اخبار لژیون

قدرت عقل

اخبار لژیون خانم راد

موضوع: وادی چهارم

نفسی که به اطمینان می رسد ، به مرحله ای رسیده است که خواسته های غیر معقولش را جامه ی عمل نمی پوشاند . بعضی وقت ها ، در یک سری مسائل در نفس لوامه هستیم و در برخی در اماره یعنی این نفس ها درون هم هستند و اینگونه نیست که از این مرحله دربیاییم و وارد مرحله و نفس دیگری شویم . وقتی که بین نفس و عقل نبرد صورت بگیرد و شخص به سرزنش خودش بپردازد ، در واقع دارد از نفس اماره وارد نفس لوامه می شود و ممکن است شخص در مسئله ی اعتیاد وارد لوامه شده باشد ولی در مسئله ی قمار ، هنوز در اماره باشد . البته گاهی اوقات دوست نداریم که صدای نفس لوامه را بشنویم و تلاش می کنیم صدای او را خفه کنیم ، زیرا از جنگ درون خود گریزانیم و می خواهیم در همان نفس اماره بمانیم و بدون عذاب وجدان به کارهای ضد ارزشی خود بپردازیم . در واقع با توجیه کردن و لباس تقوا پوشاندن بر کارهایمان به راحتی به انجام آنها می پردازیم . وقتی به یک کودک اهمیت می دهیم و حرفهایش رو می شنویم ، اعتماد به نفسش بالاتر می رود و تمایل دارد خود را بهتر نشان دهد و برعکس وقتی به او گوش نمی کنیم و اهمیتی نمی دهیم به انزوا می رود ، عقل هم همینطور است ، وقتی که هر چه می گوید را نشنیده می گیریم ، مرتبا ضعیف تر می شود و ابراز وجود نمی کند و کنترل همه ی امور به دست نفس اماره می افتد . با تفکر درست می توانیم ، عقل را قدرت ببخشیم و وقتی عقل قدرتمند می شود ،نفس اماره ضعیف می شود و دیگر لباس توجیه بر تن اعمال منفی خود نمی کنیم چون عقل هیچوقت به منفی ها سوق نمی دهد ، ولی نفس اماره می تواند با خواسته هایی که لباس مبدل پوشیده اند ، عقل را فریب دهد و سپس خاموش نماید و در نهایت به هدف منفی خودش برسد . اما اگر دانایی خود را افزایش دهیم ، هیچ خواسته ای با هیچ لباس مبدلی نمی تواند وارد قلعه ی عقل شود . با ضعیف شدن عقل ، حکومت به دست نفس اماره می افتد و حکومت در هر کشوری به دست هر کسی که باشد ، رادیو و تلویزیون آن کشور هم ، مسائل مربوط به همان حکومت را نشان می دهد ، وقتی هم که نفس اماره حکومت را به دست می گیرد ، القائات به ذهن همگی منفی و نامعقول و از جنس اماره خواهند آمد . همیشه خواسته های منفی دارای جذابیت ظاهری هستند و کشش زیادی دارند اما امور مثبت در ظاهر سخت هستند و ترس دارند ولی وقتی در آن وارد شویم آن ترس از بین می رود .

نگارنده: مسافر خانم ستاره

برداشت از cd کوه

برداشت من از سی دی کوه

سی دی بازتاب در مورد کوه و ویژگی هایی که دارد در تشابه اش به این مطلب اشاره می کند که: اگر چند کوه در کنار هم قرار داشته باشند و ارتفاع آن ها زیاد باشد، دمای هوا خیلی کاهش پیدا نمی کند. به این دلیل که بازتاب های نور از کوه جانبی به کوه مورد نظر می رسد.

حال اگر انسان هایی را که در تاریکی قرار گرفته اند، مثل این قلل در نظر بگیریم، اگر کنار یکدیگر قرار بگیرند و تشکیل یک لژیون را بدهند، آن وقت از بازتاب های نور یکدیگر استفاده می کنند و دمایشان بالا می آید و یواش یواش یخ هایشان آب می شود و به چرخه ی زندگی برمی گردند. در صورتی که اگر یک قله به دلیل منیت تنها باشد و خودش را بالاتر از دیگران بداند، نمی تواند از زمین اطرافش نور جذب کند. بنابراین در سرما و انجماد خودش می ماند.

در کوهستان دمای روز و شب با هم فرق می کند. مثلاً: دمای هوا در روز 30 درجه، ولی در شب به 5 درجه کاهش پیدا می کند و آب و هوا در آن جا متغیر است. کوه ها خواص عجیبی دارند.

حال این سؤال ها پیش می آید: منابع آب شیرین جهان در کجاست؟ منابع رودخانه ها در کجاست؟ در جواب باید گفت: در کوهستان ها. اگر کوهستان ها برداشته شوند، تمام رودخانه ها و منابع آب های زیرزمینی از بین می روند. در واقع تمام کره ی زمین روی یک ماده ی مذاب قرار دارد. وقتی چند کیلومتر به عمق زمین می روید، دما به شدت افزایش پیدا می کند. اگر باز هم بیشتر به عمق زمین بروید، گرما شدت بیشتری پیدا می کند و در نهایت به مواد مذاب می رسید. در داخل کره ی زمین، مواد مذاب وجود دارد؛ ولی کره ی زمین دارای یک پوسته و لایه ی نازکی است که باعث می شود ما از مواد مذاب کاملاً جدا شویم. این پوسته کاملاً حرکت می کند و در جاهایی از زمین که ضعیف است، خیلی راحت می لغزد و باعث زلزله می شود. یکی از خواص کوه ها این است که جلوی تکان ها و ارتعاشات زیاد زمین را می گیرند. در واقع کوه ها مثل میخ هایی هستند که این پوسته را بخیه کرده و به هم دوخته اند.

در سیستان و بلوچستان کوهی به نام تفتان قرار دارد. اکثر مناطق سیستان و بلوچستان خشک است و باران بسیار کم می بارد. اما در منطقه ی تفتان قسمتی وجود دارد که مانند بهشت در وسط جهنم است.

آیا می دانید علت اش چیست؟ به خاطر کوه

 تمام آن منطقه خشک است. چون ابر در آن مناطق خشک نمی رود. ولی کوه ها ابرها را مثل آهن ربا به خودشان جذب می کنند.

آیا این کوه ها را می توان به انسان ها تشبیه کرد؟ بله

 وقتی انسانی صور پنهان اش رشد می کند و یواش یواش ارتفاع پیدا می کند، یعنی در صور پنهان اش قد می کشد، اول تبدیل به تپه می شود و بعد آهسته آهسته رشد پیدا می کند و به یک تپه ی بزرگ و در ادامه به یک کوه کوچک و باز هم رشد پیدا می کند و تبدیل به یک کوه بلند می شود و در نهایت سر به آسمان می کشد و در این رشد کردن خواصی در خود به وجود می آورد؛ مثل: هنر، اشعار، اصوات موسیقی، فرمول‌های ریاضی، فیزیک و... . تمام این‌ها بر علم دلالت می‌کنند و ساختار آفرینش را به وجود می‌آورند. این‌ها  کلام الله می‌شوند که باید به انسان ها داده شود تا بتوانند آن ها را جذب کنند.

این ها بیشتر به کسانی داده می شود که ارتفاع پیدا می کنند و تبدیل به کوه می شوند. این طور نیست که بگوییم بقیه بی خاصیت هستند. انسان ها در هر شکل و در هر ابعادی که هستند، می توانند خدمت کنند. همان طور که یک درخت برای جهان مفید است.

اگر انسان بخواهد در چیزی یا امری به مرحله ی زایش یا تولید برسد و بتواند مثل یک کوه در آب و هوای یک منطقه تأثیر بگذارد، بایستی مراحل خاصی را پشت سر بگذارد. طبق آیه ای که می فرماید: انسان چیزی نیست، جز سعی و تلاش خودش. پس انسان می تواند با سعی و تلاش، از یک زمین صاف و کویری، خودش را به طرف بالا بکشد و تبدیل به کوهی با ارتفاع بالا شود.

