" وب لژيون خانم راد شعبه آكادمي "
" راهنماي درمان اعتياد ويژه خانمهاي مصرف كننده مواد مخدر "

" کارگاه آموزشی  کنگره ۶۰ ویژه خانم های مسافر "

  روزهای یک شنبه ساعت 13:30

روزهای سه شنبه ساعت 12:00

در شعبه آکادمی برگزار می گردد.

 

" مشاوره تازه واردین توسط بنیانگزار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام صورت می گیرد "

 

 خانم ها میتوانند در محیطی کاملاً مطمئن که توسط دیگر خانم های مسافر اداره می شود به درمان برسند و در طول درمان از کلاسهای ورزش که در روزهای یکشنبه ساعت 11:00 صبح برگزار می شود و به صورت رایگان است استفاده نمایند.

آدرس نمایندگی آکادمی جمعیت احیای انسانی کنگره 60 :

میدان هفتم تیر - خیابان بهار شیراز - ابتدای سهروردی جنوبی - نبش کوچه صدری - پلاک 3

اساس کار ما بر مبنای محبت ، عقل و ایمان است "

نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/04/18 توسط مسافر مهرانا |

 

پیام . . .

سم زدایی ترکیبات زائد حاصل از استرس با انجام تمرینات ورزشی: در هنگام استرس 1500 واکنش شیمیایی در بدن رخ میدهد که مواد سمی و زائد زیادی تولید میکند که باعث تحریک سیستم قلبی عروقی و کاهش عملکرد سیستم گوارشی و آمادگی بدن در مقابل عامل استرس زاست و اگر این مواد از بدن خارج نشود باعث بیماری و تضعیف سیستم ایمنی بدن میشود که با ورزش می توان این مواد را از بدن خارج کرد که کمک شایانی به سلامت جسم می کند.

اخبار. . .

روز یکشنبه 09/06/93 خانمهای مسافر راس ساعت 10:30 در کلاس ورزش حاضر شدند. ابتدا با دو نرم و حرکات کششی به گرم کردن بدن پرداختیم و در ادامه تمرینات موضعی با صندلی انجام شد که این حرتها چربی سوزی را به حداکثر میرساند و کارمان با 15 دقیقه تمرینات قدرتی با کش و در نهایت سرد کردن بدن پایان یافت.

 

تهیه گزارش:خانم فاطمه همسفر رهجوی خانم فاطمه

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/06/10 توسط مسافر مونا |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ امروز  یکشنبه مورخ 1393/6/9 جشن سه سال رهایی خانم فهیمه رهجوی خانم پروانه را به گرمی برگزار نمودیم. 

پیام ...

خانم فهیمه

شما در طول این مسیر، خوب، محکم و استوار قدم برداشتی و با عمل خویش نشان دادی که با تکیه بر نیروی تعقل، تفکر و ایمان به خداوند می توان به نتیجه مطلوب و تعادل رسید.

سومین سال رهائیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم پروانه در ابتدا این روز بزرگ را خدمت معمار بزرگ کنگره 60، دیده بان خانم های مسافر؛ خانم راد و کلیه حاضرین در جلسه تبریک گفتند و فرمودند:

خانم فهیمه واقعاً مشتاق و خواهان رهایی بودند و در طول سفر اول حتی یک بار هم بهانه نگرفتند که مصرفشان طولانی مدت شود. ایشان مادر سه فرزند هستند؛ دو دختر و یک پسر. مادر بسیار مهربانی هستند. از بدو ورود خانم فهیمه به کنگره، همسرشان نیز وارد کنگره شدند و با هم سفر کردند. 

خانم فهیمه خیلی خوب سفر کردند. واقعاً فرمانبردار و خواهان حال خوش است و همه کار می کند برای این که معلومات اش را زیاد کند. در سفر دوم فعالیت شان خیلی بیشتر شد. بعد از سفر اول خداوند هدیه ای به ایشان داد و به مکه مکرمه مشرف شدند. واقعاً مشتاق خدمت بودند. سفر بی دغدغه ای داشتند. یادم میآید اولین جلسه ای بود که می خواستیم به پارک برویم و خانم فهیمه از همان موقع خدمت اش را شروع کرد. بعد از آن دبیری آقای مهندس را به عهده گرفتند. وقتی مسئولیتی به ایشان داده می شود، واقعاً خوشحال می شود. ایشان دست و پنجه خیلی خوبی هم دارند و ترشی های خیلی خوشمزه و خوبی درست میکنند.

خلاصه صحبت های خانم فهیمه:

شما مشارکت کردید و خیلی چیزها گفتید امیدوارم لیاقت حرف های شما را داشته باشم. من اگر هر چه دارم از خدای خودم دارم. اگر کنگره نبود من الآن این جا نبودم و شاید کارتن خواب می شدم. فقط در وادی طلاق و جدایی بودم و هیچ تفکر دیگری نداشتم. از آقای مهندس، خانم راد عزیزم خیلی متشکرم. از خانم پروانه  عزیزم خیلی ممنونم راهنمای بسیار خوبی برای من بودند. در خانه اگر هر مشکلی دارم وقتی تصویر خانم پروانه به ذهنم می آید واقعاً آرامش می گیرم. امیدوارم هر آرزویی دارند به آن برسند. اگر حال خوشی دارم و بچه هایم کنارم هستند، همه را از کنگره و از خانم پروانه دارم. کنگره به من خیلی چیزها داد که اصلاً به شمارش نمی آید.

خلاصه صحبت های خانم ملیکا (دختر خانم فهیمه):

واقعاً از آقای مهندس، خانم راد و خانم پروانه تشکر می کنم که مادر مرا به من برگرداندند. مادرم خیلی حالش بد بود. از همه اعضای کنگره تشکر می کنم.

در پایان مراسم جشن امروز، خانم فهیمه، برای دقایقی با نواختن چند قطعه هنرمندانه دف، همه حاضرین در جلسه را به وجد آوردند.

