" وب لژيون خانم راد شعبه آكادمي "
" راهنماي درمان اعتياد ويژه خانمهاي مصرف كننده مواد مخدر "

" کارگاه آموزشی  کنگره ۶۰ ویژه خانم های مسافر "

  روزهای یک شنبه ساعت 13:30

روزهای سه شنبه ساعت 12:00

در شعبه آکادمی برگزار می گردد.

 

" مشاوره تازه واردین توسط بنیانگزار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام صورت می گیرد "

 

 خانم ها میتوانند در محیطی کاملاً مطمئن که توسط دیگر خانم های مسافر اداره می شود به درمان برسند و در طول درمان از کلاسهای ورزش که در روزهای یکشنبه ساعت 11:00 صبح برگزار می شود و به صورت رایگان است استفاده نمایند.

آدرس نمایندگی آکادمی جمعیت احیای انسانی کنگره 60 :

میدان هفتم تیر - خیابان بهار شیراز - ابتدای سهروردی جنوبی - نبش کوچه صدری - پلاک 3

اساس کار ما بر مبنای محبت ، عقل و ایمان است "

نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/04/18 توسط مسافر مهرانا |

با آرزوی رهایی تمامی سفر اولی ها از بند اهریمن اعلام می تمایم روز یکشنبه مورخ 1393/7/27 جشن رهایی یک نفر از خانم های مسافر از شعبه اصفهان رهجوی خانم مژگان را به گرمی و شور و شوق فراوان برگزار نمودیم. 

  

خلاصه سخنان استاد:

خانم مژگان ضمن تبریک به مناسب ورود خانم اشرف به سفر دوم فرمودند:

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهیست. امیدوارم این امانت هایی که در اختیارم قرار می دهند را با درمان واقعی صحیح و سالم تحویل کنگره بدهم. من مالک رهجو نیستم فقط کسی هستم که یاد آورنده هستم.

خانم اشرف مصرف تریاک داشتند. خیلی خوب سفر کردند. اصلاً اذیت نکردند. خیلی خانم خوب و متینی هستند. ایشان سواد ندارند ولی خیلی قشنگ و عاشقانه پیام ها را حفظ می کنند. به خانم اشرف و دخترشان که همسفر خیلی خوبی هم برای مادرشان و هم پدرشان بودند تبریک می گویم.

 خلاصه صحبت های خانم اشرف:

از راهنمای عزیزم خانم مژگان خیلی تشکر می کنم. از آقای مهندس، خانم راد و خانواده بزرگ کنگره 60 تشکر می کنم. خیلی خوشحالم که این جا هستم. همیشه از این که یک مصرف کننده بودم ناراحت بودم، ولی از زمانی که آمدم کنگره، روزی چند مرتبه خداوند را شکر می کنم که مصرف کننده شدم و کنگره را پیدا کردم.

خانم اشرف

مصرف: تریاک

راهنما: خانم مژگان

روش درمان: DST با OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14 ماه

رهایی: 1 روز

خانم بهار همسفر:

این اتفاق بزرگ زندگی ام را اول به آقای مهندس خانم راد و راهنمای مادرم خانم مژگان تبریک می گویم. ایشان خیلی برای مادرم زحمت کشیدند. به راهنمای خودم که خیلی جای شان این جا خالی است تبریک می گویم. امیدی به درمان مادرم نداشتم تا این که پدرم به کنگره آمدند و مسافر شدند بعد مادرم به کنگره آمدند و خیلی به کنگره علاقه مند شدند. من تمام روزها و خاطرات تلخ گذشته را فراموش کردم و این بغض من به خاطر شادی است. الآن به پدر و مادرم افتخار می کنم.

آقای محمود همسفر:

از آقای مهندس، از خانواده ی بزرگ کنگره 60 که مثل خانواده خودم هستند. از تمام قسمت هایی که در کنگره زحمت می کشند تشکر می کنم.

بنده هم از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر این رهایی بزرگ را خدمت خانم اشرف و همسفران عزیزشان همچنین به یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می کنم و برایشان بهترین خواسته ها را آرزومندم. 

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/07/28 توسط مسافر فریده |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ امروز  یکشنبه مورخ 1393/7/27 جشن یک سال رهایی خانم نازی رهجوی خانم فائزه را به گرمی برگزار نمودیم.

 

 ... پیام 

خانم نازی 

شما با حرکت درست در طول مسیر درمان شاهد ذوب شدن یخ ها بودید. امید است با خدمت، به رشد بیشتری دست یابید.

اولین سال رهائیتان مبارک 

خلاصه سخنان استاد: 

خانم فائزه ضمن تبریک اولین سال رهایی خانم نازی فرمودند: 

خانم نازی با به هم ریختگی خاص خودشان به کنگره آمدند. ایشان از زمان کودکی مصرف کننده شدند، چون پدر و مادرشان مصرف کننده بودند. از زمان سه یا چهار سالگی به ایشان مواد می دادند. یک بار اقدام به ترک کردند ولی موفق نشدند. ایشان به دنبال بهترین راه می گشتند و کنگره واقعاً بهترین جایی هست برای هر کسی که به دنبال درمان می گردد. خانم نازی خیلی عالی سفر کردند. شخصیت خیلی ساکتی دارند خیلی بی حاشیه هستند. برای سفرشان خیلی زحمت کشیدند. امیدوارم از این به بعد با خدمت کردن بیشتر به دنبال حال خوب باشند. به دختر گل شان هم که پا به پای مادرشان آمدند، تبریک می گویم.

 

خلاصه صحبت های خانم نازی: 

از بنیان کنگره آقای مهندس تشکر می کنم. خانم راد را خیلی دوست دارم از ایشان تشکر می کنم. یادم می آید یک بار که مواد برای مصرف نداشتم، خیلی حالم بد شد وقتی به خودم آمدم، دیدم فرزندانم دور مرا گرفته اند و گریه می کنند. الآن خیلی خوشحالم. حالم خیلی خوب است و در محل کارم هم خیلی انرژی دارم. زندگی ام را مدیون کنگره و راهنمای عزیزم خانم فائزه هستم.  ایشان خیلی به من کمک کردند. زندگی و بچه های مرا به من برگرداندند. از راهنمای دخترم خانم فاطمه هم خیلی متشکرم. از دختران گلم که پا به پای من آمدند و به من روحیه دادند، خیلی تشکر می کنم.

