" وب لژيون خانم راد شعبه آكادمي "
" راهنماي درمان اعتياد ويژه خانمهاي مصرف كننده مواد مخدر "

" کارگاه آموزشی  کنگره ۶۰ ویژه خانم های مسافر "

  روزهای یک شنبه ساعت 13:30

روزهای سه شنبه ساعت 12:00

در شعبه آکادمی برگزار می گردد.

 

" مشاوره تازه واردین توسط بنیانگزار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام صورت می گیرد "

 

 خانم ها میتوانند در محیطی کاملاً مطمئن که توسط دیگر خانم های مسافر اداره می شود به درمان برسند و در طول درمان از کلاسهای ورزش که در روزهای یکشنبه ساعت 11:00 صبح برگزار می شود و به صورت رایگان است استفاده نمایند.

آدرس نمایندگی آکادمی جمعیت احیای انسانی کنگره 60 :

میدان هفتم تیر - خیابان بهار شیراز - ابتدای سهروردی جنوبی - نبش کوچه صدری - پلاک 3

اساس کار ما بر مبنای محبت ، عقل و ایمان است "

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۰/۰۴/۱۸ توسط مسافر راد |

با سپاس از خداوند بزرگ و درود و شاد باش فراوان اعلام می نماییم؛ روز یکشنبه مورخ 1393/12/10 جشن هفتمین سال آزادی یکی دیگر از کمک راهنماهای خوب کنگره؛ خانم روناک رهجوی سرکار خانم راد را با شور و شوق بسیاری برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم روناک

هفت سال با آموزش و معرفت، سفری زیبا را از نقطه ی سیاه آغاز و در این سفر کسانی را که خواستار شور بودند با محبت، همدلی نمودید و این همان باران رحمتی است که وعده داده شده بود. توفیق هر چه بیشتر شما را خواهانیم.

هفتمین سالگرد آزادیتان پرشگون باد

خلاصه سخنان استاد: 

هفت سال بودن و خدمت کردن مستلزم عشقی است که همراه با خدمت است و برای هر کسی اتفاق نمی افتد. یکی از امتیازات خیلی خوبی که خانم روناک دارند این است که همیشه دوست دارند با همدلی و همراهی هر کاری که از دست شان برمی آید، برای همه بچه های کنگره انجام دهند و دوست دارند کسی مشکلی نداشته باشد و برایشان هم فرقی نمی کند که از کدام لژیون باشد و این مهربانی و عشق را همیشه داشته اند. جزء افراد نادری هستند که در این چند سال جزء اولین ها بوده اند و برای کلاس های روز سه شنبه  همیشه حضور داشته اند و با همه وجودشان این آموزش ها را می گیرند. اصلاً غیبت ندارند و این ها همه نشان دهنده ی عشق بالایی است که همراه خدمت است. همسفران بسیار خوبی دارند؛ همسرشان و دو پسرشان همیشه کنارشان هستند. خانم روناک همیشه عاشق خدمت بوده و هست. خیلی با معرفت اند و امکان ندارد یک کاری برای شان انجام دهی و نخواهند ده برابر تلافی کنند. محبت ها را می فهمند درک می کنند و دوست دارند جبران کنند. امیدوارم همیشه شاهد پیروزی و سلامتی شان باشیم. کسانی که این قدر عاشقانه تلاش و خدمت می کنند و هیچ انتظاری هم ندارند انگشت شمارند.


خلاصه سخنان خانم روناک:

هفت سال گذشت و خدا را شکر می کنم. سپاسگزار خداوندی هستم که مرا در جایی قرار داده است که یک تکه از بهشت است. این جا برای من خانه ی دوم است. امیدوارم لیافت این جا را داشته باشم. خدا را شکر می کنم که یک مصرف کننده شدم تا بتوانم در خدمت شما باشم و زیر دست آقای مهندس و خانم راد خدمت کنم. شماها خانواده ی من هستید. شماها را عاشقانه دوست دارم. از همه کمک راهنماها تشکر می کنم. فکر می کنم موهبتی که خداوند شامل حال من کرد این بود که از شماها یاد بگیرم؛ حتی از یک سفر اولی همیشه یک چیزی یاد می گیرم.  آقای مهندس کلمات عشق و محبت را اختراع کرد و به ما یاد داد. خانه مان را درست کرد؛ گل ها را کاشت و الآن این گل ها بزرگ شده اند و خودشان دارند گل می دهند. از استاد بزرگوارم خانم راد تشکر می کنم. هیچ کلام و مطلب و متنی پیدا نمی شود که بتوانم عشق خانم راد و آقای مهندس را بیان و تشکر کنم. کاش می توانستم تمام هستی را جمع کنم و به ایشان بدهم. فقط می توانم تلاش کنم یک شاگرد خوبی باشم. از این که چنین محیط امنی را برای ما فراهم کرده اند تا بتوانیم خدمت کنیم سپاسگزارم. این جا را خیلی دوست دارم. خدا را شکر همسر و فرزندان و زندگی خوبی دارم و این ها همه از لطف و عنایتی است که خداوند به خاطر شماها به من کرده است.