خانم: فهیمه

مصرف: تریاک

راهنما: خانم پروانه

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 11 ماه و 15 روز

رهایی: 3 سال و 15 روز


آرزو:

آرزوی اول: همیشه سایه آقای مهندس و خانم راد بالای سرمان باشد.

آرزوی دوم: بتوانم خدمت هر چند کوچکی در کنگره بگیرم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/06/09 توسط مسافر فریده |

نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/06/08 توسط مسافر فریده |
 انسان هایی که زود قضاوت می کنند به خاطر جهالت شان است به خاطر این که درست فکر نکردند و اصلاً وادی اول را بلد نیستند.

مکانیزم قضاوت و تفکر به این صورت است که:

 وقتی وادی اول را نگاه می کنیم، می بینیم راجع به فکر کردن صحبت می کند و به ما می گوید به چه چیزهایی باید فکر کنیم و به چه چیزهایی نباید فکر کنیم و این بازی ذهن چیست؟ ذهن چطور در تفکر کردن ما مداخله می کند و مانع تفکر ما میشود؟ کسانی که مصرف کننده مواد مخدر هستند، چطور ذهن مغشوش آن ها وادارشان می کند که تفکر نکنند؟ کسی که از راه درست بخواهد از یک مجهول به یک معلوم برسد باید تفکر کند و این تفکر درست، خیلی انرژی از انسان میگیرد.

فردی که خسته است و انرژی پایینی دارد، (مثل یک مصرف کننده یا کسی که در هر صورت حال خوبی ندارد) و سطح انرژی اش پایین است، برای این که بخواهد فکر کند، می بیند خیلی باید انرژی بگذارد؛ در این جا ذهن چکار می کند؟ میگوید: «تو نمی خواهد این قدر فکر کنی، این فکر  کردن خیلی انرژی ازت می گیره». سریع می آید یک راه حل سریعی را به شما نشان می دهد تا راه تفکر شما را ببندد و خسته نشوید و اولین چیزی که به شما می دهد، همان قضاوت است. قضاوت باعث می شود که دیگر فکر نکنید و بگویید همین که من می گویم درست است و قضاوت دقیقاً مقابل تفکر درست است. در واقع همان جهالت و درست فکر نکردن است. انسان هایی که زود قضاوت می کنند به خاطر جهالت شان است به خاطر این که درست فکر نکردند و اصلاً وادی اول را بلد نیستند.

 شیطان دقیقاً اولین چیزی که به ذهن انسان می آورد قضاوت است. من کیف ام گم می شود انگشترم گم می شود و یا هر چیز دیگری که گم می شود، اولین چیزی که به ذهنم می آید این است که یک کسی این را دزدیده است. اگر یاد بگیریم که فقط نظاره گر باشیم، کار خیلی بزرگی کرده ایم.

مشارکت سرکار خانم راد

1393/6/2

 

 

نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/06/08 توسط مسافر فریده |

پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست 

حقیقت چیست؟ حقیقت آن چیزی است که بوده و هست و خواهد بود و اکنون وادی سیزدهم به این گونه است که پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگریست که در هستی همه چیز در حال حرکت است و سکونی وجود ندارد. از بدو تولد انسان این حرکت ادامه دارد و پایان مشخصی هم ندارد و مراحل زیادی را پشت سر می گذارد. هر انسانی با خواسته خود می تواند به سمت ارزش ها یا به سوی ضد ارزش ها حرکت کند و مرحله بازگشتی برای او وجود دارد، تا خود را تغییر دهد، چون انسان اختیار کامل دارد تا خود انتخاب کند. کلیه حرکت های ما در هر لحظه  نقطه ای را به وجود می آورد که قطعاً سر آغاز خط دیگریست و این مطلب را به ما یادآور میشود که انسان در هر جایی که قرار داشته باشد، اختیار کامل به او داده شده است تا بتواند خط و مسیر زندگی خود را اگر بر وفق مرادش نبود تغییر دهد وخطوط  زیبا و آرام بخش برای خود ترسیم کند و برای این کار بایستی تفکر و اندیشه کند و از کوشش و تلاش و سختی ها ترسی نداشته باشد. البته همیشه مشکلات به گونه های مختلف وجود دارند، ولی مشکل و مسئله اصلی این است که ما چگونه و از چه راهی برای حل این مشکلات اقدام نماییم. به عبارتی پیدا کردن راه حل، مهمتر از خود مشکل می باشد و تا زمانی که حل کردن مشکلات را یاد نگیریم باید به گونه ای عمل کنیم که در مسیر راهمان مشکل جدیدی را به وجود نیاوریم. باید این را بفهمیم که هیچگاه نمی توانیم از راه و مسیر کج وغلط و یا مسیر ضد ارزش ها به ارزش ها برسیم.

مثل این است که ظرف مدت کوتاهی به پول و ثروت برسیم ولی هرگز به آسایش و آرامش دست پیدا نخواهیم کرد. خطوط زندگی متفاوت هستند مثل خطوط کار، تفریح، عشق، ورزش، الکل، تحصیلات، عقل و... باید به تمام خط های زندگی توجه کرد و از افراط و تفریط پرهیز نمود و همیشه تعادل را رعایت کرد. در وادی سیزدهم مثلثی داریم که اضلاع آن عقل،عشق و ایمان هستند. انسان هایی که تک بعدی هستند یعنی فقط یکی از خطوط زندگی را دنبال می کنند و برایش تلاش می کنند مثل خط ثروت، مقام و یا تحصیلات.... از این مثلث بهره ای نمی برند  اما انسان های دو بعدی همیشه در صلح و آرامش زندگی می کنند و از این سه ضلع استفاده میکنند در حقیقت، انسان هایی که دارای عقل سالم، عشق سالم و ایمان سالم باشند شرایط زندگی خود را به گونه ای مهیا می کنند که همیشه در صلح و آرامش باشند. این سه ضلع مکمل هم هستند و باعث آسایش، آرامش و صلح می شوند و ما را برای صعود به نقطه ایی که از آن انشعاب یافته ایم هدایت می کنند.