در کنگره هر کاری که می خواهید انجام دهید، پیش نمازتان محبت باشد. اگر محبت جلو باشد و جایگاه های دیگر پشت سرتان باشد، آن کار به خوبی انجام می شود. اما اگر جایگاه شما، پیش نمازتان باشد، کلاهتان پس معرکه است. حس خراب می شود و هیچ موقع حال خوشی ندارید.

 با تشکر از خانم افسانه برای تهیه مطلب

با سپاس از خانم فریده برای تایپ و ویرایش مطلب

رهایی . . . رهایی . . .

با شکر و سپاس خداوند بزرگ و مهربان و تبریک به بنیان کنگره جناب آقای مهندس دژاکام اعلام می نمایم؛ روز سه شنبه مورخ 8/11/92 جشن رهایی دو نفر از عزیزان از بند مواد مخدر را به گرمی برگزار نمودیم.

 

خانم فروغ

مصرف: تریاک و شیره

راهنما: خانم پروانه

مدت سفر اول: 12 ماه و 15 روز

روش درمان: DST  با OT

رهایی: 38 روز

 

خانم شیرین

مصرف: تریاک و قرص

راهنما: خانم راضیه

مدت سفر اول: 14 ماه

روش درمان: DST  با OT

رهایی: 8 روز

 

 

رهایی سیگار . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم، امروز سه شنبه مورخ 8/11/1392 یکی دیگر از مسافران سیگار خانمهای مسافر موفق به درمان  با روش DST با نیکوتین خوراکی شد و جشن رهايي ايشان را با شوق بسيار برگزار نمودیم.

 

هشتمین رهایی سیگار

در گروه خانمهای مسافر

 

خانم مائده  

مصرف: ۱۵ سال مصرف سیگار

راهنما: خانم زهرا

روش درمان: DST با نيكوتين خوراكي (آدامس نيكوتين)

مقدار در شروع مصرف: 6 میلی گرم نیکوتین خوراکی

طول درمان: 1۱ ماه

رهایی: 1 روز

 

چهار سال رهایی . . .

با آرزوی تولدی دوباره برای تمامی مسافران عزیز؛ اعلام می نمایم روز یکشنبه مورخ ۷/۱۱/۹۲ جشن چهارمین سالگرد رهایی خانم مرضیه از کمک راهنمایان خوب کنگره را با شوق بسیاری برگزار نمودیم.

 

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم راد فرمودند: هیچ کس تصور نمی کرد خانم مرضیه خوب شود. واقعا" حال خراب و به هم ریختگی زیادی داشتند. اصلا" نمی توانستند روی صندلی بنشیند و صحبتها را گوش دهند.

خانم مرضیه با مصرف بالای قرص و شیشه وارد کنگره شدند. امید خوب شدن نداشتند و گریه های شدید می کردند. آقای مهندس می گفتند کاری به کارش نداشته باشید مدتی می آید و بعد می رود!

خانم مرضیه خیلی دیر به راه کنگره ایمان پیدا کردند. فکر می کردند به شربت تریاک هم عادت می کنند.شش ماه طول کشید تا به من گفتند کمتر مصرف میکنند. اما از آن به بعد ایمانشان قوی شد و خودرا به کنگره سپردند. و هر کاری به او می گفتم انجام می دادند. خوشبختانه به سفر دوم هم رسیدند. خیلی خوب آموزشها را دریافت مینمودند و خیلی خوب هم امروز آنها را به شاگردانشان انتقال می دهند.

مدتی قبل لژیونی داشتند که برای بچه ها را جع به دستور جلسات صحبت می کردند و در آن زمان لژیون آزاد زنان را هم عهده دار بودند. در حال حاضر هم علاوه بر داشتن لژیون خودشان در قسمت شربت هم فعالیت دارند. خانم مرضیه بسیار مسئولیت پذیر هستند. با اینکه مشکلات زیادی دارند اما همه را پشت در می گذارند و وارد می شوند و این نکته ی بسیار مثبت ایشان است. به یاد داشته باشیم ما در کنگره هستیم که یا باید آموزش بگیریم و یا باید آموزش بدهیم.

استاد در پایان فرمودند: ان شاء الله به آن چیزهایی که دوست دارند برسندو به خانواده ایشان و دخترشان تبریک می گویم.

خانم مرضیه

مصرف: قرص و شیشه

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با OT (اپیون تینکچر)

مدت سفر اول: 15 ماه

رهایی: 4 سال و 2 ماه

آرزو . . .

آرزو اول: سلامتی آقای مهندس و راهنمای عزیزم خانم راد.

آرزو دوم: تمام سفر اولی ها به رهایی برسند.

 

 

 

گزیده ای از سی دی های سه شنبه

خدمت و خیانت

آقای مهندس دژاکام در شروع صحبت های خود، راجع به سیگار صریحاً اعلام نمودند: کلیه ی کمک راهنمایان، راهنمایان، مرزبانان و دیگر خدمتگزاران کنگره 60، تا 18 ماه دیگر، باید سفر درمانی سیگار آن ها به اتمام رسیده باشد؛ نه این که تا 18 ماه دیگر فرصت شروع درمان را دارند. چرا که در سال های آینده سیگار در کنگره 60 یک عمل ضد ارزشی محسوب می شود.

تنها چیزی که شخص را تغییر می دهد، گرفتن آموزش هاست. برای همسفران هم آموزش ها بسیار ضروری است. و آن ها هم باید یاد بگیرند. یک جایی انسان باید بگوید بلد نیستم.

و اما خدمت، تمام اجزاء هستی اعم از گیاهان، جانوران و نباتات همگی در حال خدمت هستند. و حالا ما انسان ها چه کاری می کنیم؟ خدمت ما کجاست؟ آیا نفعی برای دیگران داریم؟

فاصله ی بین خدمت و خیانت بسیار اندک است. از هر مسئولیتی که داریم، اگر فاصله بگیریم، به خیانت تبدیل می شود. کارمند دولت وظیفه اش خدمت به مردم است. اما اگر در این راه رشوه بگیرد خیانت می شود.

در لژیون ها هم اگر از آموزش ها عدول کنیم، خیانت می شود. ممکن است از صبح تا شب در حال خیانت باشیم و خیال کنیم خدمت است.

استاد در ادامه، بحث همیشه مسافر را مطرح نمودند: همه ما همیشه مسافر هستیم. این سفر از ازل شروع شده و تا ابد ادامه دارد. عشق سکون ندارد. در حرکت است. عشق، رفتن و رفتن و رسیدن و گذشتن است و پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. اگر به قله ای صعود نمودیم، دوباره پایین می آییم و صعود دیگری آغاز می شود. در این راه چیزهایی را که یافتیم، باید حفظ شان کنیم.

اگر آگاهی و اطلاعات را انتقال ندهیم به هیچ دردی نمی خورد. مسافر همیشه برای یافتن، فهمیدن و دریافتن سفر می کند. سفر، هم درونی و هم بیرونی است. سفر درونی به مراتب مشکل تر است. انسان خودش را گم کرده است. سفر می کند تا خودش را پیدا کند. پرواز هیچ گاه بیهوده نیست. اگر آن چه را که به دست می آوریم ارج  ننهیم، از کفمان خواهد رفت. باید با صلابت، مستحکم، قوی و آگاه باشیم. ضعیف بودن باعث می شود انرژی از من گرفته شود. هیچ کس از ما نمی تواند انرژی بگیرد. اولین کسی که انرژی ما را می گیرد، خودمان هستیم. اگر برای خودمان ارزش قائل شویم، این احترام به خود، تبدیل به انرژی می شود.

رسیدن به انوار الهی نیاز به آموزش متوالی دارد. باید با اصوات مأنوس شد. صوت ارزش خیلی خیلی بالایی دارد و این موضوع، انسان را در سفر درونی، یاری می رساند و وارد مرحله ی خاصی می کند. انسان اگر بتواند رشته ای از موسیقی را بیاموزد، بسیار خوب است.

