اخبار جلسات کارگاه آموزشی کمک راهنمایان خانمهای مسافر با استادی خانم راد

وادی ششم :
در این وادی به یکی از مهمترین مولفه های صور پنهان انسان یعنی عقل می رسیم عقل یکی از مهمترین مسائلی است که ما برای اینکه بتوانیم روند تکامل را به درستی طی کنیم باید به فرمان آن برسیم . عقل مانند خورشیدی می ماند که به کل هستی و نیستی می تابد و ما انسانها مثل خانه هایی هستیم که از یک روزنه نور وارد آن می شود این بستگی به ما دارد هر مقدار کارهای درست و ارزشی انجام دهیم نور بیشتری وارد خانه مان می شود و هر مقدار کارهای کارهای نادرست و ضدارزشی انجام دهیم نور کمتری وارد خانه ما می شود به عبارت دیگر راه درست رفتن و کارهای درست انجام دادن نشانه این است که بیشتر از عقل استفاده می کنیم و بلعکس .
باید توجه کنیم که جنس عقل از پوست و گوشت و استخوان نیست به همین دلیل عقل فناناپذیر است و با مرگ از بین نمی رود . مغز مترجم عقل است ، اگر عقل به تنهایی فرمان بدهد دست و پا و سایر قسمتهای بدن نمی فهمند بلکه این مغز است که فرمانهای عقل را ترجمه می کند و به سایر قسمت های بدن فرمان می دهد که امر عقل را اجرا کنند . عقل در وجود انسان فرمانروای کاملی است که دستور میدهد یک مصرف کننده از عقل به درستی استفاده نمی کند و وقتی به کنگره می آییم باید یاد بگیریم که از عقل درست استفاده کنیم .
انسان متعادل عقلش بر نفس و حسش برتری دارد و عقل می تواند در بدن مانند رب باشد و شکوه ایزدی دارد و از ماوراء نشاط می گیرد ما انسانها اگر از عقلمان درست استفاده نمائیم ما را به هدف واقعی هدایت می کند تا جایی که انقدر به هدف واقعی نزدیک بشویم که هر چه بگوییم همان شود ( شو شود ) . عقل با اینکه جزو صور پنهان است  ولی با این حال ما می توانیم صدای آن رابشنویم مثلا اگر بخواهیم کار غیر معقولی انجام دهیم عقل می گوید انجامش نده مثل زدن سیلی در گوش خودمان ، یک صدای دیگر هم به ما می گوید بزن برای خنده هم شده بزن و این صدای نفس اماره است که می خواهد ما مورد تمسخر دیگران قرار بگیریم .
خوب حالا برمیگردیم به مصرف مواد مصرف کننده تصمیم میگیرد دیگر مواد مصرف نکند ولی وسوسه دارد و به مواد هم دسترسی دارد عقل به او می گوید دیگر مواد مصرف نکن ولی نفس اماره می گوید یک بار اشکالی ندارد عقل می گوید اگر یک بار مصرف کنی برمیگردی به مصرف دوباره مواد اما نفس او را تحریک می کند که مصرف کند و ذهن نیز حالتهای نشئگی و لذت استفاده از مواد را مثل صفحه تلویزیون به نمایش درمی آورد و با نفس همراهی می کند ( باید بدانیم که ذهن همانند پرده سینما عمل میکند و نفس در هر مرحله ای که باشد ذهن خواسته ها و حالتهای آن مرحله از نفس را به نمایش درمی آورد ) در اینجا باز هم عقل ندا می دهد که مصرف نکن بیچاره می شوی و این مبارزه بین عقل و نفس را نبرد درون می گویند و زمانی که عقل بر نفس غلبه کند درون انسان آرام می شود و نبرد از بین می رود .