                                               با تشکر از خانم افسانه لژیون آزاد زنان

نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/06/08 توسط مسافر رکسانا |

 

"پیام ورزشی این هفته"

 

ورزش ایروبیک موجب افزایش ترشح پروتئین نوروتروپین می شودکه نقش اصلی آن تحریک هورمون رشد و بالابردن سوخت وسازبدن است .

 

 

امروز2/6/93 خانمهای مسافربه همراه راهنمایان عزیزوهمسفران راس ساعت 10:45 درکلاس ایروبیک حاضرشدند.

ورزش امروزمابا دوی نرم وحرکات کششی آغازشد. دراین جلسه تمرینات موضعی باصندلی انجام شدوبه مدت 15 دقیقه باکشش حرکات قدرتی راتمرین کردیم . ودرانتهابدن راسردکردi وباچهره های شادوسرشار ازانرژی به کارخودخاتمه دادیم .

تهیه گزارش : همسفرخانم فاطمه رهجوی خانم فاطمه

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/06/03 توسط مسافر مونا |

با سپاس از خداوند بزرگ و تبریک به بنیان کنگره جناب آقای مهندس دژاکام؛ اعلام  می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 1393/6/2 جشن یک سال رهایی خانم سارا رهجوی خانم میترا را با شور و شوقی وصف ناپذیر برگزار نمویم.

 

پیام ...

خانم سارا

با حرکت و تلاش می شود از یک نقطه سیاه به رنگین کمان سید. خوشحالم که به تلاش خود در جهت خدمت و پیشرفت ادامه می دهید.

اولین سال رهائیت مبارک

 

خلاصه سخنان استاد:

خانم سارا با مصرف شیشه و حشیش و قرص به کنگره آمدند. یادم می آید تازه یک رهایی داشتم و لژیونم باز بود خانم سارا آمدند به من گفتند خانم میترا من می خواهم بیایم تو لژیون شما. از همان ابتدا خواسته ای که داشت، روی آن خیلی پافشاری می کرد. کنگره را خیلی خوب پذیرفت. مشکلات بسیار زیادی داشت؛ در خانه همدم و همصحبتی نداشت. واقعاً شرایط سختی داشت ولی خیلی عاشق خدمت در کنگره بود. خانم سارا حس بسیار خوب و قوی دارد؛ یعنی کاملاً حال و هوای اطرافیان را می گیرد. خیلی دوست دارد خدمت کند. روی خودشناسی خودش خیلی کار می کند. خیلی دوست داشت مرزبان پارک شود. خوب دارد خدمت می کند. وقتی کاری را به او واگذار می کنی آن کار را به نحو احسن و خیلی عالی انجام می دهد. الآن دبیر لژیون هست و خیلی مرتب این مسئولیت را انجام می دهد. برایش بهترین ها را آرزو می کنم. امیدوارم در زندگی شخصی اش هم موفق باشد. الآن استقلال مالی دارد. امیدوارم در کنگره هم شاهد گرفتن شال کمک راهنمایی اش باشیم.

 

خلاصه صحبت های خانم سارا:

در درجه اول از خداوند تشکر می کنم که به من اذن ورود به کنگره را داد تا بتوانم سفر کنم. من ترک های زیادی داشتم ولی در این ترک های ناموفق واقعاً دوست داشتم بمیرم. خوشحالم که به حال خوش رسیدم. از آقای مهندس خیلی ممنونم که اجازه دادند ما این جا باشیم. ایشان در یکی از سی دی هایشان گفتند: من خودم یکی از آن انسان هایی بودم که در زمان مصرف خیلی عذاب می کشیدم. از خانم راد عزیز خیلی ممنوم. بیشترین علتی که باعث شد من به خودم بیایم، تلنگرهای خانم راد بود. من خواب بودم و نیاز به تلنگر داشتم؛ اوایل برایم سخت بود ولی برای آن که بتوانم تغییر کنم این تلنگر لازم بود. محبت بزرگی به کردند که من را بیدار کردند. در سفر دوم هم این اجازه را به من دادند که بتوانم در پارک خدمت کنم. از ایشان خیلی تشکر می کنم. احساس می کنم خدمت کردن در کنگره لطف خداوند است چون حس خوبی به انسان می دهد. از راهنمای خوبم خانم میترای عزیزم که هر چه دارم از خانم میترا است واقعاً ایشان تمام عشق و محبت شان را به من دادند. من درونم خلاء های زیادی داشتم درونم احساس تنهایی میکردم ولی با وجود خانم میترا همه شان پر شد. فکر می کنم ایشان مادرم هستند. از پدر خیلی خوبم تشکر می کنم؛ من زمان مصرف خیلی سختی کشیدم یک مدت بیمارستان اعصاب رفتم. وقتی مرخص شدم این قدر مصرف قرص ام بالا بود که کل بدنم می لرزید؛ به طوری که اختیار آب دهانم را نداشتم. موقع غذا خوردن غذا از دهانم می ریخت و پدرم تا مدت ها کنارم می نشست و با دستمال غذای دور دهان مرا پاک می کرد. خیلی اذیت شد. از ایشان ممنوم که مثل یک کوه پشتیبانم بود و از من حمایت کرد.



خانم: سارا

مصرف: شیشه، حشیش و قرص

راهنما: خانم میترا

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 13 ماه و 25 روز

رهایی: یک سال و 4 ماه

آرزو:

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس، سرکار خانم راد و راهنمای عزیزم خانم میترا امیدوارم خداوند پشتیبانشان باشد.

آرزوی دوم: امیدوارم خداوند پشت و پناه همه مسافران باشد و از نور ایمانش به قلب همه مان بتاباند.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/06/03 توسط مسافر فریده |

به امید رهایی تمامی سفر اولی های کنگره  60 اعلام می نمایم، امروز یکشنبه مورخ 1393/6/2 جشن رهایی یک نفر دیگر از خانم های مسافر (خانم فاطمه رهجوی خانم مرضیه)  را با شور و گرمی هر چه فراوان برگزار نمودیم.