استاد در پایان فرمودند: گفتنی ها را بزرگان گفتند؛ اما قابل فهم و درک برای همگان نبود. آنان که جوینده هستند، می یابند. انشاالله همه ی ما، همیشه مسافر و در حال حرکت باشیم.

تهیه و تنظیم توسط خانم مونا رهجوی خانم راد

با تشکر از خانم فریده رهجوی خانم فاطمه برای تایپ مطلب

رهایی . . .

با آرزوی رهایی تمامی عزیزان سفر اولی از بند اهریمن اعلام می نمایم؛ روز سه شنبه مورخ 1/11/1392 جشن رهایی خانم مریم رهجوی خانم میترا را با شور بسیاری برگزار نمودیم.

 

خانم مریم

مصرف: آمپول پتیدین

راهنما: خانم میترا

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14 ماه

رهایی: 9 روز

گزیده ای از سی دی های سه شنبه

آکادمی

جناب آقای مهندس دژاکام فرمودند: کشور ما ایران از نظر فرهنگ، علم، هنر، نیروی نظامی و حتی مهر و محبت سابقه ی کهن دارد. و با وجود بزرگانی همچون مولانا و حافظ میراث  بسیار قوی و نیرومندی برای کشورمان به جا مانده است. اما متأسفانه به دلایل گوناگون این قضیه در حال فروکش است.

ما هم اکنون به افرادی نیاز داریم که یافنده باشند نه بافنده. به عبارتی دیگر، کاشف باشند. این موضوع باعث شده است که مراکز علمی و متخصصین، اعتماد چندانی به خردمندان خودمان نداشته باشند.

ما در مقوله ی درمان اعتیاد صاحب نظر هستیم. باید اعتماد به نفسمان را به دست آوریم. ما در علوم انسانی، بر خلاف دانش مهندسی، پیشرفتی نداشتیم.

به طور کلی انسان وقتی می خواهد از کسی موضوعی را بیاموزد، باید آن فرد، همان چیز را داشته باشد.

اروپایی ها یک سری چیزهایشان درست است. اما برخی دیگر نادرست است. ممکن است برخی از علوم غرب برایمان قابل استفاده باشد اما برخی دیگر اصلا به دردمان نخورد. پس نمی توانیم آن را در کشورمان پیاده کنیم. بنابراین خوب باید بسنجیم. اگر مناسب فرهنگ ما بود استفاده کنیم.

در ایران گذشته به فرزندان، علوم زندگی کردن را می آموختند و در پی آن زنان و مردان یاد می گرفتند هر کدام چگونه زندگی را بچرخانند. این که مسئولیت مرد، اقتصاد خانواده  و کارکردن در بیرون است و زن، درون خانه، نظام خانواده را می چرخاند.

من احساس می کنم نیاز یک آکادمی برای اعتیاد و علوم مربوط به اعتیاد، در کشور ما لازم و ضروری است. این آکادمی باید برای تمامی جهان باشد. در آن با زبان بین المللی انگلیسی تدریس شود. دروس مورد بحث، انسان و مواد مخدر باشد. من ایمان دارم کنگره 60 تبدیل به یک آکادمی خواهد شد. در زمینی به مساحت 10 تا 20 هکتار انجام می شود. همچنین راجع به همان علوم انسانی صحبت شود. علوم انسانی که حاصل تفکر و تحقیق خودمان باشد.

با ایمان راسخ و با قدرت برایم مثل روز روشن است که غیر از این روش درمان، راهی دیگر نخواهد بود. این مثل قانون پابرجاست. روش درمان تدریجی و پله ای DST به صورت پله پله است و هیچ فشاری روی فرد نیست و به آرامی این کار انجام می شود. پس از طریق آکادمی اطلاعات این روش باید به همه منتقل شود.

امیدوارم به کمک شما و دیگر بچه ها، شاهد و ناظر بر وجود این آکادمی باشیم و باید این کار را انجام دهیم.

 

تهیه و تنظیم مطلب:  خانم مونا رهجوی خانم راد

باتشکر از خانم فریده رهجوی خانم فاطمه برای تایپ مطلب

 

یکسال رهایی .  .  .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 29/10/1392 جشن تولد یکسال رهایی خانم سیما رهجوی خانم میترا را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام . . .

با اذن قدرت مطلق از طوفان سهمگین گذشتید و در ادامه در انجام کارهایتان به نقطه های بسیار باارزش فکر و عمل نمایید.

خلاصه سخنان استاد . . .

خانم میترا ضمن تبریک این روز زیبا به جناب آقای مهندس، خانم راد، گروه مرزبانی و کمک راهنمایان فرمودند: خانم سیما با مصرف قرص به کنگره آمدند. ایشان مربی بدنسازی بودند و درآنجا برای لاغری به ایشان شیشه پیشنهاد می کنند و در پی آن به مصرف قرص های آرتان روی می آورند. در بدو وردشان آقای مهندس فرمودند تا مدتی خانم سیما را روی شربت نبریم چون مشخص نیست که بمانند.

خانم سیما در  لژیون ماندگار شدند همیشه حضور داشتند و بی دردسر بودند و به رهایی رسیدند. مسائلی برایشان پیش آمد که عاقلانه آنها را حل نمودند. درسفر دوم باید برای حرکتهای بهتر و خدمت درکنگره بیشتر فکر کنند.

در حال  حاضر به ورزش مربیگری خود می پردازند و ادامه تحصیل میدهند.

امیدوارم اذن خدمت در گنگره برایشان صادر شود. و در پایان به خودشان و مادر عزیزشان صمیمانه تبریک می گویم.

خانم سیما

مصرف: قرص

راهنما: خانم میترا

روش درمان:DST با داروی OT (اپیوم تیکچر)

مدت سفر اول: 13 ماه

رهایی: یک سال و 37 روز

 

آرزو . . .

آرزو اول: سلامتی راهنمای عزیزم، آقای مهندس، خانم راد و مادرم.

آرزوی دوم: در همین لحظه در دلم خواستم.

یکسال رهایی . . .

با سلام و درود خدمت بازدیدکنندگان عزیزاعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 22/10/92 جشن یکسال رهایی خانم مریم رهجوی خانم روجا را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام . . .

خانم مریم؛ شما با بیداری نیروهای درون توانستید به طرف روشنایی ها حرکت کنید.

در ادامه این مسیر خواهید دانست در طریق درست راه رفتن چقدر آسان است.

خلاصه سخنان استاد . . .

خانم روجا فرمودند: این روز زیبا را به حافظ و برپادارنده گروه خانمهای مسافر خانم راد، جناب آقای مهندس و راهنمای عزیزم خانم پروانه، گروه مرزبانی و کلیه ی مسافران و همسفران که حضور دارند تبریک می گویم.

خانم مریم با مصرف الکل و با حال بی نهایت به هم ریخته به کنگره آمدند. تا مدتی شک داشتند که آیا مصرف کننده هستند یا خیر؟ در لژیون با بچه ها اصلا" ارتباط برقرار نمی کردند. مشکلات زیادی در منزل داشتند ولی نمی توانستند با آنها روبرو شود. اما آرام آرام متوجه شدند که چقدرمسائل دارند.

 خانم مریم خواست و پذیرش بالایی دارند. سریع متوجه اشتباهاتشان می شوند و با چنگ و دندان خودشان را از این حالت نجات می دهند. در سفر اول چه در افزایش شربت و چه در کاهش آن هیچ گونه گله و شکایتی نداشتند. شبه سقوط آزاد را هم انجام دادند. اواخر سفر حالشان بسیار خوب شد و توانستند آن بند ها را از دست و پای خود باز کنند.

در سفر دوم یک مقدار افت داشتند اما کنگره را رها نکردند وخوشبختانه سختی ها را گذراندند. در حال حاضر در قسمت نامه شربت فعال هستند وبه عنوان دبیر روزهای سه شنبه هم انتخاب شده اند. امبیدوارم راهشان را پیدا کنند و به آن چیزهایی که می خواهند برسند.

