنثی کرد . غصه و حسرت و ندامت یافته های تن را پاره پاره و فضای پیرامون آدمی را مسموم می کند . در عشق و محبت ترس نیست بلکه عشق کامل ترس را کنار می زند زیرا ترس عذاب دارد و کسی که ترس دارد در عشق کامل نشده است . پس همه انسانها در فطرت خود نیازمند عشق و محبت هستند و تنها عشق است که انسان را می تواند متحول سازد و او را به راه تعادل برساند . با گرمی عشق ومحبت است که زندگی معنا می یابد و انسان به سلامت روحی و اعتدال روانی دست می یابد . تاثیر نیروی عشق در زایل کردن رذایل اخلاقی از دل می باشد که مانند تاثیر مواد شیمیایی برروی فلز است یک کلیشه ساز با تیزاب اطراف حروف را از بین می برد نه با ناخن و چاقو . پس عشق راستین خود مانند دستگاهی خودکار می ماند که رذایل را جمع می کند و بیرون می ریزد .

تنها پیوند محبت است که انسانها را بهم متصل نگاه داشته است و انسانهای فاقد محبت بسان ظرفهایی هستند تهی .

خانم غزل رهجوی خانم راضیه

تولد  . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 16/07/91 جشن تولد یکسال رهایی و آزادی خانم وحیده رهجوی خانم مینا را به گرمی برگزار نمودیم.

 

پیام . . .

چه زیبا توانستی با صبر و تلاش به ذوب کردن افکار یخ زده خود بپردازید. امیدواریم در جهت سازندگی و آموزش قدمهای مفیدی بردارید.

 

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم مینا فرمودند: خانم وحیده با مصرف قرص های اعصاب و روان گردان به کنگره مراجعه کردند. ایشان تخریبهای زیادی داشتند؛ افسرگی شدید، میگرن داشتند و از ورم شدید رنج می بردند.

اما وقتی آرام آرام روی پروژه ی درمانی شربت ot قرار گرفتند رو به بهبودی پیش رفتند به طوری که ابتدا خواب ایشان بهتر شد. حدود 5-6 ماه اول حضورشان در لژیون خواب بودند و اطلاعات و آموزشها را کمتر دریافت می کردند اما به هرحال می آمدند. یعنی حتی اگر متوجه آموزشها نمی شدند حضورشان مستدام بود. در سفر صبر زیادی داشتند و با وجود مشکلات زیاد اگر صبرشان نبود نمی توانستند به رهایی برسند.

بعد از اینکه قبول کردند قرص های روان گردان یک جور اعتیاد به مواد شیمیایی است و باید برای درمان آن خیلی تلاش کنند کم کم با گذشت زمان به رهایی هم رسیدند و آموزشهایشان پر رنگ تر شد و مسائل را بهتر تشخیص می دادند. در نوشتن تکالیف تلاش می کردند اما در ابتدای ورودشان به سفر دوم موانع و مشکلاتشان به حدی شد که حضورشان در کنگره کم رنگ شد اما هیچ وقت بریده نشد و صبر و تلاش ایشان باعث گشت باز هم کنگره را داشته باشند.

عزیزانشان و فرزندانشان و همین طور دو عروسشان را هم راهی کنگره کردند ان شاءالله خداوند اذن رهایی آنها را هم بدهد.

تغییرات ایشان خیلی خوب بود گرفتن آموزشها باعث شد استقلال مالی هم پیدا کنند و در پی آن بسیاری از مشکلاتشان از بین رفت.

و امروز از خداوند می خواهم که خانم وحیده تلاششان را برای کسب آموزش بیشتر کنند.

در پایان به خانم وحیده، خانم راد و جناب مهندس و عروس هایشان و نوه های عزیزشان تبریک می گویم و ان شاءالله بتوانیم سالهای سال برایشان تولد برپا کنیم.

 

خانم وحیده

مصرف: قرص های اعصاب و روان گردان

راهنما: خانم مینا

روش درمان: dst با داروی ot (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 12 ماه

رهایی: 1 سال و 9 ماه

 

آرزو . . .