خلاصه سخنان استاد:

خانم مرضیه ضمن تبریک به مناسبت ورود خانم فاطمه به سفر دوم و تشکر از آقای مهندس، خانم راد و همه حاضرین در جلسه فرمودند:

خانم فاطمه با مصرف تریاک، متادون و ترامادول به کنگره آمدند چون بیماری آسم داشتند، اسپری سالبوتامول و قرص های کورتون هم مصرف می کردند. چند ماه اول سفرشان، من فقط داروهایشان را تیپر و قطع کردم. سفر بسیار خوبی داشتند. از ایشان بسیار راضی هستم از راه دور می آمدند. کاملاً به حرف گوش می دادند. هیچ خطا و اشتباهی نداشتند. یک همسفر کوچولو که پسرشان بودند همراه خودشان می آوردند. پسرشان یک مقدار بیمار هستند از خداوند میخواهم بیماری پسرشان خوب شود. خانم فاطمه همه درس هایی را که می گفتم انجام می دادند. اگر یک جلسه غیبت داشتند میرفتند در سایت و می دیدند که در کنگره چه گذشته است. تمام دستور جلسات را در سایت می خواندند و می آمدند مشارکت می کردند. برایشان بهترین ها را آرزو می کنم امیدوارم سفر دوم پر باری داشته باشند و حافظ سلامتی شان باشند و در زندگی شخصی شان نیز موفق باشند.

صحبت های خانم فاطمه:

قبل از هر چیز اول خداوند را شکر می کنم که کنگره را در مسیر زندگی ام قرار داد. راهی که من انتخاب کرده بودم، ممکن بود هر انتهایی داشته باشد، جز حال خوب امروز. آقای مهندس شما با نگاه آبی تان، سکوت سبزتان، حضور خاکستری من را در جمع بچه های کنگره پذیرفتید. تا روزی که زنده هستم قدردان محبت های شما هستم. خانم مرضیه خیلی از من تعریف کردند ولی من هم حال بدی های خودم را داشتم و از آن جا که یک مصرف کننده یاد نگرفته چطوری با مشکلات اش کنار بیاید و تعال ندارد ولی خانم مرضیه خیلی به من لطف داشتند. من خیلی چیزها از خانم مرضیه یاد گرفتم. از ایشان تشکر می کنم. از خانم راد تشکر می کنم خانم راد خیلی نعمت بزرگی برای خانم های مسافر هستند اگر ایشان نبودند مطمئناً کنگره خانم های مسافر هم نبود. خیلی دوستتان دارم. امروز جای همسرم و پسرم خیلی خالی است که نتوانستند بیایند. خیلی از ایشان ممنوم. تا به حال مادر خوبی برای پسرم نبودم. امیدوارم از این ببعد بتوانم برایش مادر خوبی باشم. از گروه مرزبانی قدیم و جدید تشکر می کنم. امشب شب تولد من است. شاید متد تربیت پدر و مادرم خیلی روی من جواب نداده است ولی امیدوارم این بار زیر سایه آقای مهندس و کمک راهنمایم و شما عزیزان بتوانم راه درست را بروم و حافظ این سلامتی باشم.

                                    

خانم: فاطمه

مصرف: متادون، تریاک و ترامادول

راهنما: خانم مرضیه

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 17 ماه

رهایی: 7 روز

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/06/02 توسط مسافر فریده |

پس از ورودم دیدن الگوهای به درمان رسیده در کنگره و استقبال گرم آنها و احساس امنیتی که در آنجا وجود داشت مرا جذب نمود.

1- ممکن است نامتان را بگویید؟ نادیا هستم یک مسافر

2- میزان تحصیلات؟ سیکل

3- آیا دوره حرفه ای و یا آموزشی گذرانده اید؟ خیر

4- قبل از اعتیاد نظرتان در مورد فرد معتاد چگونه بود؟ از کسی که معتاد بود خیلی بدم می اومدو حتی تنفر داشتم خصوصا اگر خانم بود!!

5- اولین باری که مواد مصرف کردید کی بود؟ چه طوری؟کجا اولین بار مصرف کردین و با کی؟ اولین بار حدود 10 سال پیش با همسرم و دو نفر از دوستان در منزل آنها.

6- آیا اعتقاد دارید که معتادین خودشان معلم همدیگر می شوند؟ بله؛ مثلا" وقتی من تریاک می کشیدم دودش را با دهان بیرون می دادم دوستم وقتی متوجه شد گفت مواد را هدر می دهی از بینی بیرون بده تا اثر بهتری هم داشته باشد.

7- الگوی مصرف شما کی بود؟ دوستم.

8- اولین بار که مصرف کردید از مواد چی گرفتید و چطور جذب شدین؟ اولین بار که کشیدم حالم بد شد اما آن جمع دوستان و بزم و دورهمی برایم لذت داشت و من را از مشکلات دور می کرد و آرام می شدم و خلق و خویم بهتر می شد.

9- بعد از چه مدت دوباره مصرف کردید؟ یک ماه بعد از اولین مصرف دوباره شروع کردم.

10- جذابیت اعتیاد برای شما چی بود و چی به شما داد؟ اعتماد به نفس

11- موادتون را چگونه تهیه می کردین؟ آیا سریع مصرف شما بالا رفت یا خیر و یا مواد دیگری اضافه شد و چند مصرفی شدید؟ در منزل خودمان و یا منزل دوستم همیشه در دسترس بود. طولی نکشید که از یکی دو دود به مصرف بی رویه رسید. بعد از دوسال تریاک جایش را به شیره داد و بعد سیگار و الکل هم اضافه شد. وقتی شیره را شروع کردم دیگر تریاک هم جوابگوی من نبود و از تریاک خوشم نمی آمد. لذت شیره برایم بیشتر بود.

