" وب لژيون خانم راد شعبه آكادمي "
" راهنماي درمان اعتياد ويژه خانمهاي مصرف كننده مواد مخدر "

" کارگاه آموزشی  کنگره ۶۰ ویژه خانم های مسافر "

  روزهای یک شنبه ساعت 13:30

روزهای سه شنبه ساعت 12:00

در شعبه آکادمی برگزار می گردد.

 

" مشاوره تازه واردین توسط بنیانگزار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام صورت می گیرد "

 

 خانم ها میتوانند در محیطی کاملاً مطمئن که توسط دیگر خانم های مسافر اداره می شود به درمان برسند و در طول درمان از کلاسهای ورزش که در روزهای یکشنبه ساعت 11:00 صبح برگزار می شود و به صورت رایگان است استفاده نمایند.

آدرس نمایندگی آکادمی جمعیت احیای انسانی کنگره 60 :

میدان هفتم تیر - خیابان بهار شیراز - ابتدای سهروردی جنوبی - نبش کوچه صدری - پلاک 3

اساس کار ما بر مبنای محبت ، عقل و ایمان است "

نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/04/18 توسط مسافر مهرانا |

 فعل92

در مقاطعی از زندگی انسان شروع به گرفتن آموزش می کند و بعد از مدتی زندگی او دچار تغییر می شود مثلاً کسی که در کنگره فعالیت دارد بعد از گذشت 2 یا 3 سال در شرایطی قرار می گیرد که احساس می کند کاری است که این شخص می تواند انجام بدهد. انسان یک خاصیت پنهانی دارد که دوست دارد در موقعیت ها سهمی داشته باشد. جمله ای از بزرگان است که موفقیت خویشاوند زیادی دارد ولی شکست هیچ وارثی ندارد. یعنی انسان در مرحله ای برای کسب انرژی نیاز به تائید دیگران دارد. این که انرژی از چه راهی به دست می آید خیلی تعیین کننده است . درست مثل پول که حرام و حلال بودنش مهم است.

اینکه ما چقدر  ناخالصی مثل نفرت یا حسادت در درونمان داریم اهمیتی ندارد ولی اینکه در برابر آن حس چه رفتار و چه واکنشی از خودمان بروز می دهیم مهم است مثلاً در برخورد با یک موضوع چطور رفتار می کنیم؟  آیا از حس بدمان فرمان می گیریم؟

 اتفاق خوب آنجایی رخ می دهد که رفتار ما ناشی از ناخالصی ماست و جهش زمانی اتفاق می افتد که در موفقیتی که انجام شده و دیگران اسمی از سهمی که ما داشتیم به زبان نمی آورند و ما ناراحت نمی شویم ، آن زمان است که جهش اتفاق می افتد.

      نکته بسیار مهمی که در تزکیه و پالایش صورت می گیرد چشم پوشی کردن است. البته زمانی صورت می گیرد که دانایی ما افزایش پیدا کرده باشد. در کنگره مسافر هم داروی خود را برای چند روز تحویل میگیرد و به به مقدار معین مصرف می کند و از بقیه دارویی که در دست دارد چشم پوشی می کند در این صورت جهش به طرف رهایی و تزکیه امکان پذیر می شود. یک قسمت از پنج قسمت داروی آن کم می شود و یک پنجم دانایی او بالا می رود جهان پر از آرامش و آسمان بسیار زیبا و افق لذت بخش می شود.

   اگر در موفقیتی که انجام شده نامی از ما نبردند و حالمان بد نشد، از تایید کردن و تایید شدن، صرفه نظر کردیم و آن زمان است که حس های خوب و افق زیبا را می بینیم و انرژی های مثبت را می توانیم دریافت کنیم.

 

 با تشکر از مسافر سفر اول خانم رخساره لژیون سرکار خانم پروانه

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1393/08/07 توسط مسافر رکسانا |


با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم، امروز سه شنبه مورخ 1393/8/6 دو نفر دیگر از مسافران سیگار در گروه خانم های مسافر موفق به درمان  با روش DST با نیکوتین خوراکی شدند و جشن رهايي این عزیزان را با شوق بسيار برگزار نمودیم.
 

 

خلاصه سخنان استاد (خانم زهرا):

در ابتدا از خداوند متشکرم که در کنگره حضور دارم. از آقای مهندس به خاطر موفقیت های روز افزون کنگره چه در زمینه سیگار و چه در زمینه مواد مخدر، تشکر می کنم. از خانم راد که در تمام مسیر زندگی ما را حمایت و هدایت می کنند تشکر می کنم. ورود خانم لیلا را به سفر دوم سیگار تبریک عرض می کنم. ایشان شاگرد بسیار خوبی بودند. مصرف سیگارشان بالا نبود؛ ولی تعداد سیگار مهم نیست؛ مهم این است که شخص در مسیر کنگره قرار بگیرد و بتواند فرامین اش را اجراء کند. خانم لیلا یکی از آن فرمانبرداران بود. امیدوارم بتوانند حافظ رهایی و سلامتی شان باشند.

 

خلاصه سخنان خانم لیلا همسفر:

ده سال مصرف سیگار داشتم ولی خانواده ام اطلاع نداشتند. وقتی فرزندم می خواست مرا ببوسد، ممانعت می کردم و به او اجازه نمی دادم و خیلی از این مسایل که همه این ها برای من خیلی وحشتناک بود و فکر می کنم این چیزها شخص را از انسانیت دور می کند. همیشه وقتی بوی سیگار می آمد با خود می گفتم: ممکن است روزی من دیگر مصرف نکنم؟ وقتی آدامس ام تمام شد، اصلاً میلی به سیگار نداشتم و الآن خیلی حال خوبی دارم. از آقای مهندس و خانم راد تشکر می کنم و خیلی دوست شان دارم. آغوش راهنمای عزیزم خانم زهرا مثل آغوش مادرم است؛ از ایشان خیلی تشکر می کنم یک سالی که به عنوان همسفر در این جا بودم، خانم مهنوش راهنمای من بودند و هر چه دارم از ایشان دارم. از همین جا برایشان درود می فرستم.