حال برای روشن تر شدن موضوع یک مدل درست می کنیم ( مدل شهر وجودی ) خوب ما یک شهر هستیم در داخل این شهر همه نوع آدم وجود دارد اقوام وحشی ، فاسد ، صالح و . . .  در این شهر یک شورا است که بزرگان اقوام در آن جمع شده اند در این شورا همه خواسته های اقوام به اطلاع رئیس شورا ( عقل ) می رسد و هر کدام از نماینده ها دوست دارند خواسته های خودشان عملی شود حال فرمانروا اگر تشخیص دهد این خواسته درست و معقول است حکم صادر میکند تا آن کار عملی شود تا زمانی که تصمیم ها خوب گرفته شود مشکلی پیش نمی آید ( یعنی تا زمانی که خواسته های معقول عملی شود ) عقل که فرمانروا است هیچ وقت حکم اشتباه صادر نمی کند حال اگر فاسدین خواسته ای داشته باشند فرمانروا حکمی صادر نمی کند اگر تعداد فاسدین زیاد باشد باز هم عقل حکم نمی دهد و ساکت می شود در این صورت فاسدین کودتا می کنند و ریاست را به نفس اماره می دهند و باز هم توسط ذهن تصاویر هوس انگیز در مورد خواسته های غیر معقول پشت سر هم ساخته می شود و لذت بخش هم هست و این کار تکرار می شود تا لذت باعث شود که نفس اماره بر عقل غلبه کند در این حالت قدرت در دست نفس اماره قرار می گیرد و عقل فقط در بعضی از مواقع در حاشیه یک دستوری میدهد و نفس اماره حکومت می کند .
 برای تمام مصرف کننده ها این کودتا رخ داده و چون عقل وجود ندارد و فرماندهی نمی کند همه چیز به تباهی کشیده می شود مصرف کننده همه چیز را از دست داده ولی باز هم به کار خودش ادامه می دهد . این جریان ادامه دارد تا اینکه دوباره یکی از بزرگان اقدامی بکند ( در این حالت در سیاهی و تاریکی کامل یک نقطه سفید و روشن بوجود می آید ) و شروع به سرزنش بقیه می کند که تا کجا می خواهید پیش بروید و این بزرگ کسی نیست جز نفس سرزنش کننده و این نفس آنقدر انسان را سرزنش می کند تا انسان را وادار کند دوباره از عقل استفاده کند ولی عقل اینجا قدرت کامل ندارد چرا ؟
زیرا جسم کاملا تخریب شده . حالا عقل می خواهد اوضاع را کمی سر و سامان دهد و از خرابی ها کم کند ( مانند مصرف کننده ای که به کنگره می آید و مصرف موادش تنظیم می شود ) یک روز خوب است و یک روز بد است این جریان ادامه پیدا می کند تا اینکه زمانی برسد که نفس مطمئنه قد علم کند و بر نفس اماره و سرزنش کننده غلبه کند حال این حکایت ها حکایت ما است که بر اثر مصرف مواد به انهدام کامل رسیدیم تا جایی که اصلا عقل نداشتیم و نفس به جای عقل برای ما تصمیم می گرفت و اگر باز هم بخواهیم کارهای ضد ارزشی انجام دهیم دوباره ریاست را به همان اقوام وحشی یا نفس اماره می سپاریم .
در این مرحله نفس اماره می گوید فقط یک بار مواد مصرف کن یک بار چیزی نمی شود و وقتی یک بار مصرف کردی می گوید آب که از سر گذشت چه یک نی چه صد نی و دوباره مصرف کننده می شویم و ذهن هم تصویر سازی می کند و تصاویر لذت مواد را نشان می دهد و دوباره درگیر می شوی و باید بدانیم که یک نی با صد نی خیلی فرق می کند و این ضرب النثل شیطانی است زیرا اگر یک نی آب از سر بگذرد می شود کمک گرفت ولی اگر صد نی بروی زیر آب یعنی تسلیم محض نیروهای منفی شدن و غرق در تباهی و سیاهی می شوی و برای مقابله با این مسائل انسان باید قدرتهای و نیروهای درونی خودش را بشناسد ( عقاب سفید ) و بکار بگیرد تا بر سیاهی ها غلبه کند .
پایان