برداشت من از سی دی " تسلیم "
تسلیم
بنمای رخ که باغ گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آی دمی زابر کان چهرۀ مشعشع تابانم آرزوست
هرچند مفلسم نپذیرم عقیق خرد کان عقیق نادر ارزانم آرزوست
دی شیخ باچراغ همی گشت گردشهر کز دیو ودد ملولم،انسانم آرزوست
گفتند یافت می نمی شود،جسته ایم ما گفت آنکه یافت نمی شود،آنم آرزوست
گویاترم ز بلبل،اما زرشک عام مهریست بردهانم و افغانم آرزوست

معنی کلام حافظ که می گوید مهریست بردهانم و فغانم آرزوست، به چه معنی است؟ یعنی اگر مطالبی که گفته می شود در جایگاه خودش نباشد و یا به موقع نباشد می تواند تخریب و اشکال ایجاد کند، تسلیم را یک جا خوب می شود فهمید و آن هم درمراحل سیروسلوک است. دراینجا سالک مراحلی را در تذهیب اخلاق طی می کند،که صبر و قناعت و خودداری یا ولع و برگشت از ضدارزشهاست بعد وارد توکل می شود و سپس مرحله رضا را طی می کند و درنهایت وارد وادی تسلیم می شود،تسلیم وادی خیلی بالایی است ودر این راه مرحله عظیمی را باید سپری کرد. حتی در مرحله توکل هم آدم گاهی اوقات درست متوجه نمی شود که معنی آن چیست. دراینجا با سخنی از پیامبر خط و خطوط آن را مشخص می کنیم، یک نفر نزد رسول خدا رفت و گفت:من شترم را در بیابان و صحرا رهاکردم و به خدا سپردم و توکل کردم و شترم گم شد.ایشان فرمودند: با توکل زانوی اشتر را ببند، یعنی توکلت را انجام بده، اما قبل از آن زانوی شترت را ببند و همۀ سعی و تلاشت را بکن بعد به خدا توکل کن، نه اینکه بنشینی و فقط توکل کنی و هیچ حرکتی نکنی. اگر این مطالب را یک ذره اشتباه بگیرید، انحراف بوجود می آید. اگر اندازه و حدش را ندانید و به اشتباه اسم تنبلی و کاهلی و بی غیرتی و.....را تسلیم می گذاریم.
آقای مهندس می فرمودند: زمانی من نمی دانستم صداقت یعنی چه و وقتی در فرودگاه مرا گرفتند و گفتند موادمخدر مصرف میکنی؟گفتم هم میکشم، هم میخورم، درصورتیکه اصلا" نیاز نبود که این مسئله را بیان کنم و درآنجا اصرار داشتند که من بنویسم مصرف کننده هستم تا آزادم کنند، اما نپذیرفتم تا مرا به بازداشتگاه منتقل کردند و هرچه تلاش کردم نشد و دراینجا تسلیم شدم و وارد بازداشتگاه شدم و وقتی درآنجا گفتم رفقا سلام ما هم آمدیم یکدفعه دیدم یک جمع گفتند: سلام خوش آمدی و دیگر آرام شدم.
آرامش و آسایش کامل یعنی تسلیم محض که دیگر از حالا به عهدۀ خدا و هرچه خدا بخواهد همان می شود. شما همه در زندگی تمام ضرب و زورتان را می زنید، تمام مسیرها را می روید، یکجا می بینید که دیگر هیچکدام جواب نمی دهد،آنموقع تسلیم می شوید، وقتی تسلیم شدید تازه آماده اید که آموزش بگیرید و تسلیم یعنی آماده پذیرش شدن، دیگر از خود اراده ای ندارید، این قضیه دقیقا" در کنگره برای ما کاربردی است و شاگردی به درمان و رهایی می رسد که تسلیم شود، تسلیم راه و مربی شود، اگر بخواهد هنوز اظهار نظر کند و از خودش برنامه بدهد به درمان نمی رسد، ولی در هرجایگاهی انسان تسلیم نمی شود، باید آن جایگاه خاص خودش باشد، مثلا" در سیروسلوک و آنجاست که مسیر تغییر می کند و عوض می شود و ما برای انجام مسائل از نیروهای الهی یاری میطلبیم، یعنی نیروهای الهی واقعا" وجود دارد و قابل لمس است و در خیلی از قسمتها می تواند وارد شود و به انسان یاری برساند و این یاری رساندن سازوکار خودش را دارد و آنجاست که خداوند می فرماید: صدابزنید مرا،پس استجابت میکنم شما را و نیروهای الهی برای یاری رسانیدن به سوی ما گسیل می شوند.