 

خانم لیلا

مصرف: 10 سال مصرف سیگار

راهنما: خانم زهرا

روش درمان: DST با نیکوتین خوراکی

طول درمان: 11 ماه

رهایی: 7 روز

خلاصه سخنان استاد (خانم افسانه):

اول از خداوند تشکر می کنم که به من اجازه داد تا در این جایگاه حضور پیدا کنم. از آقای مهندس متشکرم که برای بار دوم غیر ممکن ها را برای ما ممکن کردند و به ما نشان دادند که می توانیم. از دیده بان خانم های مسافر خانم راد و از راهنمای عزیزم خانم روناک تشکر می کنم.

سفر خانم سودابه خیلی خیلی مرتب بود. همیشه در لژیون حضور داشتند. در طول سفر مشکلاتی برایشان پیش آمد که اگر می خواستند دوباره سیگار مصرف کنند، دلایل خوبی برای مصرف دوباره داشتند ولی ایشان مصمم بودند و مشکلات باعث نشد که دوباره به سمت سیگار بروند. به ایشان تبریک می گویم.

خلاصه صحبت های خانم سودابه:

سال ها مصرف سیگار داشتم. اوایل سفر برایم سخت بود و القائات منفی زیاد داشتم . فکر می کنم همین طور که ما می توانیم لباس هایمان را تعویض کنیم، همین طور هم می توانیم عادات ناپسند خود را تغییر دهیم. در طول سفر چندین بار به خاطر مشکلاتی که داشتم خواستم دوباره سیگار مصرف کنم ولی به خود می گفتم: "اگه دوباره مصرف کنی رفتی ته چاه". الآن خیلی احساس راحتی می کنم و خیلی خوشحالم و حال خوبی دارم. از آقای مهندس به خاطر ابداع این روش خیلی سپاسگزارم. از راهنمای سیگارم خانم افسانه خیلی متشکرم.

 

خانم سودابه 

مصرف: سیگار 

راهنما: خانم افسانه 

روش درمان: DST با نیکوتین خوراکی 

مقدار در شروع مصرف: 6 میلی گرم نیکوتین خوراکی 

طول درمان: 10 ماه 

رهایی: 2 روز

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ گروه خانم های مسافر این رهایی های ارزشمند را به خانواده بزرگ کنگره 60 به ویژه خانم زهرا، خانم افسانه و رهجویان محترم شان تبریک و تهنیت عرض می کنم.

  

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/08/06 توسط مسافر فریده |
سه شنبه دستور لژیون ما با CD آغاز شگفت انگیز به استادی راهنمای عزیزمان سر کار خانم راد برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:

حیوانات در نفس اماره اند هر چیزی که می بینند به طرف همان می روند صور آشکار و پنهانشان یکی است.

انسان تلفیقی از صور آشکار و پنهان است اول خلق انسان که از مرحله ی حیوان می آید انسان توی نفس اماره است مخصوصا وقتی مصرف کننده است وقتی توی منفی ها است وقتی توی نفس اماره ای پنهان کاری زیاد است یعنی درون و بیرون خیلی با هم فاصله دارد دایم باید نقش بازی کرد و دروغ گفت دایم کارهایی انجام می دهی که کسی متوجه نشود چه کار می کنی و باعث می شود که فاصله ی بین صور آشکار و پنهان زیاد شود و پس از سالها جالب این است که بعد از تزکیه های مختلف و بعد از رفت و برگشت های زیاد که می خواهد به تکامل برسد انسان دوباره صور آشکار و پنهانش یکی می شود و در کنار هم قرار می گیرد همین یک مثلث است جن و روح و نفس انسان در آخر هم که مراحل را طی کرد یا نفس می شود یا جن کامل یعنی انقدر توی منفی ها رفته پایین که می شود جن و یا اینقدر خوب شده که می شود روح کامل .

کسانی که نمی خواهند بهشون کمک بشود و صور آشکار و پنهانشون یکی بشود این ها یک گام به جلو نمی روند و توی منفی ها می مانند این انسان ها فقط باعث اضافه شدن مشکلات بشریت می شوند همه جا ضربه وارد می کنند وقتی من دوست دارم همه چیزو پنهان کنم اطرافم را موجودات پنهانی می گیرد به نظر من حتی عفونت توی بدن را افکار خودمون می سازد و من هر چقدر مرموزتر باشم یک دفعه می بینید یک عفونت مرموز کشنده یه جای بدنمونو گرفته و از درون دارد خودمون را می خورد برای این که خودم خواستم و هم موجش هستم اگر پنهان کاری کنید و کار اشتباهی اتجام دهید مثل این است که گوشت تازه ای را بگیرید و زیر پتو قایم کنید گوشت درونش می شود پر از میکروب و کرم هر کاری که انجام بدهیم یک روزی معلوم می شود و این همان رحمت خداوند است .

در سیستم الهی این گونه است که اگر شخصی کمک خواست و کمک را پذیرفت بهش کمک بعدی بشود هر چیزی مرحله به مرحله است کاینات هم همین طور است یک مسئولیت کوچک می دهند ببینند درست انجامش می دهی یا نه اگر درست انجام دادی یک جایگاه بالاتر و بهتر می دهند اگر مردم آزاری کردی آن مسئولیت از شما گرفته می شود و مسئولیت بعدی هم نمی گیرید سوالی هم که در کنگره می شود همین است که ِآیا اون خدمت قبلی که گرفته است بقیه را اذیت کرده یا نکرده  آیا حال کسی را خراب کرده وقتی از مسئولیتی که به شما داده شد پایت را فراتر می گذاری دیگران را اذیت می کنی بر می گردد به خودت همه ی حال خرابی ها برای این که همه چیز حساب شده است مسئولیت داده شده که شما حال دیگران را خوب کنید که تازه حال خودتون خوب بشود مسئولیت برای کامل شدن خودمان است پس آن کارهایی که به عهده ما گذاشته می شود را باید خیلی عالی انجام دهیم و خود را آماده کنیم برای مسئولیت های بالاتر .

