جلسه ی لژیون ما روز یکشنبه مورخ 12/08/1392 به استادی خانم راد و موضوع وادی اول آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد . . .

همه ی ما در یک دنیای ذهنی درگیر هستیم و می گوییم فکر میکنم اما این طور نیست ما هیچ تفکری نداریم وقتی فکر می کنیم و به جایی نمی رسیم این تفکر نیست. وقتی نمی توانیم روی یک موضوع خاص متمرکز شویم پس تفکر نداریم. این که می گوییم سی ی ها را بنویسید دلیلش دقیقا " اینجاست که در سفر اول ابتدا باید گوشهایتان باز شود بعد ذهنتان هم باز خواهد شد و از درگیری های ذهنی نجات پیدا می کنید. تمرین اول دراین وادی این است که من در تنهایی خودم بنشینم و روی یک مسئله فکر کنم آیا می توانم ؟ اگر نتوانستم یعنی مدام از خودم فرار می کنم. این چند دقیقه فکر کردن باعث آرامش من می شود. مشکل اصلی این است که زبانمان مدام در حال فعالیت است اما گوشها بسته، و این موضوع باعث می شود دیدتان هم محدود گردد.

دایره ی دید یک مصرف کننده محدود به مواد مخدر است و اطرافش را دنیایی از ترس فرا گرفته.

در این قسمت می آموزیم که اولین قدم تفکر از یک مبدا به یک مقصد مشخص است. تفکر بازوی عقل است. قبل از انجام هر کاری باید فکر کنم. اگر فکر کنم می بینم هفتاد، هشتاد درصد از کارهایم را انجام نمی دهم.

اولین نکته هم برای ساختن هر بنا وساختاری تفکر است. پدید آمدن هر چیزی در خلقت دارای تفکر بوده و هست. باید تمرین کنیم که قبل از انجام هر کاری تفکر کنیم. باید بیاموزیم که صحبتهایمان هم روی حساب باشد.  

با انجام این تمرینها به جایی میرسیم که تفکر آنقدر قوی می شود که به مرحله ی شو شود هم می رسیم. مثل ساختن ساختمان که معماری قوی ابتدا نقشه را در ذهن مجسم می کند بعد روی کاغذ و به صورت نقشه در می آورد و به مرحله ی اجرا در می آورد سپس با  طی زمان دو الی سه سال به آن ساختمان موردنظر می رسد.

چه زمانی تفکر قوی  می شود؟ زمانی که تفکر را به مرحله ی اجرا در آوریم.

عقل جزو صورپنهان است. زمانی که به ندایش گوش دهم خودش را نشان می دهد و من این را ثابت می کنم که لیاقت کارهای بالاتری را دارم، اما زمانی که توجهی نکنم بیدار نمی شود.

وقتی تفکر می کنیم سه نیروی القا احیا و تفکر به کمک ما می آیند.

الهام فقط از نیروی های مثبت صورت می گیرد اما القاء هم منفی و هم مثبت می تواند باشد. انسانها هم تاثیر گذارند و هم اثر گذار. باید سعی کنم القائات مثبت را بگیرم و القائات منفی در اثر نگذارد و این کار میسر نمی شود مگر با تزکیه و تفکر.

 تا آخر عمر باید تفکر را بیاموزیم. در لحظه زندگی کردن نیروی تفکر بالایی می خواهد.

با تشکر از خانم سوگند برای تهیه گزارش