خانم نازی

مصرف: تریاک و شیره

راهنما: خانم فائزه

روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 12 ماه و 15 روز

رهایی: یک سال و 21 روز

آرزو:   

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس، خانم راد و راهنمای خوبم خانم فائزه 

آرزوی دوم: در دلشان آرزو کردند.

خلاصه صحبت های خانم زیبا همسفر:

از آقای مهندس، خانم راد، خانم فائزه و راهنمای عزیزم خانم فاطمه متشکرم. مادرم خیلی حال اش بد بود. وقتی مصرف کننده بودند، خیلی به من و خواهرم سخت گذشت، ولی خدا را شکر که مادرم کنگره را پیدا کرد و این جا به درمان رسید و الآن چیزی برای ما کم نمی گذارد. 

بنده از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر این روز بسیار زیبا را به خانم نازی و دختران گلشان و به یکایک خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض می کنم و برایشان بهترین خواسته ها را آرزومندم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/07/27 توسط مسافر فریده |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم امروز یکشنبه مورخ 1393/7/20 جشن یک سال رهایی خانم طوبی رهجوی  خانم روجا  را با شور بسیاری برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم طوبی

در انجام کارهایتان به نقطه های بسیار با ارزش فکر و عمل نمائید تا همچنان در مسیر درست در حرکت باشید.

اولین سال رهائیتان مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم روجا ضمن تبریک به مناسبت اولین سال رهایی خانم طوبی فرمودند:

خانم طوبی با مصرف تریاک و به هم ریختگی خیلی زیاد وارد کنگره شدند. اوایل مصرف شان را انکار می کردند و می گفتند: من از لحاظ روانی حالم بد است. اما وقتی خواستند و تصمیم گرفتند، خیلی خوب سفر کردند. اوایل خیلی انتظار داشتند دیگران مشکل شان را حل کنند و اصلاً نمی توانستند روی پای خودشان بایستند، ولی آرام آرام با گوش دادن و نوشتن سی دی ها و مشارکت کردن خیلی بهتر شدند. من از ایشان راضی هستم. خانم طوبی توانایی های زیادی دارند و اگر بخواهند می توانند نیروهای درون خودشان را بشناسند و بدانند که وقتی خدمت می کنند حال خودشان خوب می شود. خیلی برایشان خوشحالم و بهترین ها را برایشان آرزو می کنم.

خانم طوبی

مصرف: تریاک

راهنما: خانم روجا

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 12 ماه و 15 روز

رهایی: یک سال و یک ماه

 

آرزو ... 

آرزوی اول: سلامتی جناب آقای مهندس، خانم راد، راهنمای عزیزم و تمام راهنمایان محترم

آرزوی دوم: هر جایی مصرف کننده ای هست و می خواهد رها شود، ولی راهش را پیدا نمی کند، خداوند اذن ورود  به کنگره را به او بدهد.

:خلاصه صحبت های خانم طوبی

از خداوند ممنونم که اذن ورود به کنگره را به من داد تا به درمان برسم. من دیگر از هیچ چیزی لذت نمی بردم. کنگره چیزهایی را که طی سال ها از دست داده بودم به من برگرداند. وقتی همسرم متوجه مصرف من شد، انگار دنیا روی سرش خراب شد. خیلی تلاش کردم به درمان برسم ولی امکان پذیر نبود. از دوست ام متشکرم که راه کنگره را به من نشان داد. از آقای مهندس و سرکار خانم راد بی نهایت متشکرم که چنین مکان امنی را در اختیار ما قرار دادند. اگر خانم راد نبودند و دست شان را به عنوان مسافر بلند نمی کردند، الآن هیچ کدام از ما این جا نبودیم. از راهنمای عزیزم خانم روجا خیلی ممنونم. ایشان تمام چیزهایی را که نداشتم به من دادند. عشق و محبت را به من دادند. امیدوارم که رهجوی خوبی برای ایشان باشم. 

خلاصه صحبت های خانم زینب همسفر:

از آقای مهندس، خانم راد و خانم روجا خیلی متشکرم. همسر من مصرف کننده است و هنوز نقطه تفکرش بیدار نشده است. از همه شما می خواهم که دعا کنید همسر من هم به درمان برسد.

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر به یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می کنم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/07/20 توسط مسافر فریده |

با آرزوی رهایی از بند اهریمن برای تمامی سفر اولی های کنگره 60 اعلام می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 1393/7/15 جشن رهایی یکی دیگر از خانم های مسافر خانم زهره رهجوی خانم مرضیه را با گرمی و شور و شعف بسیار برگزار نمودیم.

خلاصه سخنان استاد:

خانم مرضیه ضمن تقدیر و تشکر از آقای مهندس، سرکار خانم راد و تبریک به مناسبت ورود خانم زهره به سفر دوم فرمودند:

خانم زهره با مصرف الکل و تریاک وارد کنگره شدند. ایشان می دانستند اگر قرار هست درمانی باشد، فقط در کنگره است. خانم زهره در طول سفر واقعاً سرشان را با سر راهنما عوض کردند و حرف گوش می کردند و از آن جا که خودشان فرهنگی بودند، می دانستند که اگر آموزش ها را نگیرند و آن ها را پیاده نکنند، به حال خوب نخواهند رسید. ایشان تمام سی دی های آقای مهندس را گوش کردند. من از ایشان راضی هستم. امیدوارم حافظ رهایی شان باشند و زندگی خصوصی و اجتماعی پر بارتری داشته باشند.