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/08/05 توسط مسافر سوگند |

با درود و شاد باش خدمت بازدیدکنندگان ارجمند اعلام می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 1393/8/4 جشن یک سال رهایی خانم سودابه رهجوی خانم میترا را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام ...

خانم سودابه

شما در این سفر دانستید که سختی ها و مشکلات نقطه تحمل را بالا برده و باعث ساخته شدن می شود. همچنان در گرفتن آموزش ها کوشا باشید.

اولین سال رهائیتان مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم سودابه با مصرف قرص های اعصاب به کنگره آمدند. شرایط بسیار بدی داشتند. حال شان اصلاً خوب نبود. بیست سال قرص اعصاب مصرف می کردند. چند بار بیمارستان بستری شدند. وقتی به کنگره آمدند مثل یک کوه یخ بودند. وقتی یواش یواش حس های شان باز شد، بیماری های شان هم شروع شد. جا دارد از آقای مهندس و خانم راد بسیار تشکر کنم که در درمان خانم سودابه  من را بسیار کمک و پشتیبانی کردند.

خانم سودابه در طول سفرشان دو بار جراحی داشتند و به همین خاطر سفرشان طولانی شد. نکته مثبت خانم سودابه این بود که هر اتفاقی که برایشان می افتاد می گفتند این اتفاق یک آموزشی برای من دارد. در حال حاضر دبیر لژیون هستند. امیدوارم از این به بعد بهتر حرکت کنند و خدمتگزار باشند و در زندگی شان همیشه شاد و سلامت باشند.

خانم سودابه

مصرف: داروهای اعصاب

راهنما: خانم میترا

روش درمان: DST با OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 25 ماه و 21 روز

رهایی: یک سال و 1 ماه

آرزو ... 

آرزوی اول: سلامتی برای آقای مهندس، خانم راد و راهنمای عزیزم خانم میترا

آرزوی دوم: تمام انسان هایی که به نوعی گرفتار اعتیاد یا هر مشکل دیگری هستند، خداوند رهایشان کند.

خلاصه صحبت های خانم سودابه:

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهیست

قبل از هر چیز از خداوند متشکرم که مرا در مسیر کنگره قرار داد. از آقای مهندس بی نهایت متشکرم که اجازه ورود به این جا را به من دادند. از سرکار خانم راد به خاطر تمام حمایت هایشان متشکرم. از راهنمای عزیزم خانم میترا خیلی سپاسگزارم. از گروه مرزبانی تشکر می کنم و همین طور از برادر و خانم برادرم خیلی تشکر می کنم. خانم برادرم خیلی برای من زحمت کشیدند.

زمانی که وارد کنگره شدم مثل یک مرده متحرک بودم. هر چه بیشتر جلو می آمدم سختی ها و مشکلات ام بیشتر می شدند. تنها خواسته ام این است که راهنمای عزیزم خانم میترا آقای مهندس و خانم راد از من راضی باشند.

خلاصه صحبت های خانم ناهید همسفر:

اول از همه از خداوند سپاسگزارم و خوشحال هستم که در جمع عزیزانی هستم که با عشق برای خودشان و دیگران تلاش می کنند. به خانم سودابه تبریک می گویم ایشان واقعاً از تاریکی عبور کردند. یک تشکر ویژه از آقای مهندس و خانواده ی محترم شان دارم. از سرکار خانم میترا تشکر می کنم از تمام بزرگوارانی که در این راه ما را یاری کردند متشکرم.

بنده هم از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر این روز با شکوه را صمیمانه به خانم میترا خانم سودابه و همسفر محترمشان و تمامی اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/08/04 توسط مسافر فریده |

به امید رهایی تمامی سفر اولی های ارجمند کنگره 60 اعلام می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 1393/8/4 جشن رهایی دو نفر از خانم های مسافر از شعبه اصفهان را  با شور بسیاری برگزار نمودیم.

  

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکرم که باز هم در این جایگاه قرار گرفتم. احساسی که یک کمک راهنما هنگام رهایی رهجویش دارد، اصلا قابل توصیف نیست و انشاالله همه این جایگاه و این حس را تجربه کنند.

به آقای مهندس و خانم راد تبریک عرض می کنم. خانم زهرا مثل همه ما با حال خراب به کنگره آمد و مشکل دستگاه گوارش داشت که خدا را شکر مشکل شان حل شد و به درمان رسیدند. فقط باید شکر کرد که یک انسان از اعماق تاریکی نجات پیدا می کند، به زندگی برمی گردد و به این جایگاه می رسد. امیدوارم ایشان لحظه لحظه ورودشان به سفر دوم را غنیمت بشمارند و سعی کنند در هر جایگاهی که هستند بهترین باشند. برایشان بهترین ها را آرزو می کنم.

خلاصه صحبت های خانم زهرا:

من با حال خیلی بد وارد کنگره شدم. دردهای جسمی و روحی داشتم و دائماً در عذاب بودم؛ ولی می دانستم از کجا دارم ضربه می خورم. خدواند بزرگ، راه کنگره را نشان ام داد تا بفهمم دردم از کجاست و تا حدودی افکارم را درست کنم. از آقای مهندس، خانم راد و راهنمای عزیزم خانم فریبا متشکرم که کمک ام کردند تا من به این جایگاه برسم.

خانم زهرا 

مصرف: قرص و تریاک

راهنما: خانم فریبا

روش درمان: DST با OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 16 ماه

رهایی: 1 روز

 

خلاصه سخنان استاد:

خانم صدیقه چند ماهی است که به لژیون من آمدند. ایشان همیشه از نشریات کنگره خیلی خوب استفاده می کنند. دقیق سی دی ها را گوش می کنند و می نویسند و خیلی خانم فعالی هستند. امیدوارم در سفر دوم هم همچنان فعال باشند. به ایشان تبریک می گویم.

خلاصه صحبت های خانم صدیقه:

به نام خالقی که من را خالق زندگی خود قرار داد.

