" وب لژيون خانم راد شعبه آكادمي "
" راهنماي درمان اعتياد ويژه خانمهاي مصرف كننده مواد مخدر "

" کارگاه آموزشی  کنگره ۶۰ ویژه خانم های مسافر "

  روزهای یک شنبه ساعت 14:00

روزهای سه شنبه ساعت 12:00

در شعبه آکادمی برگزار می گردد.

" مشاوره تازه واردین توسط بنیانگزار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام صورت می گیرد "


 خانم ها میتوانند در محیطی کاملاً مطمئن که توسط دیگر خانم های مسافر اداره می شود به درمان برسند و در طول درمان از کلاسهای ورزش که در روزهای یکشنبه ساعت 11:00 صبح برگزار می شود و به صورت رایگان است استفاده نمایند.

آدرس نمایندگی آکادمی جمعیت احیای انسانی کنگره 60 :

میدان هفتم تیر - خیابان بهار شیراز - ابتدای سهروردی جنوبی - نبش کوچه صدری - پلاک 3

اساس کار ما بر مبنای محبت ، عقل و ایمان است "

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۰/۰۴/۱۸ توسط مسافر مهرانا |

قدرت عقل

اخبار لژیون خانم راد

موضوع: وادی چهارم

نفسی که به اطمینان می رسد ، به مرحله ای رسیده است که خواسته های غیر معقولش را جامه ی عمل نمی پوشاند . بعضی وقت ها ، در یک سری مسائل در نفس لوامه هستیم و در برخی در اماره یعنی این نفس ها درون هم هستند و اینگونه نیست که از این مرحله دربیاییم و وارد مرحله و نفس دیگری شویم . وقتی که بین نفس و عقل نبرد صورت بگیرد و شخص به سرزنش خودش بپردازد ، در واقع دارد از نفس اماره وارد نفس لوامه می شود و ممکن است شخص در مسئله ی اعتیاد وارد لوامه شده باشد ولی در مسئله ی قمار ، هنوز در اماره باشد . البته گاهی اوقات دوست نداریم که صدای نفس لوامه را بشنویم و تلاش می کنیم صدای او را خفه کنیم ، زیرا از جنگ درون خود گریزانیم و می خواهیم در همان نفس اماره بمانیم و بدون عذاب وجدان به کارهای ضد ارزشی خود بپردازیم . در واقع با توجیه کردن و لباس تقوا پوشاندن بر کارهایمان به راحتی به انجام آنها می پردازیم . وقتی به یک کودک اهمیت می دهیم و حرفهایش رو می شنویم ، اعتماد به نفسش بالاتر می رود و تمایل دارد خود را بهتر نشان دهد و برعکس وقتی به او گوش نمی کنیم و اهمیتی نمی دهیم به انزوا می رود ، عقل هم همینطور است ، وقتی که هر چه می گوید را نشنیده می گیریم ، مرتبا ضعیف تر می شود و ابراز وجود نمی کند و کنترل همه ی امور به دست نفس اماره می افتد . با تفکر درست می توانیم ، عقل را قدرت ببخشیم و وقتی عقل قدرتمند می شود ،نفس اماره ضعیف می شود و دیگر لباس توجیه بر تن اعمال منفی خود نمی کنیم چون عقل هیچوقت به منفی ها سوق نمی دهد ، ولی نفس اماره می تواند با خواسته هایی که لباس مبدل پوشیده اند ، عقل را فریب دهد و سپس خاموش نماید و در نهایت به هدف منفی خودش برسد . اما اگر دانایی خود را افزایش دهیم ، هیچ خواسته ای با هیچ لباس مبدلی نمی تواند وارد قلعه ی عقل شود . با ضعیف شدن عقل ، حکومت به دست نفس اماره می افتد و حکومت در هر کشوری به دست هر کسی که باشد ، رادیو و تلویزیون آن کشور هم ، مسائل مربوط به همان حکومت را نشان می دهد ، وقتی هم که نفس اماره حکومت را به دست می گیرد ، القائات به ذهن همگی منفی و نامعقول و از جنس اماره خواهند آمد . همیشه خواسته های منفی دارای جذابیت ظاهری هستند و کشش زیادی دارند اما امور مثبت در ظاهر سخت هستند و ترس دارند ولی وقتی در آن وارد شویم آن ترس از بین می رود .

نگارنده: مسافر خانم ستاره

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۲ توسط مسافر مونا |

امروز یک شنبه مورخ 27/11/92 لژیون ما با دستور جلسه ی وادی ششم به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار گردید.

استاد فرمودند:

اعتیاد سه پارامتر دارد جسم و روان و جهان بینی .

زمانی که مصرف کننده هستین و به کنگره می آیین قوزی هستین و آب بدنتان کشیده شده است موقعی که سفر می کنید و در مسیر کنگره حرکت می کنید همه ی اینها درست می شود .

باید چیزهایی که در کنگره یاد می گیرید در خانه هم اجرا کنید رفتارتان نباید آزار دهنده باشد کارهای که انجام می دهید نباید آزار دهنده باشد پله کم می کنید به بقیه ارتباطی ندارد که گله کنید حالمان بد است باید سعی کنید برای بقیه آزار دهنده نباشید .