خلاصه صحبت های خانم زهره:

خانم زهره نیز ضمن تشکر از آقای مهندس، خانم راد و همه دست اندرکاران کنگره  این گونه ادامه دادند:

با اصرار خانواده ام به کنگره آمدم. اولین روزی که خدمت آقای مهندس رسیدم ایشان گفتند: برای درمانت باید 11 ماه زمان بگذاری. برای خودم مسأله ای نبود ولی وقتی به همسرم گفتم؛ ایشان اصلاً راضی نبودند و گفتند 11 ماه زمان زیادی است، ولی من به همسرم گفتم: این جا ترک اعتیاد نیست، درمان اعتیاد است. در طول این مدت، سی دی های آقای مهندس را، همسرم هم گوش می کردند و رفته رفته به کنگره ایمان آوردند، به طوری که ایشان شعری هم در وصف آقای مهندس سروده اند.

 خیلی دوست داشتم پسرم امروز در این جا بود و مادرش را می دید که به رهایی رسیده است امیدوارم روح اش شاد و شاهد باشد. از راهنمای عزیزم خانم مرضیه خیلی تشکر می کنم. من حال خیلی بدی داشتم. ایشان خیلی برای من زحمت کشیدند؛ من خودم می دانم چه بودم و الآن چه هستم.

خانم زهره

مصرف: الکل و تریاک

راهنما: خانم مرضیه

روش درمان: DST  با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 12 ماه

رهایی: 8 روز

خلاصه سخنان آقای علی همسفر:

اگر بخواهم راجع به کنگره صحبت کنم، آن قدر مقاله و سی دی و کتاب هست، که جایی برای صحبت من نمیگذارد. شخصی که چنین سیستمی را با این نظم اداره می کند، مطمئن باشید از هوش بسیار بالایی برخودار است. آقای مهندس اگر در زندگی شخصی شان به هر کاری دست می زدند، از موفق ترین افراد بودند، ولی می بینیم که وقتشان را برای درمان انسان ها گذاشته اند. ضمن تشکر از آقای مهندس، خواهش می کنم، سی دی ها و جزوات بیشتری در دسترس همسفران قرار دهند تا ما بدانیم چه برخوردی با یک فرد مصرف کننده داشته باشیم. من آموختم و اشتباهات گذشته را جبران کردم و نتیجه اش را هم گرفتم. در پایان از خانم راد و راهنمای همسرم خانم مرضیه بینهایت سپاسگزارم.

بنده نیز از طرف گروه وبلاگ نویسان خانم های مسافر این روز بسیار زیبا را به جناب آقای مهندس دژاکام نگهبان کل کنگره 60، دیده بان خانم های  مسافر سرکار خانم راد عزیز و یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می نمایم. 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/07/15 توسط مسافر فریده |

با سپاس از خداوند بزرگ و تبریک به بنیان کنگره جناب آقای مهندس دژاکام؛ اعلام می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 1393/7/13 جشن یک سال رهایی خانم فریبا رهجوی خانم فاطمه را با شور و شوق فراوان برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم فریبا

شما توانستید به خوبی از این گذرگاه عبور کنید انشاالله با تلاش فراوان بتوانید در راه آموزش و خدمت گام بردارید و در این راه پیروز باشید.

اولین سال رهائیت مبارک

:خلاصه سخنان استاد

خانم فاطمه ضمن تبریک به مناسبت اولین سال رهایی خانم فریبا فرمودند:

خانم فریبا چندین سال مصرف شیشه داشتند. وقتی وارد کنگره شدند خیلی به هم ریخته بودند به طوری که وقتی صحبت می کردند، متوجه حرف هایشان نمی شدم. بریده بریده صحبت می کردند و حالت لکنت داشتند ولی به ایشان این امید را دادم که با آمدن به کنگره حتماً به درمان می رسند.

ایشان همسفر نداشتند. واقعاً تلاش کردند. خیلی حرف گوش می کردند. همه کلاس هایشان را می آمدند و به نشریات کنگره خیلی اهمیت می دادند.

انشاالله در ادامه بتوانند در سفر دوم خدمت بگیرند و به هم نوعان شان که در تاریکی به سر می برند کمک کنند. برایشان بهترین ها را آرزو می کنم.

 

خلاصه صحبت های خانم فریبا:

اول از همه خدواند را شاکرم که بنده کوچک اش را دید و به سمت کنگره 60 هدایت ام کرد. با مصرف مواد، اعتماد و احترام ام در خانواده در حال از دست رفتن بود، اما خدا را شکر با آموزش هایی که در این جا گرفتم، توانستم دوباره اعتبارم را به دست بیاورم. از خداوند خواستارم تمام کسانی را که درگیر مواد مخدرند، راهشان را پیدا کنند و نجات یابند. از خانم راد عریزم خیلی سپاسگزارم از آقای مهندس خیلی متشکرم. از همه راهنماها و مرزبان های محترم متشکرم . از راهنمای عزیزم خانم فاطمه بسیار ممنونم من خیلی مشکلات داشتم. ایشان خیلی صبوری کردند و مادرانه به من آموزش دادند.  

 خانم فریبا

مصرف: شیشه

راهنما: خانم فاطمه

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 11 ماه

رهایی: یک سال

رشته ورزشی: ایروبیک

آرزو ...                                                                       

 آرزوی اول: در دلشان آرزو کردند.

آرزوی دوم: امیدوارم این روش درمان و داروی OT جهانی شود و سایه آقای مهندس و خانم راد بالای سرمان باشد.

خانم فاطمه در پایان نشان یک سال رهایی خانم فریبا را به ایشان اهداء کردند.

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر این رهایی ارزشمند را خدمت یکایک اعضای محترم کنگره 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم.

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/07/13 توسط مسافر فریده |
به امید رهایی تمامی سفر اولی های کنگره ی 60 از بند افیون اعلام می نمایم، امروز سه شنبه مورخ 1393/7/8 جشن رهایی خانم سحر رهجوی خانم پروانه را به گرمی برگزار نمودیم.