آرزوی اول: رهایی تمامی مسافران

آرزوی دوم: رهایی دو عروسم

 

بنده از طرف لژیون سرکار خانم راد به خانم مینا خدا قوت گفته و از صمیم قلب به خانم وحیده و خانواده ی محترمشان تبریک و تهنیت عرض می کنم و بهترین خواسته ها را برایشان آرزومندم.

 

  

اخبار لژیون

امروز سه شنبه به تاریخ 11/7/91 جلسه لژیون ما با دستور جلسه ادامه سی دی امواج بازدارنده ذهن با استادی سرکار خانم راد برگزار شد :

 

 

دادن انرژی منفی به شخص مانند دادن آب لجن به داخل استخر انرژی اوست . اگر استخر وجودی شخص پر از آلودگی است با انجام کار نادرست اصلا مشخص نیست ولی اگر استخر وجودی شخصی که تمیز است با کوچکترین ضد ارزش مشخص می شود . باید استخر وجودی را تمیز نگه داریم تا حساسیت ایجاد شود تا مرتکب اشتباه نشویم انسانهای پلید که کارهای ضد ارزشی را به دفعات انجام می دهند قدرت تشخیص را از دست می دهند . دانایی فرد به قدرت تشخیص آن بستگی دارد اگر ناخالصی زیاد باشد قدرت تشخیص را ضعیف می کند . انسانهای پلید با ورود آلودگیها یا انجام جرم و جنایت احساس بدی به آنها دست نمی دهد . چون استخر وجودی پر از لجن است حالا یک سطل زباله دیگر هیچ فرقی ایجاد نمی کند . قوی شدن حس : با پالایش زیاد استخر وجودی زلال شده و حس آنها قوی شده و کوچکترین ناخالصی را تشخیص می دهند و متوجه می شوند این افراد با تزکیه های مکرر باعث شده استخر وجودی پاکیزه شده و قدرت تشخیص آنها بالا رفته یعنی دانایی آنها بالا رفته . بعضی خواسته های ما با لباس مبدل وارد قلعه عقل ما می شوند و سربازان دانایی قدرت تشخیص را باید داشته باشند تا هر خواسته نامعقول وارد قلعه عقل نشوند . تنفر وقتی در انسان ایجاد می شود چگونه با آن برخورد می کنیم ؟ باید خاصیت امواج منفی را بدانیم تا بتوانیم با آنها روبرو شویم یعنی مقدار زمان کوتاه ولی تخریب بالا دارند تمام امواج منفی به این شکل هستند باید در مقابل آنها ایستادگی و مقاومت کرد صبوری کرد و با این کار می توانیم برآنها قالب شویم چون می آیند و عبور می کنند . نباید مقابل موج قرار گرفت . درون ذهن همه انسانها یک سری تقویت کننده داریم که یک چیز ضعیف را بزرگ و قوی می کند . مسائل ضعیف توسط انرژی درون ما و با تقویت کننده بزرگ و قوی می شوند . درون ذهن تصویر سازی مثبت و منفی شکل می گیرد . یعنی مثلا حرفی را کسی به شما می زند شما آن را تصویر سازی می کنید و دائما آن را تقویت می کنید گاهی هم تقویت کننده در لحظه عمل نمی کند بعد از مدتی به ذهن می آید و آن را تقویت می کند .تمام انرژی ما صرف  این امواج منفی و تفکرات منفی می شود . خشم انرژی زیادی از ما می گیرد ، با تقویت کننده ایرادات و اشکالات طرف مقابل را بزرگ می کنیم تا خود را توجیه کنیم . ممکنه اشکال جزئی باشد ولی تقویت کننده و ساختار ذهنی آن را بزرگ می کند تا زمانی که آن شخص دشمن درجه یک ما شود . آن زمان انرژی که باید صرف خود و خدمت کردن  به دیگران شود صرف قضاوت و کینه می شود . انسانهای ناسپاس خوبی دیگران را نمی بینند و بدی های آنها را بزرگ تر می بینند در زمان غیبت کردن در صور پنهان ما انرژی بسیار زیادی گرفته می شود و در زمان بلند مدت باعث می شود این غیبت به کینه تبدیل شود . و این جوری دیگر محبت را نمی توانیم دریافت کنیم . حسادت در انسان مثل انجام کار خوب شخصی است که ما تحمل دیدن آن را نداریم چون ما خود را در جایگاه آن می بینیم مثل رهجوکه خود را در جایگاه راهنما می بیند . حسادت در شاخه منیت است یعنی فکر می کنم من این کسی که هستم نیستم و بیشتر و بالاتر می بینم . منیت زیاد  یعنی گمراهی بیشتر .

