روز سه شنبه مورخ 14/6/91 لژیون ما با دستور جلسه منیت با استادی خانم راد برگزار گردید . 

خلاصه سخنان استاد :

می خواهیم بدانیم منیت چطور بوجود می آید و چطور رشد پیدا می کند و چگونه تخریب ایجاد می کند و چه بلایی بر سر صور پنهان انسان می آورد ؟؟

تعریف منیت این است که انسان جایگاه خودش را بالاتر از آن چیزی که هست تصور بکند نقطه آغاز در منیت این است که فرد شروع کند به حرکت کردن در هستی و موفقیت ها و مهارت هایی را بدست بیاورد و بتواند در آن زمینه ها بدرخشد یعنی شرط لازم برای اینکه در انسان منیت بوجود بیاید این است که انسان باید یکسری توانائی ها را از خودش بروز بدهد و یکسری استعداد ها را در خودش شکوفا بکند و بتواند حرفی برای گفتن داشته باشد وقتی که این مرحله را طی کرد شرط لازم را برای اینکه منیت در او بوجود بیایدرا فراهم کرده وگرنه کسی که توانایی ندارد نمی تواند دچار منیت شود . کسی که نوازنده خوبی است میتواند در مورد ساززدن خودش دچارمنیت شود یا کسی که خوب ریاضی را بلد است ممکن است در مورد علم ریاضی دچار منیت شود پس شرط لازم این است که ما دانایی را کسب کنیم حالا چه اتفاقی می افتد زمانی که ما حرکتی را انجام می دهیم مثلا در جمعی کاری را انجام می دهیم که دیگران نمی توانند انجام دهند یا در مسابقه از همه بهتر بازی می کنیم و مورد تشویق قرار می گیریم اینجاست که در ما یک انرژی از تشویق و از بهایی که دیگران به ما می دهند بوجود می آید و ما می توانیم جذبش کنیم وقتی این انرژی جذب شد به ما یک لذت و احساس خاصی دست می دهد و ما می گردیم تا ببینیم این لذت چطور بوجود آمد و چه شد که ما خوشمان آمد این عمل به صورت ناخودآگاه انجام می شود سپس فرایند قیاس آغاز می شود یعنی ابتداء یک حرکت مثبت انجام می دهیم یک احساس خوبی به ما دست می دهد بعد شروع می کنیم به مقایسه کردن و قیاس کردن و می آییم خودمان را با دیگران برسی می کنیم  وقتی قیاس را انجام می دهیم اینجا اصل قضیه اتفاق میافتد تا این لحظه هیچ اتفاق بدی نیفتاده اگر دانایی ما در این مرحله اندک باشد که همان ظرفیت ما است پاسخش به این قیاس این است که تو بیشتر و بهتر بودی و نتیجه ای که گرفته می شود این است که تو کارت بهتراز بقیه است و تو بیشتر از بقیه حالیت می شود و از بقیه خیلی جلوتر هستی و خیلی درک و شعورت بالاتر است و قیافه ات بهتر و جذابتر است و زیباتر هستی و ساختاری که تو داری دیگران ندارند و ماهیت تو از دیگران بهتر است این نتیجه وقتی از این قیاس استخراج شد اینجا منیت متولد می شود حالا اگر ما داناییمان به قدر کافی باشد از این قیاس همچین نتیجه ای نمی گیریم مثلا اگر من بتوانم قشنگ صحبت کنم و مورد توجه دیگران قرار بگیرم هیچ وقت نتیجه نمی گیرم که از دیگران بهتر هستم زیرا شخصی که دانا است می داند که انسان جهات بسیاری دارد یعنی صور پنهانی که دارد و وجوهی که دارد خیلی خیلی بیشمار است .

انسان پارامترهای بی نهایتی دارد و با مقایسه یک پارامتر آن هم در زمان کوتاه همچین نتیجه ای نمی شود استخراج کرد پس موقعی که دانایی ما اندک است با قیاس کردن توانائی های خودمان به این نتیجه می رسیم که ماهیت و ساختار بهتری داریم .