یک جهان کوچک درون خود انسان است (عالم اصغر)

در وادی ششم ما به فرمان عقل نزدیک می شویم عقل یک فرمان روای درون است ما نشان داده ایم کخ فرمان روای نالایقی بوده ایم برای این میلیاردها سلول درست فرمانروای نکرده ای برای همین حالمان این قدر بد است نه فکر داریم نه حس سالمی داریم نهنسبت به آدمهای دیگر برخورد درستی داریم اینها بخاطر این است که فرمانروای لایقی نبوده ایم و درست حکم رانی نکرده ایم .

مرحله ی شو شود یکی از خیلی بالاترین مراحل انسانی است که زمانی که به عقل نزدیک می شویم مرحله ی شو شود را می توانیم اجرا کنیم

هرچه خواسته دارد بهش می رسد این یعنی آدمی که موفق است کار امروز را حتی برای یک ساعت دیرتر نمی گذارد و انجامش می دهد . می خواهد خیاطی یاد بگیرد یک سال بد میبینید خیاط بزرگی شده است و به خواسته اش رسیده است این یعنی دارد به چیزهای که دوست دارد می رسد .

شو شود یعنی به عقل رسیده است کسایی که به عقل نرسیده اند به شوشود هم نمی رسند .

عقل در تکامل مانند ماشین تابع خود است مثل ماشین عمل می کند خودش خودش را کامل می کند و جلو می برد عقل مثل ماشین خودش کارهایش را انجام می دهد بدون آن که ما چیزی ازش بدانیم .عقل مثل مسایل درون ماشین مکانیزم را خودش انجام می دهد مگر ما می دانیم که قلبمان چه جوری کار می کند یا کلیه هایمان چه گونه به این دقیقی کار می کنند.

عقل کل مثل خورشید است دایما دارد به کل هستی می تابد هم به کود می تابد و هم به گل عقلی که توی حبوان است تا به تکامل برسد دایم خودش را کامل می کند شکار را یاد می گیرد خانواده را یاد می گیرد بقا را یاد گرفته است تا تا برود به مرحله ی بعدی خودش را کامل می کند در انسان هم همین گونه است عقل همش دایم می آید آن چیزهایی که بلد نیست را یاد میگیرد اگر عقل در مرحله ی بالای باشد همه ی چیزها را درست می کند زشتی را زیبایی را همه را می توان درست کرد .

فرق انسانها به میزان عقلشان است به خوشگلی و قد و بالا و چشم و ابرو نیست پیامبرها و انسان های بزرگ هم مثل بقیه اند از همان گلی که پیامبران را درست کرده اند بقیه ی انسان ها را همین طور درست کرده اند همه ی انسان ها سرشتشون و توانایی که دارند مثل بقیه است فقط عقل است که برتری می دهد با این همه انسان های بزرگ ذره ای از آن عقلی که هست را درک کرده اند هنوز به انتهایش نرسیده اند برای تکامل عقل انسان باید دایم در حرکت باشند .

از همان گلی که پیامبران را درست کرده اند بقیه ی انسان ها را هم همین طور درست کرده اند همه ی انسان ها سرشتشون و توانایی که دارند مثل بقیه است فقط عقل است که برتری می دهد انسان های بزرگ ذره ای از آن عقلی که هست را درک کرده اند هنوز به انتهایش نرسیده اند برای تکامل عقل انسانها دایم باید در حرکت باشند هیچ وقت نمی توانند بگویند دیگر به آخرش رسیده ام به عقل کل رسیده ام یک همچین چیزی نیست دایم باید در حرکت باشند . جنس عقل را ما نمی دانیم فقط می دانیم هست .

وقتی برمیگردین به عقب و میبینین که سخت ترین خاطرات الان چقدر شیرین است و اون سختی های که کشیدین چقدر ارزشمند است و به چیزهای خوبی رسیده اید.

وقتی مشکلات نباشند دیگر ما عقلی نمی خواهیم مشکلات هستند که ما به تکامل عقل نزدیک می شویم وقتی همه چیز دورتان است نیازی به چیزی ندارید احتیاجی ندارید که یاد بگیرید و به چیزهای فراتر برسید .

اگر مشکل نداشته باشید اصلا از عقل استفاده نمی کنید توی مشکلات است که از عقل استفاده می کنیم و می توان به تکامل عقل کمک کرد ما همیشه از مشکلات فرار می کنیم .چون آن مشکل باعث می شود که من عقلم را برای حلش به کار بیندازم . و به تکامل بالاتر برسم که وقتی برمیگردم به عقب اون لحظات سخت را می بینیم که چقدر سخت گذشته ولی احساس شیرینی داریم این احساس بخاطر این است که خیلی چیزها در کنار آن سختی ها یاد گرفتیم .و به عقلمان قدرت بخشیده شده است در اون سختی ها .اگر از اون سختی ها گذر نمی کردیم هیچ عقلی هم تکامل پیدا نمی کرد .