آفتاب که می تابد، پرنده که می خواند، نسیم که می وزد، با خود می گویم حتماً حال دوستانم خوب است. دوستان من مثل گندم اند؛ دیدن شان یک دنیا برکت و نعمت است و نبودن شان قحطی و گرسنگی ست و من چه خوشبخت ام که زر خوشه های گندم در اطراف ام موج می زند. مهربانی تان را قدر می دانم و آن را در اعماق جان ام نگه داری خواهم کرد. خوشه های افکار بلندتان، سرسبز و اندیشه های پاک تان پایدار باد. این منم که دوست تان دارم.

خانم روناک

مصرف: اپیوم و شیره اپیوم

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با اپیوم

مدت سفر اول: 11 ماه

رهایی: 7 سال و 4 ماه

آرزو:

آرزوی اول:  در دل شان آرزو کردند.

آروزی دوم: از خداوند می خواهم که درهای بیکاری بچه های کنگره، باز شود و بچه ها همه سرکار بروند و دست شان باز شود.

تیم وبلاگ گروه خانم های مسافر این آزادی با شکوه را خدمت جناب مهندس، سرکار خانم راد، خانم روناک و خانواده ی بزرگ کنگره 60 تبریک و تهنیت عرض می نماید.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۰ توسط مسافر فریده |

روز یکشنبه 93/12/3 راس ساعت 11:30 کمک راهنمایان عزیز ،خانمهای مسافر و همسفر در کلاس ورزش حاضر شدند.حرکات کششی و دو نرم را در ابتدا برای گرم کردن و آماده سازی بدن داشتیم سپس تمرینات زومبا انجام دادیم ، در ادامه به حرکات اصلاحی با استفاده از  کش پرداختیم و در انتها با سرد کردن بدن به تمرینات امروز در ساعت 12:30 پایان دادیم.

روز پنجشنبه 93/12/7 از ساعت 10:30 به مدت یک ساعت خانمهای مسافر در پارک بانوان به ورزش و پیاده روی پرداختند.

 

 

 چگونه ساعات بیولوژیکی بدن را تغییر دهید؟

تغییر ساعت بیولوژیکی بدن امکان پذیر است. اما برندستاتر می گوید که این کار به زمان نیاز دارد. « اگر ساعت بلند شدن از خواب را فقط در روز مسابقه یا عملکرد تغییر دهید، آنچنان تأثیری نخواهد گذاشت. شما باید از مدت ها قبل این کار را شروع کنید و ساعت بیولوژیکی خودتان را از نو تنظیم نمایید.»

او در پایان عقیده دارد که دانستن ساعت درونی بدن برای مردم ممکن است دشوار باشد. در واقع این همان ساعتی که در صبح به آن نگاه می کنید نیست. « اگر بیکار هستید که تا قبل از ساعت ۱ ظهر از خانه خارج نمی شوید، پس وقتش رسیده که فکری به حال این موضوع بکنید. سعی کنید ساعت بیولوژیکی درونیتان را بشنوید و آن را بفهمید. به جای مقابله با آن، سعی کنید با آن زندگی کنید.»

تهیه و ترجمه:elmevarzesh.com

 

نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۰۸ توسط همسفر فاطمه |

 با آرزوی رهایی برای تمامی سفر اولی های کنگره 60 اعلام مینمایم امروز سه شنبه مورخ 93/12/5 جشن رهایی یک نفر از خانمهای مسافر را باشور و شوق فراوان برگزار نمودیم

 

 خلاصه سخنان استاد:
خانم میترا در ابتدا ورود خانم خدیجه را خدمت آقای مهندس،سرکار خانم راد،خانم پروانه و خانواده خانم خدیجه تبریک گفتند همینطور از گروه مرزبانی و تمامی عزیزانی که ایشان را در این راه همیاری کردند تشکر نمودند و در ادامه فرمودند:

خانم خدیجه با مصرف بالای شیره به کنگره آمدند ولی همیشه تلاش میکردند و پویا بودند و سی دی ها را مینوشتند.با اینکه شاغل هستند همیشه در کلاسها حضور دارند و هیچ وقت گله و شکایتی ندارند.ایشان خیلی خوب حرکت کردند و حضور فعالی در پارک دارند وآموزشها را میگیرند و در خانه پیاده میکنند.بهترینها را برایشان آرزو میکنم و امیدوارم حافظ این رهایی باشند.

خلاصه صحبتهای خانم خدیجه:

خداوند را بخاطر قرار گرفتن در این جایگاه شاکرم و در ادامه از آقای مهندس و سرکار خانم راد که این محیط امن را برای خانمها بوجود آوردند تشکر میکنم همینطور از زحمات خانم پروانه و خانم مونا سپاسگزارم.در ابتدا که به کنگره آمدم فکر نمی کردم ماندگار شوم وبا خودم میگفتم اگر شد که چه بهتر واگر هم نشد که هیچ ،ولی امروز خدا را شکر میکنم که آمدم و علاوه بر درمان مطالب زیادی یاد گرفتم که باعث شد در خانه آرامش برقرار شود .از  راهنمای عزیزم خانم میترا سپاسگزارم ،ازتمام کمک راهنمایان عزیز ،همینطور همسر عزیزم که همیشه از من حمایت کردند و فرزندانم تشکر میکنم.

 

  خانم خدیجه

 مصرف: شیره اپیوم

 راهنما: خانم میترا

 روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

 مدت سفر اول: 12 ماه و 25 روز

 رهایی: 22روز

 

خلاصه سخنان آقای حسین مسافر(همسر خانم خدیجه):

از خداوند بخاطر قرار گرفتن در این جایگاه متشکرم همینطور از آقای مهندس و خانواده محترمشان که ایشان را در این مسیر همراهی کردند سپاسگزارم و در ادامه از سرکار خانم راد،خانم پروانه و خانم میترا بابت زحماتشان تشکر می کنم و هفته دیده بان را به خانم راد تبریک عرض میکنم.

