" وب لژيون خانم راد شعبه آكادمي "
" راهنماي درمان اعتياد ويژه خانمهاي مصرف كننده مواد مخدر "

" کارگاه آموزشی  کنگره ۶۰ ویژه خانم های مسافر "

  روزهای یک شنبه ساعت 13:30

روزهای سه شنبه ساعت 12:00

در شعبه آکادمی برگزار می گردد.

 

" مشاوره تازه واردین توسط بنیانگزار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام صورت می گیرد "

 

 خانم ها میتوانند در محیطی کاملاً مطمئن که توسط دیگر خانم های مسافر اداره می شود به درمان برسند و در طول درمان از کلاسهای ورزش که در روزهای یکشنبه ساعت 11:00 صبح برگزار می شود و به صورت رایگان است استفاده نمایند.

آدرس نمایندگی آکادمی جمعیت احیای انسانی کنگره 60 :

میدان هفتم تیر - خیابان بهار شیراز - ابتدای سهروردی جنوبی - نبش کوچه صدری - پلاک 3

اساس کار ما بر مبنای محبت ، عقل و ایمان است "

نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/04/18 توسط مسافر مهرانا |

با سپاس از قدرت مطلق و آرزوی رهایی برای تمامی سفر اولی ها از بند اهریمن، اعلام می نمایم؛ امروز سه شنبه مورخ 1393/7/1 جشن رهایی یکی دیگر از خانم های مسافر، خانم فائزه رهجوی خانم میترا را با شور و شوق فراوان برگزار نمودیم.

  

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا خانم میترا ضمن تبریک به مناسبت رهایی خانم فائزه، خطاب به همه حاضرین در جلسه، فرمودند:

خانم فائزه با مصرف قرص و با حال خیلی بد وارد کنگره شدند. ایشان بیماری اسکیزوفرنی داشتند و دچار توهمات بینایی می شدند. در حال حاضر بیرون از کنگره اعتقادی به درمان این نوع بیماری ها ندارند. آقای مهندس محبت کردند ایشان را پذیرفتند. آقای مهندس و خانم راد در تیپر قرص ها و درمان خانم فائزه نظارت داشتند. از ایشان بسیار متشکرم.

خانم فائزه خودشان خواهان رهایی بودند. هم خودشان و هم مادرشان همیشه در کنگره و جلسات حضور داشتند. ایشان وقتی حس هایشان باز شد، آموزش ها را گرفتند. در حال حاضر دبیر لژیون هستند.

خانم فائزه امسال در دانشگاه، در یک رشته خوب قبول شدند. امیدوارم وقتی خداوند این توفیق را به ایشان داد که از این بیماری نجات پیدا کنند، راه های دیگر هم به رویشان باز شود تا بتوانند آموزش بگیرند و خدمت کنند.

 

خلاصه صحبت های خانم فائزه:

اول از آقای مهندس تشکر می کنم. من از نُه سالگی توهمات بینایی شدیدی داشتم. قبل از این که به کنگره بیایم خیلی جاها برای درمان رفته بودم ولی تنها جایی که به آرامش رسیدم کنگره بود. اما همیشه ترس داشتم اگر رها شوم دوباره دچار این توهمات شوم، ولی کم کم متوجه شدم که کاملاً درمان شدم.

خیلی از آقای مهندس ممنونم. از خانم راد متشکرم ایشان به من یاد دادند که وقتی حالم بد می شود بتوانم خودم را کنترل کنم و از مشکل فرار نکنم.

از راهنمای خوبم خانم میترا خیلی متشکرم. اگر ایشان نبودند من الآن این جا نبودم.

از همسفر عزیزم، مادرم خیلی تشکر می کنم. مادرم زمانی که متوجه شدند من این بیماری را دارم همیشه در کنارم بودند و خیلی کمک ام کردند. از پدرم به خاطرحمایت هایشان خیلی تشکر می کنم.