از آقای مهندس، خانم راد، آقای حکیمی و راهنمای عزیزم خیلی تشکر می کنم. همین طور از خانواده ام خیلی متشکرم. خداوند را شکر می کنم که در این جایگاه قرار گرفتم و از خدواند می خواهم که در سفر دوم فرد لایقی برای کنگره باشم.

خانم صدیقه 

مصرف: قرص و تریاک 

راهنما: خانم مریم 

روش درمان: DST  با OT (اپیوم تینکچر) 

مدت سفر اول: 14 ماه 10 روز 

رهایی: 1 روز

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر این روز باشکوه را خدمت کمک راهنمایان محترمشان خانم فریبا و خانم مریم از صمیم قلب تبریک گفته و برای این عزیزان سفر دوم بسیار پر باری  آرزومندیم.

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/08/04 توسط مسافر فریده |

با آرزوی رهایی تمامی سفر اولی ها از بند اهریمن اعلام می تمایم روز یکشنبه مورخ 1393/7/27 جشن رهایی یک نفر از خانم های مسافر از شعبه اصفهان رهجوی خانم مژگان را به گرمی و شور و شوق فراوان برگزار نمودیم. 

  

خلاصه سخنان استاد:

خانم مژگان ضمن تبریک به مناسب ورود خانم اشرف به سفر دوم فرمودند:

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهیست. امیدوارم این امانت هایی که در اختیارم قرار می دهند را با درمان واقعی صحیح و سالم تحویل کنگره بدهم. من مالک رهجو نیستم فقط کسی هستم که یاد آورنده هستم.

خانم اشرف مصرف تریاک داشتند. خیلی خوب سفر کردند. اصلاً اذیت نکردند. خیلی خانم خوب و متینی هستند. ایشان سواد ندارند ولی خیلی قشنگ و عاشقانه پیام ها را حفظ می کنند. به خانم اشرف و دخترشان که همسفر خیلی خوبی هم برای مادرشان و هم پدرشان بودند تبریک می گویم.

 خلاصه صحبت های خانم اشرف:

از راهنمای عزیزم خانم مژگان خیلی تشکر می کنم. از آقای مهندس، خانم راد و خانواده بزرگ کنگره 60 تشکر می کنم. خیلی خوشحالم که این جا هستم. همیشه از این که یک مصرف کننده بودم ناراحت بودم، ولی از زمانی که آمدم کنگره، روزی چند مرتبه خداوند را شکر می کنم که مصرف کننده شدم و کنگره را پیدا کردم.

خانم اشرف

مصرف: تریاک

راهنما: خانم مژگان

روش درمان: DST با OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14 ماه

رهایی: 1 روز

خانم بهار همسفر:

این اتفاق بزرگ زندگی ام را اول به آقای مهندس خانم راد و راهنمای مادرم خانم مژگان تبریک می گویم. ایشان خیلی برای مادرم زحمت کشیدند. به راهنمای خودم که خیلی جای شان این جا خالی است تبریک می گویم. امیدی به درمان مادرم نداشتم تا این که پدرم به کنگره آمدند و مسافر شدند بعد مادرم به کنگره آمدند و خیلی به کنگره علاقه مند شدند. من تمام روزها و خاطرات تلخ گذشته را فراموش کردم و این بغض من به خاطر شادی است. الآن به پدر و مادرم افتخار می کنم.

آقای محمود همسفر:

از آقای مهندس، از خانواده ی بزرگ کنگره 60 که مثل خانواده خودم هستند. از تمام قسمت هایی که در کنگره زحمت می کشند تشکر می کنم.

بنده هم از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر این رهایی بزرگ را خدمت خانم اشرف و همسفران عزیزشان همچنین به یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می کنم و برایشان بهترین خواسته ها را آرزومندم. 

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/07/28 توسط مسافر فریده |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ امروز  یکشنبه مورخ 1393/7/27 جشن یک سال رهایی خانم نازی رهجوی خانم فائزه را به گرمی برگزار نمودیم.

 

 ... پیام 

خانم نازی 

شما با حرکت درست در طول مسیر درمان شاهد ذوب شدن یخ ها بودید. امید است با خدمت، به رشد بیشتری دست یابید.

اولین سال رهائیتان مبارک 

خلاصه سخنان استاد: 

خانم فائزه ضمن تبریک اولین سال رهایی خانم نازی فرمودند: 

خانم نازی با به هم ریختگی خاص خودشان به کنگره آمدند. ایشان از زمان کودکی مصرف کننده شدند، چون پدر و مادرشان مصرف کننده بودند. از زمان سه یا چهار سالگی به ایشان مواد می دادند. یک بار اقدام به ترک کردند ولی موفق نشدند. ایشان به دنبال بهترین راه می گشتند و کنگره واقعاً بهترین جایی هست برای هر کسی که به دنبال درمان می گردد. خانم نازی خیلی عالی سفر کردند. شخصیت خیلی ساکتی دارند خیلی بی حاشیه هستند. برای سفرشان خیلی زحمت کشیدند. امیدوارم از این به بعد با خدمت کردن بیشتر به دنبال حال خوب باشند. به دختر گل شان هم که پا به پای مادرشان آمدند، تبریک می گویم.

 

خلاصه صحبت های خانم نازی: 

از بنیان کنگره آقای مهندس تشکر می کنم. خانم راد را خیلی دوست دارم از ایشان تشکر می کنم. یادم می آید یک بار که مواد برای مصرف نداشتم، خیلی حالم بد شد وقتی به خودم آمدم، دیدم فرزندانم دور مرا گرفته اند و گریه می کنند. الآن خیلی خوشحالم. حالم خیلی خوب است و در محل کارم هم خیلی انرژی دارم. زندگی ام را مدیون کنگره و راهنمای عزیزم خانم فائزه هستم.  ایشان خیلی به من کمک کردند. زندگی و بچه های مرا به من برگرداندند. از راهنمای دخترم خانم فاطمه هم خیلی متشکرم. از دختران گلم که پا به پای من آمدند و به من روحیه دادند، خیلی تشکر می کنم.