خلاصه سخنان آقای حمید و خانم مارال همسفر(فرزندان خانم خدیجه):

از خداوند بخاطر قرار گرفتن در این جایگاه تشکر میکنیم و از آقای مهندس،خانم راد و خانم میترا تشکر میکنیم .

 بنده نیز از طرف وبلاگ نویسان گروه خانمهای مسافر این روز قشنگ را خدمت آقای مهندس،سرکار خانم راد ،خانم میترای عزیز و رهجویشان خانم خدیجه و همسفرانشان و  تمامی اعضای بزرگ کنگره60 تبریک عرض مینمایم.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۵ توسط همسفر فاطمه |
 

روز یک شنبه مورخ 93/12/3 جلسه ما با دستور جلسه وادی نهم به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار گردید .

 

 

 

وقتی نیرویی که از کم شروع شود و به درجه بالا و بالاتر برسد ، نقطه تحمل پیدا میکند .

اگر همین یک قانون را به درستی یاد بگیریم ، به راحتی می توانیم از ایجاد مشکل در رابطه با دیگران جلوگیری کنیم ، یعنی حتی اگر دیگران هم حرفی بزنند یا حرکتی بکنند که بنظرمان اشتباه باشد ، می فهمیم که ظرفیتشان همین قدر است ، نقاط تحمل افراد را می شناسیم ، بیشتر از ظرفیت شان از دست شان ناراحت نمیشویم و کینه به دل نمی گیریم ، همچنین خودمان هم دیگران را آزار نمی دهیم .

خیلی وقت ها در مشاجرات خانوادگی بین زن وشوهر پیش میآید که بطور مثال طرف گوشهایش قرمز شده است و می لرزد و عرق کرده است ، ولی دعوا را ادامه می دهند ، یعنی آستانه ی آشوب یکدیگر را نمی شناسند ، ظرفیت طرف شان را نمی دانند .

در هر نوع رابطه ای بایستی ظرفیت طرف مقابل ، آستانه ی تحمل و آشوب او را بشناسیم ، تنها در سایه ی این نوع شناخت است که می توان یک رابطه ی مسالمت آمیز را ایجاد کرد و از شکستن حرمت ها پیشگیری کرد .

بطور مثال : هنگام درد دل کردن با یک دوست ، بدانیم که اوچقدر ظرفیت و تحمل نگه داشتن رازها ی ما را دارد ، چون همین شناخت هاست که می تواند یک رابطه را مستحکم کند ، نه اینکه بدون توجه به ظرفیت طرف مقابل ، فقط بار حرف ها ، درد دل ها و مشکلات خودمان را روی او بریزیم و بعد هم توقع داشته باشیم که حرفها و اسرارمان برملا نشود .حتی نقاط ضعف شخصی خود را برای دیگران بازگو می کنیم و در ادامه دچار مشکلات فراوانی می شویم .

 نقطه ی تحمل افراد در ابتدای ورود به کنگره ، پایین است ولی آرام آرام ، نقطه ی تحمل بالا می رود ، اوایل سر جلسه یا لژیون نمی توانند بنشینند ولی بعد از مدتی به راحتی سر کلاس می نشینند . میزان شربت هم که به صورت تدریجی کاهش می یابد و باعث می شود که نقطه ی تحمل مسافر نسبت به مصرف نکردن و کاهش میزان مصرف ، به تدریج  افزایش یابد .

از اشتباهات بایستی درس گرفت یعنی تجربه ای که با افزایش  دانایی همراه نباشد ، فایده ای ندارد .

شخصی که کارتن خواب است و به جای غذا برگ درختان را می خورد ، تزریق می کند و بدنش عفونت می کند ، نقطه ی تحمل خود را در مقابل این مسائل و مشکلات ( منفی ها ) بالا برده است .

 استاد در پایان فرمودند :

برای بالا بردن نقطه ی تحمل در مسائل ارزشی ، به آموزش دیدن و طی کردن زمان ، نیاز است ولی در مسائل ضد ارزشی و منفی ها ، نه به تفکر نیازی هست نه تجربه و نه آموزش .

 ادامه دارد ...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۴ توسط مسافر ستاره |
 روز سه شنبه مورخ 93/11/28 جلسه ما با دستور جلسه هیزم شکن به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار گردید .

 

 

همه چیز قابل دیدن و شنیدن نیست یعنی گوش یک سری فرکانس های خاص را فقط می شنود یا چشم همه ی رنگ ها را نمی بیند مثلا رنگ های  ماورای بنفش و مادون قرمز را نمی بیند .

ژن ناقل یک سری اطلاعات است که ازپدر و مادر به فرزند منتقل میشود .بیماری ها یا خصوصیات رفتاری هم از طریق ژن منتقل میشوند .ژن ها هر چه بیشتر جلو می روند ، خود را خالص تر می سازند ، در طبیعت هم همیشه همینطور است یعنی همه ی موجودات به سمت خالص شدن و کامل تر شدن پیش می روند .