ادامه دارد .

 

تولد  . . .

با آرزوی تولدی دوباره برای تمامی مسافران کنگره ی 60 اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 09/07/91 تولد یکسال رهایی و آزادی خانم رویا رهجوی خانم پروانه را با شوق بسیاری برگزار نمودیم.

 

پیام . . .

 

با نیروی عقل و تلاش خود توانستید سرآغازی دیگر را شروع نمائید و حیات جدیدی را بسازید، درصدد استحکام خود کوشا باشید.

 

خلاصه سخنان استاد . . .

خانم پروانه فرمودند: خانم رویا با مصرف تریاک و  به هم ریختگی های خاص خودشان وارد کنگره شدند. خودشان را به کنگره سپردند. خواهان رهایی بودند. خانم رویا واقعا" خسته بودند و عاشق رهایی شدند. سختی های زیادی داشتند و الان هم دارد اما اجازه ندادند مشکلات او را از پای بیاندازد چراکه هدف پیش رویش برایش بسیار مهم تر بود. در لژیون آموزشها را می گرفت و سی دی ها را گوش می کرد و مطالب را به عمل در می آورد و تغییر در دیدگاهش باعث شد با مشکلات راحت تر کنار بیاید .

سفراول خوبی داشت و سفر دوم خیلی خوبی را هم شروع نمود. یکی از ویژگی های خوبی که خانم رویا دارد امیدواری اوست خداوند و نیروی مافوق تکیه گاه اوست برای همین نگرانی از او دور شد. مادر دو پسر خوب و موفق است. استقلال مالی دارد و توقع بی جا از کسی ندارد.

آرزوی بهترین ها را برای ایشان دارم و امیدوارم همانطور که سفر خوبی را انجام داد بتواند با گرفتن آموزش و به عمل رساندن آن استوارتر و مستحکم تر مسائل خویش را یکی پس از دیگری حل نماید.

 

خانم رویا

مصرف: تریاک

راهنما: خانم پروانه

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 17 ماه

رهایی: 1 سال و 2 ماه و 10 روز

 

آرزو . . .

 

آرزوی اول: خداوند به تمامی بچه های کنگره و خودم آنقدر قدرت بدهد تا از فضای کنگره بهترین استفاده را ببریم و به راههای قشنگی برسیم.

آرزوی دوم: سلامتی فرزندانم از خداوند می خواهم و اینکه همیشه خوب و خوش باشند.

 

بنده نیز از طرف لژیون سرکار خانم راد به خانم پروانه خداقوت گفته و برای خانم رویا و پسران گرامیشان بهترین خواسته و موفقیت ها را آرزومندیم.

دل نوشته . . .

شکر،شکر،شکر

با درود و سپاس فراوان از خداوند بزرگ که در طی مسیر زندگی و همچنین در مسیر سفرم مرا همراهی و یاری کرده و همیشه معجزات خود را به گونه ای نشان داده و اینک که بیشتر خداوند را می شناسم برایم قابل درک و با تمام وجود آن را حس می کنم. از اینکه دانش و آگاهیم در مورد خودم بیشتر شده خوشحال هستم چون می دانم وجودم از وجود خداوند است و او هرگز مرا در مسیر نادرست قرار نمی دهد و اگر درمسیرش که درست و الهی است قدم بردارم راه را برایم باز می کند و کمکم می کند.