12- به نظرتون در دوره اعتیاد مهمترین چیزی که اعتیاد از شما گرفت چی بود؟ و کلا چه چیزهایی را به خاطر اعتیاد از دست دادین؟ از همه مهمتر دیگر اطرافیانم را آن طور که می خواستم دوست نداشتم. و در کل اعتماد به نفس و زیبایی را از من گرفت. جایگاهم در خانواده از بین رفت و دیگر احترامی برایم قائل نبودند.چه خمار بودم چه نشئه در هر دو صورت حالم بد بود. قبل از مصرف خیلی دوست داشتم درس بخوانم اما ناتوانی و بی حوصلگی از مصرف مداوم مانع از ادامه تحصیل شد.

13- تلخ ترین خاطره ای که در دوران اعتیاد داشتین چه بود؟ موضوعی که هنوز هم ازیادآوریش وحشت دارم دورانی بود که همسر دایی ام که خودش در NA بود تصمیم گرفت مرا در منزلشان ترک بدهد چشمتان روز بد نبیند مرا یک هفته در منزشان حبس کردند و چند خانم دیگر هم از آن گروه آمدند مرا در فصل سرما زمستان چندین مرتبه در ساعات مختلف شب و روز با آب یخ حمام می بردند . وقتی دیگر توان این کار را نداشتم مرا به زور می بردند بسیار زجر آور بود و وقتی یک هفته تمام شد و من به منزل خودمان برگشتم مدام تلفنی و یا حضوری من را تهدید می کرد که . . . .مابقی در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/05/27 توسط مسافر مونا |

با آرزوی رهایی از بند افیون و تولدی دوباره برای تمامی سفر اولی های عزیز کنگره 60 اعلام می نمایم؛ روز سه شنبه مورخ 1393/5/26 جشن رهایی دو نفر از خانم های مسافر را به گرمی هر چه تمامتر برگزار نمودیم.

 

خلاصه سخنان استاد:

خانم مرضیه ضمن تبریک این روز زیبا به آقای مهندس خانم راد و حاضرین در جلسه فرمودند:

خانم سارا را مصرف قرص و شیشه داشتند. هجده سالشان بود که وارد کنگره شدند. خیلی بالا و پایین داشتند که بتوانند در مسیر قرار بگیرند. من دو نفر رهجوی هجده ساله داشتم و شب ها قبل از خواب به آن ها فکر می کردم تا بدانم چطور با ایشان برخورد کنم چون واقعاً متفاوت است کسی که هنوز نمی داند در زندگی چه می خواهد.

خیلی برایم مشکل بود که بتوانم دو نفر هجده ساله را در این مسیر به راه بیاورم. خوشبختانه خانم سارا یکی از حسن هایشان این بود که کلاس ها را می آمدند و به حرف گوش می کردند. به نظر من ایشان از آی کیو فوق العاده بالایی برخوردارند.

خانم سارا امسال در رشته معماری قبول شدند. امیدوارم حافظ سلامتی شان باشند و امیدوارم به درس و زندگی شان با تفکر ادامه بدهند و هیچوقت بی تفکر و بی مهابا و بی گدار به آب نزنند.

مادر خانم سارا در سفر اول هستند امیدوارم روزی جشن رهایی ایشان را هم بگیریم و آرزو می کنم زندگی شاد توأم با سلامتی را در کنار یکدیگر داشته باشند.

 

خانم سارا:

اگر بخواهم از حالم بگویم، من دوستان مصرف کننده زیاد داشتم ولی در این چهار سال، مصرف من از همه آن ها کمتر بود ولی حالم از همه ی آن ها بدتر بود. مصرف می کردم حالم بد بود مصرف هم نمی کردم باز حالم بد بود. توهمات خاصی داشتم.  مثلاً فکر می کردم تمام مریضی های دنیا را دارم. وقتی مصرف می کردم به مادرم میگفتم من سرطان دارم و مادرم از این رفتار من شوکه می شد. فکر می کردم تمام در و دیوار اتاقم را سوسک گرفته و می خواهند مرا بکشند. کارهای خیلی غیر عادی می کردم. سردرد های خیلی زیادی داشتم که در نهایت به چشمم زد به  دکتر رفتم به من گفتند شاید ام اس داشته باشم. خدا را شکر کنگره را پیدا کردم. از بنیان گذار کنگره 60، خانم راد و راهنمای عزیزم که خیلی برایم زحمت کشیدند متشکرم. هیچوقت فکر نمی کردم روزی برسد که من دیگر شیشه مصرف نکنم.

خانم: سارا

مصرف: شیشه

راهنما: خانم مرضیه

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 13 ماه

رهایی: 5 روز

خانم نرگس (مادر خانم سارا):

اول از همه خدا را شکر می کنم که سرانجام این روز را دیدم. با تجربه ای که راجع به مواد داشتم، در طی سالهای گذشته درمان مواد را محال می دانستم. دوستان زیادی داشتم که در زمان خودشان در جامعه خیلی مطرح و موفق بودند. طی سال ها به گوشم می رسید که یکی بعد از دیگری به خاطر مصرف مواد به چه روزی افتادند. یک نفر ورزشکار قهرمانی بود که در استرالیا کنار خیابان افتاده بود. آن دیگری در حمام مرد که تا سه روز جنازه اش آن جا بود. با این تفاصیل فکر می کردم درمان اعتیاد غیر ممکن است. وقتی سارا مصرف کننده شد میدانستم هیچ درمانی برایش وجود ندارد. خیلی ناامید بودم و به درگاه خداوند التماس می کردم و از او می خواستم که راه درمانی پیدا شود. تا این که با کنگره آشنا شدیم.

از آقای مهندس و خانم راد تشکر می کنم که همیشه حمایت شان پشت سر سارا بوده است. از گروه مرزبانی خانم زهرا و سودابه تشکر می کنم. از خانم مرضیه تشکر می کنم که مثل یک مادر دلسوزی کردند.