مثلا در حیوانات ، نر ها برای بدست آوردن ماده با هم می جنگند و آن نری که قوی تر است ، برنده میشود و می تواند نسل را ادامه دهد و این هم به این دلیل است که آن ژن مربوط به قوی بودن نر ، ادامه پیدا کند .

کمبود یا افزایش دوپامین می تواند بیماری ایجاد کند و این کمبود  از طرف پدر یا مادر می تواند به فرزند منتقل شود برای همین است که می گوییم ، بیماری های افسردگی یا کلا بیماری ها ی مربوط به صور پنهان ، هم می توانند از طریق ژن منتقل شوند در واقع هر گونه عدم تعادل در سیستم بیوشیمی بدن ، از طریق ژن منتقل میشود .

 البته در سفر درمانی تدریجی با روش DST این سیستم بیوشیمی بدن به

تعادل میرسد و نقشه ی این ژن که به صورت وراثتی دریافت کرده ایم ، نیز تغییر می کند و اصلاح میشود .

در مسیر های ضد ارزشی قدم برداشتن روی خمر تاثیر منفی می گذارد و برعکس در مسیر ارزشی گام برداشتن باعث تقویت سیستم خمر در انسان می شود .

تمام حس های انسان ( حس های پنجگانه ) در یک جایی ریخته می شود به نام حس مشترک ، مثلا بارها برایمان پیش می آید که با استشمام بوی یک عطر ، خاطره ی خاص یا تصویر یا حس خاصی برایمان زنده میشود یا اینکه با شنیدن یک موسیقی ، به یک زمان و مکان خاصی فکر می کنیم . این همان حس مشترک است که در واقع به آن بو یا صدا معنا و جان می دهد .

استاد در پایان فرمودند :

90 درصد از انسان همان صور پنهان است ، یعنی قابل دید نیست و فقط 10 درصد صور آشکار است و ژن انسان با تزکیه ، خودش را خالص و کامل می کند .

ادامه دارد ...

 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۳ توسط مسافر ستاره |

روز یکشنبه 39/11/24 راس 11:30خانمهای مسافر و همسفر به همراهی جمعی از کمک راهنمایان عزیز در کلاس ورزش حاضر شدند.با دو و حرکات کششی بدن را گرم و آماده نموده و در ادامه به انجام تمرینات اصلاحی با کش و صندلی با استفاده از جورابهای اسلاید پرداختیم و در نهایت با سرد کردن بدن به کار خود پایان دادیم.

روز پنجشنبه 93/11/29 خانمهای مسافر در پارک بانوان از ساعت 10:30 به مدت یک ساعت به ورزش و پیاده روی پرداختند.

 

 چگونه ساعت بیولوژیکی ورزشکاران بر عملکرد آن ها تأثیر می گذارد؟

هر کدام از ما یک ساعت درونی داریم، مانند همین ساعت واقعی؛ برای چه از ساعت استفاده می‌ کنیم؟ برای اینکه، مثلاً می ‌خواهیم بدانیم چه وقت باید راه بیافتیم تا سر ساعت به محل کارمان برسیم. ساعت درونی ‌ما نیز تقریبا" همین طور کار می‌ کند. مثلاً زمان مشخصی باید حرارت بدن بالا برود یا ترشح هورمون‌های مخصوصی افزایش پیدا کند تا بدن ۲ ساعت بعد، آماده برخاستن از خواب شود.

ساعت درونی در واقع پاسخ تکامل به تحولات نوری و حرارتی پیرامون ماست. به زبان ساده‌ تنظیم فعالیت‌های بدنی مناسب در روز و شب، محصول هدایت و تنظیم این ساعت بیولوژیکی است، به همین ‌خاطر در هر کدام از ما متفاوت عمل می ‌کند. مثلاً این ساعت مشخص می ‌کند که چه وقت بدن ما نیاز به خواب دارد یا چه وقت زمان برخاستن از خواب است. برنامه ساعت درونی آدم‌های سحرخیز با برنامه ساعت درونی آدم‌های شب ‌زنده ‌دار متفاوت است.

تحقیقات ساعت بیولوژیکی و نتیجه آن

وقتی که محققین، ورزشکاران را بر اساس ساعت داخلی شان به ۳ گروه تقسیم کردند، متوجه شدند کسانی که به طور طبیعی زود از خواب بلند می شوند، در اوایل بعد از ظهر به اوج عملکرد می رسند. کسانی که به طور طبیعی دیرتر می خوابند، در غروب به اوج عملکرد می رسند. به طور خاص تر، کسانی که زود یا نسبتا" زود بیدار می شدند، در حدود ۶ ساعت بعد از بیدار شدن درونی به اوج عملکرد می رسیدند. کسانی که دیر بلند می شدند، ۱۱ ساعت بعد از بلند شدن ساعت درونیشان به اوج عملکرد رسیدند.

در کل محققان متوجه شدند که عملکرد فردی بین کسانی که نسبتا" زود یا زود از خواب بلند می شوند، می تواند بین ۷ تا ۱۰ درصد تفاوت داشته باشد. کسانی که دیر بلند می شوند نیز می توانند تا ۲۶ درصد در عملکرد، تفاوت را ببینند. محققان می گویند فقط ۱ درصد پیشرفت در مقام های چهارم مسابقات جاده ای زنان، شنای ۴۰۰ متر یا دوی ۴۰۰ متر در المپیک ۲۰۰۸ می توانست آن ها را به مدال طلا برساند!

