امروز سه شنبه مورخ 25/7/91 جلسه لژیون ما با دستور جلسه ادامه امواج بازدارنده ذهن به استادی سرکار خانم راد برگزار شد :

 

http://up60.ir/images/1151111.gif

با کنترل خشم و یا هر حسی اگر موقعیت آن را بدانیم ، ریشه آن را بدانیم بهتر می توانیم آنها را رفع کنیم . هستی در هم تنیده شده است هم جهان درون داریم هم جهان بیرون داریم که با هم در ارتباط هستند در تعامل هستند هر چه در درون هست در بیرون هم هست و اینها روی هم اثر گذار هستند . اگر در درون نه گفتن را بیاموزیم در بیرون هم توان نه گفتن را داریم . القاعات هم درونی است و هم بیرونی در بیرونی به شکل انسان با من روبرو می شود باید از درون به نفس غلبه کرده تا از بیرون فرمانی را اجرا نکنیم . از درون اگر قوی بشویم کسی به ما نمی تواند ضربه بزند یا آسیب برساند ، نفس در هر جایگاهی که باشد می تواند از ضلع روح و جن که فرشته خوب و بد هستند تاثیر بگذارد . اگر به فرشته خوب توجه کنیم روح قوی می شود . جایگاه نفس تعیین می کند که من به روح یا به جن گوش دهم . موج ترس : ترس با خشم متفاوت است . ترس مخرب یعنی ترس از انجام امور مثبت . مثل ترس از رفتن به دندانپزشکی . انسان با تفکر و تحرک به تکامل می رسد یعنی این دو همراه با هم . تکامل در زمین به انجام می رسد . این دقیقا متضاد نیروی بازدارنده است که نمی خواهد کسی به تکامل برسد . با عبور کردن از ترس ادراک من بالاتر می رود این اتفاقات درونی است ترس باعث می شود من فکر نکنم چیزی را دریافت نکنم . ترس ، ناامیدی و خشم ابزار شیطان و نفس اماره است . بر آنها پیروز نمی شویم جز اینکه در ابتدا آنها را بشناسیم مانند اعتیاد آن را باید شناخت تا با آن مقابله کرد . ترس اگر با آن روبرو شویم آن زمان از بین می رود . ترس یک موج توهمی است یا انرژی است که توهم به وجود می آورد . جوششی که در زمان ترس ایجاد می شود بارفتن به درون ترس به آرامش تبدیل می شود . ما به خاطر وجود این ترسها بر روی خیلی از توانائیها و استعدادهای خود پوشش می گذاریم . شادی انسان با کشف این توانائیها و استعدادها در درون ماست وقتی به خواستهای خود برسیم توانائیها خود را یافتیم و به شعف می رسیم . اضطراب ، دلهره اینها از خانواده ترس هستند که باید با آن روبرو  شد و موج ترس کاملا مخالف موج خشم است . ما باید ترسهای خود را بشناسیم وآنها را از بین ببریم . ناامیدی سکون است . ترس دفع می کند مانند فرار کردن و خشم جذب می کند مانند اینکه یک مرتبه بر کسی حمله کنی . انسان سکون دچار فرسایش می شود . موجود غیرزنده در جهت خرابی حرکت می کند ولی موجود زنده خود را ترمیم می کند و تحرک دارد . خاصیت ماده حرکت است . هر چیزی که وجود دارد حرکت دارد به محض نبود حرکت به زوال و فرسایش تبدیل می شود .

 

پایان