با شادکامی بسیار اعلام می کنم امروز یکشنبه مورخ 18/10/90 تولد دو سال رهایی و آزادی خانم مرضیه رهجوی سرکار خانم راد را در گروه خانمهای مسافر جشن گرفتیم

 

 

پیام

خیلی عجیب است که انسان در ظلمات به مرحله ای می رسد که تصور می کند همه چیز به پایان رسیده، در این لحظه فقط نور وکلام الهی است که از لسان انسانی به او منتقل می گردد و تو چقدر زیبا آنرا دریافت کردی تا مرحله ای که بلد راه دیگران شدی.

 

خلاصه سخنان استاد

خانم راد فرمودند:خانم مرضیه حال خرابی های زیادی داشتند. ایشان با مصرف بسیار بالای قرص و شیشه وارد کنگره شدند.

خانم مرضیه تا سه چهار ماه اول ورودشان مدام در حال گریه کردن بودند. قبل از شروع جلسه همیشه شخصی را مسئول قرار می دادیم تا ایشان را آرام کنند و وقتی جلسه شروع می شد مدام در حال رفت و آمد بود و آرام و قرار نداشتند.خانم مرضیه در ابتدا فکر می کرد با مصرف شربت تریاک او پس از مدتی به تریاک هم معتاد می شود و با این تفکر غلط برنامه هایی که به او می دادم درست اجرا نمی کرد مثلا" میگفتم 6 سی سی مصرف کن 1 سی سی مصرف میکرد ما متوجه میشدیم اما می گفت درست مصرف می کنم ولی حالم خراب است!

راهنمایان در کنگره گاهی اوقات باید در مقابل همچون رفتارهایی از رهجو کوتاه بیایند تا رهجو خودش متوجه اشتباهش بشود من هم در مورد خانم مرضیه این چنین عمل نمودم و طولی نکشید که یک روز آمد و گفت ببخشید! من شربتم را کم مصرف می کنم و از آن موقع به بعد تازه سفر او شروع شد، پله ها را درست اجرا کرد و سفر خوبی داشت و آرام آرام با کم شدن مصرف قرص هایش آموزش گرفتن او هم شروع شد.

خانم مرضیه در اواخر سفر در لژیون به بچه های تازه وارد که حالشان خوب نبود کمک می کرد و از تجربه های سفرش برایشان می گفت و در واقع خدمت را از سفر اول آغاز نمود.و در سفر دوم داوطلبانه لژیون آزاد زنان را که در مقطعی از زمان به هم ریخته شده بود را سرو سامان دادند.افراد در کنگره تا زمانی که خدمت هایی مثل دبیری و نگهبانی را دارند حالشان خوب است اما به محض اینکه در کنگره بیکار می شوند مشکلات آنها هم شروع می شود. الحق خانم مرضیه در این راه به این مسافران یاری رساندند.

ایشان انرژی پتانسیلی که درونشان بوجود آمده بود را بکار گرفتند و نشان دادند که آمادگی لازم را دارند.خانم مرضیه برگ برنده ای که همیشه در دست خود دارند این است که هیچ گاه فراموش نمی کند با چه حال خرابی هایی به کنگره آمدند و به همین خاطر همیشه در حال آموزش گرفتن و تغییر هستند و دوست دارند این حال خوش را به بقیه هم هدیه دهند.

خانم راد در پایان ضمن تبریک به خانواده ی خانم مرضیه علی الخصوص خواهرانشان که در این راه به او کمک کردند فرمودند: خانم مرضیه در سفر دوم چشمه شدند امیدوارم که این چشمه روز به روز قوی وقوی تر بشود.

خانم مرضیه

مصرف: قرص های اعصاب و شیشه

مدت سفر اول: 15 ماه

راهنما: سرکار خانم راد

رهایی: دو سال و 15 روز

 

آرزوی خانم مرضیه

آرزوی اول: آرزو می کنم آنقدر به فرمان عقل نزدیک بشوم تا کارهایی انجام بدهم که باعث سربلندی خود و خانواده ام بشوم.

آرزوی دوم: آرزو می کنم تمام سفر اولی ها رها شوند.

 در پایان از طرف لژیون سرکار خانم راد این روز بسیار باشکوه و به یاد ماندنی را به خانم مرضیه و خانواده ی بزرگ کنگره ی ۶۰ تبریک و تهنیت عرض میکنم و برای ایشان تحقق یافتن آرزوهایشان را از خداوند بزرگ خواستارم. 

 

خانم راد در صحبتهای خود راجع به دستور جلسه این هفته(نقش آموزش و خدمت در رهایی من) نکات بسیار مهمی بیان نمودند که به یک مورد از آنها اشاره میکنم:

افرادی که به سفر دوم می رسند اگر آنها را به ظرفی تشبیه کنیم؛ در پایان سفراول ظرف آنها پر شده اما باز هم با دست خالی  همه چیز می خواهند! در چنین شرایطی اگر حرکتی نداشته باشند مدام می گویند: چرا حالم خوب نیست، پسر مصرف کننده ام حالش خوب نمی شود، فلان مشکل را دارم و دائما" در حال گله و شکایت هستند. ما در چنین شرایطی به افراد می گوییم که ظرفتان پر شده و دیگر گنجایشی ندارد خوب معلوم است حالت خوب نیست باید در هر لحظه در حال فراگیری و آموزش و خدمت باشی تا اینکه ظرفت بزرگتر شود و چیزهای بهتری را ببینی و دریافت کنی و حال خوش نصیبت گردد.