برندستاتر می گوید که بهبود در اوج عملکرد، می تواند در حوزه های خارج از ورزش نیز تأثیر خودش را بگذارد. « عملکرد فیزیکی و عملکرد ذهنی با هم در ارتباط اند. اگر شما از نظر بدنی خسته باشید، مغزتان هم دیگر جواب نمی دهد. همچنین، اگر از نظر ذهنی خسته باشید، نمی توانید بهترین عملکرد بدنی را از خود نشان دهید.

ادامه مطلب را در هفته بعد مطالعه فرمایید.

 

 

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۲ توسط همسفر فاطمه |


پیام آقای مهندس به مناسبت هفته دیده بان :
 

                                                                                                                            

 

تهیه کنندگان: خانم فریده و خانم فاطمه

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ توسط همسفر فاطمه |

 روزیک شنبه مورخ 93/11/26 جلسه ما با دستور جلسه وادی نهم به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار گردید .

خیلی ها گمان می کنند که با دعا و نیایش کردن و توبه کردن ، تمام بدی هایشان به نیکی تبدیل می شود یعنی مثلا اگر دزدی کرده اند برایشان تبدیل میشود به کمک به مستمندان ، در صورتی که اینطور نیست ، بلکه تمام آن شگردها و توانایی هایی که در بدی ها به دست آورده اند را می توانند در خوبی ها و نیکی ها به نحو احسنت استفاده کنند ، مثلا یک دزد وقتی از دزدی خودش توبه و برگشت می کند و یک پلیس می شود ، قطعاً پلیس بسیار خوبی می شود ، چون تمام لم ها و قلق های یک دزد را می شناسد و می تواند از آنها در راه درست بهره مند شود .

خداوند وقتی انسان را آفرید ، فقط به او اختیار تنها نداد و رهایش نکرد ، بلکه یک پیامبر درونی به نام عقل به او داد و یک پیامبر بیرونی ، که در طی سالهای سال راهنمای انسان بوده اند و همگی در فرامین مشترک بوده اند و اینطور نبوده که یک پیامبر دزدی را خوب بداند و یک پیامبر آن را بد ، این انسان است که باید با استفاده از پیامبر درونی وبیرونی اش و با استفاده از قدرت اختیار خودش ، راه فسق و فجور را انتخاب کند یا راه و صراط مستقیم را .

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ توسط مسافر ستاره |

 با آرزوی رهایی برای تمامی سفر اولی های کنگره 60 اعلام مینمایم امروز سه شنبه مورخ 93/11/28 جشن رهایی یک نفر از خانمهای مسافر را باشور و شوق فراوان برگزار نمودیم

 

 

خلاصه سخنان استاد:

خانم راضیه در ابتدا ورود خانم شفیعه به سفر دوم را خدمت آقای مهندس،سرکار خانم راد دیده بان محترم خانمهای مسافر،خانم شفیعه و خانواده محترمشان تبریک گفتند و در ادامه فرمودند:

خانم شفیعه با مصرف 7،8 گرم شیره وارد کنگره شدند.در ابتدا گیج و منگ بودند و انگار در خواب سنگینی فرو رفته بودند ولی آرام آرام بیدار شدند .در بدو ورود باورش خیلی کم بود که روزی در این جایگاه قرار میگیرد اما امید داشتند و به همین خاطر همیشه سی دی ها را مینوشتند و توانایی بالایی در کنفرانس دادن داشتند.قرار گرفتن در این جایگاه نتیجه زحماتشان است امیدوارم در سفر دوم همچنان قوی باشند و قدمهایشان را مستحکم بردارند و تمام عزیزانی که در سفر اول هستند نیز با حرکتهایشان بتوانند در این جایگاه قرار بگیرند و این لحظه قشنگ را تجربه کنند.

خلاصه صحبتهای خانم شفیعه:

با مصرف بالای شیره به کنگره آمدم.البته در ابتدا اصلا قصد ماندن نداشتم و به خاطر فرزندانم آمدم.پسرم مرا به اینجا آورد و گفت دوستانم آمده اند و نتیجه گرفته اند و به من هم توصیه کرد که امتحان کنم و فقط بخاطر اینکه پسرم ناامید نشود ماندم چون اعتقاد خودم این بود که با 52 سال سن از من گذشته و ارزش ندارد که وقت بگذارم و آخر خط هستم در صورتیکه فهمیدم تازه اول راهم و بعد از 25 سال اعتیاد نیروهای جوانیم دوباره احیا شده اند .دلم میخواهد به دختر و پسرم که زحمات زیادی برایم کشیده اند بگویم قدردان زحماتشان هستم.از آقای مهندس و سرکار خانم راد بسیار سپاسگزارم و نسلهای بعد از ما هم مدیون زحمات این عزیزان هستند.از راهنمای عزیزم  خانم راضیه که زحمت زیادی برایم کشیدند تشکر میکنم و امیدوارم در سفر دوم رهجوی خوبی برایشان باشم.از گروه مرزبانی و خواهر لژیونیهایم نهایت سپاسگزاری را دارم.

 

  خانم شفیعه

مصرف: شیره اپیوم

راهنما: خانم راضیه

روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 18 ماه

رهایی: 7روز

بنده نیز از طرف وبلاگ نویسان گروه خانمهای مسافر این روز قشنگ را خدمت خانم راضیه عزیز و رهجویشان خانم شفیعه و  تمامی اعضای بزرگ کنگره60 تبریک عرض مینمایم.