خلاصه سخنان استاد:

خانم پروانه ضمن تبریک به مناسبت ورود خانم سحر به سفر دوم و تشکر و قدردانی از آقای مهندس و خانم راد، فرمودند:

خانم سحر مصرف شیشه داشت. اوائل به سختی می توانست در لژیون بنشیند و اصلا آرام و قرار نداشت ولی ایشان می دانست چه می خواهد و برایش جنگید. هدف هایش مشخص بود. سی دی ها را می نوشت و من خیلی از ایشان راضی بودم. مشکلاتی که در طول سفر برایشان پیش آمد، مانع از این نشد که سر کلاس هایشان حاضر نشوند. امیدوارم در سفر دوم حرکت هایشان پویاتر شود چون رهایی حداقل چیزی است که کنگره به ما می دهد. خیلی چیزهای دیگر می توانم کسب کنم. امیدوارم در سفر دوم بیشتر تلاش کند و قدر خانواده اش را بداند و یک زندگی پر از آرامش داشته باشد.

خلاصه صحبت های خانم سحر:

5 سال به شیشه اعتیاد داشتم. در حالی سفرم را شروع کردم که اصلا دلم نمی خواست این کار را انجام دهم. چون اعتقاد نداشتم که به شیشه اعتیاد دارم. همسرم خیلی در این راه به من کمک کرد. همسرم در مورد کنگره تحقیق کرده بود و این جا را به من معرفی کرد. اوایل که به کنگره آمدم ثابت قدم نبودم ولی وقتی تولدها، رهایی ها و اشک های مسافران و همسفران را می دیدم، بیشتر مرا در این راه ثابت قدم کرد. از خداوند متشکرم که به کنگره آمدم. از همسرم تشکر می کنم که خیلی در این راه مشوق من بودند. اگر من روزی حال به کنگره آمدن را نداشتم، ایشان مرا تشویق می کرد و تا کنگره همراهی ام می کرد. در طول این سفر فرزند دوم من به دنیا آمد. از بزرگ مرد کنگره آقای مهندس دژاکام تشکر می کنم. از بانوی بزرگ، خانم راد تشکر می کنم. از استاد عزیزم خانم پروانه جلیلی تشکر می کنم. از دخترم هم که در این راه همسفرم بود و مرا همراهی کرد تشکر می کنم.

خانم سحر

مصرف: شیشه

راهنما: خانم پروانه جلیلی

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 15 ماه

رهایی: 10 روز

 

خلاصه صحبت های آقای محمد همسر و همسفر خانم سحر:

از جناب آقای دژاکام، سرکار خانم  راد و خانم پروانه واقعاً سپاسگزارم که خانواده ما را نجات دادند.

خانم عسل همسفر (فرزند خانم سحر):

خیلی خوشحالم که مادرم بعد از سال ها توانست در این جایگاه قرار بگیرد. از راهنمای مادرم خانم پروانه، آقای مهندس، خانم راد و خانم مهنوش متشکرم که باعث شدند خانواده ما دوباره شکل بگیرد.

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر رهایی خانم سحر را از بند اهریمن به یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 تبریک می گویم و سفر دومی بسیار پر باری را برای ایشان آرزومندم.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/07/08 توسط مسافر فریده |

کارگاه آموزشی کنگره 60 روز یکشنبه مورخ 1393/7/6 با دستور جلسه (با تفکر ساختارها آغاز می گردد بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می رود) با استادی سرکار خانم راد برگزار گردید.

 

سخنان استاد:

 اگر 5 وادی اول را در سفر اول درست یاد بگیریم، برای درمان و رهایی کافی است. یاد گرفتن این نیست که وادی را حفظ کنیم، باید آن را به اجرا در بیاوریم و کاربردی کنیم.

در وادی اول، اولین چیزی که یاد می گیریم، تفکر است، چون تا ما تفکر نکنیم اصلاً موجود نیستیم. هست نیستیم. انسان ها با اندیشه شان وجود پیدا می کنند. انسانی که کل زندگی اش را بدون تفکر می گذراند، هیچ چیزی را نمی تواند تغییر دهد و یک بازنده ی کامل است. اولین چیزی که ما در کنگره یاد می گیریم تفکر درست است.

حالا تفکر درست چیست؟ به خاطر مصرف مواد، ذهن دائماً مشغول است و در سفر اول القائات منفی خیلی زیاد است. همان چیزی که در وادی دوم می گوید: "خوشحالیم که به جنگ خود ادامه می دهیم". یعنی دقیقاً برمی گردد به این که القائات خیلی زیاد است. حالا القائات منفی چطور کم می شود؟ با تفکر درست 

تفکر درست می تواند من را به یک نقطه و به یک معلوم برساند. راهی را برایم روشن کند و زمانی که تفکر درست می کنم، القائات منفی خیلی کم می شود و به صفر می رسد.

قبل از هر چیز باید تفکر کنیم. شاید فکر کنیم تفکر کردن کاری ندارد، ولی روند اعتیاد و وضعیت ما نشان می دهد که اصلا تفکر نکردیم. اصلا تفکری نبوده، همه اش دلم می خواد و دلم نمی خواهد بوده و منطق و تفکری نبوده است. برای شروع تفکر، قبل از هر کاری باید به این فکر کنم که مثلاً: الآن می خواهم بروم بیرون؛  می خواهم خرید کنم؛ چه چیزی بخرم و چه چیزی نخرم؟ به دردم می خورد یا نه؟ یا الآن می خواهم تلفن بزنم؛ چرا می خواهم تلفن بزنم؟

منظورم این است که قبل از این که بخواهیم هر کاری انجام دهیم، اول فکر کنیم و یک دلیل برای انجام آن کار برای خودمان پیدا کنیم.

