تفکر و تحلیل و روشهای غلط درمان

با شروع تفکر سه نیروی القاء، احیاء و تحرک بوجود می آیند و وارد عمل می شوند.

همه ما با تفکر افیونی آشنا هستیم و می دانیم تفکر افیونی بخشی از تفکر منفی است. انسانهای سالم هم دارای تفکر منفی هستند.

و این سه نیرو القاء، احیا و تحرک طبق قانونی که خداوند بر همه خواسته های انسان پاسخ میدهد در کل فجور و تقوی به انسان الهام می شود.

حال می خواهیم تفاوت افکار و تفکر را برسی کنیم.

تفکر چیست؟ بطور خلاصه تفکر یک حرکت منسجم و متمرکز است مثل شعاع نور در یک راستا حرکت می کند.

افکار چیست؟ و اما افکار این طور نیستند و در تمام جهات پخش و پراکنده می شوند و فاقد تمرکز و انسجام هستند.

در تفکر کردن بلافاصله حرکت آغاز می شود و ادامه دادن مسیر نیاز به حرکتهای قبلی ما دارد.

درست مثل بازی پازل ما هر قطعه ای که قرار می دهیم برای پیدا کردن قطعه بعدی باید شروع به مقایسه کردن حرکت بعدی بکنیم یعنی تمام حرکت هایی که ما در بازی پازل انجام می دهیم به حرکت های قبلی خودشان (قطعات) بستگی دارد.

اما در افکار چند تا خواسته وجود دارد که هر کدام می آیند و در ذهن ما مطرح می شوند و ما را با خودشان می برند و ما می خواهیم همه این خواسته ها را با هم داشته باشیم، نمی توانیم هیچ کدام را الویت بندی کنیم و هر خواسته با حسی که برای ما بوجود می آورد در افکار ما، ما را در هر لحظه به جایی می برند.

اما تفکر که کمیتی است جهت دار یعنی هم می تواند مثبت باشد هم منفی حسی که در ما بوجود می آورد برای متمرکز شدن وحل آن مسئله و به انجام رسیدن فقط آن خواسته مورد نظر ما می باشد.

حال می خواهیم ببینیم منشاء تفکر از کجا بوجود می آید؟ برای چه باید تفکر کنیم؟ چه عاملی باعث می شود تفکر کنیم؟

یکی از دانشهای کنگره که خیلی مهم است به ما می آموزد درست فکر کردن را بیاموزیم که این نکته بسیار مهم می باشد.

پس ببینیم چه اتفاقی می افتد که تفکر ما خراب از آب در می آید و نتیجه ای هم نمی گیریم.

موانعی که وجود دارد به چند صورت است:

بخش اول از آنجا بوجود می آید که ما ناخالصی داریم.

یعنی اینکه دچار احساس منیت، احساس ترس، احساس نا امیدی و خیلی از احساس های منفی دیگر می شویم و همینها تفکر ما را از مسیر اصلی خودش منحرف می کند.

همین احساسات منفی می شوند ناخالصی ها

و یک قسمت انحراف در قسمت نا آگاهیها است، مطالبی را که نمی دانیم و آگاهی نداریم، در آنجا نفس می آید و از حقه ها استفاده می کند و چون قدرت تشخیص پیدا نکرده ایم حقه ها ما را فریب می دهند و گول می خوریم و در نتیجه تفکر ما را منحرف می کند.

بنابر این برای اینکه با تفکر مثبت ساختار قوی و قدرتمندی بوجود بیاوریم باید با جریانات القاء، احیا و تحرک هم سو بشویم و در غیر این صورت اگر با آنها هم سو نباشیم و بر اساس جهل و ناخالصی خودمان حرکت کنیم با وجود اینکه تفکر ما مثبت بوده و خواسته های ما هم خواسته معقولی بوده به نتیجه جالبی نمی رسیم و بنای سست و ضعیفی بوجود می آوریم.

با تشکر از خانم سوسن رهجوی خانم مینا

منبع:cd جهان بینی آقای امین دژاکام