با دورد و شادباش فراوان اعلام می کنم امروز یکشنبه مورخ 25/10/90 تولد 10 سال آزادی و رهایی سرکار خانم راد دیده خانمهای مسافر را با شکوه بسیار زیاد برگزار نمودیم

 

 

 

پیام

 

و اکنون نگاهی به خانمهای مسافر بیانداز، و این توانایی ها را نظاره گر باش، که چگونه با تلاش و یاری شما گلهای پرپر شده، دوباره به آرامی و دزدانه سر از زیر خروارها یخ و برف به در آورده اند و اکنون چون درختان سلامت و استوار به ستایش حق تعالی مشغول اند.

 

 

خلاصه سخنان استاد

 

قدر مسلم می دانید که خانم راد برای اوایل کنگره 60 می باشند. اوایل کنگره 60 را عهد دایناسورها می نامم چراکه ما در کنگره موجوداتی داشتیم که واقعا" به همین شکل بودند! در آن روزها ما بیچارگی های بسیاری کشیدیم. تا به خودمان می جنبیدیم اتفاقات مختلفی رخ میداد یا خیلی مسائل دیگر که گفتنش هم لازم نیست چون باید آن مراحل طی می شد.

یکی از خانمهای آن زمان خانم راد بودند. به یاد دارم که قبلا" کلاسهای ما بالا تشکیل می شدو ایشان لباس شیک می پوشیدند اما همیشه با دمپایی در جلسه حاضر می شدند.

اما خوشبختانه مطالب و کتاب 60 درجه را صورت جدی خواندند و یاد گرفتند همچنین با اعتقاد کامل به برنامه و پروتکل، به درمان رسیدند.

پس ما از جماعتی که وجود داشت و به عبارتی آنهمه بذری که کاشتیم فقط ایشون به جوانه رسیدند از آن زمان به بعد ایشان آرام آرام شروع نمودن به کارکردن و ادامه دادن. و به مرور زمان مسئولیت خانمهای مصرف کننده به عهده ایشان شد و الانه تمام خانمهای مسافر سر سلسه شان خانم راد است شاگرد ها را پرورش دادند و به درمان رساندند و همان شاگردان در امتحان کمک راهنمایی امتحان دادند و راهنما شدند و نوه و نتیجه هایشان هم به عمل آمدند.

به یا د دارم  خانم راد پسرشان را کیاوش که بچه ی خردسالی بود را روی صندلی می نشاندند و به کلاسها و آموزش می پرداخت و در طی این سالها زحمات زیادی کشیدند.

البته بعضی ها که می خواهند وارد لژیون خانم راد بشوند به آنها می گوییم خودت را آماده کن چون ایشان حسابی سخت گیر هستند! چون ما به این شکل نیاز داریم اگر راهنما سرتاپا محبت باشد شاگردش به نتیجه نمیرسد در مقابل اگر هم سرتا پا خشم باشد بازهم به نتیجه نمی رسند. ما نه نیروی انتظامی هستیم و نه قوه ی قضاییه اما  برای تربیت شاگردان دو معیار داریم و دیگر چیزی نداریم: اگر خوب کار کنند به آنها حال می دهیم  و اگر بد کار کنند حال آنها را می گیریم و این عملکرد ما حساب و کتابی دارد. در پرتو این دو شاگرد به رهایی و آزادی میرسد. خانم راد این دو موضوع  را خیلی خوب می داند برای همین است که شاگردهای به هم ریخته ای که در ابتدا آنها را هم با خاک انداز نمی شد جمع کرد و یا شاگردانی که چندین بار خودکشی کرده بودند و از بیمارستان لقمان الدوله آورده بودند را به درمان رساند. این یک هنر است و خانم راد این هنر را می داند این قضیه صنعت نیست هنر واقعی است که باید یاد بگیرید.

درخت از میوه هایش مشخص می شود و ما آدمها را از نتیجه و عملکردهایشان تشخیص می دهیم و هیچ معیار دیگری هم نداریم شجره ی خانم راد میوه های خیلی خوبی داد.

و از صمیم قلب دهمین سالگرد تولد خانم راد را به ایشان تبریک می گویم.

 

سرکار خانم راد

مصرف : همه نوع مواد مخدر

مدت سفر اول: 11 ماه

راهنما: جناب آقای مهندس دژاکام

رهایی: 10 سال

 

آرزوی خانم راد

 

آرزو می کنم تا وقتی که زنده هستم بتوانم خدمتگذار خوبی باشم

ایشان در صحبتهایشان فرمودند : از زمانی که من سفر اولم را شروع کردم تا به امروز که 10 سال می گذرد اگر حمایتها و فرماندهی و برنامه ریزیهای بنانگذار کنگره 60 نبود کنگره خانم های مسافر بوجود نمی آمد و من تنها یک سرباز بیشتر نیستم .

 

من هم از طرف بچه های لژیون ایشان این روز بسیار عزیز و محترم که برای یکایک ما بسیار با ارزش و مهم  است را خالصانه و عاشقانه به تک تک افراد گروه خانمهای مسافر و به کل خانواده ی کنگره ۶۰ تبریک و تهنیت می گویم.