حال چه اتفاقی میافتد ؟ این برای ما یک قالب ذهنی بوجود می آورد و این اعتقاد است که مسیر ما را از این به بعد تحد تاثیر خودش قرار می دهد . به چه صورت ؟ به این صورت که ما جایگاه خودمان را دیگر در هستی گم می کنیم اتفاقی که در عمل میافتد این است یعنی واقعا نمی دانیم در چه جایگاهی هستیم زمانی هم که جایگاهمان را گم کردیم خیلی اتفاق ها به دنبالش میافتد یعنی مثل اینکه ما در شهر کرمان هستیم ولی فکر کنیم در شهر تبریز هستیم حالا از شهر کرمان بخواهیم به هر شهری برویم می آییم در نقشه شهر کرمان را نگاه می کنیم و بقیه شهرها و جهات را نسبت به آن پیدا می کنیم حال وقتی کرمان باشید ولی فکر کنید تبریز هستید میروید همه چیز را از تبریز محاسبه می کنید آن وقت تمام محاسباتتان اشتباه از آب درمی آید تازه این یک قسمتش است که خیلی ساده است مسئله دیگری که بوجود می آید این است که ما توقع احترام رتبه پنج را داریم یا توقع احترام یک دکتر را داریم زیرا فکر میکنیم دکتر هستیم ولی در واقع سیکل هستیم و انتظار داریم که مثل یک دکتر یا یک پرفسوربا ما برخورد شود که اینطور نمی شود زیرا دیگران که درون ما نیستند دیگران آنچه از ما میبینند برسی میکنند دیگران وقتی میبینند ما سیکل هستیم به همان اندازه به ما احترام می گذارند و در این موقع در ما تنفر بوجود می آید و دچار خشم می شویم و بهم میریزیم زیرا یک چیز دیگر فکر می کردیم ولی یک چیز دیگر شد اولین محصولی را که منیت برای انسان بوجود می آورد سوای اینکه جایگاه خودش را در هستی از دست می دهد تنفر در آن متولد می شود حالا بیاییم ببینیم چه چیزهایی با تنفر همگام است .

 در صورتی که اگر ما واقعا بدانیم که کجا هستیم اگر کسی هم جایگاه ما را نادیده بگیرد ممکن است ناراحت بشویم ولی دیگر متنفر نمی شویم حالتهایی مثل خشونت ، تنفر ، کینه ، حسادت ، مکر ، حیله ، تزویر ، تمام اینها از این منیت متولد می شود یعنی همه آنها می آیند زیرشاخه این پارامتر قرار می گیرند یعنی همه آن چیزهایی که در آنها تنفر مشترک است . حالا موقعی که ما جایگاهمان را در هستی از دست دادیم یک اتفاق دیگر هم می افتد علاوه بر اینکه محاسباتمان غلط می شود و سرگردان می شویم و دچار تنفر می شویم امکان ارتباط درست یا به گفته خودمان تبادل انرژی درست را با طبیعت از دست می دهیم  می آییم یک حصار و دیواری را دور خود درست میکنیم که کسی نتواند به ما آسیب برساند این کارها همه در صور پنهان انجام میشود یک قلعه مستحکمی را دور خودمان درست می کنیم و به هیچ کس اجازه نزدیک شدن را نمی دهیم بنابراین ما در حصار بسته میمانیم و چیزی را نمیتوانیم دریافت کنیم یعنی آن امواجی را که هستی به طرف ما می فرستد و جزو خوراک ما هست که باید دریافت کنیم از آنها محروم میشویم به دلیل همان حصاری که خودمان به وجود می آوریم.

بیشترین تاثیری که منیت می گذارد بر روی چاکراه سوم و چاکراه خورشیدی است و اگر چنین وضعیتی بوجود بیاید کلا ما حالت سرگردانی پیدا می کنیم یعنی اتصالمان را با هستی از دست می دهیم اینها مشکلاتی هستند که در منیت بوجود می آید و یک قالب و اندیشه ای است که باید آن را بشناسیم و از آن عبور کنیم و باید این فرایند را معکوس کنیم یعنی می خواهم این نکته را بگویم که به طور کلی انسان به دو صورت می تواند در هستی فعالیت بکند تمام ما انسانها و تمام موجودات برای اینکه بتوانیم کارهایمان را انجام دهیم و برای حرکت به انرژی نیاز داریم و هیچ یک از این قائده مثتثنی نیستیم حالا یا این انرژی را باید از دیگران به نحوی بدست بیاوریم و بدزدیم مثل همان قالبی که گفتم که حمله می کنیم و وارد حریم دیگران می شویم و به تاراج می بریم یا اینکه به مرحله تولید و مرحله جوشش برسیم از این دو حالت خارج نمی شود اگر ما انژی خودمان را از دیگران تامین کنیم اگر به ما احترام نگذارند و تاییدمان  نکنند به ما برمیخورد این می شود نیاز تایید اگر از ما پشتوانه نکنند و تعریف نکنند ناراحت می شویم و همش می خواهیم جایگاهمان را حفظ کنیم ولی اگر موجود خودجوش باشیم اگر از درون خودمان شادی را بتوانیم تجربه کنیم آن وقت تمام این مسائل برطرف می شود و ما نیازی نداریم که انرژی مورد نیازمان را از دیگران بدزدیم کلا دو قالب وجود دارد اگر ما نتوانیم این را حل کنیم و نتوانیم به مرحله تولید برسیم همیشه درگیر این چرخه ها هستیم و همیشه باید در کینه ، تنفر ، حسادت ، رقابت و مقایسه به سر ببریم زیرا راه دیگری به غیر از این برای بدست آوردن انرژی نداریم .