از خانم فاطمه راهنمای مادرم خیلی تشکر می کنم که خیلی به مادرم کمک کردند. از دایی و مادر بزرگ عزیزم خیلی متشکرم.

خانم: فائزه

مصرف: قرص

راهنما: خانم میترا

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 13 ماه

رهایی: 8 روز

رشته ورزشی: ایروبیک

 

خلاصه صحبت های خانم فاطمه ( راهنمای همسفران):

خانم فاطمه واقعاً یک الگوی به تمام معنی برای همسفران هستند. یعنی همان اندازه که برای سلامت و سعادت و آرامش خانم فائزه تلاش کردند، همان قدر هم برای خودشان تلاش کردند. همیشه در همه جا آماده به خدمت هستند.  

در لژیون هم یک نمونه هستند. امیدوارم همین قدر که برای رهایی دخترشان و خودشان کمک کردند، همین اندازه هم برای همسفران دیگر کمک کنند.

خیلی رهایی در کنگره داریم ولی بعضی از رهایی ها در ذهن می ماند. رهایی خانم فائزه هم همین طور است.

خلاصه صحبت های خانم فاطمه (همسفر):

ابتدا خداوند را شاکرم که مرا در بحرانی ترین لحظات، به سمت کنگره هدایت کرد. در تمام کره خاکی هیچ جایی برای درمان فرزندم وجود نداشت. از خانم راد خیلی تشکر می کنم که در طول این سفر ما را راهنمایی کردند. امیدوارم در تمام لحظات زندگی سرشار از عشق باشند. از خانم میترا خیلی تشکر می کنم که در تمام سختی های این راه کنار فرزندم بودند. از راهنمای عزیزم خانم فاطمه خیلی تشکر می کنم. من از درون تخریب های زیادی داشتم و ایشان خیلی کمک ام کردند. از همسرم، پسرم، مادر و برادر عزیزم که خیلی در این راه ما را حمایت و همراهی کردند، متشکرم.

خلاصه صحبت های آقای علی همسفر (پدر خانم فائزه):

از آقای مهندس دژاکام بسیار سپاسگزارم که راهی را پیدا کردند برای درمان بسیاری از بیماری ها.

همین طور از خانم فاطمه راهنمای همسرم، خانم میترا راهنمای دخترم که راهنمایی هایشان همیشه شامل حال ما بوده است و خانم راد بسیار متشکرم.

خلاصه صحبت های آقای حامد مسافر (دایی خانم فائزه):

خوشحال هستم که در این جا حضور دارم. خیلی دوست داشتم امروز شال کمک راهنمایی ام هم گردنم باشد. اکثر خانواده ما یا جز مصرف کنندگان هستند و یا بیماری خاص دارند. خدا را شکر که من و خانم فائزه توانستیم طعم رهایی را بچشیم. برادرم هم مسافر هستند. امیدوارم ایشان هم به رهایی برسند. بسیار از آقای مهندس تشکر میکنم. از خانم راد محترم که خیلی زحمت می کشند و به تنهایی دارند بار خانم های مسافر را به دوش می کشند، تشکر می کنم. امیدوارم همه حس رهایی و شادی را در زندگی شان داشته باشند.

 خلاصه صحبت های مادر خانم فاطمه (همسفر) : 

خیلی خوشحالم که در این جا حضور دارم. خانم فائزه را در خیلی از بیمارستان ها بردیم ولی جواب نگرفتیم. از آقای مهندس خیلی متشکرم که ما را قبول کردند. از دیده بان خانم های مسافر خانم راد خیلی متشکرم از خانم میترا، راهنمای نوه ام خیلی متشکرم. با راهکارهایی که دادند، نوه ام توانست به درمان برسد. از راهنمای دخترم خانم فاطمه خیلی متشکرم.