در راه مشکلات زیادی وجود دارد اما باز باید تلاش کرد تا گره ها و بندها آرام آرام باز شود و راه هموار شود و باید قدمها را استوار بردارید تا دچار سستی نشوید، اگر قدمها محکم و استوار نباشد یأس و ناامیدی ایجاد می شود. در کائنات همیشه بیماری وجود دارد و باید تلاش کرد تا برای هر بیماری داروی مؤثری پیدا کنند و بالاترین دارو برای درمان اعتیاد اپیوم است و کنگره شفاخانه است و شفاخانه قطعا" نباید دواخانه هم باشد، و شفا را آفریدگار می دهد و اگر کسی که بیمار است بخواهد درمان شود دکتر هست، دوا هست ولی اذن نهایی دست خداوند است. نباید در درمان عجله داشته باشیم که مثلا" 11 ماه را 2 ماه یا 1 هفته کنید، چون زمانی انسان متعادل و قابل قبول است که از لحاظ جسم و روان و جهانبینی در تعادل باشد. تفاوت خواستن و تسلیم شدن با اجبار بسیارزیاد است، زیرا وقت و انرژی باید صرف کسانی شود که تسلیم این راه و مسیر شدند و آنانی که می خواهند فقط وقت گذرانی کنند، مانند چارپایانی هستند که به دنبال پاهای اضافه می گردند که محکم بر زمین بچسبد و اینها به درد درمان نمی خورند، برای آموختن هیچوقت زمان و مکان به کارنمی رود و نمی شود گفت الان پاییز است یا بهار است و نمی شود آموخت زیرا آموزش محدودیت ندارد. باید مطالب را به دیگران آموخت تا با استفاده از این منابع غنی در اندیشۀ آنها قوت و تفکر ایجاد گردد و اندیشۀ آنها بیدار شود.انسانها از نظر رفتار و عمل با یکدیگر تفاوت دارند و در آن جهان هم از نظر رفتار و نوع عمل درجه بندی می شود و همان بهشت و جهنم است و انسانها از هم جدا می شوند در مسیر درمان هم همین کار انجام می شود،کسانی که تسلیم می شوند و راه درمان را پیش می گیرند با کسانی که ساز منفی می زنند و از اول تا آخر لژیون وقت راهنما را میگیرند، با هم یکسان نیستند نباید راهنما در راه درمان مستبد باشد ولی انعطاف هم حدی دارد. رهجو باید بداند که دارد تریاک و شیره و کراک و.....ترک می کند،آب پرتقال و کوکا که ترک نمی کند.یکموقع رهجو می گوید پله ام را کم کنید من کم می آورم و باید بداند که این کم آوردن جزء برنامه و درمان است که تو باید یک ذره کم بیاوری و یک شوک به بدنت وارد شود که باعث ساختن سیستم تو می شود. اصلا" اینطور نیست که مصرف سنگین مواد را به صفر برساند ولی آب تودلش تکان نخورد و راهنما باید محکم و قوی باشد، به جای خود مهر و محبت و در جای خود جذبه داشته باشد.
نوشه شده توسط خانم فائزه رهجوی خانم میترا
اين وبلاگ اولین وبلاگ گروهی خانمهای مسافر است و توسط بچه های لژیون خانم راد راه اندازی گردیده که درگذشته به نوعی درگیر مصرف مواد مخدر بوده اند و با آسودگی خاطر در محیطی کاملاَ مطمئن با روش صحیح تدریجی ( DST ) در كنگره 60 به درمان رسيده اند و قصد دارند از اين طريق به خانم هايي كه مصرف كننده مواد مخدر هستند كمك نمايند . . .