خانم نازی

مصرف: تریاک و شیره

راهنما: خانم فائزه

روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 12 ماه و 15 روز

رهایی: یک سال و 21 روز

آرزو:   

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس، خانم راد و راهنمای خوبم خانم فائزه 

آرزوی دوم: در دلشان آرزو کردند.

خلاصه صحبت های خانم زیبا همسفر:

از آقای مهندس، خانم راد، خانم فائزه و راهنمای عزیزم خانم فاطمه متشکرم. مادرم خیلی حال اش بد بود. وقتی مصرف کننده بودند، خیلی به من و خواهرم سخت گذشت، ولی خدا را شکر که مادرم کنگره را پیدا کرد و این جا به درمان رسید و الآن چیزی برای ما کم نمی گذارد. 

بنده از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر این روز بسیار زیبا را به خانم نازی و دختران گلشان و به یکایک خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض می کنم و برایشان بهترین خواسته ها را آرزومندم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/07/27 توسط مسافر فریده |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم امروز یکشنبه مورخ 1393/7/20 جشن یک سال رهایی خانم طوبی رهجوی  خانم روجا  را با شور بسیاری برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم طوبی

در انجام کارهایتان به نقطه های بسیار با ارزش فکر و عمل نمائید تا همچنان در مسیر درست در حرکت باشید.

اولین سال رهائیتان مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم روجا ضمن تبریک به مناسبت اولین سال رهایی خانم طوبی فرمودند:

خانم طوبی با مصرف تریاک و به هم ریختگی خیلی زیاد وارد کنگره شدند. اوایل مصرف شان را انکار می کردند و می گفتند: من از لحاظ روانی حالم بد است. اما وقتی خواستند و تصمیم گرفتند، خیلی خوب سفر کردند. اوایل خیلی انتظار داشتند دیگران مشکل شان را حل کنند و اصلاً نمی توانستند روی پای خودشان بایستند، ولی آرام آرام با گوش دادن و نوشتن سی دی ها و مشارکت کردن خیلی بهتر شدند. من از ایشان راضی هستم. خانم طوبی توانایی های زیادی دارند و اگر بخواهند می توانند نیروهای درون خودشان را بشناسند و بدانند که وقتی خدمت می کنند حال خودشان خوب می شود. خیلی برایشان خوشحالم و بهترین ها را برایشان آرزو می کنم.

خانم طوبی

مصرف: تریاک

راهنما: خانم روجا

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 12 ماه و 15 روز

رهایی: یک سال و یک ماه

 

آرزو ... 

آرزوی اول: سلامتی جناب آقای مهندس، خانم راد، راهنمای عزیزم و تمام راهنمایان محترم

آرزوی دوم: هر جایی مصرف کننده ای هست و می خواهد رها شود، ولی راهش را پیدا نمی کند، خداوند اذن ورود  به کنگره را به او بدهد.

:خلاصه صحبت های خانم طوبی

از خداوند ممنونم که اذن ورود به کنگره را به من داد تا به درمان برسم. من دیگر از هیچ چیزی لذت نمی بردم. کنگره چیزهایی را که طی سال ها از دست داده بودم به من برگرداند. وقتی همسرم متوجه مصرف من شد، انگار دنیا روی سرش خراب شد. خیلی تلاش کردم به درمان برسم ولی امکان پذیر نبود. از دوست ام متشکرم که راه کنگره را به من نشان داد. از آقای مهندس و سرکار خانم راد بی نهایت متشکرم که چنین مکان امنی را در اختیار ما قرار دادند. اگر خانم راد نبودند و دست شان را به عنوان مسافر بلند نمی کردند، الآن هیچ کدام از ما این جا نبودیم. از راهنمای عزیزم خانم روجا خیلی ممنونم. ایشان تمام چیزهایی را که نداشتم به من دادند. عشق و محبت را به من دادند. امیدوارم که رهجوی خوبی برای ایشان باشم. 

خلاصه صحبت های خانم زینب همسفر:

از آقای مهندس، خانم راد و خانم روجا خیلی متشکرم. همسر من مصرف کننده است و هنوز نقطه تفکرش بیدار نشده است. از همه شما می خواهم که دعا کنید همسر من هم به درمان برسد.

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر به یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می کنم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/07/20 توسط مسافر فریده |

با آرزوی رهایی از بند اهریمن برای تمامی سفر اولی های کنگره 60 اعلام می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 1393/7/15 جشن رهایی یکی دیگر از خانم های مسافر خانم زهره رهجوی خانم مرضیه را با گرمی و شور و شعف بسیار برگزار نمودیم.

خلاصه سخنان استاد:

خانم مرضیه ضمن تقدیر و تشکر از آقای مهندس، سرکار خانم راد و تبریک به مناسبت ورود خانم زهره به سفر دوم فرمودند:

خانم زهره با مصرف الکل و تریاک وارد کنگره شدند. ایشان می دانستند اگر قرار هست درمانی باشد، فقط در کنگره است. خانم زهره در طول سفر واقعاً سرشان را با سر راهنما عوض کردند و حرف گوش می کردند و از آن جا که خودشان فرهنگی بودند، می دانستند که اگر آموزش ها را نگیرند و آن ها را پیاده نکنند، به حال خوب نخواهند رسید. ایشان تمام سی دی های آقای مهندس را گوش کردند. من از ایشان راضی هستم. امیدوارم حافظ رهایی شان باشند و زندگی خصوصی و اجتماعی پر بارتری داشته باشند.