 

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ توسط همسفر فاطمه |

 

روزسه شنبه مورخ 93/11/21 جلسه ما با دستور جلسه نفس شصت درجه به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار گردید .

 

 

 

هر عملی که در این حلقه و زندگی انجام می دهیم در حلقه ی دیگر خیلی بی مهاباتر و راحت تر آن را انجا م میدهیم یعنی خواسته هایمان در آن بعد دیگر خیلی راحت به عمل در می آید ، مثلا در خواب ممکن است خیلی کارها را انجام بدهیم که در بیداری آن را هرگز انجام نمی دهیم ، وقتی یک کار ضد ارزشی را اینجا خیلی راحت انجام میدهیم ، در کالبد دوم مهار آن خیلی سخت تر است ، شاید پیش آمده باشد که در طی سفر اول مثلا بعد از شش ماه سفر که مواد مصرف نمی کنیم ، در خواب می بینیم که داریم مصرف می کنیم ، چون این خواسته ی نفس است ودر خواب کنترل و مهارش خیلی سخت است ، یعنی هر کاری که در جسممان انجام نمی دهیم ، خیلی طول می کشد که در کالبد دیگر هم انجامش ندهیم و قادر به مهارش باشیم .کالبد دیگر خیلی سخت تر آموزش می بیند ، بایستی در قالب همین جسم مادی ، خواسته هایمان را اصلاح وتزکیه کنیم ، چون اگر آن خواسته را حتی اگر انجامش ندهیم ولی در نفس خود به آن میل و رغبت داشته باشیم ، حتما در کالبد دیگر آن را انجام خواهیم داد .

خواب یک راهنماست و نشان می دهد که نفس من کجاست ؟ خواسته هایش چیست ؟ کالبد بعدی تزکیه اش بسیار سخت است و می بایستی تزکیه را درهمین جسم انجام دهیم .

مثلا کسی که با رژیم به لاغری رسیده است ، می گوید مرتب خواب می بینم که چاق شده ام و مرتب در حال خوردن هستم ، این علتش این است که هنوز لذت خوردن را در وجودش دارد .

در حلقه ی دیگر و کالبد دیگر بسته به خواسته های نفسمان در بین کسانی قرار می گیریم که هم جنس خودمان هستند ، یعنی آن چیزهایی را که تزکیه نکرده ایم را با خودمان می بریم و آدمهایی که مشکلات مشابه هم دارند کنار هم قرار می گیرند ، اگر مواد بخواهیم با کارتن خواب و ساقی و .. باید یک جا باشیم و همانجا بمانیم و برای همین است که خیلی ایجاد مشکل می کند و سخت است .

هستند انسان هایی که اصلا از کارهای خلاف و ضد ارزشی خودشان ناراحت نمی شوند یعنی اینقدر ناخالصی شان بالاست که در عین انجام کارهای خلاف ، آرامش هم دارند !

استاد در پایان فرمودند :

قابل ذکر است که بگوییم نفس همیشه و همیشه خواسته دارد ، یعنی حتی انسانهای بسیار کامل هم خواسته دارند ، اینطور نیست که بی حس باشند ، بلکه خواسته های نامعقولشان  را کنترل و مهار می کنند . مثلا میل به خوردن در آنها هم وجود دارد ولی کنترل شده است یعنی پر خوری نمی کنند . افراط نمی کنند .

 

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ توسط مسافر ستاره |

 با درود و شاد باش خدمت بازدیدکنندگان ارجمند اعلام می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 1393/11/26 جشن پنجمین سال آزادی یکی دیگر از کمک راهنمایان خوب کنگره، خانم میترا رهجوی خانم پروانه را به گرمی برگزار نمودیم.

  

پیام ...

خانم میترا

چه با شکوه توانستید با توان و نیروی تفکر و ایمان به خدا به نتیجه مطلوب و آزادی برسید و خواست او بود که وجودت مایه تحول در دیگران باشد.

پنجمین سال آزادیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

امروز پنجمین سال آزادی خانم میترا را در کنار هم جشن می گیریم. این روز با شکوه را خدمت معمار بزرگ کنگره 60 آقای مهندس، دیده بان خانم های مسافر خانم راد، گروه مرزبانی که این جشن را ترتیب دادند، لژیون پر بار خانم میترا، خود خانم میترا و خانواده محترمشان تبریک می گویم.

خانم میترا یکی از بهترین کمک راهنماهای کنگره 60 هستند. لژیون خیلی خوبی دارند. ایشان با مصرف شیره وارد کنگره شدند و به هم ریختگی های خاص خودشان را داشتند. رهجوی خوبی بودند. قوانین کنگره را خوب رعایت می کردند. با تمام مسئولیت و بار سنگینی که روی دوش ایشان بود، تمام جلسات را بدون هیچ عذر و بهانه ای می آمدند. آموزش ها را خیلی خوب می گرفتند و خیلی خواهان رهایی بودند. در سفر دوم بعد از مدت کوتاهی در امتحان کمک راهنمایی شرکت کردند و قبول شدند. و تا الآن هم شاهد رهایی های زیادی از لژیونشان هستیم و امسال هم خدا را شکر یکی از رهجویان خانم میترا در امتحان کمک راهنمایی قبول شدند. خانم میترا خیلی مهربان، شاد و قوی هستند. برایشان آرزوی موفقیت روز افزون را دارم.