یا این که در مورد هر کاری که داریم انجام می دهیم، در همان لحظه باشیم و این تمرکز را زیاد می کند. شاید فکر  کنیم همه ی ما تفکر کردن را بلدیم؛ برای دو یا سه دقیقه وقت بگیرید و به یک موضوع آسان فکر کنید. مثل: سیب، گلابی و یا هر چیزی که دوست دارید، بعد از مدتی می بینید خیلی زمان گذشته و ذهن تان به همه جا رفته، به غیر از آن چیزی که باید فکر می کردید. ذهن مصرف کننده به خصوص، خیلی فعال است و باعث می شود نگذارد درست تفکر کند. برای همین است که وقتی در کنگره می خواهم سفرم را شروع کنم و وادی ها را یاد بگیرم، اول باید تفکر کردن را یاد بگیرم. چون اگر تفکر کردن را یاد نگیرم، به هیچ کدام از این وادی ها نمی توانم برسم و اصلاً جذب شان نمی کنم. فقط گوش دادم و گذر کردم، چون کنگره عمق دارد و زمانی به عمق کنگره می رسم که تفکر کردن را یاد بگیرم.

  

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/07/07 توسط مسافر فریده |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم امروز یکشنبه مورخ 1393/7/6جشن یک سال رهایی خانم مرجان رهجوی سرکار خانم راد را با شور بسیاری برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم مرجان

شما با تلاش و سختی فراوان توانستید از طوفان عبور نموده و خود را باز پس بگیرید و نشان دادید که خدمت و آموزش شما را قوی تر نموده در این راه پیروز باشید.

یک سال رهائیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم راد ضمن تبریک به مناسبت این روز بسیار زیبا خطاب به حاضرین در جلسه فرمودند:

خانم مرجان با به هم ریختگی خیلی زیاد وارد کنگره شد. همیشه یک گوشه ای از سالن می نشست و بیشتر با خودش بود. خیلی طول کشید تا متوجه شود درمان به چه صورت است ولی خوشبختانه خانم مرجان خواست که خوب شود و این خیلی مهم است. ایشان همسفر نداشت و یکی از رهجویانی بود که مشکلات خیلی زیادی داشت و از خوبی های خانم مرجان این بود که می آمد و صادقانه صحبت می کرد و راهکار می خواست و آگاهانه حرکت می کرد یعنی هر چیزی را قبول نمی کرد و هر راهی را نمی رفت. از لحاظ مالی خیلی مشکل داشت. ولی با وجود مشکلات زیاد خسته نشد. با مشاوره و حرکت های درست، توانست استقلال مالی اش را به دست آورد. در سفر دوم شروع به خدمت کرد و خدمت خیلی به ایشان کمک کرد. خانم مرجان لیاقت اش را دارد که در جایگاه های بالاتر قرار بگیرد. 

خلاصه صحبت های خانم مرجان:

من با حال خراب وارد کنگره شدم و پوستم کنده شد تا به حال خوش رسیدم. دائماً غر می زدم و گریه می کردم. توصیه من به شما سفر اولی ها این است که کم نیاورید. آقای مهندس می گویند: "فکر کنید تعدادی چک بی محل کشیدید و به دست مردم دادید. حالا باید آن ها را بازپرداخت  کنید". این چک ها خطاهایی بود که من انجام داده بودم. من در زندگی خیلی اشتباه کردم ولی دیگر خسته شده بودم. اگر راه کنگره برای من باز نشده بود، معلوم نبود الآن کجا بودم. از خدواند متشکرم که راه کنگره را به من نشان داد. امیدوارم همه شکرگزار خداوند باشیم که راهنمایانی چنین دلسوز سر راه ما قرار داد تا ما را از این بدبختی نجات دهند، تا راحت بخوابیم و کابوس نداشته باشیم و زندگی خوب و درستی داشته باشیم. دست خانم راد را می بوسم و از آقای مهندس سپاسگزارم.

 

خانم مرجان

مصرف: تریاک

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با روش OT  (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14

رهایی: یک سال و 6 روز

آرزو ...  

آرزوی اول: انشاالله همه راه کنگره را پیدا کنند و به درمان برسند.

آرزوی دوم: اگر اذن اش باشد انشاالله در امتحان کمک راهنمایی قبول شوم.

 

در پایان خانم راد نشان یک سال رهایی خانم مرجان را به ایشان اهداء کردند.

 بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر این روز بسیار زیبا را صمیمانه خدمت خانم مرجان و یکایک اعضای خانواده بزرگ کنگره ی 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم .

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/07/06 توسط مسافر فریده |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم، روز سه شنبه مورخ 1393/1/7 یکی دیگر از مسافران سیگار خانم های مسافر موفق به درمان  با روش DST با نیکوتین خوراکی شد و جشن رهايي ايشان را با شوق بسيار برگزار نمودیم.

خلاصه سخنان استاد (خانم افسانه):

از آقای مهندس، سرکار خانم راد و همه عزیزانی که من و خانم عذرا را یاری کردند، که پا بگذاریم در سفر دوم سیگار، تشکر میکنم.

خانم عذرا خیلی خوب پیشرفت کردند. در لژیون وقتی مشکلاتشان را مطرح می کردند در ادامه هم می گفتند: میدانم که مشکلات من به خاطر ترک سیگارم نیست و می توانم آن ها را حل کنم.

به ایشان خیلی تبریک می گویم. امیدوارم از این به بعد خیلی فعال تر حرکت کنند.

خلاصه صحبت های خانم عذرا:

خیلی خوشحالم که دوباره توانستم این جایگاه را تجربه کنم. از آقای مهندس متشکرم که راه را برای ما باز کردند تا ما بتوانیم در این راه قدم برداریم. در عین حال که من و همسرم روی پروژه سیگار بودیم، پسرم سیگاری شد. من خیلی عذاب می کشیدم و دود سیگار اذیت ام می کرد. ولی کم کم توانستم بر مشکلاتم غلبه کنم.

از خانم افسانه خیلی تشکر می کنم. از خانم راد خیلی متشکرم که واقعاً امنیت را در این جا برای خانم های مسافر فراهم کردند.