خلاصه صحبت های خانم زهره:

خانم زهره نیز ضمن تشکر از آقای مهندس، خانم راد و همه دست اندرکاران کنگره  این گونه ادامه دادند:

با اصرار خانواده ام به کنگره آمدم. اولین روزی که خدمت آقای مهندس رسیدم ایشان گفتند: برای درمانت باید 11 ماه زمان بگذاری. برای خودم مسأله ای نبود ولی وقتی به همسرم گفتم؛ ایشان اصلاً راضی نبودند و گفتند 11 ماه زمان زیادی است، ولی من به همسرم گفتم: این جا ترک اعتیاد نیست، درمان اعتیاد است. در طول این مدت، سی دی های آقای مهندس را، همسرم هم گوش می کردند و رفته رفته به کنگره ایمان آوردند، به طوری که ایشان شعری هم در وصف آقای مهندس سروده اند.

 خیلی دوست داشتم پسرم امروز در این جا بود و مادرش را می دید که به رهایی رسیده است امیدوارم روح اش شاد و شاهد باشد. از راهنمای عزیزم خانم مرضیه خیلی تشکر می کنم. من حال خیلی بدی داشتم. ایشان خیلی برای من زحمت کشیدند؛ من خودم می دانم چه بودم و الآن چه هستم.

خانم زهره

مصرف: الکل و تریاک

راهنما: خانم مرضیه

روش درمان: DST  با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 12 ماه

رهایی: 8 روز

خلاصه سخنان آقای علی همسفر:

اگر بخواهم راجع به کنگره صحبت کنم، آن قدر مقاله و سی دی و کتاب هست، که جایی برای صحبت من نمیگذارد. شخصی که چنین سیستمی را با این نظم اداره می کند، مطمئن باشید از هوش بسیار بالایی برخودار است. آقای مهندس اگر در زندگی شخصی شان به هر کاری دست می زدند، از موفق ترین افراد بودند، ولی می بینیم که وقتشان را برای درمان انسان ها گذاشته اند. ضمن تشکر از آقای مهندس، خواهش می کنم، سی دی ها و جزوات بیشتری در دسترس همسفران قرار دهند تا ما بدانیم چه برخوردی با یک فرد مصرف کننده داشته باشیم. من آموختم و اشتباهات گذشته را جبران کردم و نتیجه اش را هم گرفتم. در پایان از خانم راد و راهنمای همسرم خانم مرضیه بینهایت سپاسگزارم.

بنده نیز از طرف گروه وبلاگ نویسان خانم های مسافر این روز بسیار زیبا را به جناب آقای مهندس دژاکام نگهبان کل کنگره 60، دیده بان خانم های  مسافر سرکار خانم راد عزیز و یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می نمایم. 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/07/15 توسط مسافر فریده |

با سپاس از خداوند بزرگ و تبریک به بنیان کنگره جناب آقای مهندس دژاکام؛ اعلام می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 1393/7/13 جشن یک سال رهایی خانم فریبا رهجوی خانم فاطمه را با شور و شوق فراوان برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم فریبا

شما توانستید به خوبی از این گذرگاه عبور کنید انشاالله با تلاش فراوان بتوانید در راه آموزش و خدمت گام بردارید و در این راه پیروز باشید.

اولین سال رهائیت مبارک

:خلاصه سخنان استاد

خانم فاطمه ضمن تبریک به مناسبت اولین سال رهایی خانم فریبا فرمودند:

خانم فریبا چندین سال مصرف شیشه داشتند. وقتی وارد کنگره شدند خیلی به هم ریخته بودند به طوری که وقتی صحبت می کردند، متوجه حرف هایشان نمی شدم. بریده بریده صحبت می کردند و حالت لکنت داشتند ولی به ایشان این امید را دادم که با آمدن به کنگره حتماً به درمان می رسند.

ایشان همسفر نداشتند. واقعاً تلاش کردند. خیلی حرف گوش می کردند. همه کلاس هایشان را می آمدند و به نشریات کنگره خیلی اهمیت می دادند.

انشاالله در ادامه بتوانند در سفر دوم خدمت بگیرند و به هم نوعان شان که در تاریکی به سر می برند کمک کنند. برایشان بهترین ها را آرزو می کنم.

 

خلاصه صحبت های خانم فریبا:

اول از همه خدواند را شاکرم که بنده کوچک اش را دید و به سمت کنگره 60 هدایت ام کرد. با مصرف مواد، اعتماد و احترام ام در خانواده در حال از دست رفتن بود، اما خدا را شکر با آموزش هایی که در این جا گرفتم، توانستم دوباره اعتبارم را به دست بیاورم. از خداوند خواستارم تمام کسانی را که درگیر مواد مخدرند، راهشان را پیدا کنند و نجات یابند. از خانم راد عریزم خیلی سپاسگزارم از آقای مهندس خیلی متشکرم. از همه راهنماها و مرزبان های محترم متشکرم . از راهنمای عزیزم خانم فاطمه بسیار ممنونم من خیلی مشکلات داشتم. ایشان خیلی صبوری کردند و مادرانه به من آموزش دادند.  

 خانم فریبا

مصرف: شیشه

راهنما: خانم فاطمه

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 11 ماه

رهایی: یک سال

رشته ورزشی: ایروبیک

آرزو ...                                                                       

 آرزوی اول: در دلشان آرزو کردند.

آرزوی دوم: امیدوارم این روش درمان و داروی OT جهانی شود و سایه آقای مهندس و خانم راد بالای سرمان باشد.

خانم فاطمه در پایان نشان یک سال رهایی خانم فریبا را به ایشان اهداء کردند.

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر این رهایی ارزشمند را خدمت یکایک اعضای محترم کنگره 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم.

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/07/13 توسط مسافر فریده |
به امید رهایی تمامی سفر اولی های کنگره ی 60 از بند افیون اعلام می نمایم، امروز سه شنبه مورخ 1393/7/8 جشن رهایی خانم سحر رهجوی خانم پروانه را به گرمی برگزار نمودیم.

