خلاصه ای از جلسه صبح یکشنبه ویژه کمک راهنمایان خانمهای مسافر با استادی خانم راد با دستور جلسه وادی نهم .

بازپرداخت بدهی یعنی آشتی کردن با جسم و روان و همه چیزمان که زمانی با آن قهر بودیم و به دنیای تازه قدم می گزاریم و به خویش خویشتن توجه می کنیم ، به وجود واقعی خودمان توجه می کنیم و آنچه یادگرفته ایم را به عمل در میآوریم و هم به زمین و هم به آسمان توجه کنیم یعنی تک بعدی نباشیم هم به مادیات و هم به معنویات توجه کنیم و باید به مسائل عمیق فکر کنیم ما آموزش می گیریم به عمل درمی آوریم و آموزش می دهیم ( یعنی اندیشه ژرف ، یعنی عمقی و درست باید به مسائل فکر کنیم ) اندیشه که عمیق باشد و درست حرکت کنیم و به رحمت و بخشش خداوند ایمان کامل داشته باشیم و این رحمت خدا پاداشی است که ما می گیریم و پاداش ما در حقیقت حمایتهایی است که خداوند از ما می کند تا به جلو حرکت کنیم .

انسان باید به مرحله ای برسد که بذر نیکو بکارد ، کمکهایی که به همنوع خود می کنیم در حقیقت همان بذر نیکویی است که می کاریم و این باعث می شود هیچگاه از لحاظ مادی و معنوی کم نیاوریم و همیشه نیروی برتر مانند یک سایبان مواظب ما است و از ما حمایت می کند و این هم در این دنیا است و هم در آخرت . وقتی انسان خلق شد از نظر شعور بالاتر از موجودات دیگر بود و مجموعه رذائل و فضائل به صورت بلقوه در انسان بود و به این دنیا آمد ( بلقوه یعنی در انسان نهاده شده بود که به دنیا آمد ) و اختیار کامل هم داشت که خوبی یا بدی را انتخاب کند تا به این ترتیب آزمایش شود پس انسان را بر سر دوراهی قرار داد و انسانها همیشه بر سر این دوراهی ها هستند یکی ارزش ها و دیگری ضد ارزش ها و برای این کار دو پیامبر ( راهنما ) برای انسان قرار داد 1- راهنمای درون ( عقل یا وجدان ) 2- پیامبرانی که راهنمای بیرون هستند که برای راهنمایی ما هستند تا به سمت نور برویم ، برای انسان هم ترسیم کرد که هر راهی را که بروی چه می شود اگر راه خوب را بروی چه می شود و اگر راه بد را بروی چه می شود پس فرمان هم دستورات خداوند است که می گوید دروغ مگو ، دزدی نکن ، رشوه نخور ، غیبت نکن به درماندگان کمک کن ، زکات بده ، و . . . و در نهایت دور خمر را خط بکش یعنی آنچه که بر روی شخصیت ، اندیشه و فکر تو پرده و پوشش می اندازد و به انحراف می کشد یعنی هر چیز که باعث می شود نتوانی درست فکر کنی و احساساتت را نتوانی کنترل کنی . خمر عملی است شیطانی .

راه ضد ارزش ها جذاب و دست یافتنی است و انسان فکر می کند از این راه زودتر به خواسته هایش می رسد همانند زهری است در جام طلایی در صورتی که راه مستقیم مانند آبی است گوارا در کوزه گلی یعنی ظاهر فریبنده ندارد و نوشیدنش باعث حیات است حالا ما در انواع ضد ارزشها غرق هستیم و سخت است که یکدفعه به طرف ارزها برویم برای همین است که هر کسی نمی تواند به کنگره بیاید پس باید برای خارج شدن از ضد ارزش ها آرام آرام نقطه تحمل خود را بالا ببریم و از ضد ارزشها فاصله بگیریم مثلا برای رشوه نگرفتن باید زمان را در نظر بگیریم و کم کم رشوه نگیریم تا نقطه تحمل ما در مقابل ندادن و نگرفتن رشوه بالا برود باید به مرور زمان از ضد ارزشها فاصله بگیریم و این فاصله گرفتن باید از سفر اول شروع شود تا در سفر دوم حال خوبی داشته باشیم یعنی همه چیز را باید با هم درست کنیم هم مواد مخدر و هم باقی ضدارزش ها را باید در سفر اول کنار بگذاریم .