خانم عذرا  

مصرف: سیگار

راهنما: خانم افسانه

روش درمان: DST با نيكوتين خوراكي (آدامس نيكولایف)

میزان مصرف نیکوتین خوراکی در شروع سفر: 12 میلی گرم

طول درمان: 14 ماه

رهایی: 9 روز

بنده از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر به یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می کنم و برای این عزیزان سفر دوم بسیار پرباری را از خداوند متعال خواهانم.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1393/07/02 توسط مسافر فریده |

با سپاس از قدرت مطلق و آرزوی رهایی برای تمامی سفر اولی ها از بند اهریمن، اعلام می نمایم؛ امروز سه شنبه مورخ 1393/7/1 جشن رهایی یکی دیگر از خانم های مسافر، خانم فائزه رهجوی خانم میترا را با شور و شوق فراوان برگزار نمودیم.

  

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا خانم میترا ضمن تبریک به مناسبت رهایی خانم فائزه، خطاب به همه حاضرین در جلسه، فرمودند:

خانم فائزه با مصرف قرص و با حال خیلی بد وارد کنگره شدند. ایشان بیماری اسکیزوفرنی داشتند و دچار توهمات بینایی می شدند. در حال حاضر بیرون از کنگره اعتقادی به درمان این نوع بیماری ها ندارند. آقای مهندس محبت کردند ایشان را پذیرفتند. آقای مهندس و خانم راد در تیپر قرص ها و درمان خانم فائزه نظارت داشتند. از ایشان بسیار متشکرم.

خانم فائزه خودشان خواهان رهایی بودند. هم خودشان و هم مادرشان همیشه در کنگره و جلسات حضور داشتند. ایشان وقتی حس هایشان باز شد، آموزش ها را گرفتند. در حال حاضر دبیر لژیون هستند.

خانم فائزه امسال در دانشگاه، در یک رشته خوب قبول شدند. امیدوارم وقتی خداوند این توفیق را به ایشان داد که از این بیماری نجات پیدا کنند، راه های دیگر هم به رویشان باز شود تا بتوانند آموزش بگیرند و خدمت کنند.

 

خلاصه صحبت های خانم فائزه:

اول از آقای مهندس تشکر می کنم. من از نُه سالگی توهمات بینایی شدیدی داشتم. قبل از این که به کنگره بیایم خیلی جاها برای درمان رفته بودم ولی تنها جایی که به آرامش رسیدم کنگره بود. اما همیشه ترس داشتم اگر رها شوم دوباره دچار این توهمات شوم، ولی کم کم متوجه شدم که کاملاً درمان شدم.

خیلی از آقای مهندس ممنونم. از خانم راد متشکرم ایشان به من یاد دادند که وقتی حالم بد می شود بتوانم خودم را کنترل کنم و از مشکل فرار نکنم.

از راهنمای خوبم خانم میترا خیلی متشکرم. اگر ایشان نبودند من الآن این جا نبودم.

از همسفر عزیزم، مادرم خیلی تشکر می کنم. مادرم زمانی که متوجه شدند من این بیماری را دارم همیشه در کنارم بودند و خیلی کمک ام کردند. از پدرم به خاطرحمایت هایشان خیلی تشکر می کنم.

از خانم فاطمه راهنمای مادرم خیلی تشکر می کنم که خیلی به مادرم کمک کردند. از دایی و مادر بزرگ عزیزم خیلی متشکرم.

خانم: فائزه

مصرف: قرص

راهنما: خانم میترا

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 13 ماه

رهایی: 8 روز

رشته ورزشی: ایروبیک

 

خلاصه صحبت های خانم فاطمه ( راهنمای همسفران):

خانم فاطمه واقعاً یک الگوی به تمام معنی برای همسفران هستند. یعنی همان اندازه که برای سلامت و سعادت و آرامش خانم فائزه تلاش کردند، همان قدر هم برای خودشان تلاش کردند. همیشه در همه جا آماده به خدمت هستند.  

در لژیون هم یک نمونه هستند. امیدوارم همین قدر که برای رهایی دخترشان و خودشان کمک کردند، همین اندازه هم برای همسفران دیگر کمک کنند.

خیلی رهایی در کنگره داریم ولی بعضی از رهایی ها در ذهن می ماند. رهایی خانم فائزه هم همین طور است.

خلاصه صحبت های خانم فاطمه (همسفر):

ابتدا خداوند را شاکرم که مرا در بحرانی ترین لحظات، به سمت کنگره هدایت کرد. در تمام کره خاکی هیچ جایی برای درمان فرزندم وجود نداشت. از خانم راد خیلی تشکر می کنم که در طول این سفر ما را راهنمایی کردند. امیدوارم در تمام لحظات زندگی سرشار از عشق باشند. از خانم میترا خیلی تشکر می کنم که در تمام سختی های این راه کنار فرزندم بودند. از راهنمای عزیزم خانم فاطمه خیلی تشکر می کنم. من از درون تخریب های زیادی داشتم و ایشان خیلی کمک ام کردند. از همسرم، پسرم، مادر و برادر عزیزم که خیلی در این راه ما را حمایت و همراهی کردند، متشکرم.

خلاصه صحبت های آقای علی همسفر (پدر خانم فائزه):

از آقای مهندس دژاکام بسیار سپاسگزارم که راهی را پیدا کردند برای درمان بسیاری از بیماری ها.

همین طور از خانم فاطمه راهنمای همسرم، خانم میترا راهنمای دخترم که راهنمایی هایشان همیشه شامل حال ما بوده است و خانم راد بسیار متشکرم.

خلاصه صحبت های آقای حامد مسافر (دایی خانم فائزه):

خوشحال هستم که در این جا حضور دارم. خیلی دوست داشتم امروز شال کمک راهنمایی ام هم گردنم باشد. اکثر خانواده ما یا جز مصرف کنندگان هستند و یا بیماری خاص دارند. خدا را شکر که من و خانم فائزه توانستیم طعم رهایی را بچشیم. برادرم هم مسافر هستند. امیدوارم ایشان هم به رهایی برسند. بسیار از آقای مهندس تشکر میکنم. از خانم راد محترم که خیلی زحمت می کشند و به تنهایی دارند بار خانم های مسافر را به دوش می کشند، تشکر می کنم. امیدوارم همه حس رهایی و شادی را در زندگی شان داشته باشند.