خانم مریم

مصرف: الکل

راهنما: خانم روجا

روش درمان: DST با داروی OT(اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 11 ماه

رهایی: یکسال

آرزو. . .

آرزو اول: سلامتی آقای مهندس و خانم راد

آرزو دوم: به این حال خوش و تعادل روح و روانی که من دارم همه ی شما عزیزان برسید.

رهایی . . .

با آرزوی رهایی برای تمامی سفر اولی های عزیز اعلام می نمایم؛ روز سه شنبه مورخ 17/10/92 جشن رهایی یکی از خانمهای مسافر از شعبه اصفهان را با شور بسیاری برگزار نمودیم.

 

خانم محبوبه

مصرف: تریاک

راهنما: خانم مریم

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 11 ماه

رهایی: 1 روز

دلنوشته (مسافر سیگار)

همیشه بوی سیگار می دادم . . .

 

سلام اعظم هستم مسافر سیگار

در کنار مصرف تریاک، مصرف سیگار هم داشتم. روزی یک بسته سیگار می کشیدم و در طی این مدت درد سینه ی زیادی داشتم و نفس کشیدن برام خیلی سخت بود. شب ها احساس می کردم یک تخته سنگ روی سینه ام گذاشته اند و یا زیر آوار مانده ام به طوری که نمی توانستم نفس بکشم و با سرفه از خواب بیدار می شدم. هر شب سردردهای زیادی داشتم و از شدت سردرد مجبور به خوردن انواع مسکن می شدم و بیشتر اوقات حال تهوع داشتم. همیشه بوی سیگار می دادم و همسایه ها مدام طعنه میزدند که چقدر بوی سیگار میدهی!

مجبور بودم با دوست و فامیل روبوسی نکنم و همه ی این رفتارها بیشتر باعث خجالتم می شد. حتی پسرم دوست نداشت دنبالش به مدرسه بروم.

تا این که اذن ورود به کنگره را پیدا کردم و سفرم را شروع کردم و هر روز به کارم بیشتر ایمان پیدا کردم. همچنین هنگامی که مهندس دژاکام سفر سیگار را شروع کردند، من هم در مورد کنار گذاشتن سیگار تفکر کردم و دیدم ایشان باز هم بهترین راه را در اختیار ما قرار دادند. راهی که منجر به درمان کامل و به دست آوردن سلامتی می شود.

سرانجام اجازه شروع سفر سیگار به من داده شد و برایم باعث تعجب است که نه تنها در این 3 ماه حتی یک بار هم سردرد به سراغم نیامد، بلکه هوس کشیدن سیگار هم به سرم نزد. باز هم کنگره راه سلامتی را برایمان باز کرد.

در جامعه سیگار کشیدن یک زن اصلاٌ صورت خوشی ندارد. از آقای مهندس دژاکام تشکر می کنم که روش درمان DST با آدامس نیکوتین را ابداع کردند و برای بار دوم نجات بخش من شدند.

 با تشکر از خانم فریده برای تایپ مطلب

تولد یکسال رهایی . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ روز  یکشنبه مورخ 15/10/1392 جشن یکسال رهایی خانم فریده رهجوی خانم فاطمه را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام . . .

خانم فریده؛ امیدواری بسیار، سبب قدمهای محکم می شود. در اراده خود به جهت انجام کارها هیچ هراسی به خود راه ندهید و پیش بروید.

خلاصه سخنان استاد . . .

خانم فاطمه فرمودند: امروز هم یک روز زیبا را درکنگره داریم تولد یکسال رهایی خانم فریده را به جناب آقای مهندس دژاکام، سرکار خانم راد، خودشان و دخترشان تبریک می گویم و برایشان بهترینها را آرزومندم.

خانم فریده خیلی ساکت و بی حاشیه هستند. در سفر اول خیلی خوب حرکت کردند. هیچ دردسری برای من نداشتند و حتی در لژیون  هم به من کمک می کردند. و در نهایت به درمان رسیدند.

خانم فریده به آموزشها خیلی عمیق توجه می نمودند. در سفر دوم دبیر لژیون شدند و به  خواهران لژیون خود یاری می رساندند. من از ایشان بسیاررضایت دارم. امیدوارم به  آرزویشان که کمک راهنمایی هست برسند.

خانم فریده

مصرف: شیشه

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 10 ماه

رشته ورزشی: ایروبیک و تیراندازی با کمان

رهایی: یکسال و 11 روز

آرزو . . .

آرزوی اول: سلامتی خانم فاطمه، خانم راد، آقای مهندس و همه عزیزانی که در کنگره زحمت می کشند.

آرزوی دوم: هر مسافری که  به سفر دوم می رسد حافظ این رهایی باشد.

 

دلنوشته(مسافر سیگار) . . .

سفر سیگار مکمل سفر اول

 

با سلام مائده هستم مسافر سیگار

با آموزش هایی که تا به حال گرفتم، یاد گرفتم که هر چه در صراط مستقیم قوی تر حرکت کنیم، نیروهای بازدارنده هم، قوی تر عمل می کنند و مانع پیشرفت ما می شوند. در سفر سیگار نیروی بازدارنده برای من خیلی قوی و بزرگ بود. آن قدر بزرگ که بارها وسوسه ی کشیدن یک پک سیگار به سراغم می آمد. هر بار با یک ترفند جدید. یک بار غم، یک بار شادی، گاهی بی خوابی و ... . اولین بار که وسوسه به سراغم آمد، یک نخ سیگار خریدم ولی نفس لوامه ام شروع کرد به جنگیدن با نیروی بازدارنده و موفق هم شد و من سیگار را دور انداختم. اما دو روز بعد نیروی بازدارنده جلو آمد و پیروز شد و من یک پک کشیدم و بعد از یک پک، تازه فهمیدم که با تمام آموزش هایی که در باره مضرات سیگار گرفتم، ضعیف عمل کردم و باید آموزش ها یم را قوی تر کنم.

ما نباید قدرت نیروی بازدارنده را فراموش کنیم. در کنارش باید به خودمان و آموزش هایی که گرفتیم، ایمان داشته باشیم.

در حال حاضر اواسط سفر سیگار هستم. مشکلات جسمی ام رو به بهبود است و تازه رنگ و بوی غذا و گل و گیاه را حس می کنم و معتقدم سفر سیگار مکمل سفر اول من و مهر تائیدی بر آموزش هایی که گرفتم است.

از آقای مهندس دژاکام متشکرم که باز هم در جاده ی سلامتی پیشگام شدند.

 

با تشکر از خانم فریده برای تایپ مطلب

برداشت من از سی دی " تسلیم "

تسلیم

 

بنمای رخ که باغ گلستانم آرزوست             بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

ای آفتاب حسن برون آی دمی زابر             کان چهرۀ مشعشع تابانم آرزوست

هرچند مفلسم نپذیرم عقیق خرد                  کان عقیق نادر ارزانم آرزوست

دی شیخ باچراغ همی گشت گردشهر           کز دیو ودد ملولم،انسانم آرزوست

گفتند یافت می نمی شود،جسته ایم ما     گفت آنکه یافت نمی شود،آنم آرزوست

گویاترم ز بلبل،اما زرشک عام                    مهریست بردهانم و افغانم آرزوست

 

معنی کلام حافظ که می گوید مهریست بردهانم و فغانم آرزوست، به چه معنی است؟ یعنی اگر مطالبی که گفته می شود در جایگاه خودش نباشد و یا به موقع نباشد می تواند تخریب و اشکال ایجاد کند، تسلیم را یک جا خوب می شود فهمید و آن هم درمراحل سیروسلوک است. دراینجا سالک مراحلی را در تذهیب اخلاق طی می کند،که صبر و قناعت و خودداری یا ولع و برگشت از ضدارزشهاست بعد وارد توکل می شود و سپس مرحله رضا را طی می کند و درنهایت وارد وادی تسلیم می شود،تسلیم وادی خیلی بالایی است ودر این راه مرحله عظیمی را باید سپری کرد. حتی در مرحله توکل هم آدم گاهی اوقات درست متوجه نمی شود که معنی آن چیست. دراینجا با سخنی از پیامبر خط و خطوط آن را مشخص می کنیم، یک نفر نزد رسول خدا رفت و گفت:من شترم را در بیابان و صحرا رهاکردم و به خدا سپردم و توکل کردم و شترم گم شد.ایشان فرمودند: با توکل زانوی اشتر را ببند، یعنی توکلت را انجام بده، اما قبل از آن زانوی شترت را ببند و همۀ سعی و تلاشت را بکن بعد به خدا توکل کن، نه اینکه بنشینی و فقط توکل کنی و هیچ حرکتی نکنی. اگر این مطالب را یک ذره اشتباه بگیرید، انحراف بوجود می آید. اگر اندازه و حدش را ندانید و به اشتباه اسم تنبلی و کاهلی و بی غیرتی و.....را تسلیم می گذاریم.