اگر به این دید به مشکلات نگاه کنیم که برای این است که من بتوانم از عقلم استفاده کنم عقلم را همش قوی می کنم که مشکل را حل کنم هر مشکلی که حل می کنم عقلم قوی تر می شود این جوری اگر به مسایل نگاه کنم خیلی حرکت راحت تر است برایم و به آرامش می رسم .

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۸ توسط مسافر سوگند |

برداشت من از سی دی کوه

سی دی بازتاب در مورد کوه و ویژگی هایی که دارد در تشابه اش به این مطلب اشاره می کند که: اگر چند کوه در کنار هم قرار داشته باشند و ارتفاع آن ها زیاد باشد، دمای هوا خیلی کاهش پیدا نمی کند. به این دلیل که بازتاب های نور از کوه جانبی به کوه مورد نظر می رسد.

حال اگر انسان هایی را که در تاریکی قرار گرفته اند، مثل این قلل در نظر بگیریم، اگر کنار یکدیگر قرار بگیرند و تشکیل یک لژیون را بدهند، آن وقت از بازتاب های نور یکدیگر استفاده می کنند و دمایشان بالا می آید و یواش یواش یخ هایشان آب می شود و به چرخه ی زندگی برمی گردند. در صورتی که اگر یک قله به دلیل منیت تنها باشد و خودش را بالاتر از دیگران بداند، نمی تواند از زمین اطرافش نور جذب کند. بنابراین در سرما و انجماد خودش می ماند.

در کوهستان دمای روز و شب با هم فرق می کند. مثلاً: دمای هوا در روز 30 درجه، ولی در شب به 5 درجه کاهش پیدا می کند و آب و هوا در آن جا متغیر است. کوه ها خواص عجیبی دارند.

حال این سؤال ها پیش می آید: منابع آب شیرین جهان در کجاست؟ منابع رودخانه ها در کجاست؟ در جواب باید گفت: در کوهستان ها. اگر کوهستان ها برداشته شوند، تمام رودخانه ها و منابع آب های زیرزمینی از بین می روند. در واقع تمام کره ی زمین روی یک ماده ی مذاب قرار دارد. وقتی چند کیلومتر به عمق زمین می روید، دما به شدت افزایش پیدا می کند. اگر باز هم بیشتر به عمق زمین بروید، گرما شدت بیشتری پیدا می کند و در نهایت به مواد مذاب می رسید. در داخل کره ی زمین، مواد مذاب وجود دارد؛ ولی کره ی زمین دارای یک پوسته و لایه ی نازکی است که باعث می شود ما از مواد مذاب کاملاً جدا شویم. این پوسته کاملاً حرکت می کند و در جاهایی از زمین که ضعیف است، خیلی راحت می لغزد و باعث زلزله می شود. یکی از خواص کوه ها این است که جلوی تکان ها و ارتعاشات زیاد زمین را می گیرند. در واقع کوه ها مثل میخ هایی هستند که این پوسته را بخیه کرده و به هم دوخته اند.

در سیستان و بلوچستان کوهی به نام تفتان قرار دارد. اکثر مناطق سیستان و بلوچستان خشک است و باران بسیار کم می بارد. اما در منطقه ی تفتان قسمتی وجود دارد که مانند بهشت در وسط جهنم است.

آیا می دانید علت اش چیست؟ به خاطر کوه

 تمام آن منطقه خشک است. چون ابر در آن مناطق خشک نمی رود. ولی کوه ها ابرها را مثل آهن ربا به خودشان جذب می کنند.

آیا این کوه ها را می توان به انسان ها تشبیه کرد؟ بله

 وقتی انسانی صور پنهان اش رشد می کند و یواش یواش ارتفاع پیدا می کند، یعنی در صور پنهان اش قد می کشد، اول تبدیل به تپه می شود و بعد آهسته آهسته رشد پیدا می کند و به یک تپه ی بزرگ و در ادامه به یک کوه کوچک و باز هم رشد پیدا می کند و تبدیل به یک کوه بلند می شود و در نهایت سر به آسمان می کشد و در این رشد کردن خواصی در خود به وجود می آورد؛ مثل: هنر، اشعار، اصوات موسیقی، فرمول‌های ریاضی، فیزیک و... . تمام این‌ها بر علم دلالت می‌کنند و ساختار آفرینش را به وجود می‌آورند. این‌ها  کلام الله می‌شوند که باید به انسان ها داده شود تا بتوانند آن ها را جذب کنند.

این ها بیشتر به کسانی داده می شود که ارتفاع پیدا می کنند و تبدیل به کوه می شوند. این طور نیست که بگوییم بقیه بی خاصیت هستند. انسان ها در هر شکل و در هر ابعادی که هستند، می توانند خدمت کنند. همان طور که یک درخت برای جهان مفید است.

اگر انسان بخواهد در چیزی یا امری به مرحله ی زایش یا تولید برسد و بتواند مثل یک کوه در آب و هوای یک منطقه تأثیر بگذارد، بایستی مراحل خاصی را پشت سر بگذارد. طبق آیه ای که می فرماید: انسان چیزی نیست، جز سعی و تلاش خودش. پس انسان می تواند با سعی و تلاش، از یک زمین صاف و کویری، خودش را به طرف بالا بکشد و تبدیل به کوهی با ارتفاع بالا شود.

