اعتیاد

اگر مواد مخدر تا این حد خطرناک است، چرا در طبیعت وجود دارد؟!

گاهی با این پرسش مواجه می شویم که اگر هستی بر مبنای حکمت و شعوری بالا ساخته شده است،  چرا باید موادی چنین خطرناک و پر عارضه در طبیعت وجود داشته باشد؟

می دانیم که بخش قابل توجهی از این مواد مانند تریاک، کوکائین، حشیش و الکل در طبیعت وجود دارند و بسیاری از مواد دیگر نیز ریشه در طبیعت دارند. آیا وجود چنین مواد خطرناکی، با وجود حکمت و خیر خواهی در اساس هستی تناقض ندارند؟

واقعیت این است که در هستی، هیچ چیز خیر مطلق نیست و هیچ چیز هم شر مطلق نمی باشد. در هستی، به جای خیر و شر( به جا و نا به جا ) وجود دارد. هر چیزی اگر در جای خود قرار داشته باشد، خیر است و اگر از جای خود بیرون رود، تبدیل به شر می شود.

در مورد مواد مخدر نیز همین قاعده صدق می کند. هر یک از مواد در جایی، کاربردی ارزشمند و گرانقدر دارند که منحصر به فرد و یگانه باشند.

 اثر ضد عفونی کننده ی فوری و قوی (الکل)، آن را به عنصری ارزشمند در طب تبدیل کرده است. در صنایع دارو سازی الکل به عنوان ماده ی حامل یا پایه ی بسیاری از داروها به کار می رود.

 اثر ضد درد فوق العاده قوی ترکیبات (تریاک) برای تسکین بسیاری از بیماران، ضروری است. درد های شدید پس از عمل های جراهی، دردهای بیمارانی که در مراحل پیشرفته سرطانها هستند و درد های برخی بیمارنی که ضایعات عصبی (دژنراتیویا تروماتیک) دارند، ممکن است فقط به ترکیبات مخدر پاسخ دهند.

 برخی از داروها که بر اساس ترکیبات شیمیایی (حشیش)  ساخته شده اند، می توانند بی اشتهایی و تهوع بیمارانی سرطانی تحت شیمی درمانی را کنترل کنند. همچنین این داروها برای پایین آوردن فشار داخل چشم در بیمارانی که (گلوکوم) مقاوم به درمان دارند، موثر بوده است.

 و سرانجام ترکیبات محرک (داروهای شبه آمفتامینی) برای درمان پیش فعالی در کودکان و نونجوانان و بیماری (نارکولپسی) موثر واقع شده است.

بنابراین کاملأ روشن است که این مواد (بد) نیستند و وجود آنها در طبیعت، حاصل یک (خطا) یا (شر) نبوده است. آن ها در جای خود مفید بلکه ضروری هستند و استفاده نابه جا از آن ها، عامل گرفتاری ما انسان هاست.

جهان چون چشم و خط و خال و ابروست

                                           که هر چیزی به جای خویش نیکوست

اگر یک ذره را برداری از جای

                                           همه عالم فرو ریزد سراپای

به قول (باربارا آن برن) روان پزشک، محقق ناسا در زمینه انرژی درمانی و نویسنده کتاب (هاله درمانی با دستان شفا بخش):

(بیماری، نتیجه عدم تعادل است و عدم تعادل، نتیجه ی به فراموشی سپردن هویت)