همه ضد ارزشها باید با هم حل بشود نمی شود دروغ نگوییم ولی کم فروشی کنیم پس باید تمام ضد ارزشها با هم کنار گذاشته شود ضد ارزش ها مانند یک درخت می مانند ما نمی توانیم میوه یک شاخه را شیرین کنیم و بقیه تلخ باشند در کنگره ما شجره خبیثه را به شجره طیبه تبدیل می کنیم شجره طیبه ریشه ای محکم در زمین دارد ولی شجره خبیثه ریشه ندارد ، در کنگره انسان سازی می کنیم و یک انسان که در ضدارزشها غرق است به انسانی تبدیل می شود که در مسیر ارزشها حرکت می کند یعنی شجره از ریشه درست می شود و انسان به انسانی درست و سالم تبدیل می شود وقتی شجره درست شود دیگر نمی توانی کار ضد ارزش انجام دهی پس باید همه چیز از ریشه و بنیادی درست شود پس اگر نیرویی از کم شروع شود و مرتب زیاد شود و به درجه بالاو بالاتر برسد نقطه تحمل پیدا می کند .

نقطه تحمل بالا برود یعنی ظرفیت مسائل مختلف را بالا ببریم ، هر چیز در هستی نقطه تحمل دارد و اگر به هر چیزی بیشتر از نقطه تحملش فشار وارد کنیم دگرگون می شود اگر به آب حرارت بدهیم به جوش می آید نقطه تحمل آب 10 درجه است و وقتی جوش آمد قل قل می کند و دگرگون می شود یا اگر به یک ظرف فلزی یا شیشه ای بیش از حد فشار بیاوریم از حالت قبل خارج می شود یا شیشه می شکند . هر چیزی یک نقطه تحمل دارد یا نقطه ذوب دارد . هر شخصی هم ظرفیتهای مختلفی دارد انسانها نیز نقطه تحمل دارنداگر به آنها فشار بیش از حد وارد بشود ممکن است دگرگون بشوند پس هر کس تا یک حدی می تواند یکسری رفتارها را تحمل کند وقتی بیش از حد باشد از ظرفیت شخص خارج می شود و شخص دگرگون می شود و این ظرفیت در انسانها متفاوت است و باید مواظب باشیم و طوری رفتار کنیم که اشخاص اطرافمان را به نقطه آشوب نرسانیم یا به عبارتی طوری رفتار کنیم که سدهای احترام نشکند .

کلیه هتک حرمتها ، جدایی ، ناکامی ، قتلها و . . . زمانی رخ می دهد که شخص به نقطه آشوب رسیده باشد به همین دلیل باید سعی کنیم آستانه آشوب خودمان و اطرافیانمان را بشناسیم و کاری کنیم که اطافیانمان را به آن نقطه آشوب نرسانیم با شناخت آستانه آشوب خودمان نیز می توانیم تحت فشارهای شدید قرار نگیریم ( با در نظر گرفتن آستانه آشوب خودمان باعث می شویم که حریم خودمان حفظ شود ) انسان تنها موجودی است که با تمرین کردن می تواند نقطه تحمل خودش را بالا ببرد مانند نگاه داشتن نفس در تایمهای طولانی پس هر کس نقطه تحملش در مسائل ناگوار متفاوت است یکی برای فرزندش مشکلی بوجود می آید نمی تواند تحمل کند ولی شخص دیگری فرزندش را از دست می دهد ولی تحمل می کند و به زندگی ادامه می دهد .

ایجاد نقطه تحمل در انسان کسب کردنی است و خواست هم مهم است مثلا من باید بخواهم که نقطه تحملم در مورد ترس بالا برود . در اثر تکرار و در طول زمان نقطه تحمل بالا می رود و نقطه تحمل هم در مسائل منفی  هم در مسائل مثبت می تواند بالا برود ، در مورد مسائل منفی راحت تر است و لذت بخش هم می باشد مانند غیبت کردن و مواد مصرف کردن و غیره .

پایان