 خلاصه صحبت های مادر خانم فاطمه (همسفر) : 

خیلی خوشحالم که در این جا حضور دارم. خانم فائزه را در خیلی از بیمارستان ها بردیم ولی جواب نگرفتیم. از آقای مهندس خیلی متشکرم که ما را قبول کردند. از دیده بان خانم های مسافر خانم راد خیلی متشکرم از خانم میترا، راهنمای نوه ام خیلی متشکرم. با راهکارهایی که دادند، نوه ام توانست به درمان برسد. از راهنمای دخترم خانم فاطمه خیلی متشکرم.

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویسان گروه خانم های مسافر این رهایی ارزشمند را خدمت یکایک خانواده ی بزرگ کنگره 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم و برای خانم فائزه و همسفرانشان بهترین خواسته ها را از خداوند بزرگ آرزومندم.

 

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/07/01 توسط مسافر فریده |

با سپاس از خداوند بزرگ و تبریک به بنیان کنگره جناب آقای مهندس دژاکام؛ اعلام  می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 1393/6/30 جشن یک سال رهایی خانم شهناز رهجوی خانم میترا را با شور و شوق فراوان برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم شهناز

با تلاش و سختی فراوان از این گذرگاه عبور کردید بدانید که در سکون چیزی نیست. امیدوارم با خدمت به حرکت خود ادامه دهید.

اولین سال رهائیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم میترا ضمن تبریک این روز بسیار زیبا فرمودند:

خانم شهناز با مصرف قرص های اعصاب وارد کنگره شدند. خیلی حالشان بد بود. چشماهایشان حرکت نامنظم داشت.

ایشان امکان نوشتن سی دی را نداشتند ولی همیشه خیلی خوب گوش می کردند. در طول سفر اول، خدمت هایی که به ایشان واگذار می شد، خیلی خوب انجام می دادند.

امیدوارم در سفر دوم هم خدمت های خوبی را به انجام برسانند و به در جات بالایی برسند. برایشان آرزوی بهترین ها را دارم.

خانم: شهناز

مصرف: قرص های روان گردان

راهنما: خانم میترا

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 18 ماه

رهایی: یک سال و 28 روز

 

آرزو:

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس، خانم راد و راهنمای خوبم خانم میترا

آرزوی دوم: سلامتی پسرم و امثال پسرم

 خلاصه صحبت های خانم شهناز:

از خداوند سپاسگزارم که کنگره را به من داد. از آقای مهندس متشکرم که مرا قبول کردند. از خانم راد عزیزم خیلی تشکر می کنم که با صبر و تحمل و زحمت هایشان کمک کردند تا من به رهایی برسم. از راهنمای خوبم خانم میترا خیلی تشکر می کنم که مرا تحمل کردند. خانم میترا واقعاً یک خانم واقعی هستند. ایشان خیلی مهربان هستند. از مرزبانان عزیز تشکر می کنم. از هم لژیونی هایم متشکرم که به من محبت کردند و همیشه دلداریم دادند. از خانم مرضیه خیلی تشکر می کنم و در نهایت از تمام راهنماها و همه شما که در تولد من شرکت کردید، متشکرم.

در پایان خانم میترا نشان یک سال رهایی خانم شهناز را به ایشان اهداء کردند.

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویسان گروه خانم های مسافر این تولد را به همه اعضای کنگره 60 تبریک عرض می کنم. در ضمن خانم شهناز روی پروژه سیگار هم هستند امیدواریم ایشان در این حرکت ارزشمند  هم، همچنان مستدام و موفق باشند.

 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/06/30 توسط مسافر فریده |

آغاز شگفت انگيز

 

حريص، ناسپاس، پنهان كننده رب و ... اين ها لغت هايي هستند كه قبل از ورود به كنگره معناي متفاوتي برايم داشته اند در واقع تمام مطالبي كه در كنگره آموختم معناي واقعي واژگان و معناي واقعي زندگي است.

هرگز تا اين حد در مورد انسان فكر نكرده بودم، شهر وجودي، سيستم شبه افيوني، اندورفين، انكفالين، روح، جن، نفس و هزاران پارامتر ديگر كه انسان را به زيبايي شرح مي دهد. انسان حرص مي زند كه مال بيشتر و زندگي بهتر داشته باشد اما اندازه اش را تعيين نمي كند. حتي به قيمت زير پا قرار دادن كساني كه زمانی او را حمايت كرده اند اين كار را مي كند و آنها را ناديده مي گيرد، آري اينگونه است كه پدر و مادر و مربي و راهنما فقط در دوران احتياج پر رنگ مي شوند و زماني كه سختي هاي زندگي به سويمان گسيل شده جزع فزع مي كنيم و از زمين و آسمان كمك مي خواهيم اما كمي كه مسائل كم رنگ شد و آرامش بر قرار شد زبانمان سر همه دراز است و قلدري مي كنيم و طلبكار هستيم.
اما چرا انسان اينگونه است؟ چون صور آشكار و پنهان دارد و در ظاهر به گونه اي عمل مي كند و حرف هاي ديگري ميزند و در باطن كاملاً متفاوت است و اين وجه تمايز او با حيوانات است، در حيوان صور پنهان و آشكار يكي است و حيوانات موقع شكار و غذا خوردن و مسائل ديگرشان با هم تعارف ندارند و در مرحله نفس اماره هستند ولي به انسان كه مي رسيم آغاز شگفت انگيز است و اين دو صور از هم جدا مي شوند اما اگر در سيستم كائنات شروع به سعي و تلاش و تزكيه و خودسازي كنيم يعني به نوعي دست دراز كنيم براي ياري خواستن، حتماً به ما كمك خواهد شد و هر پرده اي از ناداني و جهالت از جلوي چشمانمان كنار مي رود تا بتوانيم ايراد ها و مسائل خود را ببينيم و جبران كنيم و در اين صورت يك گام جلو رانده مي شويم و اين فقط با خواست خودمان انجام مي شود آنقدر بايد در پالايش جسم و روان خود بكوشيم تا در نهايت دوباره صور آشكار و پنهان يكي شود و اگر از جاي خود حركت نكنيم و در سكون باشيم گامها به جلو نمي روند بلكه به عقب هم رانده مي شويم و مانند مرداب و باتلاق مي شويم كه انواع و اقسام ضد ارزشها در ما رشد مي كند پس در تمام مراحل زندگي جنگ تاريكي و روشنايي تا جايي كه به يك نور برسيم و يا در تاريكي مطلق فرو رويم كه در اين صورت رفت و برگشت ها ادامه دارد تا به صلح و آرامش واقعي برسيم.