در کنگره هر کاری که می خواهید انجام دهید، پیش نمازتان محبت باشد. اگر محبت جلو باشد و جایگاه های دیگر پشت سرتان باشد، آن کار به خوبی انجام می شود. اما اگر جایگاه شما، پیش نمازتان باشد، کلاهتان پس معرکه است. حس خراب می شود و هیچ موقع حال خوشی ندارید.

 با تشکر از خانم افسانه برای تهیه مطلب

با سپاس از خانم فریده برای تایپ و ویرایش مطلب

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۷ توسط مسافر مونا |
اخبار روز سه شنبه با دستور جلسه وادی پنجم


رحمت خداوند همیشه شامل حال همه است ولی ما آدمها نمی گذاریم این رحمت شامل حالمان شود به خاطر کارهایی که انجام می دهیم آن ضد ارزشها ، ظلم هایی که کرده ایم و نارضایتی مردم اینها باعث میشوند رحمت خداوند شامل حال ما نشود رحمت عام شامل حال همه هست ولی رحمت خاص را ما خودمان باید بخواهیم تا خداوند آن را شامل حالمان کند همه چیز بازمی گردد به نفس گفتیم نفس سه مرحله دارد اماره ، لوامه و مطمئنه و می دانید که این یک طیف است یعنی من کجای اماره ام ؟ کجای لوامه یا در کدام طیف از مطمئنه هستم ؟؟ هر کدام از این مراحل نفس طیف دارد و نفس در هر مرحله ای از این طیف ها باشد اجازه می دهد که رحمت خدا شامل حالش بشود یا نشود یا اینکه آن القائات شیطانی برایش بیاید یا نیاید یا اینکه اذن داشته باشد گوشش بشنود یا نشنود ، نور را حس کند یا نکند اینها همه باز میگردد به مراتب نفس که در کدامیک از این مراتب قرار دارد اگر مردم آزار باشد رحمتی شامل حالش نمی شود . زمانی که اطرافیان از او راضی باشند این رحمت شامل حالش می شود . در جلسه قبل راجع به قناعت صحبت کردیم باید از کمترین چیزی که داریم بیشترین استفاده را ببریم این می شود قناعت نه اینکه چشمان دنبال وسایل و چیزهای دیگران باشد و وسایل خود را نبینیم و دوست نداشته باشیم و از آنها استفاده نکنیم این مشکل است برای اینکه نمی توانند از چیزهایی که دارند لذت ببرند باید یاد بگیرم که کم  خرج باشم اگر این را یاد بگیرم خیلی هنر است ولی برعکس است مدام در حال رقابت کردن هستم مثلا کسی رفته کفش خریده من هم کفش می خواهم یا کلاس ورزش رفته من هم می خواهم بروم برای نیاز خودش نمی خواهد فقط برای رقابت می خواهد زیرا یاد نگرفته از چیزهایی که دارد استفاده کند یا اصلا نمی داند چه چیزی دوست دارد همون کار را انجام بدهد وقتی قناعت کنی کم کم چیزهایی که دوست داری بخری و انجام دهی را متوجه می شوی و کارهایی که دوست داری را می توانی انجام دهی چون قناعت کردی پول و انرژی داری و می توانی به درستی از آن استفاده نمایی اصلا چون نرفتی تقلید کنی حس هایت باز می شود که خودت چه چیزی دوست داری حسهایت در جهت درست باز می شود زیرا آرام آرام مانند کائنات و طبیعت رفتار می کنی اگر به طبیعت توجه کنید میبینید که از کمترین چیز بهترن چیز به وجود می اید و ما با قناعت عضوی از آن می شویم و الهامات برایمان می آید آن هنری که دارم معلوم می شود که چی هست ولی کسانی که مصرف کننده هستند دائما بر خلاف طبیعت کار میکنند و دائما از انرژی طبیعت استفاده می کنند و هیچ بازدهی ندارند و درونشان انگار هیچ دانه ای نیست از ابتدا همه چیز برایشان محیا بوده و دائم تقلید کردند و هر خواسته ای داشتند برایشان انجام شده اینها هیچ وقت شکوفا نمی شوند ولی آدمهایی که در سختی هستند همیشه بهتر هستند ، همیشه از آن امکانات کمی که دارند استفاده می کنند و حس هایشان باز می شود زیرا القائات مثبت را دریافت می کنند زیرا یاد گرفته اند قناعت کردن چطور است این قناعت برای همه هست برای من هم هست اگر من از انرژی دیگران استفاده نمایم و بازدهی نداشته باشم مثل یک چاله می شوم و حالم همیشه خراب است . هر چه ساده تر زندگی کنیم حالمان بهتر است آن زمان می توانیم ببینیم که زندگی واقعا چی هست باید بدانیم کجاها باید فکر و نیرویمان را بگزاریم کجا نباید بگزاریم بعد میبینم چقدر کارهای اضافه انجام میدادم و چقدر فکرم اشتباه می رفت به جای اینکه در مسیر اصلی باشم در بیراهه بودم 
ادامه دارد