آقای مهندس می فرمودند: زمانی من نمی دانستم صداقت یعنی چه و وقتی در فرودگاه مرا گرفتند و گفتند موادمخدر مصرف میکنی؟گفتم هم میکشم، هم میخورم، درصورتیکه اصلا" نیاز نبود که این مسئله را بیان کنم و درآنجا اصرار داشتند که من بنویسم مصرف کننده هستم تا آزادم کنند، اما نپذیرفتم تا مرا به بازداشتگاه منتقل کردند و هرچه تلاش کردم نشد و دراینجا تسلیم شدم و وارد بازداشتگاه شدم و وقتی درآنجا گفتم رفقا سلام ما هم آمدیم یکدفعه دیدم یک جمع گفتند: سلام خوش آمدی و دیگر آرام شدم.

 آرامش و آسایش کامل یعنی ... (مابقی را در ادامه مطلب بخوانید)

ادامه نوشته

تولد یکسال رهایی . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 1/10/1392 جشن یکسال رهایی خانم سحر رهجوی خانم پروانه را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام . . .

خانم سحر؛ شما به خوبی به خویشتن خویش فکر نمودید و با حرکت و تلاش به زیبایی های حیات دست یافتید.

خلاصه سخنان استاد . . .

خانم پروانه ابتدا به مناسبت این روز زیبا به جناب آقایی مهندس، خانم راد، گروه مرزبانان و کمک راهنمایان کنگره و حاضرین تبریک گفتند. سپس در ادامه ی صحبتهای خود در مورد خانم سحر این چنین آغاز نمودند: خانم سحر با تخریب شیشه به کنگره آمدند. در اویل سفر بسیار لجباز بودند. اما پس از مدتی هم شربت را پذیرفتند و هم اینکه با وجود مسیر دورهمیشه در کلاسها حضور داشتند.

خانم سحر همیشه در سفر اول می گفتند من بچه دار نمیشوم اما در اواسط سفر لطف خداوند شامل حال ایشان شد و باردار شدند.

خانم سحر بیماریهای زیادی داشتند. بیماری قلبی ایشان باعث شد در بیمارستان مدتی بستری باشند در آن مدت با من تلفنی صحبت می کردند و من می گفتم ایمان داشته باش مسیری که انتخاب کردی درست است و تو بهترین دارو را مصرف میکنی. به هرحال سفر خوبی را پشت سر گذاشتند. در پایان سفر هم خداوند یک فرزند خوب و سالم به ایشان داد با وجود داشتن نوزاد اما مرتب به کلاسها می آمدند. در حال حاضر هم در قسمت فالوآپ در کنار خانم آزاده فعالیت می کنند.

خانم سحر

مصرف: شیشه

راهنما: خانم پروانه

روش درمان: DST با داروی OT

مدت سفر اول: 12 ماه و نیم

رهایی: یکسال و 2 ماه

آرزو . . .

آرزوی اول: سلامتی و طول عمر برای آقای مهندس

آرزوی دوم: روش و آموزشهای کنگره را در زندگی اجرا کنم.

 

دلنوشته . . .

درمان سیگار در كلاس و درس با روش DST

 

سلام دوستان میترا هستم مسافر سیگار

همیشه می گویند  فاصله ی بین عشق و نفرت به اندازه تار مواست و این در مورد سیگار برای من صدق کرد. من از سیگار متنفر بودم و بعد دیدم که عاشقش شدم.

از دوران بچگی از بوی سیگار بدم می آمد تا اینکه مسافر کنگره 60 برای رهایی از مواد مخدر مصرفی خود(شیره تریاک)شدم و در اواخر سفر  اولم به سیگار روی آوردم.

با شروع سفر دوم چند روز سیگار نکشیدم ولی باز شروع کردم و روزی بین 1-3 عدد سیگار میکشیدم. اما معمولا" یک  عدد مصرف می کردم و همین یک سیگار برای من لذت فراوان داشت اما وقتی نمی شد مصرف کنم سردرد می گرفتم و دائم در حالت خماری سیگار بسر می بردم.

این ماجرا ادامه داشت تا اینکه بنیان کنگره 60 جناب آقای مهندس دژاکام روش درمان سیگار را کشف نمودند.

من چندین بار چون خجالت میکشیدم که مهندس متوجه شوند سیگار مصرف می کنم از ایشان پرسیدم کسی که یکی دو عدد سیگار در روز میکشد می تواند وارد پروژه شود یا خیر؟ و مهندس در جواب گفتند: چکارش دارید بگذار بکشد! اما من مصر بودم که حتما" در این پروژه شرکت کنم با خانم افسانه راهنمای عزیزم صحبت کردم و ایشان گفتند ایرادی ندارد می توانی شروع کنی و من سفر سیگار را با راهنمایی ایشان آغاز نمودم.

در لژیون سیگار مسائل بسیار خوبی مطرح می شد و این تجربه من است: به طور کلی برای هر امری وقتی کلاس و درس باشد همه چیز عالی پیش می رود.

و من با آموزشهایی که می گرفتم بیشتر بر روی خودم کاوش می کردم و متوجه شدم با همین یا عدد سیگار روزانه چه تخریبهایی روی جسم خود ایجاد کردم.

من از همه بخصوص خانم افسانه راهنمای عزیزم و آقای مهندس دژاکام تشکر می کنم.

بعد از سفر اول با مشورت جناب مهندس قرص معده خود را تیپر کردم و خدارا شکر موفق شدم این مشکل را حل نمایم. که شرح کامل آن را درقالب مقاله ای نوشته ام. و بعد از آن در مورد مشکل چاقی خود هم با روش DST توانستم در عرض یکسال با تفکر بر روی مواد غذایی مصرفی و انجام ورزش 17 کیلو گرم وزن کم کنم. و بعد از آن هم سفر سیگار را حدود چهارده روز پیش با موفقیت به پایان رساندم. برادرم به شوخی به من می گفت اگر یک روز ببینم نفس خود را حبس کرده ای تعجب نمی کنم چون حتما" نفس کشیدن  را هم تیپر می کنی!!!

البته این خاطره برای مزاح بود، اما هدف من این است که کنگره حجت را بر ما تمام کرده و ما با تفکر و به کارگیری آموزشها می توانیم مشکلاتمان را براحتی حل نماییم و همه را مدیون آقای مهندس و کنگره هستیم.

نوشته شده توسط خانم میترا

 

رهایی . . .

با آرزوی احیای دوباره تمامی سفر اولی های عزیز اعلام می نمایم؛ روز سه شنبه مورخ 26/09/1392 جشن رهایی اولین رهجوی خانم مرضیه را با شور و شوق بسیار برگزار نمودیم.

خانم یاسمین

راهنما: خانم مرضیه

مصرف: 5 سال سقوط آزاد شیشه و حشیش

مدت سفر اول: 11 ماه و11 روز

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

رهایی: 2 روز

 

 

 

 

اخبار لژیون . . .