به عنوان یک مادر از سارا خواهش می کنم. تا زمانی که کنگره پابرجاست از کنگره جدا نشود.

خلاصه سخنان استاد:

خانم فائزه نیز ضمن تشکر از آقای مهندس و خانم راد و حمایت هایشان و تبریک این روز با شکوه، فرمودند:

خانم مرسده به علت بیماری هایشان سفرشان دو سال طول کشید. یکی بیماری سرع شان بود که باعث شد وضعیت شان در طول سفر خیلی بالا و پایین شود و بیماری دیگرشان سرطان بود که درمان شدند. خانم مرسده راهشان بسیار دور بود از کرج می آمدند. همه جلسات را حضور داشتند. خیلی خوب سفر کردند. همسفر خانم مرسده (خانم نسرین) خیلی در این راه به ایشان کمک کرد. خانم مرسده خیلی حالشان بد بود. غش هایی که می کرد، خیلی ترسناک و خطرناک بود. یک دفعه در لژیون قفل می شد. خدا را شکر چنین جایی هست که یک سری بیماری هایی که غیر قابل درمان است، در کنار درمان اعتیاد آن ها نیز درمان می شوند. امیدوارم خانم مرسده حافظ این رهایی باشند. به خانم کیمیا دخترشان که خیلی حامی مادرشان بودند تبریک میگویم.

خانم مرسده:

خدا را شکر می کنم. از آقای مهندس، خانم راد، خانم فائزه و تمام راهنماها تشکر می کنم. من سال ها در بستر بیماری بودم و فقط با مورفین مرا نگه می داشتند. همین طوری گذشت تا به مورفین عادت کردم. اصلاً فکرش را نمی کردم درمان شوم. هفته پیش آزمایش دادم و منفی بود و باورم نمی شد. یخ کرده بودم که جواب منفی بود. از خانم نسرین، خانم مهنوش، خانم فاطمه و همه که دست به دست هم دادند که یک سفر عالی داشته باشم، تشکر می کنم. از دخترم که پا به پای من آمد تشکر می کنم. امیدوارم هیچ کس به این درد دچار نشود و اگر شد با کنگره آشنا شود تا به درمان برسد.

خانم: مرسده

راهنما: خانم فائزه

مصرف: مورفین و داروهای سرطان و سرع

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 2 سال

رهایی: 26 روز

خلاصه سخنان استاد:

خانم فاطمه ضمن تبریک به همه حاضرین در جلسه فرمودند:

یک خسته نباشید جانانه به خانم نسرین می گویم ایشان همسفر چندین نفر در کنگره هستند. یکی از خوبی های خانم نسرین این است که می گویند: اگر من کاری می کنم، به خاطر دلم می کنم. حسن دیگر ایشان این است که به کاری که میکنند ایمان دارند و فرمانبردار خیلی خوبی هستند. امیدوارم که همه درکنار هم سفر دوم خوبی داشته باشند.

 

خانم نسرین (همسفر):

بعضی چیزها را از بچگی به ما یاد داده بودند ولی مصداق آن ها را در جامعه ندیده بودیم و نمی توانستیم عمل کنیم. مثل این که هر مشکلی برایتان پیش آمد آیت الکرسی بخوانید. این جا که آمدم ناخود آگاه این سوره را خواندم و مصداقش را این جا پیدا کردم. آقای مهندس مصداق این آیه خداوند هستند (اللهُ ولی الذین آمنو یخرجهم من الظلمات الی النور)؛ آقای مهندس ابتدا در تاریکی بودند و خداوند کمکشان کرد و از تاریکی به سمت نور هدایت شدند. ایشان این نور را که گرفتند، شروع به بازتاب کردند و راهنماهای کنگره 60 بازتاب این نور هستند. این نور، نور سلامت، آگاهی، دانش و نجات خانواده هاست و این انشعاب نور تا همه جا رفته است و هیچ کدام از این سی دی ها تکراری نیست؛ یعنی آگاهی روی آگاهی. از تازه واردینی که جواب سلام من را دادند تشکر می کنم و به رسم کنگره می گویم برای انجام این عمل عظیم شکر شکر شکر.

 

خانم کیمیا (دختر خانم مرسده):

از آقای مهندس خانم راد و خانم فائزه راهنمای مادرم تشکر می کنم که مادرم را به این جا رساندند . از خانم فاطمه، خانم مهنوش و خانم نسرین هم به خاطر این که به مادرم کمک کردند، تشکر می کنم. الآن مدتی است که مادرم دیگر سردرد ندارد و دیگر غش نمی کند و من خیلی خوشحالم که به سلامتی رسیده است.

 

در انتها بنده نیز از طرف گروه وبلاگ نویسان خانم های مسافر این رهایی های  ارزشمند و شیرین را به خانواده بزرگ کنگره 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم.

 

 

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/05/27 توسط مسافر فریده |

 با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 1393/5/26 جشن  یک سال رهایی خانم رکسانا رهجوی خانم راد را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام ...

خانم رکسانا

در نقطه ای که ناری بودید، تبدیل شدن به نور یعنی بازگشت به خود. حکم عقل را در جهان جسم و جان پذیرا باشید تا به توانایی های بیشتری دست یابید.