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۱ توسط مسافر مهرانا |

به نام خالق زيبايي ها

برداشت من از سي دي شن هاي صحرا

مسائل و مشكلات و حتي خوشي ها در زندگي همه انسانها به گونه هاي متعددي پيش مي آيد اگر به اطرافمان و به هستي خوب نگاه كنيم مي بينيم چيزي به نام ثابت بودن وجود نداردهمه چيز در حركت و تغيير است مثل شب و روز تغييرفصلها حركت براي امرار معاش تغيير حالتهاي دروني و بيروني انسانها مثل ناراحتي و خوشحالي ، سلامتي و بيماري پس نتيجه مي گيريم حيات و زندگي هميشه جاري است و در جريان است هر چيزي از نقطه اي به نقطه ديگر تغيير مي كند متحول مي شود اين جوري نيست كه بر روي يك نقطه ثابت بماند اگر هر چيزي يا هر مسئله اي بر روي يك نقطه ثابت باقي بماند خراب مي شود نيست مي شود فنا مي شود و در نهايت فاسد مي شود درون همه ما انسانها هم به همين شكل است يك روز ناراحتيم يك روز خوشحال يك روز از دنده چپ بلند شده ايم و روز ديگر آنقدر شارژيم كه مي خواهيم دنيا را دگرگون كنيم يك روز قهر و روز ديگر آشتي روزي آنقدر نااميديم كه مي خواهيم دنيا تمام شود و زندگي و حيات از حركت بايستد روز ديگر در وجودمان اميد موج مي زند و دنيا را به عشق و محبت و زندگي دعوت مي كنيم چند لحظه فكر كنيد آيا به خاطر مي آوريد يك روز از زندگيتان حتي يك ساعت و يا چند لحظه يا حتي چند ثانيه از آن يك جور و يكنواخت بگذرد و تغيير نكند ؟

نه پس هر روز ساعت و دقيقه و ثانيه هاي هر كدام از ما به طريقي مي گذرد و ثابت و پايدار نمي ماند جذابيت و زيبايي و مفهوم واقعي زندگي و حيات در اين تغييرات است اگر ما بيمار شويم قدر عافيت را نمي دانيم اگر نفرت نداشته باشيم معني عشق را نمي فهميم پس در نهايت همه ما اگر تاريكي ها را تجربه نكرده باشيم پي به عظمت روشنايي ها نمي بريم در مشكلات زندگي هم به همين شكل است گاهي اوقات ما براي حل مشكلات خود نبايد هيچ كاري بكنيم و بايد ساكت بايستيم چون هر كاري انجام دهيم به ضرر خودمان است و برعكس آن هم است گاهي اوقات هم نبايد نظاره گر باشيم و ساكت و راكد باشيم بلكه بايد اول تفكر درست را روي مسئله انجام دهيم و بعد دست بر زانو بزنيم و از جا بكنيم كه اين امر خودش يك تشخيص درست مي خواهد يعني ما بايد به مرحله تشخيص برسيم يعني به دانايي برسيم كه كي بايد كاري انجام ندهيم و كي بايد بلند شويم و حركت كنيم

حس اولين نيرويي است كه قوه عقل را بكار مي اندازد حس تاريك و آلوده وقتي با آموزشها عجين مي شود در نتيجه تغيير مي كندو تبديل به حس خوب مي شود حس سالم ،عقل سالم و درست را به خانه ات دعوت مي كند و چون همه چيز برمبناي تعقل است خلقت و هستي و تمام حيات بر مبناي يك تفكر و تعقل و حس سالم  است كه با مرگ هم از بين نمي رود و تنها چيزي كه براي همه انسانها باقي مي ماند همان تفكر و انديشه است كه ما را به طرف حقيقت سوق مي دهد . و مهم عملي است كه انجام مي شود .

                                                        مسافر خانم غزال رهجوي خانم راضيه

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۲ توسط مسافر سودابه |

با شکر و سپاس خداوند بزرگ و مهربان و تبریک به بنیان کنگره جناب آقای مهندس دژاکام اعلام می نمایم؛ روز سه شنبه مورخ 8/11/92 جشن رهایی دو نفر از عزیزان از بند مواد مخدر را به گرمی برگزار نمودیم.

 

خانم فروغ

مصرف: تریاک و شیره

راهنما: خانم پروانه

مدت سفر اول: 12 ماه و 15 روز

روش درمان: DST  با OT

رهایی: 38 روز

 

خانم شیرین

مصرف: تریاک و قرص

راهنما: خانم راضیه

مدت سفر اول: 14 ماه

روش درمان: DST  با OT

رهایی: 8 روز

 

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۹ توسط مسافر مونا |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم، امروز سه شنبه مورخ 8/11/1392 یکی دیگر از مسافران سیگار خانمهای مسافر موفق به درمان  با روش DST با نیکوتین خوراکی شد و جشن رهايي ايشان را با شوق بسيار برگزار نمودیم.