جلسه ی لژیون ما روز سه شنبه مورخ 24/09/1392 با موضوع سی دی وادی چهارم 91(در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویش است) به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد  . . .

بدن انسان دارای سیستمی بنام شبه افیونی می باشد که ما با مصرف مواد مخدر آنها را از بین  برده ایم. این سیستم ها در طی 11 ماه با روش تدریجی کنگره و به کمک داروی اپیوم تینکچر بازسازی می شود. بعضی ها در پایان سفر اول تصور می کنند اگر این شربت قطع شود آنها می میرند در حالی که این طور نیست با قطع به موقع دارو حالشان خیلی بهتر هم می شود خصوصا " اگر تغذیه ی مناسب، خواب به موقع و ورزش هم در برنامه هایشان باشد به بهترین نحو ممکن به درمان قطعی می رسند.

در سفر اول با پایین آمدن دوز دارو حس ها آرام آرام باز می شود از این انرژی باید به نحو مطلوب بهره برد و در سفر دوم هم که انرژی فرد بالا می رود میل به غذا و یا سکس افزایش می یابد که باید کنترل شود.

در همان اوایل سفر اول باید نفس را بشناسیم. در کتابها نفس و روح را یکی می دانند. اما ما در کنگره هر کدام را جداگانه تا حدودی از طریق سی دی های آقای مهندس دژاکام می شناسیم.

مصرف مواد مخدر چون مستقیما" وارد خون می گردد و شبه افیونی را تحت تاثیر قرار می دهد، فرد پس از مدتی خیلی زود خسته می شود، حالش بد می شود، خوابش به هم می ریزد و . . . و در طی مدت زمان طولانی تمام زندگی او از تعادل خارج می گردد. و شخص به خیال اینکه مشکل روانی دارد نزد روان پزشک می رود در صورتی که همان شبه افیونی از کار افتاده. صحت این موضوع از اینجا روشن میگردد که با خوردن یک حبه تریاک تمام مسائلش درست می شود و اخلاقش خوب می شود.

اعتیاد در نفس و به عبارتی در صور پنهان شخص است و با مرگ . . .(باقی گزارش را در ادامه مطلب بخوانید )

ادامه نوشته

سه سال رهایی . . .

امروز یکشنبه مورخ 24/09/1392 جشن سه سال رهایی خانم عفت رهجوی سرکار خانم راد را به  گرمی برگزار نمودیم.

پیام . . .

گذرگاه زندگی گاهی سخت است و گاهی سخت تر از سخت و تو چقدر به خوبی آنها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاری.

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم راد فرمودند: سه سال رهایی خانم عفت را تبریک می گویم.

خانم عفت با مصرف بالای شیره اپیوم وارد کنگره شدند. در آن زمان برنامه من به افرادی که مصرف شیره داشتند این بود که باید مصرف شیره را به تریاک تبدیل می کردند.  خانم عفت بلافاصله اجرا نمودند. و اصلا" من تصور نمی کردم برایشان قابل قبول باشد. ایشان با اینکه شوهرشان مصرف کننده هستند و محیط کاملا" آماده است اما همیشه دوست دارند تغییر کنند خانم عفت در ابتدای دوره میانسالی می باشند و نسبت به افرادی که در کنگره همسن و سال ایشان هستند خیلی خیلی بی دردسر بودند.

این افراد به جای اینکه برای خوب شدن تلاش کنند برعکس عمل می کنند و مدام در حال ناله هستند. اما خانم عفت این طور نبودند و همین مسئله به ایشان کمک می کرد. خانم عفت الان هم مشکلات خیلی زیادی دارند اما همیشه خودشان را خندان نشان می دهند دوست دارند همیشه بخندند و شاد باشند.

خانم عفت برای ما الگو هستند. همه ی ما مشکلات داریم  اما اگر قرار  باشد راهنمایان و دیگر اعضا همگی مسائل خود را به کنگره بیاورند اینجا مثل روضه خانه ها می شود. باید بدانیم من آن چیزی هستم که فکر می کنم. ان شاء الله خانم عفت با آن صبوری و تلاشی که از خود نشان می دهند به آن آرامش خواهند رسید.

خانم عفت

مصرف: شیره اپیوم(شیره تریاک)

راهنما: سرکار خانم راد

روش درمان: DST با OPIUM

مدت سفر اول: 12 ماه

رهایی: سه سال و 5 ماه

 

آرزو . . .

آرزوی اول: تمامی جوانهای مصرف کننده یک روزی اینجا را پیدا کنند و به رهایی برسند.

آرزوی دوم: سلامتی جناب آقای مهندس و خانواده ی ایشان و سرکار خانم راد.

 

شانزده سال آزادی . . .

                                                    

تولد شانزده سال آزادی جناب آقای مهندس دژاکام روز سه شنبه مورخ ۱۹/۰۹/۱۳۹۲ در گروه خانمهای مسافر

 

 

 

 

 

 

 

 

عکاس:خانم افسانه

رهایی سیگار . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم، امروز سه شنبه مورخ ۱۹/0۹/1392 یکی دیگر از مسافران سیگار خانمهای مسافر موفق به درمان  با روش DST با نیکوتین خوراکی شد و جشن رهايي ايشان را با شوق بسيار برگزار نمودیم.

 

هفتمین رهایی سیگار

در گروه خانمهای مسافر

 

خانم میترا

مصرف:  ۴ سال مصرف سیگار و روزانه ۱ عدد

راهنما: خانم افسانه

روش درمان: DST با نيكوتين خوراكي (آدامس نيكوتين)

مقدار در شروع مصرف: ۳ میلی گرم

طول درمان: 10 ماه

رهایی: ۷ روز

رهایی . . . رهایی . . .

با آرزوی رهایی تمامی مسافران عزیز کنگره 60 از تاریکی به روشنایی اعلام می نمایم؛ امروز سه شنبه مورخ 19/09/1392 دو نفر از خانمها از بند مواد مخدر رها و رسما" وارد سفر دوم شدند.

خانم اعظم

مصرف: تریاک و قرص

راهنما: خانم روناک

روش درمان:DSTبا داروی OT

مدت سفر اول: 17 ماه

رهایی: 7 روز

 

خانم طاهره

مصرف: قرص

راهنما: خانم فاطمه

روش درمان:DSTبا داروی OT

مدت سفر اول: 17 ماه

رهایی: 21 روز

تولد یکسال رهایی . . .

با آرزوی احیای دوباره تمام سفر اولی های عزیز کنگره 60 اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 17/9/1392 جشن یکسال رهایی خانم فاطمه رهجوی خانم پروانه را به گرمی برگزار نمودیم.

 

پیام . . .

به زیبایی با خواست و پشتکار و پذیرفتن مسئولیت خویش توانستید به این جایگاه برسید با امیدواری و مقابله با ترسها به موفقیت بیشتری خواهید رسید.

خلاصه سخنان استاد . . .

این روز بسیار زیبا را به معمار بزرگ کنگره جناب آقای مهندس دژاکام و دیده بان و راهنمای عزیزم سرکار خانم راد عزیز و کلیه ی کمک راهنمایان، گروه مرزبانی و کلیه ی عزیزان حاضر در جلسه و خود خانم فاطمه و خانواده محترمشان و خواهرشان صمیمانه تبریک می گویم.

خانم فاطمه با مصرف تریاک وارد کنگره شدند. ایشان تخریب بسیار زیادی داشتند و ترس و ناامیدی بسیار زیادی سوغات اعتیاد ایشان بود.

خانم فاطمه نسبت به همه بدبین بودند اما  رفته رفته از رهجویان خوب من شدند مطالبی که درلژیون گفته می شد توجه می کردند آموزشها را می گرفتند و آن نقاب بد بینی کم کم از بین رفت.

در حال حاضر مادر بسیار قوی و دلسوزی شده است و در پی جبران تخریبهایی است که برای خانواده به بار آورده و مسئولیت پذیر شده است.