اولین سال رهائیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم راد ضمن تبریک این روز زیبا فرمودند:

خانم رکسانا دقیقاً حالت های یک شیشه ای که وقتی وارد کنگره می شود را داشت. با شرایط خیلی بدی وارد کنگره شد. اوایل در لژیون من نبودند. وقتی میخواستند مشارکت کنند، صحبت هایشان با آموزش های کنگره خیلی فاصله داشت. کاملاً به هم ریخته و پر از اضطراب بودند. دائم در جو روحانی بودن و نذری دادن بودند و فکر می کردند درست حرکت می کنند و می گفتند: من نورها را می بینم و درک می کنم. یک شرایط خیلی به هم ریخته ای داشتند. ولی خوشبختانه وقتی وارد لژیون شد توانست خودش را با کلاس و بچه ها وفق بدهد و با گوش دادن و آموزش گرفتن خیلی شرایط اش عوض شد و الآن خیلی ساکت شده است و دقیقاً ساکت شدن برای یک شیشه ای آغاز یک حرکت و تغییر است و این برای رکسانا پیش آمد. خیلی به تعادل رسید. اصلاً غر نمی زد. هر چه به او می گفتم انجام میداد. هر کاری که در سفر اول به عهده اش می گذاشتم انجام می داد. مرتب کلاس ها را می آمد. خیلی راغب بود به درس گوش دادن و حل کردن مشکلات اش و این ها خیلی به او کمک کرد. در سفر دوم هم خیلی راحت توانست خدمت بگیرد. درسفر اول مشکلات خیلی زیادی داشت ولی توانست استقلال مالی اش را به دست بیاورد. یک خانواده ای به هم ریخته ای داشت. دو دختری دارد که دائم به فکرشان بود. خیلی شرایط سختی داشت و فکر می کرد باید از کنگره برود و یک سر و سامانی به زندگی اش بدهد بعد به کنگره برگردد به او گفتم: تا خودت تغییر نکنی هیچ چیزی تغییر نمیکند و این را پذیرفت و دیدیم که از نظر مالی و ورزش چقدر تغییرات مثبت کرد. خانم رکسانا مسئولانه برای خدمت آماده است و واقعاً کم نمی گذارد. در خانواده اش هم همین طور است. امیدوارم به آن چیزهایی که در سفر دوم می خواهد و به کمک راهنمایی برسد. و آن چیزهایی که واقعاً حق اش است بتواند به دست بیاورد چون واقعاً دارد تلاش می کند.

 

خانم: رکسانا

مصرف: شیشه

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 16 ماه

رهایی: یک سال و یک ماه 5 روز

رشته ورزشی: ایروبیک

خانم رکسانا:

در درجه اول خدا را شاکرم که سلامتی ام را به دست آوردم و دوباره توانستم یک فرد مفیدی برای خانواده ام، بچه هایم و حتی خودم باشم. از خانم راد خیلی سپاسگزارم. من وقتی وارد کنگره شدم، این شخصی که الآن شما می بینید، نبودم و الآن هر چه هستم همه نتیجه زحمت های خانم راد است هر چه دارم از خانم راد دارم. استقامتشان را الگو قرار دادم. خیلی خوشحال هستم که در میان شما دوستان خوب قرار دارم. کنگره مثل یک باغ گل می ماند و هر کدام از شما مثل گلی هستید که اگر یک روز در این باغ نباشید، نبودتان را حس می کنم. وقتی که نیستید سر نماز دعا می کنم که دوباره به کنگره برگردید.

به خانم راد واقعاً خسته نباشید می گویم چون تنها خانمی بودند که روزی دست خودشان را به عنوان یک مسافر بلند کردند. برایتان آرزوی سلامتی می کنم امیدوارم هر چه از خداوند می خواهید بهترین هایش نصیب شما شود. از آقای مهندس خیلی ممنوم. روز اول که وارد کنگره شدم وقتی آقای مهندس را دیدم خیلی انرژی گرفتم و گفتم وقتی آقای مهندس و خانم راد توانستند، پس من هم می توانم. از خانم مونا ممنونم به خاطر انرژی که به ما در ورزش می دهند. از خواهرم رزیتا که مرا با کنگره آشنا کرد متشکرم. ایشان حال خرابی های مرا در منزل تحمل می کردند. از دخترانم به خاطر حال خرابی هایم عذر خواهی می کنم در این دو سال مادر خوبی برایشان نبودم ولی عاشقانه دوست شان دارم.

در پایان:

 خانم آیدا دختر خانم رکسانا متنی بسیار زیبا را از طرف خود و خواهرشان، تقدیم مادرشان کردند که همه حاضرین در جلسه را تحت تأثیر قرار دادند.

آرزو ...  

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس و خانم راد

آرزوی دوم:  در دنیا هیچ مصرف کننده ای نباشد و همه به سلامتی برسند.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/05/26 توسط مسافر فریده |

                                                     

اين جمله را به كرات از زبان آقاي مهندس شنيده ايم و حتي دستور جلسه اي با عنوان جهان بيني ورزش در دستور جلسات ساليانه کنگره گذاشته شده است كه اهميت اين موضوع را نشان مي دهد. مسافران کنگره 60 در رشته هاي مختلف ورزشي مثل تيروكمان، فوتبال، كشتي، راگبي، واليبال و .... به صورت كاملاً حرفه اي مشغول به فعاليت هستند و حتي ورزشكاراني از کنگره به تيم ملي دعوت شده اند كه هر كدام افتخار آفرين بوده اند و به راستي ورزش، مكمل درماني است و بايد از نيروي ذخيره شده در بدن استفاده شود و آمادگي جسماني را بالا ببريم تا قالبي كه در طول سفر ساخته مي شود قالبي محكم و استوار باشد زيرا اگر به طور متوسط 70 يا 80 سال عمر كنيم اين قالب جسم است كه بايد به ما سرويس بدهد تا با آن بتوانيم لحظات خوشي داشته باشيم نه اينكه يك چيز كج و معوج باشد كه اگر سر خم كنيم مهره گردن از جایش خارج شود. بدن نياز به انعطاف دارد.

ما انسانها 3 تا سن داريم:1- سن شناسنامه 2- سن روحي و رواني 3- سن فيزيولوژي و گاهي مي بينيم فردي با 21 سال سن، شانه هايش خم شده و قوز کرده است و هزار مشكل و بيماري دارد اما فردي با 70 سال سن بنيه اي قوي و اندامی مرتب و منظم و با انرژی و قدرت و توان بالا دارد چون ورزشكار است و قالب جسم ساخته شده و اين مسئله روي سن شناسنامه و سن روحي و رواني تاثير گذار است.