خلاصه سخنان استاد:

خانم پروانه ضمن تبریک به مناسبت ورود خانم سحر به سفر دوم و تشکر و قدردانی از آقای مهندس و خانم راد، فرمودند:

خانم سحر مصرف شیشه داشت. اوائل به سختی می توانست در لژیون بنشیند و اصلا آرام و قرار نداشت ولی ایشان می دانست چه می خواهد و برایش جنگید. هدف هایش مشخص بود. سی دی ها را می نوشت و من خیلی از ایشان راضی بودم. مشکلاتی که در طول سفر برایشان پیش آمد، مانع از این نشد که سر کلاس هایشان حاضر نشوند. امیدوارم در سفر دوم حرکت هایشان پویاتر شود چون رهایی حداقل چیزی است که کنگره به ما می دهد. خیلی چیزهای دیگر می توانم کسب کنم. امیدوارم در سفر دوم بیشتر تلاش کند و قدر خانواده اش را بداند و یک زندگی پر از آرامش داشته باشد.

خلاصه صحبت های خانم سحر:

5 سال به شیشه اعتیاد داشتم. در حالی سفرم را شروع کردم که اصلا دلم نمی خواست این کار را انجام دهم. چون اعتقاد نداشتم که به شیشه اعتیاد دارم. همسرم خیلی در این راه به من کمک کرد. همسرم در مورد کنگره تحقیق کرده بود و این جا را به من معرفی کرد. اوایل که به کنگره آمدم ثابت قدم نبودم ولی وقتی تولدها، رهایی ها و اشک های مسافران و همسفران را می دیدم، بیشتر مرا در این راه ثابت قدم کرد. از خداوند متشکرم که به کنگره آمدم. از همسرم تشکر می کنم که خیلی در این راه مشوق من بودند. اگر من روزی حال به کنگره آمدن را نداشتم، ایشان مرا تشویق می کرد و تا کنگره همراهی ام می کرد. در طول این سفر فرزند دوم من به دنیا آمد. از بزرگ مرد کنگره آقای مهندس دژاکام تشکر می کنم. از بانوی بزرگ، خانم راد تشکر می کنم. از استاد عزیزم خانم پروانه جلیلی تشکر می کنم. از دخترم هم که در این راه همسفرم بود و مرا همراهی کرد تشکر می کنم.

خانم سحر

مصرف: شیشه

راهنما: خانم پروانه جلیلی

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 15 ماه

رهایی: 10 روز

 

خلاصه صحبت های آقای محمد همسر و همسفر خانم سحر:

از جناب آقای دژاکام، سرکار خانم  راد و خانم پروانه واقعاً سپاسگزارم که خانواده ما را نجات دادند.

خانم عسل همسفر (فرزند خانم سحر):

خیلی خوشحالم که مادرم بعد از سال ها توانست در این جایگاه قرار بگیرد. از راهنمای مادرم خانم پروانه، آقای مهندس، خانم راد و خانم مهنوش متشکرم که باعث شدند خانواده ما دوباره شکل بگیرد.

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر رهایی خانم سحر را از بند اهریمن به یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 تبریک می گویم و سفر دومی بسیار پر باری را برای ایشان آرزومندم.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/07/08 توسط مسافر فریده |

کارگاه آموزشی کنگره 60 روز یکشنبه مورخ 1393/7/6 با دستور جلسه (با تفکر ساختارها آغاز می گردد بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می رود) با استادی سرکار خانم راد برگزار گردید.

 

سخنان استاد:

 اگر 5 وادی اول را در سفر اول درست یاد بگیریم، برای درمان و رهایی کافی است. یاد گرفتن این نیست که وادی را حفظ کنیم، باید آن را به اجرا در بیاوریم و کاربردی کنیم.

در وادی اول، اولین چیزی که یاد می گیریم، تفکر است، چون تا ما تفکر نکنیم اصلاً موجود نیستیم. هست نیستیم. انسان ها با اندیشه شان وجود پیدا می کنند. انسانی که کل زندگی اش را بدون تفکر می گذراند، هیچ چیزی را نمی تواند تغییر دهد و یک بازنده ی کامل است. اولین چیزی که ما در کنگره یاد می گیریم تفکر درست است.

حالا تفکر درست چیست؟ به خاطر مصرف مواد، ذهن دائماً مشغول است و در سفر اول القائات منفی خیلی زیاد است. همان چیزی که در وادی دوم می گوید: "خوشحالیم که به جنگ خود ادامه می دهیم". یعنی دقیقاً برمی گردد به این که القائات خیلی زیاد است. حالا القائات منفی چطور کم می شود؟ با تفکر درست 

تفکر درست می تواند من را به یک نقطه و به یک معلوم برساند. راهی را برایم روشن کند و زمانی که تفکر درست می کنم، القائات منفی خیلی کم می شود و به صفر می رسد.

قبل از هر چیز باید تفکر کنیم. شاید فکر کنیم تفکر کردن کاری ندارد، ولی روند اعتیاد و وضعیت ما نشان می دهد که اصلا تفکر نکردیم. اصلا تفکری نبوده، همه اش دلم می خواد و دلم نمی خواهد بوده و منطق و تفکری نبوده است. برای شروع تفکر، قبل از هر کاری باید به این فکر کنم که مثلاً: الآن می خواهم بروم بیرون؛  می خواهم خرید کنم؛ چه چیزی بخرم و چه چیزی نخرم؟ به دردم می خورد یا نه؟ یا الآن می خواهم تلفن بزنم؛ چرا می خواهم تلفن بزنم؟

منظورم این است که قبل از این که بخواهیم هر کاری انجام دهیم، اول فکر کنیم و یک دلیل برای انجام آن کار برای خودمان پیدا کنیم.

یا این که در مورد هر کاری که داریم انجام می دهیم، در همان لحظه باشیم و این تمرکز را زیاد می کند. شاید فکر  کنیم همه ی ما تفکر کردن را بلدیم؛ برای دو یا سه دقیقه وقت بگیرید و به یک موضوع آسان فکر کنید. مثل: سیب، گلابی و یا هر چیزی که دوست دارید، بعد از مدتی می بینید خیلی زمان گذشته و ذهن تان به همه جا رفته، به غیر از آن چیزی که باید فکر می کردید. ذهن مصرف کننده به خصوص، خیلی فعال است و باعث می شود نگذارد درست تفکر کند. برای همین است که وقتی در کنگره می خواهم سفرم را شروع کنم و وادی ها را یاد بگیرم، اول باید تفکر کردن را یاد بگیرم. چون اگر تفکر کردن را یاد نگیرم، به هیچ کدام از این وادی ها نمی توانم برسم و اصلاً جذب شان نمی کنم. فقط گوش دادم و گذر کردم، چون کنگره عمق دارد و زمانی به عمق کنگره می رسم که تفکر کردن را یاد بگیرم.