زمانی بود که در ترس زندگی می کردم و از همه جا و از همه کس نا امید شده بودم و عشق ورزیدن و دوست داشتن از یادم رفته بود و اندیشه ام این بود که پایان زندگی ام است و به من کسی نیست کمک کند و خودم باید در مردابی که رفته بودم دست و پا بزنم حتی از خداوند هم ناامید و دائم گله می کردم که خداوند چرا کمکم نمی کند و دیگر معجزاتش را به من نشان نمی دهد. هیچ چیز برایم جذابیت و معنی نداشت. در این فکر بودم که همه انسانها با من در ستیز هستند و من هم در سعی آن بودم که به گونه ای با آنها دشمنی کنم و همیشه در حال بحث بودم و افسانه تبدیل به آدمی شده بود که هیچ وقت در آرامش نبود و دائم عیب دیگران را می دید و فراموش کرده بود که خداوند بسیار مهربان و بزرگ است در صورتی که اگر کمکی از او می خواهد باید خود نیز قدمی بردارد و حرکت کند.

بله خالق بزرگ بار دیگر فرصتی به افسانه داد و جرقه نوری در دلش روشن کرد و اولین قدم را با ایمان به اینکه این راه راهی است که می تواند دوباره معجزاتش را ببیند و دست یاری به او داده شود حرکت کرد.

ای همه دانا و توانا، تو چقدر بزرگی، تو چقدر خوبی، تو چقدر بخشنده ای،تو چقدر پاک و بزرگواری،شکر و سپاس، تو دوباره تمام زیبایی های خود را به من نشان دادی، محبت و دوست داشتن را به من نشان دادی، نا امیدی را از من دور کردی و نور ایمان را در دلم تاباندی، بارالهی با تمام وجود تو را حس می کنم. پروردگارا به خاطر کمک هایی که به من کردی تا خود را پیدا کنم و خوبی ها و نعمت هایت  را با چشم باز ببینم تو را می ستایم و تو را ستایش می کنم برای این عمل عظیم.

افسانه رهجوی خانم میترا

رهایی  . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ روز سه شنبه مورخ 04/07/91 جشن رهایی سه نفر از خانمهای مسافر را با شور و شعف بسیاری برگزار نمودیم.

 

 

خانم افسانه

مصرف : قرص ترامادول

راهنما: خانم میترا

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 13 ماه و 26 روز

رهایی: 8 روز

 

 

خانم فرزانه

مصرف: 7 گرم شیره تریاک

راهنما: خانم روناک

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 17 ماه

رهایی: 2 روز

 

 

و خانم راضیه رهجوی خانم فائزه که اخبار آن به صورت کامل در پست ذیل می باشد.

 

 

بنده از طرف لژیون سرکار خانم راد این روز باشکوه و پر برکت را خدمت کمک راهنمایان محترمشان خانم میترا ، خانم روناک و خانم فائزه از صمیم قلب تبریک گفته و برای این عزیزان سفر دومی بسیار پر بار و لذت بخش آرزومندیم.

رهایی در گروه خانم های مسافر  . . .

عقل و ایمان و شهامتی که در پرتو تکامل آنها پدید می آید آنها را از یک درخت فرسوده به یک ستون تبدیل می کند .

امروز سه شنبه مورخ 91/7/4 جشن رهایی یکی دیگر از مسافران خانم را در کنگره برگزار نمودیم .

خانم راضیه

مصرف : تریاک

مدت سفر اول : 17 ماه

روش درمان DST با داروی OT

راهنما : خانم فائزه 

اینم عکس همسفر خانم راضیه که در این مدت یک بار هم مادرش و تنها نگذاشت و امروز از خوشحالی رهایی مادرش لباس فرشته ها رو به تن کرد .

به رویای عزیزم فرشته کوچولوی کنگره تبریک می گم

اخبار لژیون . . .

امروز به تاریخ 4/7/91 جلسه لژیون ما با دستور جلسه سی دی امواج بازدارنده ذهن به استادی سرکار خانم راد برگزار شد :

 

جابه جایی انرژی در انسان باعث ایجاد حس و یا لذت می شود . انرژی طیف های مختلف دارد یعنی می توان از یک سری روابط اشتباه انرژی گرفت و یا از روابط درست انرژی گرفت . و طیف ها رنگ های درخشنده و یا کدر دارند باید کیفیت و کمیت انرژی را بالا ببریم کیفیت یعنی جنس انرژی خوب و یا بد بودن آن و کمیت یعنی مقدار انرژی که با هم سطح انرژی را تشکیل می دهند . با کیفیت بالای انرژی خوبی ها را می توان تشخیص داد ولی قدرت اجرایی نداریم ، در کمیت انرژی وجود دارد ولی نمی دانیم کجا استفاده کنیم و در چه راهی خرج کنیم .