 

خلاصه سخنان خانم میترا:

از حد چو بشد دردم در عشق سفر کردم  یارب چه سعادت ها که زین سفرم آمد

در کنگره چیزهای فراوانی را به دست آوردیم و نکات بسیاری را فرا گرفتیم؛ یادم می آید با مادرم عید به عید روبوسی می کردیم. یک بار شاگرد اول شده بودم، دایی ام مرا بوسید؛ با تعجب گفتم: دایی جان مگر عید است؟! ولی الآن هر وقت مادرم را می بینم دیگر هر روز و هر هفته می توانم بغل اش کنم و ببوسمش . من لحظه به لحظه از این که این جا هستم، دارم کِیف می کنم.  همیشه با لذت و عشق به کنگره می آیم. بسیار خوشحال هستم که این جا در خدمت شما هستم و این قدر حرف های قشنگ می شنوم و این قدر به من محبت می دهید. هیچ جایی را مثل این جا نمی توانم پیدا کنم. از جناب آقای مهندس بسیار سپاسگزارم که یک چنین جایی را بنا کردند و هر وقت مشکل و مسأله ای دارم، وقتی آقای مهندس صحبت می کنند انگار دارند برای مسأله و مشکل من صحبت می کنند. ایشان به همه ما محبت دارند. از خانم راد بسیار سپاسگزارم. ایشان در واقع راهنمای همه ما هستند و حواس شان کاملاً به همه ما هست و با این که خودشان یک مادر هستند و مشغله دارند، با این حال، از جان و دل برای ما مایه می گذارند؛ از راهنمای عزیزم خانم پروانه ممنونم. مهم این است که راهنما بتواند قلب اش را به رهجو بدهد و خانم پروانه واقعاً این کار را برای من کردند. بسیار از ایشان سپاسگزارم و دست شان را می بوسم. از همه شما عزیزان که در تولد من شرکت کردید، سپاسگزارم.

خانم میترا

مصرف: شیره ی تریاک

راهنما: خانم پروانه

روش درمان: DST  با شیره ی اپیوم

مدت سفر اول: 11 ماه

رهایی: 5 سال و 2 ماه

آرزو:

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس، خانم راد، راهنمای عزیزم خانم پروانه و همه خادمین کنگره

آرزوی دوم: در دل شان آرزو کردند.

تیم وبلاگ گروه خانم های مسافر نیز این روز زیبا را به خانم پروانه، خانم میترا و تمامی اعضای محترم کنگره 60 تبریک و تهنیت عرض نموده و برای ایشان توفیق در همه امور از خداوند متعال خواستار است.

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۶ توسط مسافر فریده |

 

روزیکشنبه مورخ 93/11/19 جلسه ما با دستور جلسه وادی هشتم به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار گردید .

یک سری علمایی هستند که علمای بحثی هستند ، یعنی حرفهایشان از دیگران است و از خود صحبت و حرفی ندارند ، یک سری علما هم هستند که با استفاده از مکاشفه و ماورای ماده ، صحبت می کنند مانند مولانا .

انسان ها همیشه بایستی از کتاب ها و نوشتار ها جلوتر باشند تا راه اشتباه را نروند و بتوانند به صحت وسقم کتاب ها پی ببرند ، یعنی وقتی می خواهیم کسی را الگوی خود قرار بدهیم بایستی آن الگو خودش کامل باشد و در زندگی اش موفق باشد .

مثلا کسی که در زمینه ی روانشناسی کودک نویسنده ی معروفی است  ولی خودش فرزندش را در پرورشگاه گذاشته است  ، قاعدتا نمی تواند کتابهایش به هیچ وجه مناسب باشد یا اگر می بینیم یک نویسنده ای هر چند معروف ، اقدام به خودکشی کرده است ، دیگر نباید کتابهایش را خواند چون این فرد دارای احساس پوچی بوده و افکارش در کلامش هم حتما وجود دارد و تاثیر نامطلوبی بر روی خواننده خواهد گذاشت .

 حتی اگر هم به صورت اتفاقی کتابی را خواندیم ، سریعا باور نکنیم ، ما در کنگره آموزشهای زیاد و کاربردی را داریم می بینیم که اگر به آنها فکر و عمل کنیم ، در ادامه می توانیم تشخیص بدهیم که کتابهایی که می خوانیم کدامیک به آموزش هایمان نزدیکترند .

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۹۳/۱۱/۲۴ توسط مسافر ستاره |
روز یکشنبه 93/11/19 راس ساعت 11:30 کمک راهنمایان عزیز ،خانمهای مسافر و همسفر در کلاس ورزش حاضر شدند.حرکات کششی و دو نرم را در ابتدا برای گرم کردن و آماده سازی بدن داشتیم سپس تمرینات و حرکات اصلاحی را با استفاده از صندلی ،جورابهای اسلاید و کش انجام دادیم و در انتها با سرد کردن بدن به تمرینات امروز در ساعت 12:30 پایان دادیم.

روز پنجشنبه 93/11/23 از ساعت 10:30 به مدت یک ساعت خانمهای مسافر در پارک بانوان به ورزش و پیاده روی پرداختند.