خانم فاطمه خواهان خدمت هستند و دبیری لژیون به عهده ایشان می باشد.

امیدوارم همانطور که در پیامشان آمده آن اعتماد به نفس لازم را بدست آورند و ترس ها از بین برود و آن دانه را شکوفا کنند. و موفقیت های بیشتر و بیشتر نصیبشان شود.

 

خانم فاطمه

مصرف: تریاک (OPIUM)

راهنما: خانم پروانه

روش درمان: OPIUM با DST

مدت سفر اول: 11 ماه و 15 روز

رهایی: یکسال و 24 روز

 

آرزو . . .

آرزوی اول: سلامتی جناب آقای مهندس، سرکار خانم راد و راهنمای عزیزم خانم پروانه

آرزوی دوم: تمامی جوانها عاقبت به خیر شوند.

مصاحبه . . .

 10 سوال و 10 پاسخ خواندنی از

یکی از کمک راهنمایان خوب گروه خانمهای مسافر

 

نام، مصرف، نام راهنما،روش درمان، مدت رهایی

خانم روناک، تریاک، خانم مینا، DST با داروی (اپیوم) ۶ سال و ۱۵ روز

۱-    چه مدتی است که به کنگره می آیید؟

7 سال

۲-    از حس و حالتان در سفر اول کمی برایمان بگویید؟

سفر اول سفری بود ماندگار، عالی و خوب که هیچ گاه تکرار نمی شود، در این سفر آلودگیها شسته شدو تغییر دیدگاه پیدا کردم، اعتماد به نفس پیدا کردم چیزی که هیچ گاه نداشتم و یاد گرفتم برای تغییر باید از نیروی درون که از آن هیچ اطلاعی نداشتم کمک بگیرم و به خود متکی باشم.

۳-    زمانیکه یکی از رهجویانتان به رهایی می رسند شما احساسی دارید؟

اول اینکه خداوند چقدر به من لطف داشته که اجازه ی خدمت داده است. پس با تمام وجودم و با تک تک سلولهایم سپاس خداوند را به جا می آورم. و شادی که هرگز قابل وصف و بیان نیست و عاشق بوق کشتی رهایی هستم، گویی که در صور دمیده می شود و اینکه با مسافرت از سفر اول باز گشته ای و آماده ی سفری دیگر هستی. همچنین تلاشی دیگر آغاز می شود.

۴-    هدفتان از خدمت در کنگره چیست؟

اول خدمت به خود است و چه خدمتی بالاتر از این و دوم اینکه زمینی را در اختیار ما قرارداده اند و ما باید تا می توانیم رطب بکاریم، عشق و محبت بکاریم و همیشه در حال فراگیری آموزش باشم.

۵-    آیا روش خاصی را برای آموزش در نظر دارید؟

آموزشهای ما همان مطالب خود کنگره است فقط با کمی تغییر مثلا" نکته ای در یک وادی را در نظر می گیریم و همان را موضوع انشاء می کنیم. و یا در مطالب کتاب و یا سی دی های آموزشی در مورد نکته ی مهمی نقاشی و یا تصویر می کشیم و یا نمودار رسم می کنیم که این کارها برای فهم مطلب بسیار تاثیرگزار بوده.

۶-     پیامی برای سفر اولی ها . . .

از این فرصت بهترین استفاده را ببرندو به خواب شب و مقدار مصرف خود توجه کنند و در جهت حرمت کنگره حرکت کنند.

۷-    چگونه شکرگزاری می کنید؟

با خدمت کردن به دیگران و قناعت کردن که یک نوع شکرگزاری است و از چیزهایی که دارم بهترین استفاده را ببرم و این به نظر من بهترین شکرگزاری است. اگر حال خوشی دارم آن را به دیگران منتقل می کنم و این باعث می شود که همیشه پر از انرژی و احساس خوب باشم.

۸-    یک پیام . . .

وارد راهی شدیم که وعده ی خداوند بود و به این راه افتخار می کنیم و قدرش را می دانیم و حاضر نیستیم به هیچ طریقی آن را از دست بدهیم. راهی که ما را به رستگاری و انسانی اندیشیدن، خواهد رساند.

رسیدن به اقیانوس، رسیدن به آرامش، رسیدن به نقطه ای که باز آن نقطه سرآغاز خط دیگریست. و هر آغاز را با یاد الله و در صراط مسقیم با قدمهای استوار طی کنیم تا موفق شویم.

۹- آموزش های کنگره 60در زندگی شما چه تاثیری داشته؟

اول ندانی را یاد گرفتم تا بعد بدانی را بدانم یعنی اول قوانین بازی زندگی را که بلد نبودم را یاد گرفتم تا چگونه زندگی کردن را یاد بگیرم و این احساس خوب و آرامش را پیدا کردم، که از هر چیزی باارزش تر است.

۱۰-نقش کنگره در رهایی یک نفر و نقش راهنمادر در درمان چیست؟

به رهایی رسیدن یک نفر کار یک شخص نیست بلکه یک کار گروهی است . از لژیون خدمتگزار گرفته تا دبیر و نگهبان و استاد جلسه، راهنمایان مرزبانان و دیده بان ، انتشارات و . . . همگی کار و خدمت می کنند تا یک نفر به درمان برسدو این از اهمیت خاصی برخورداراست.

چهار سال رهایی  . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 10/09/1392 جشن چهار سال رهایی یکی از کمک راهنمایان خانمهای مسافر، خانم فائزه رهجوی سرکار خانم راد را با شور بسیار برگزار نمودیم.

پیام . . .

هر رودی که بیرون می آید خود را به تخته سنگها می زند تا راهش را هموار نماید. راه سخت است اما امکان پذیر است که به بحر ملحق شود و تو تا کنون موفق بودی و موفق خواهی شد.

خلاصه سخنان استاد . . .

خانم راد فرمودند؛ خانم فائزه با مصرف تریاک و حشیش وارد کنگره شدند. در لژیونشان مسائلی پیش آمد که باعث شد در اوایل سفر به لژیون من بیایند.

خانم فائزه خواست بسیاری داشتند و توانست درمان شود. عشق به کمک راهنمایی داشتند و توانستند لژیون خود را تشکیل بدهند.از راه خیلی دور به کنگره می آیند اما همیشه دوست دارند آموزش ببینند و از آموزشها دور نباشند. در مسیر خیلی قوی و خوب حرکت می کنند. همسر ایشان هم مسافر هستند و خدمت می کنند. به خودشان دخترشان و خانواده ایشان تبریک می گویم و ان شاءالله به آن چیزهایی که می خواهند می رسند چون خانم فائزه صبور هستند و همان طور که در پیامشان هم آمده می توانند بیشترین و سخت ترین مشکلات را حل کنند و حرکتشان را ادامه دهند.

خانم فائزه

مصرف: تریاک و حشیش

راهنما: سرکار خانم راد

روش درمان: DSTبا   شربتOT(اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 11 ماه

رهایی: 4 سال و 2 ماه

آرزو . . .

آرزوی اول : سلامتی راهنمای بسیار عزیزم خانم راد و آقای مهندس.

آرزوی دوم: تا وقتی زنده هستم از کنگره و آرمانها و اهدافش جدا نشوم.  

 

 

دل نوشته . . .