در مقوله ورزش، خانم هاي مسافر هم، در رشته  ايروبيك فعاليت دارند و حتي افرادي كه در سفر اول هستند، در كلاسهای ايروبيك شركت مي كنند و بدين وسيله از تأثير بيشتري بهره مند مي شوند و آمادگي جسماني خود را نيز بالا مي برند البته بعد از سفر اول به جاي 1 ساعت ورزش در هفته،زمان بيشتري اختصاص به فعاليتهاي ورزشی داده می شود. همان طور كه آقاي مهندس تأكيد كرده اند، بيماري و يا درد هاي جسماني نبايد سد راه ورزش كردن ما شود. اگر مشكل داريم از 20 حركت ورزشي 5 تا از آن ها را انجام دهيم و يا حركت پرشي انجام ندهيم حركت كششي را انجام دهيم تا قدرت و توان بدني ما بالا برود و از زندگي لذت ببريم و حال خوش را تجربه كنيم.

با تشکر از خانم فاطمه (همسفر) از لژیون خانم فاطمه برای تهیه مطلب و خانم رکسانا برای تایپ مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/05/25 توسط مسافر مونا |

به نام قادر مطلق

یک مصرف کننده بعد از رهایی اساساً چیزهایی را می بیند که در گذشته آن ها را نگاه می کرد ولی نمی دید؛ اینک عطر و طعم زندگی، طبیعت، دوست، خانواده، مردم و روابط اجتماعی همه و همه در زیر زبان و ذهن وی به طور کلی تغییر یافته است.

 

 

حرکت به سوی نور: 

در کنگره 60 آموختیم که هیچ موجودی در روی کره ی زمین نمی تواند در حال سکون باشد، زیرا یک جا ماندن و بی حرکتی باعث پوسیدن و نیستی می شود. حال بعضی حرکت ها محسوس و بعضی نامحسوس است مانند رشد یک گل سرخ؛ در ابتدا غنچه و بعد از چندی می شکفد و تبدیل به گل می شود و رنگ قرمز پیدا می کند.

گل سرخ از حالتی به حالت دیگر منتقل شده است این همان است که آقای مهندس می فرمایند: اگر تغییری نباشد، تبدیل و ترخیص وجود ندارد و حرکت انسان هم مانند گل سرخ در طول زمان صورت می گیرد.

حالا عامل حرکت و تغییر در کنگره چیست؟ آموزش های کنگره، سی دی های آموزشی و نوشتارها که راهنمایان و کمک راهنمایان عزیز با دقت زیاد آن را تدریس می کنند، زمان می گذارند تا مسافران آموزش لازم را ببینند و تغییر و حرکت کنند، دوره به دوره پیش روند و با تمام عشق این کار را به انجام رسانند.

یک مسافر بعد از رهایی پیرامون خویش را نگاه کند، مشاهده می کند چه چیزهایی تغییر کرده است؛ اول خودش را می بیند که در طول زمان معین تغییر و تبدیل یافته، نوع نگاهش به زندگی تحول پیدا کرده و نگاهش به زندگی دیگر یک نگرش افیونی قبلی نیست، زیرا اکنون آگاهتر و هوشیارتر شده.

یک مصرف کننده بعد از رهایی اساساً چیزهایی را می بیند که در گذشته آن ها را نگاه می کرد ولی نمی دید؛ اینک عطر و طعم زندگی، طبیعت، دوست، خانواده، مردم و روابط اجتماعی همه و همه در زیر زبان و ذهن وی به طور کلی تغییر یافته است. اکنون متوجه تفاوت ژرف خود با گذشته می شود.

علت این اختلاف چیزی نیست، جز آن که وی از جای قبلی خویش با گام تفکر حرکت کرده به جلو آمده و هرگز به طول زندگی فکر نمی کند، بلکه پیوسته به عرض زندگی می اندیشد به عبارتی به چقدر زیستن نمی اندیشد؛ به چگونه زیستن می اندیشد. دیگر لذت های آنی برایش دلپذیر نیست زیرا آگاه است که: لذت های آنی غم های آتی را در بر دارد.

بزرگان بر این باورند که: ترک لذت، خود لذتی است شگرف. البته منظور لذت های کاذب است و می بینیم که چه تفاوت فاحشی میان نوع لذت انسان آگاه و انسان ناآگاه وجود دارد. انسان آگاه گرسنگی روح را بیشتر احساس می کند تا گرسنگی تن را.

نوشتارهای کنگره 60 این را به مسافران می آموزد که دیگر تو آن آدم قبلی نیستی و در درونت انسان دیگری متولد شده، تو دیگر با خودت آشتی کردی، دیگر آن مصرف کننده قبلی نیستی، فکر کردی، حرکت کردی و انسان بودن و مسئول بودن را آموختی.

کنگره 60 مسافران و همسفران را لبریز از عشق می کند.

 

با تشکر همسر مریم

 

نوشته شده توسط همسفر، خانم مریم از لژیون خانم فاطمه (گروه همسفران) 

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/05/23 توسط مسافر فریده |

  

اخبار ورزشی

روز یکشنبه مورخ 1393/5/19 کلاس ایروبیک خانم های مسافر رأس ساعت 10:45 با حضور مسافران و همسفران و برخی کمک راهنمایان عزیزمان برگزار شد و در ساعت 11:45 به پایان رسید.

ابتدا ورزش را با حرکات کششی آغاز و با دوی نرم و حرکات ایروبیک ادامه دادیم و پس از 30 دقیقه گرم کردن به تمرین های قدرتی با کش پرداختیم.

در انتها بدن را سرد کرده و همه با روحیه ای مضاعف و چهره هایی بشاش به کارمان خاتمه دادیم.

در پایان از خانم مونا مربی ورزش خانم های مسافر تشکر می کنیم.

 

با تشکر از خانم فاطمه رهجوی خانم فاطمه برای تهیه گزارش

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1393/05/22 توسط مسافر فریده |
.: Weblog Themes By : Congress 60 :.