 

 

چرا ورزشکاران نباید نوشیدنی سرد بنوشند؟

آب یا هر نوشیدنی دیگری هنگام مصرف باید شرایطی را داشته باشد که انسان از نوشیدن آن به اصطلاح لذت ببرد.
طبیعتا آب هم هنگامی که سرد باشد برای مصرف کننده گواراتر است ولی باید ببینیم که این سردی تا چه حد مطلوب است. نکته دیگری که باید در مورد نوشیدن آب به آن توجه داشت، هدف از نوشیدن آب است. گاهی هدف، لذت بردن از نوشیدنی است و گاهی جنبه تاثیرات تغذیه ای و گوارشی آن. پس جواب دو سوال ضروری است: اول اینکه چرا آب می خوریم؟ و دوم اینکه بهتر است آن را گرم بنوشیم یا سرد؟ 

ما باید این نکته را بدانیم که نوشیدنی چه سرد باشد و چه گرم وقتی وارد معده انسان می شود، تا درجه حرارت آن به ۳۷ درجه سانتی گراد نرسد، نمی تواند از معده خارج شود و اگر گفته می شود که ورزشکاران نوشیدنی سرد ننوشند به همین دلیل است.

چون وقتی نوشیدنی سرد باشد مدتی زمان لازم است تا این نوشیدنی در بدن گرم شود و به دمای ۳۷ درجه برسد و بتواند از طریق روده جذب بدن شود.
در کل دمای آب مصرفی برای انسان نباید پایین تر از ۴ درجه سانتی گراد باشد ولی این موضوع برای ورزشکاران کاملا متفاوت است. زیرا این افراد از آب برای لذت بردن استفاده نمی کنند و آن را بیشتر برای تامین آب بدن در طول فعالیت های فیزیولوژیکی نیاز دارند.

بنابراین دمای آب نوشیدنی ورزشکاران به خصوص هنگام انجام مسابقات نه تنها باید بالای ۴ درجه سانتی گراد باشد، بلکه در اغلب موارد دمای آن را بالای ۱۲ درجه سانتی گراد در نظر می گیرند.

در واقع ورزشکاران نیاز دارند که آب مصرفی شان در جریان مسابقه به سرعت و با کمترین اتلاف وقت جذب بدن شود تا آب از دست رفته بدن را از طریق تعریق بدن جبران کنند و به همین دلیل هرچه دمای آب به دمای طبیعی بدن نزدیک تر باشد، این فاصله زمانی بین نوشیدن آب تا جذب آن در روده کمتر خواهد بود و در نتیجه ورزشکار در میدان مسابقه عملکرد بهتری خواهد داشت.
در گذشته تصور بر این بود که مصرف آب حین ورزش بازده فرد را کاهش می دهد و حتی ممکن است به وی آسیب بزند ولی آنچه ما امروز به آن معتقدیم این است که فردی که هنگام فعالیت شدید بدنی گاهی یک تا ۴ لیتر آب از دست می دهد، از ۳ ساعت پیش از شروع فعالیت باید مایعات را به صورت تدریجی (حداقل ۲ تا ۳ لیوان) بنوشد و بعد برحسب شدت و مدت فعالیت بدنی، هر ۱۰ تا ۱۵ دقیقه مایعات نوشیده شود تا به نحوی آب ازدست رفته بدن به این طریق جبران شود. بنابراین نوشیدن آب برای ورزشکاران یک لذت نیست بلکه یک ضرورت است.

 

نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۹۳/۱۱/۲۴ توسط همسفر فاطمه |

روزسه شنبه مورخ 93/11/14 جلسه ما با دستور جلسه نفس شصت درجه به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار گردید .

 

 

کتاب 60 درجه یک کتاب الگویی است که همه ی آدمها با هر میزان سواد و با هر دین و هر زبانی می توانند از آن بهره برداری کنند ، یعنی وقتی کتاب را می خوانید می بایستی با آن همزاد پنداری کنید چون این کتاب برای همگان است نه اینکه خطاب اساتیدآقای مهندس ، فقط به خود مهندس باشد ، بلکه جناب  مهندس به عنوان یک قالب و الگو محسوب می شوند .

خیلی از ارزش ها مانند راستگویی ، عشق ، دوستی و محبت در طی سفر اول در درون انسان شروع به جوانه زدن می کند ، حتی سلامتی بدن ، در افکار و در رفتارش جوانه می زند که بایستی از ان به درستی مراقبت کند تا به شکوفه برسد .

کسانی که در کنگره آموزش می بینند با افراد بیرون از کنگره خیلی فرق می کنند چون افراد خارج از کنگره ، وقتی به یک سنی مثل 40 یا 50 می رسند دیگر نه تغییری می کنند و نه آموزشی می گیرند یعنی همان رفتاری را از او می بینیم که بیست سال پیش داشته است ، آموزش پذیر نیستند و اصلا فکر می کنند آنچه فکر می کنند کاملا درست است یا اینکه چون موهایشان سفید شده ، حتما پختگی لازم را هم دارند .

البته کسانی هم که به کنگره می آیند ، آن دسته که تلاش می کنند که آموزش بگیرند و تمام سعی شان را در کاربردی کردن آموزش ها می کنند ، آنها هستند که تغییر می کنند و رو به تعادل لازم رفتاری و جسمی می روند . حتی رفتاری که اصلا به دوران مصرف مواد هم مربوط نیست ، یعنی جز ویژگیهایی بوده که مثلا از دوران کودکی همراه خود داشته است، آنها را هم می توان در طی سفر تغییر داد .

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۳ توسط مسافر ستاره |
.: Weblog Themes By : Congress 60 :.