  

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/07/07 توسط مسافر فریده |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم امروز یکشنبه مورخ 1393/7/6جشن یک سال رهایی خانم مرجان رهجوی سرکار خانم راد را با شور بسیاری برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم مرجان

شما با تلاش و سختی فراوان توانستید از طوفان عبور نموده و خود را باز پس بگیرید و نشان دادید که خدمت و آموزش شما را قوی تر نموده در این راه پیروز باشید.

یک سال رهائیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم راد ضمن تبریک به مناسبت این روز بسیار زیبا خطاب به حاضرین در جلسه فرمودند:

خانم مرجان با به هم ریختگی خیلی زیاد وارد کنگره شد. همیشه یک گوشه ای از سالن می نشست و بیشتر با خودش بود. خیلی طول کشید تا متوجه شود درمان به چه صورت است ولی خوشبختانه خانم مرجان خواست که خوب شود و این خیلی مهم است. ایشان همسفر نداشت و یکی از رهجویانی بود که مشکلات خیلی زیادی داشت و از خوبی های خانم مرجان این بود که می آمد و صادقانه صحبت می کرد و راهکار می خواست و آگاهانه حرکت می کرد یعنی هر چیزی را قبول نمی کرد و هر راهی را نمی رفت. از لحاظ مالی خیلی مشکل داشت. ولی با وجود مشکلات زیاد خسته نشد. با مشاوره و حرکت های درست، توانست استقلال مالی اش را به دست آورد. در سفر دوم شروع به خدمت کرد و خدمت خیلی به ایشان کمک کرد. خانم مرجان لیاقت اش را دارد که در جایگاه های بالاتر قرار بگیرد. 

خلاصه صحبت های خانم مرجان:

من با حال خراب وارد کنگره شدم و پوستم کنده شد تا به حال خوش رسیدم. دائماً غر می زدم و گریه می کردم. توصیه من به شما سفر اولی ها این است که کم نیاورید. آقای مهندس می گویند: "فکر کنید تعدادی چک بی محل کشیدید و به دست مردم دادید. حالا باید آن ها را بازپرداخت  کنید". این چک ها خطاهایی بود که من انجام داده بودم. من در زندگی خیلی اشتباه کردم ولی دیگر خسته شده بودم. اگر راه کنگره برای من باز نشده بود، معلوم نبود الآن کجا بودم. از خدواند متشکرم که راه کنگره را به من نشان داد. امیدوارم همه شکرگزار خداوند باشیم که راهنمایانی چنین دلسوز سر راه ما قرار داد تا ما را از این بدبختی نجات دهند، تا راحت بخوابیم و کابوس نداشته باشیم و زندگی خوب و درستی داشته باشیم. دست خانم راد را می بوسم و از آقای مهندس سپاسگزارم.

 

خانم مرجان

مصرف: تریاک

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با روش OT  (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14

رهایی: یک سال و 6 روز

آرزو ...  

آرزوی اول: انشاالله همه راه کنگره را پیدا کنند و به درمان برسند.

آرزوی دوم: اگر اذن اش باشد انشاالله در امتحان کمک راهنمایی قبول شوم.

 

در پایان خانم راد نشان یک سال رهایی خانم مرجان را به ایشان اهداء کردند.

 بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر این روز بسیار زیبا را صمیمانه خدمت خانم مرجان و یکایک اعضای خانواده بزرگ کنگره ی 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم .

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/07/06 توسط مسافر فریده |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم، روز سه شنبه مورخ 1393/1/7 یکی دیگر از مسافران سیگار خانم های مسافر موفق به درمان  با روش DST با نیکوتین خوراکی شد و جشن رهايي ايشان را با شوق بسيار برگزار نمودیم.

خلاصه سخنان استاد (خانم افسانه):

از آقای مهندس، سرکار خانم راد و همه عزیزانی که من و خانم عذرا را یاری کردند، که پا بگذاریم در سفر دوم سیگار، تشکر میکنم.

خانم عذرا خیلی خوب پیشرفت کردند. در لژیون وقتی مشکلاتشان را مطرح می کردند در ادامه هم می گفتند: میدانم که مشکلات من به خاطر ترک سیگارم نیست و می توانم آن ها را حل کنم.

به ایشان خیلی تبریک می گویم. امیدوارم از این به بعد خیلی فعال تر حرکت کنند.

خلاصه صحبت های خانم عذرا:

خیلی خوشحالم که دوباره توانستم این جایگاه را تجربه کنم. از آقای مهندس متشکرم که راه را برای ما باز کردند تا ما بتوانیم در این راه قدم برداریم. در عین حال که من و همسرم روی پروژه سیگار بودیم، پسرم سیگاری شد. من خیلی عذاب می کشیدم و دود سیگار اذیت ام می کرد. ولی کم کم توانستم بر مشکلاتم غلبه کنم.

از خانم افسانه خیلی تشکر می کنم. از خانم راد خیلی متشکرم که واقعاً امنیت را در این جا برای خانم های مسافر فراهم کردند.

خانم عذرا  

مصرف: سیگار

راهنما: خانم افسانه

روش درمان: DST با نيكوتين خوراكي (آدامس نيكولایف)

میزان مصرف نیکوتین خوراکی در شروع سفر: 12 میلی گرم

طول درمان: 14 ماه

رهایی: 9 روز

بنده از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر به یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می کنم و برای این عزیزان سفر دوم بسیار پرباری را از خداوند متعال خواهانم.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1393/07/02 توسط مسافر فریده |
.: Weblog Themes By : Congress 60 :.