در ناامیدی کانالهای دریافت و انتقال انرژی مسدود می شود یعنی ورودی و خروجی مسدود می شود . اعتیاد هم همین کار را می کند دوست داری محبت کنی ولی توان نداری که محبت کنی چون این کانالها توسط اعتیاد بسته شده کانالها مانند چاکراها هستند دیده نمی شوند در این وضعیت حالت بی حسی ایجاد می شود یعنی تو از هیچ چیز لذت نمی بری هیچ انرژی جذب نمی شود در این وضعیت انسان به خواسته هایش نمی رسد یعنی انسان نفس دارد و نفس خواسته دارد و احتیاج دارد درک کند و دانش کشف کند ولی وقتی به خاطر ناامیدی و مسدود بودن کانالها باعث ایجاد غم و اندوه شدید می شود . این وضعیت مانند زندان نامرئی است که دوست دارد کارهایی را انجام دهد ولی نمی تواند . حس های منفی یا امواج بازدارنده : موج یعنی انرژی که از حرکت انرژی حس ایجاد می شود حس منفی و یا مثبت حسهای ترس ، ناامیدی ، منیت جز حسهای منفی هستند  . هر حس منفی که درون من باشد برمی گردد به این سه شاخه یعنی ترس ، ناامیدی و منیت این مثلث جهالت است . منیت باعث می شود من آموزش نگیریم و چیزی را نمی توانم دریافت کنم . باید منیت خورده شود برای رسیدن به دانایی باید یک مثلث جهالت حل شود . حس منفی مثل امواج است محور طولی و عرض که در یک محور زمان و در دیگری میزان قدرت مثل خشم را در نظر بگیریم . در این محور یک موج را ایجاد می کند که موج خشم این موج در خود انرژی و حس دارد این موج مانند زلزله و سونامی است در خشم مانند زلزله زمان کم ولی تخریب خیلی زیاد است خاصیت اینها اینگونه است که باید خاصیت آن را بشناسیم .

انرژی توانایی و قدرت است انرژی یعنی توانایی انجام کار است . انرژی در صور پنهان ما مانند پول در جهان فیزیکی است انرژی هم خالص است و هم ناخالص مثل پولی که از راه درست به دست آمده و یا از راه نادرست . کیفیت انرژی خوب و یا بد بودن آن است و کمیت انرژی مقدار انرژی است . حس معادل نیرو است عامل حرکت حس است . احساس با جابه جایی انرژی ایجاد می شود مثل محبت کردن به کسی و یا تحقیر کردن کسی که باعث گرفتن انرژی به زور از شخص است . 

تولد . . .

با آرزوی تولدی دیگر برای تمامی مسافران کنگره 60 اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 02/07/91 جشن یکسال رهایی و آزادی خانم سهیلا رهجوی سرکار خانم راد را به گرمی برگزار نمودیم.

 

پیام . . .

پایان سفر، آغاز سفری دیگر است که شروع نموده اید انشالله در این راه بخوبی انجام وظیفه نمائید.

 

خلاصه سخنان استاد . . .

 سرکار خانم راد فرمودند:خانم سهیلا با مصرف قرص به کنگره آمدند. با اینکه مصرف قرص تخریب بسیار بالایی دارد اما خانم سهیلا  از آن معدود کسانی هستند که هیچ آزار و اذیتی ندارند یعنی خیلی کم اتفاق می افتد فردی قرصی باشد اما بی سرو صدا و بی دغدغه سفر کند و هیچ مشکلی برای بقیه بوجود نیاورد.

خانم سهیلا واقعا" خوب سفر کردند در حاشیه نبودند و به آموزشها اهمیت می دادند و الان هم سی دی ها را گوش می دهند و آموزش گرفتن را دوست دارند.

ایشان حتی در سفر اول محبت و معرفت را حس می کرد و همیشه در رفتارش و عملکردش نشان می داد.