                                                   با تشكر از خانم فاطمه از لژيون همسفران خانم فاطمه

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/06/27 توسط مسافر مونا |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ امروز  یکشنبه مورخ 1393/6/23 جشن سه سال رهایی و آزادی خانم آزاده رهجوی خانم پروانه را به گرمی برگزار نمودیم.

 

پیام...

خانم آزاده

انسان وقتی از خود تزکیه را شروع نمود ایمانش صد برابر می گردد. امیدوارم با تلاش و خدمت، به هدف نزدیک تر شوید.

سه سال رهائیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم پروانه ضمن تبریک این روز زیبا فرمودند:

خانم آزاده با مصرف شیشه و با تخریب های خاص خودشان وارد کنگره شدند و در بدو ورودشان وضعیت کاملاً به ریخته ای داشتند. خیلی خواهان رهایی بودند و می خواستند زندگی شان را سر و سامان بدهند. خودشان را به کنگره و آموزش های کنگره سپردند. خیلی رهجوی خوبی بودند. سفر دوم بهتری را آغاز کردند. ایشان خیلی مهربان، بی سر و صدا و بدون حاشیه هستند. خواهان خدمت هستند و هر خدمتی که به ایشان دادیم بدون هیچ مشکلی آن خدمت را به سرانجام رساندند. در سفر دوم خداوند به ایشان هدیه ای داد و صاحب فرزند شدند. الآن جایگاه خوبی در خانواده دارند. آرزوی بهترین ها را برایشان دارم امیدوارم کمک راهنمایی شان را در این جا جشن بگیریم.

خلاصه صحبت های خانم آزاده:

زمانی که مصرف کننده بودم، خیلی حال بدی داشتم. در به در به دنبال جایی می گشتم تا به درمان برسم. کلاس های انرژی درمانی و فرا درمانی رفتم ولی تخریب اش زیاد بود و هیچ نتیجه ای نگرفتم ولی وقتی وارد کنگره، شدم متوجه شدم تزکیه در این جا خیلی آرام صورت می گیرد و فهمیدم تا تلاش نکنیم، چیزی را مفت و رایگان به ما نمی دهند. از کنگره متشکرم که منت گذاشتند و به من صندلی دادند. در  این جا گوش هایم شنید و چشم هایم دید. از آقای مهندس، راهنمای خوبم خانم پروانه و خانم راد تشکر می کنم. اگر حمایت های این عزیران نبود، شاید الآن من یک کارتن خواب بودم. در این جا به من شخصیت دادند. فرق نگاه را در این جا یاد گرفتم و فهمیدم هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی.

 

خانم: آزاده

مصرف: شیشه

راهنما: خانم پروانه

روش درمان:DST  با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 10 ماه

رهایی: 3 سال و 3 ماه و 25 روز

آرزو:

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس، خانم راد، راهنمای خوبم و همه خدمتگزاران کنگره

آرزوی دوم: خداوند قدرت و پذیرش این که گذشته ام را جبران کنم، بدهد.

 

در پایان خانم پروانه نشان برنز سه سال رهایی خانم آزاده را به ایشان اهداء کردند.

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/06/23 توسط مسافر فریده |

تمام تركها را امتحان كرده بودم و دیگر دوست نداشتم مواد مصرف کنم. از شیشه و بیداری های شبانه اش متنفر شده بودم اما راه رهایی را پیدا نمی کردم.

 


1-    ممکن است نامتان را بگویید؟

عاطفه هستم یک مسافر

2-      میزان تحصیلات؟

دیپلم حسابداری

3-      آیا دوره حرفه ای و یا آموزشی گذرانده اید؟

زبان انگلیسی و فرانسه و کامپیوتر

4-      قبل از اعتیاد نظرتان در مورد فرد معتاد چگونه بود؟

حس خاصی نداشتم اما برایم عجیب بود که چرا 3 روز تحمل نمی کنند و ترک نمی کنند!!

5-      اولین باری که مواد مصرف کردید کی بود؟ چه طوری؟کجا اولین بار مصرف کردین و با کی؟

دوم دبیرستان بود. حشیش مصرف کردم . خانه ی یکی از دوستانم.

6-      آیا اعتقاد دارید که معتادین خودشان معلم همدیگر می شوند؟

بله البته کنجکاوی خودمان هم هست.

7-      الگوی مصرف شما کی بود؟

دوستم بود.

8-      اولین بار که مصرف کردید از مواد چی گرفتید و چطور جذب شدین؟

حس خوب و قشنگی به من داد احساس می کردم نه روی زمینم نه روی هوا . حس آرامشی که از مواد می گرفتم مرا جذب کرد .

9-      بعد از چه مدت دوباره مصرف کردید؟

خیلی زود به صورت تفنني دوباره مصرف کردم اما تا دو سال نمی دانستم مصرف کننده شده ام. در آن زمان قرص های مختلف و اکس می خوردم و خلاصه هر چیزی در دسترس بود مصرف می کردم.

10-  جذابیت اعتیاد برای شما چی بود و چی به شما داد؟

حس شادی و خنده، با دوستانم وقتی از حالت طبیعی خارج می شديم خيلي خوش بودیم.

11-  موادتون را چگونه تهیه می کردین؟ آیا سریع مصرف شما بالا رفت یا خیر و یا مواد دیگری اضافه شد و چند مصرفی شدید؟

اوایل یکی از دوستانم می داد اما پس از مدتی ....(مابقی در ادامه مطلب)



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/06/22 توسط مسافر مونا |
.: Weblog Themes By : Congress 60 :.