 

هشتمین رهایی سیگار

در گروه خانمهای مسافر

 

خانم مائده  

مصرف: ۱۵ سال مصرف سیگار

راهنما: خانم زهرا

روش درمان: DST با نيكوتين خوراكي (آدامس نيكوتين)

مقدار در شروع مصرف: 6 میلی گرم نیکوتین خوراکی

طول درمان: 1۱ ماه

رهایی: 1 روز

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۹ توسط مسافر مونا |

با آرزوی تولدی دوباره برای تمامی مسافران عزیز؛ اعلام می نمایم روز یکشنبه مورخ ۷/۱۱/۹۲ جشن چهارمین سالگرد رهایی خانم مرضیه از کمک راهنمایان خوب کنگره را با شوق بسیاری برگزار نمودیم.

 

خلاصه سخنان استاد . . .

سرکار خانم راد فرمودند: هیچ کس تصور نمی کرد خانم مرضیه خوب شود. واقعا" حال خراب و به هم ریختگی زیادی داشتند. اصلا" نمی توانستند روی صندلی بنشیند و صحبتها را گوش دهند.

خانم مرضیه با مصرف بالای قرص و شیشه وارد کنگره شدند. امید خوب شدن نداشتند و گریه های شدید می کردند. آقای مهندس می گفتند کاری به کارش نداشته باشید مدتی می آید و بعد می رود!

خانم مرضیه خیلی دیر به راه کنگره ایمان پیدا کردند. فکر می کردند به شربت تریاک هم عادت می کنند.شش ماه طول کشید تا به من گفتند کمتر مصرف میکنند. اما از آن به بعد ایمانشان قوی شد و خودرا به کنگره سپردند. و هر کاری به او می گفتم انجام می دادند. خوشبختانه به سفر دوم هم رسیدند. خیلی خوب آموزشها را دریافت مینمودند و خیلی خوب هم امروز آنها را به شاگردانشان انتقال می دهند.

مدتی قبل لژیونی داشتند که برای بچه ها را جع به دستور جلسات صحبت می کردند و در آن زمان لژیون آزاد زنان را هم عهده دار بودند. در حال حاضر هم علاوه بر داشتن لژیون خودشان در قسمت شربت هم فعالیت دارند. خانم مرضیه بسیار مسئولیت پذیر هستند. با اینکه مشکلات زیادی دارند اما همه را پشت در می گذارند و وارد می شوند و این نکته ی بسیار مثبت ایشان است. به یاد داشته باشیم ما در کنگره هستیم که یا باید آموزش بگیریم و یا باید آموزش بدهیم.

استاد در پایان فرمودند: ان شاء الله به آن چیزهایی که دوست دارند برسندو به خانواده ایشان و دخترشان تبریک می گویم.

خانم مرضیه

مصرف: قرص و شیشه

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با OT (اپیون تینکچر)

مدت سفر اول: 15 ماه

رهایی: 4 سال و 2 ماه

آرزو . . .

آرزو اول: سلامتی آقای مهندس و راهنمای عزیزم خانم راد.

آرزو دوم: تمام سفر اولی ها به رهایی برسند.

 

 

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۷ توسط مسافر مونا |

خدمت و خیانت

آقای مهندس دژاکام در شروع صحبت های خود، راجع به سیگار صریحاً اعلام نمودند: کلیه ی کمک راهنمایان، راهنمایان، مرزبانان و دیگر خدمتگزاران کنگره 60، تا 18 ماه دیگر، باید سفر درمانی سیگار آن ها به اتمام رسیده باشد؛ نه این که تا 18 ماه دیگر فرصت شروع درمان را دارند. چرا که در سال های آینده سیگار در کنگره 60 یک عمل ضد ارزشی محسوب می شود.

تنها چیزی که شخص را تغییر می دهد، گرفتن آموزش هاست. برای همسفران هم آموزش ها بسیار ضروری است. و آن ها هم باید یاد بگیرند. یک جایی انسان باید بگوید بلد نیستم.

و اما خدمت، تمام اجزاء هستی اعم از گیاهان، جانوران و نباتات همگی در حال خدمت هستند. و حالا ما انسان ها چه کاری می کنیم؟ خدمت ما کجاست؟ آیا نفعی برای دیگران داریم؟

فاصله ی بین خدمت و خیانت بسیار اندک است. از هر مسئولیتی که داریم، اگر فاصله بگیریم، به خیانت تبدیل می شود. کارمند دولت وظیفه اش خدمت به مردم است. اما اگر در این راه رشوه بگیرد خیانت می شود.

در لژیون ها هم اگر از آموزش ها عدول کنیم، خیانت می شود. ممکن است از صبح تا شب در حال خیانت باشیم و خیال کنیم خدمت است.

استاد در ادامه، بحث همیشه مسافر را مطرح نمودند: همه ما همیشه مسافر هستیم. این سفر از ازل شروع شده و تا ابد ادامه دارد. عشق سکون ندارد. در حرکت است. عشق، رفتن و رفتن و رسیدن و گذشتن است و پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. اگر به قله ای صعود نمودیم، دوباره پایین می آییم و صعود دیگری آغاز می شود. در این راه چیزهایی را که یافتیم، باید حفظ شان کنیم.