خداوند را روزی صد هزار بار شکر می کنم غزال هستم یک مسافر

سلام دوستان غزال هستم یک مسافر؛
این حکایت قصه تلخ من است من غزال، به خیال خود فرمانده و مادری دلسوز، اما در حقیقت فرماندهی نالایق، که با مصرف شیشه ،حشیش ،اکس و اسید طوق بندگی و اسارت برگردنم انداختم.
از آنجا که هر فرمانده ای مافوقی دارد من هم سرباز، عبد، عبید و بنده نفس اماره گشتم  و این نفس سرکش آن چنان اوضاع جسم و جان مرا به هم ریخت که تا چشم بازکردم نوزادی را در بغل خود دیدم با چشمانی زیبا و نافذ به من نگاه می کرد باور نمی کردم که مادر شده ام.
به جای اینکه نه ماه به نوزاد خود عشق بورزم، آرامش و تغذیه ای سالم داشته باشم تا حس خوب مادرشدن را تجربه کنم اما ... ، درتمام مدت 9 ماه انواع و اقسام اکس تازی، شیشه، حشیش و اسید را به جای تغذیه سالم و دعوا و جنگ و تنش و بهم ریختگی را به جای عشق و آرامش به فرزندم هدیه داده بودم.
من حس قشنگ مادری را تجربه نکردم و با اوضاعی بهم ریخته به زندگیم ادامه می دادم. من بزرگ شدن پسرم را با چشم ندیدم من اصلا"یادم نمی آید امیرعلی کی چهار دست و پا راه افتاد اصلا" کی اولین دندان را درآورد یا اولین جمله ای که به زبان آورد چه بود....
گاهی اوقات تصمیم می گرفتم از فردا مواد مصرف نکنم ولی من بنده آن بودم نه آن بنده من و این طوق را خودم با دستهای خود برگردنم انداخته بودم و رهایی از آن کاری سخت و دشوار بود و باز درخود غوطه ور می شدم و رویا می بافتم به خود که می آمدم می گفتم حالا یک بار دیگر مصرف کنم مگرچه می شود؟ آب که از سرگذشت چه یک وجب چه صد وجب.
من دومین فرزندم را درآغوش کشیدم. منتها فرق دومی با اولی دراین بود که...(مابقی را در ادامه مطلب بخوانید)

ادامه نوشته

رهایی . . .

با آرزوی رهایی تمامی سفر اولی های عزیز اعلام می نمایم؛ امروز سه شنبه مورخ 28/08/1392 چهار نفر از خانمهای مسافر  رسما"وارد سفر دوم شدند.

 

 

شعبه اصفهان

خانم صدیقه

راهنما: خانم راضیه

مصرف: 10 سال تخریب تریاک

روش درمان:DSTبا شربتOT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 13 ماه

رهایی: 1 روز

آکادمی

خانم سمیرا

راهنما: خانم روناک

مصرف: شیشه ، کوکائین، هروئین

روش درمان:DSTبا شربتOT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 16 ماه

رهایی: 9 روز

 

خانم ناهید

راهنما: خانم روناک

مصرف: 17 سال تخریب شیره تریاک

روش درمان:DSTبا شربت OT(اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 18 ماه

رهایی: 9 روز

 

خانم غزال

راهنما: خانم راضیه

مصرف: 15 سال تخریب شیشه ، اکس و اسید

روش درمان:DSTبا شربتOT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 15 ماه

رهایی: 7 روز

یکسال رهایی . . .

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 26/08/1392 جشن  یکسال رهایی خانم فهیمه رهجوی خانم روناک را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام .  .  .

خانم فهیمه؛ با خواست قلبی خویش، حرکت را به درستی انجام دادید و به مقصد رسیدید. با آموزش و خدمت سفر خود را کامل نمائید.

خلاصه سخنان استاد . . .

خانم فهیمه با مصرف تریاک به کنگره آمدند. اواخر سفر اول به دلیل بیماری و با صلاحدید خانم راد و جناب آقای مهندس سفر مجدد خود را با شربت اپیوم تینکچر ادامه دادند. خانم فهیمه رهجوی بسیار مرتب و منظمی است. ایشان در طول سفر اول مسئولیت نگهداری از پدر و مادر بیمارشان را هم عهده دار بودند. بسیاری از شبها مجبور بودند بیدار بمانند.دائما" در حال رفت و آمد در بیمارستان بودند. پدر و مادرشان را خیلی دوست داشتند.

با وجود مسائل و موانع همیشه به کنگره می آمدند و متوجه بودند که برای حل مشکلات باید آموزش ببیند و کلید ها را بیابد. خدمت را خیلی دوست دارند. در حال حاضر دبیر روزهای یکشنبه هستند و برایشان آرزومندم که خدمتهای بالاتری را هم بدست بیاورند و به هر چیزی که در زندگی می خواهند برسند.

خانم فهیمه

مصرف: تریاک

راهنما: خانم روناک

روش درمان: DST با OT

رشته ورزشی: شنا

مدت سفر اول: 15 ماه

رهایی: یکسال و 10 روز

آرزو . . .

آرزوی اول: برای فرزندم در دل آرزو می کنم.

آرزوی دوم: از خداوند می خواهم به افرادی که خوست رهایی دارند اذن ورود داده شود و عمر با عزت و توان و قدرت به آقای مهندس بدهد.

 

 

 

وادی اول  . . .

جلسه ی لژیون ما روز یکشنبه مورخ 12/08/1392 به استادی خانم راد و موضوع وادی اول آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد . . .

همه ی ما در یک دنیای ذهنی درگیر هستیم و می گوییم فکر میکنم اما این طور نیست ما هیچ تفکری نداریم وقتی فکر می کنیم و به جایی نمی رسیم این تفکر نیست. وقتی نمی توانیم روی یک موضوع خاص متمرکز شویم پس تفکر نداریم. این که می گوییم سی ی ها را بنویسید دلیلش دقیقا " اینجاست که در سفر اول ابتدا باید گوشهایتان باز شود بعد ذهنتان هم باز خواهد شد و از درگیری های ذهنی نجات پیدا می کنید. تمرین اول دراین وادی این است که من در تنهایی خودم بنشینم و روی یک مسئله فکر کنم آیا می توانم ؟ اگر نتوانستم یعنی مدام از خودم فرار می کنم. این چند دقیقه فکر کردن باعث آرامش من می شود. مشکل اصلی این است که زبانمان مدام در حال فعالیت است اما گوشها بسته، و این موضوع باعث می شود دیدتان هم محدود گردد.

دایره ی دید یک مصرف کننده محدود به مواد مخدر است و اطرافش را دنیایی از ترس فرا گرفته.

در این قسمت می آموزیم که اولین قدم تفکر از یک مبدا به یک مقصد مشخص است. تفکر بازوی عقل است. قبل از انجام هر کاری باید فکر کنم. اگر فکر کنم می بینم هفتاد، هشتاد درصد از کارهایم را انجام نمی دهم.

اولین نکته هم برای ساختن هر بنا وساختاری تفکر است. پدید آمدن هر چیزی در خلقت دارای تفکر بوده و هست. باید تمرین کنیم که قبل از انجام هر کاری تفکر کنیم. باید بیاموزیم که صحبتهایمان هم روی حساب باشد.  

با انجام این تمرینها به جایی میرسیم که تفکر آنقدر قوی می شود که به مرحله ی شو شود هم می رسیم. مثل ساختن ساختمان که معماری قوی ابتدا نقشه را در ذهن مجسم می کند بعد روی کاغذ و به صورت نقشه در می آورد و به مرحله ی اجرا در می آورد سپس با  طی زمان دو الی سه سال به آن ساختمان موردنظر می رسد.

چه زمانی تفکر قوی  می شود؟ زمانی که تفکر را به مرحله ی اجرا در آوریم.

عقل جزو صورپنهان است. زمانی که به ندایش گوش دهم خودش را نشان می دهد و من این را ثابت می کنم که لیاقت کارهای بالاتری را دارم، اما زمانی که توجهی نکنم بیدار نمی شود.

وقتی تفکر می کنیم سه نیروی القا احیا و تفکر به کمک ما می آیند.

الهام فقط از نیروی های مثبت صورت می گیرد اما القاء هم منفی و هم مثبت می تواند باشد. انسانها هم تاثیر گذارند و هم اثر گذار. باید سعی کنم القائات مثبت را بگیرم و القائات منفی در اثر نگذارد و این کار میسر نمی شود مگر با تزکیه و تفکر.

 تا آخر عمر باید تفکر را بیاموزیم. در لحظه زندگی کردن نیروی تفکر بالایی می خواهد.

با تشکر از خانم سوگند برای تهیه گزارش