خانم سهیلا در سفر دوم خدمت نمودن را دوست دارند و این نشانه ی خوب بودن و تعادل است. دبیری آقای مهندس در روزهای سه شنبه هم را به تازگی گذراندند.

واقعا" به خانم سهیلا تبریک می گویم و امیدوارم ایشان را در جایگاههای بالاتر ببینیم.

همچنین به خانواده ی ایشان علی الخصوص مادرشان که بسیار صبوری به خرج دادند و کمکشان نمودند تبریک می گویم و خدارا شکر که تقریبا" اکثر افراد خانواده ی ایشان در حال کنگره ای شدن هستند.

 

خانم سهیلا

مصرف: داروهای اعصاب

راهنما: سرکار خانم راد

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 11 ماه و 15 روز

رهایی: یکسال

 

آرزو . . .

 آرزوی اول: سلامتی و خشنودی آقای مهندس و خانم راد

آرزوی دوم: سالیان سال در کنگره و کنار دیگر مسافران بهتر و بهتر شوم.

 

خانم سهیلا با صحبتهای گرم و دلنشین خود فضای تولدشان را بسیار بانشاط تر و پر هیجان تر نمودند امیدواریم همیشه همچون امروز لبشان خندان و تنشان سلامت باشد.

بنده نیز از طرف اعضای لژیون به راهنمای عزیزمان خانم راد خدا قوت گفته و به خانم سهیلا و خانواده ی ایشان از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می کنم و برایشان بهترین و بالاترین خواسته ها را آرزومندم.

اخبار لژیون . . .

روز یکشنبه مورخ 2/7/91 لژیون با با دستور جلسه cd وادی 1 (91)به استادی خانم راد برگزار شد .

خلاصه سخنان استاد :

باید بدانید که در خودشناسی یکسری قوانین و قدم ها وجود دارد در کنگره نیز اگر بخواهی به طرف بالا بروی وادی ها وجود دارند . حرکت تفکر که می گوییم یک چیز درونی است که هر کار و عملی که می خواهیم انجام دهیم یک ساختار است که با طی کردن بوجود می آید هر چیزی که بخواهیم خلق شود و بوجود بیاید باید قبلش یک تفکری پشتش باشد با تفکر ساختارها بوجود می آید خداوند هم شو شودش با تفکر است و بدون تفکر هیچ کاری را انجام نمی دهد همه انسانها برای پیدا شدن موضوعات و هر عملی لازم است اول فکر کنند و در ادامه یکسری نیروها به شما کمک می کنند که همان نیروهای القاء ، احیاء و تحرک هستند .

اگر تفکر ، تفکر مثبت باشد القاء مثبت می شود و اگر تفکر ، تفکر منفی باشد القاء منفی می شود القاء یعنی انتقال از چیزی به چیز دیگر ، القاء به صورت متافیزیک است و دیده نمی شود زیرا از جنس ماده نیست و از جنس صورپنهان است .

احیاء یعنی ساخته شدن ، زنده شدن مثلا یک کارخانه ای خراب بوده می گویند کارخانه را احیاء کردیم یعنی درست کردیم و باید بدانید که بدن انسان نیز تا زمانی که زنده است قابلیت این را دارد که خودش خودش را احیاء کند .

نیروی تحرک نیز در همه جا موجود است این نیرو می تواند ما را به حرکت درآورد .

کاری که بدون تفکر انجام گیرد مانند راهی است که به مقصد نمی رسد . یک مسئله مهم دیگر این است که قدت فکر بسیار زیاد است مثلا اگر فکر کنیم انسان افسرده ای هستیم ، انسان افسرده ای خواهیم شد هر چیزی که در افکارمان برای خودمان انتخاب می کنیم همان خواهیم شد قدرت تفکر آنقدر زیاد است که همان را که ما می خواهیم باور می کند و اجرا می کند این مسئله هم در مسائل مثبت هم در مسائل منفی کاربرد دارد این شو شودی است که خودمان با فکر و اندیشه درون خودمان بوجود می آوریم باید بدانید که شو شود تنها برای خداوند نیست بلکه برای انسان هم هست اگر بگویی کنکور قبول نمی شوم قبول نمی شوی پس باید در افکارمان دقت کنیم که چه می خواهیم .    ادامه دارد . . .