اگر آگاهی و اطلاعات را انتقال ندهیم به هیچ دردی نمی خورد. مسافر همیشه برای یافتن، فهمیدن و دریافتن سفر می کند. سفر، هم درونی و هم بیرونی است. سفر درونی به مراتب مشکل تر است. انسان خودش را گم کرده است. سفر می کند تا خودش را پیدا کند. پرواز هیچ گاه بیهوده نیست. اگر آن چه را که به دست می آوریم ارج  ننهیم، از کفمان خواهد رفت. باید با صلابت، مستحکم، قوی و آگاه باشیم. ضعیف بودن باعث می شود انرژی از من گرفته شود. هیچ کس از ما نمی تواند انرژی بگیرد. اولین کسی که انرژی ما را می گیرد، خودمان هستیم. اگر برای خودمان ارزش قائل شویم، این احترام به خود، تبدیل به انرژی می شود.

رسیدن به انوار الهی نیاز به آموزش متوالی دارد. باید با اصوات مأنوس شد. صوت ارزش خیلی خیلی بالایی دارد و این موضوع، انسان را در سفر درونی، یاری می رساند و وارد مرحله ی خاصی می کند. انسان اگر بتواند رشته ای از موسیقی را بیاموزد، بسیار خوب است.

استاد در پایان فرمودند: گفتنی ها را بزرگان گفتند؛ اما قابل فهم و درک برای همگان نبود. آنان که جوینده هستند، می یابند. انشاالله همه ی ما، همیشه مسافر و در حال حرکت باشیم.

تهیه و تنظیم توسط خانم مونا رهجوی خانم راد

با تشکر از خانم فریده رهجوی خانم فاطمه برای تایپ مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۵ توسط مسافر مونا |

با آرزوی رهایی تمامی عزیزان سفر اولی از بند اهریمن اعلام می نمایم؛ روز سه شنبه مورخ 1/11/1392 جشن رهایی خانم مریم رهجوی خانم میترا را با شور بسیاری برگزار نمودیم.

 

خانم مریم

مصرف: آمپول پتیدین

راهنما: خانم میترا

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14 ماه

رهایی: 9 روز

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۲ توسط مسافر مونا |

آکادمی

جناب آقای مهندس دژاکام فرمودند: کشور ما ایران از نظر فرهنگ، علم، هنر، نیروی نظامی و حتی مهر و محبت سابقه ی کهن دارد. و با وجود بزرگانی همچون مولانا و حافظ میراث  بسیار قوی و نیرومندی برای کشورمان به جا مانده است. اما متأسفانه به دلایل گوناگون این قضیه در حال فروکش است.

ما هم اکنون به افرادی نیاز داریم که یافنده باشند نه بافنده. به عبارتی دیگر، کاشف باشند. این موضوع باعث شده است که مراکز علمی و متخصصین، اعتماد چندانی به خردمندان خودمان نداشته باشند.

ما در مقوله ی درمان اعتیاد صاحب نظر هستیم. باید اعتماد به نفسمان را به دست آوریم. ما در علوم انسانی، بر خلاف دانش مهندسی، پیشرفتی نداشتیم.

به طور کلی انسان وقتی می خواهد از کسی موضوعی را بیاموزد، باید آن فرد، همان چیز را داشته باشد.

اروپایی ها یک سری چیزهایشان درست است. اما برخی دیگر نادرست است. ممکن است برخی از علوم غرب برایمان قابل استفاده باشد اما برخی دیگر اصلا به دردمان نخورد. پس نمی توانیم آن را در کشورمان پیاده کنیم. بنابراین خوب باید بسنجیم. اگر مناسب فرهنگ ما بود استفاده کنیم.

در ایران گذشته به فرزندان، علوم زندگی کردن را می آموختند و در پی آن زنان و مردان یاد می گرفتند هر کدام چگونه زندگی را بچرخانند. این که مسئولیت مرد، اقتصاد خانواده  و کارکردن در بیرون است و زن، درون خانه، نظام خانواده را می چرخاند.

من احساس می کنم نیاز یک آکادمی برای اعتیاد و علوم مربوط به اعتیاد، در کشور ما لازم و ضروری است. این آکادمی باید برای تمامی جهان باشد. در آن با زبان بین المللی انگلیسی تدریس شود. دروس مورد بحث، انسان و مواد مخدر باشد. من ایمان دارم کنگره 60 تبدیل به یک آکادمی خواهد شد. در زمینی به مساحت 10 تا 20 هکتار انجام می شود. همچنین راجع به همان علوم انسانی صحبت شود. علوم انسانی که حاصل تفکر و تحقیق خودمان باشد.

با ایمان راسخ و با قدرت برایم مثل روز روشن است که غیر از این روش درمان، راهی دیگر نخواهد بود. این مثل قانون پابرجاست. روش درمان تدریجی و پله ای DST به صورت پله پله است و هیچ فشاری روی فرد نیست و به آرامی این کار انجام می شود. پس از طریق آکادمی اطلاعات این روش باید به همه منتقل شود.

امیدوارم به کمک شما و دیگر بچه ها، شاهد و ناظر بر وجود این آکادمی باشیم و باید این کار را انجام دهیم.

 

تهیه و تنظیم مطلب:  خانم مونا رهجوی خانم راد

باتشکر از خانم فریده رهجوی خانم فاطمه برای تایپ مطلب

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۲ توسط مسافر مونا |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 29/10/1392 جشن تولد یکسال رهایی خانم سیما رهجوی خانم میترا را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام . . .

با اذن قدرت مطلق از طوفان سهمگین گذشتید و در ادامه در انجام کارهایتان به نقطه های بسیار باارزش فکر و عمل نمایید.

خلاصه سخنان استاد . . .

خانم میترا ضمن تبریک این روز زیبا به جناب آقای مهندس، خانم راد، گروه مرزبانی و کمک راهنمایان فرمودند: خانم سیما با مصرف قرص به کنگره آمدند. ایشان مربی بدنسازی بودند و درآنجا برای لاغری به ایشان شیشه پیشنهاد می کنند و در پی آن به مصرف قرص های آرتان روی می آورند. در بدو وردشان آقای مهندس فرمودند تا مدتی خانم سیما را روی شربت نبریم چون مشخص نیست که بمانند.

خانم سیما در  لژیون ماندگار شدند همیشه حضور داشتند و بی دردسر بودند و به رهایی رسیدند. مسائلی برایشان پیش آمد که عاقلانه آنها را حل نمودند. درسفر دوم باید برای حرکتهای بهتر و خدمت درکنگره بیشتر فکر کنند.

در حال  حاضر به ورزش مربیگری خود می پردازند و ادامه تحصیل میدهند.

امیدوارم اذن خدمت در گنگره برایشان صادر شود. و در پایان به خودشان و مادر عزیزشان صمیمانه تبریک می گویم.

خانم سیما

مصرف: قرص

راهنما: خانم میترا

روش درمان:DST با داروی OT (اپیوم تیکچر)

مدت سفر اول: 13 ماه

رهایی: یک سال و 37 روز

 

آرزو . . .

آرزو اول: سلامتی راهنمای عزیزم، آقای مهندس، خانم راد و مادرم.

آرزوی دوم: در همین لحظه در دلم خواستم.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۳۰ توسط مسافر مونا |

با سلام و درود خدمت بازدیدکنندگان عزیزاعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 22/10/92 جشن یکسال رهایی خانم مریم رهجوی خانم روجا را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام . . .

خانم مریم؛ شما با بیداری نیروهای درون توانستید به طرف روشنایی ها حرکت کنید.

در ادامه این مسیر خواهید دانست در طریق درست راه رفتن چقدر آسان است.

خلاصه سخنان استاد . . .

خانم روجا فرمودند: این روز زیبا را به حافظ و برپادارنده گروه خانمهای مسافر خانم راد، جناب آقای مهندس و راهنمای عزیزم خانم پروانه، گروه مرزبانی و کلیه ی مسافران و همسفران که حضور دارند تبریک می گویم.

خانم مریم با مصرف الکل و با حال بی نهایت به هم ریخته به کنگره آمدند. تا مدتی شک داشتند که آیا مصرف کننده هستند یا خیر؟ در لژیون با بچه ها اصلا" ارتباط برقرار نمی کردند. مشکلات زیادی در منزل داشتند ولی نمی توانستند با آنها روبرو شود. اما آرام آرام متوجه شدند که چقدرمسائل دارند.

 خانم مریم خواست و پذیرش بالایی دارند. سریع متوجه اشتباهاتشان می شوند و با چنگ و دندان خودشان را از این حالت نجات می دهند. در سفر اول چه در افزایش شربت و چه در کاهش آن هیچ گونه گله و شکایتی نداشتند. شبه سقوط آزاد را هم انجام دادند. اواخر سفر حالشان بسیار خوب شد و توانستند آن بند ها را از دست و پای خود باز کنند.

در سفر دوم یک مقدار افت داشتند اما کنگره را رها نکردند وخوشبختانه سختی ها را گذراندند. در حال حاضر در قسمت نامه شربت فعال هستند وبه عنوان دبیر روزهای سه شنبه هم انتخاب شده اند. امبیدوارم راهشان را پیدا کنند و به آن چیزهایی که می خواهند برسند.

خانم مریم

مصرف: الکل

راهنما: خانم روجا

روش درمان: DST با داروی OT(اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 11 ماه

رهایی: یکسال

آرزو. . .

آرزو اول: سلامتی آقای مهندس و خانم راد

آرزو دوم: به این حال خوش و تعادل روح و روانی که من دارم همه ی شما عزیزان برسید.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۲ توسط مسافر مونا |

با آرزوی رهایی برای تمامی سفر اولی های عزیز اعلام می نمایم؛ روز سه شنبه مورخ 17/10/92 جشن رهایی یکی از خانمهای مسافر از شعبه اصفهان را با شور بسیاری برگزار نمودیم.

 

خانم محبوبه

مصرف: تریاک

راهنما: خانم مریم

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 11 ماه

رهایی: 1 روز

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۱۸ توسط مسافر مونا |
.: Weblog Themes By : Congress 60 :.