 

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/07/01 توسط مسافر فریده |

با سپاس از خداوند بزرگ و تبریک به بنیان کنگره جناب آقای مهندس دژاکام؛ اعلام  می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 1393/6/30 جشن یک سال رهایی خانم شهناز رهجوی خانم میترا را با شور و شوق فراوان برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم شهناز

با تلاش و سختی فراوان از این گذرگاه عبور کردید بدانید که در سکون چیزی نیست. امیدوارم با خدمت به حرکت خود ادامه دهید.

اولین سال رهائیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم میترا ضمن تبریک این روز بسیار زیبا فرمودند:

خانم شهناز با مصرف قرص های اعصاب وارد کنگره شدند. خیلی حالشان بد بود. چشماهایشان حرکت نامنظم داشت.

ایشان امکان نوشتن سی دی را نداشتند ولی همیشه خیلی خوب گوش می کردند. در طول سفر اول، خدمت هایی که به ایشان واگذار می شد، خیلی خوب انجام می دادند.

امیدوارم در سفر دوم هم خدمت های خوبی را به انجام برسانند و به در جات بالایی برسند. برایشان آرزوی بهترین ها را دارم.

خانم: شهناز

مصرف: قرص های روان گردان

راهنما: خانم میترا

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 18 ماه

رهایی: یک سال و 28 روز

 

آرزو:

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس، خانم راد و راهنمای خوبم خانم میترا

آرزوی دوم: سلامتی پسرم و امثال پسرم

 خلاصه صحبت های خانم شهناز:

از خداوند سپاسگزارم که کنگره را به من داد. از آقای مهندس متشکرم که مرا قبول کردند. از خانم راد عزیزم خیلی تشکر می کنم که با صبر و تحمل و زحمت هایشان کمک کردند تا من به رهایی برسم. از راهنمای خوبم خانم میترا خیلی تشکر می کنم که مرا تحمل کردند. خانم میترا واقعاً یک خانم واقعی هستند. ایشان خیلی مهربان هستند. از مرزبانان عزیز تشکر می کنم. از هم لژیونی هایم متشکرم که به من محبت کردند و همیشه دلداریم دادند. از خانم مرضیه خیلی تشکر می کنم و در نهایت از تمام راهنماها و همه شما که در تولد من شرکت کردید، متشکرم.

در پایان خانم میترا نشان یک سال رهایی خانم شهناز را به ایشان اهداء کردند.

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویسان گروه خانم های مسافر این تولد را به همه اعضای کنگره 60 تبریک عرض می کنم. در ضمن خانم شهناز روی پروژه سیگار هم هستند امیدواریم ایشان در این حرکت ارزشمند  هم، همچنان مستدام و موفق باشند.

 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/06/30 توسط مسافر فریده |

آغاز شگفت انگيز

 

حريص، ناسپاس، پنهان كننده رب و ... اين ها لغت هايي هستند كه قبل از ورود به كنگره معناي متفاوتي برايم داشته اند در واقع تمام مطالبي كه در كنگره آموختم معناي واقعي واژگان و معناي واقعي زندگي است.

هرگز تا اين حد در مورد انسان فكر نكرده بودم، شهر وجودي، سيستم شبه افيوني، اندورفين، انكفالين، روح، جن، نفس و هزاران پارامتر ديگر كه انسان را به زيبايي شرح مي دهد. انسان حرص مي زند كه مال بيشتر و زندگي بهتر داشته باشد اما اندازه اش را تعيين نمي كند. حتي به قيمت زير پا قرار دادن كساني كه زمانی او را حمايت كرده اند اين كار را مي كند و آنها را ناديده مي گيرد، آري اينگونه است كه پدر و مادر و مربي و راهنما فقط در دوران احتياج پر رنگ مي شوند و زماني كه سختي هاي زندگي به سويمان گسيل شده جزع فزع مي كنيم و از زمين و آسمان كمك مي خواهيم اما كمي كه مسائل كم رنگ شد و آرامش بر قرار شد زبانمان سر همه دراز است و قلدري مي كنيم و طلبكار هستيم.
اما چرا انسان اينگونه است؟ چون صور آشكار و پنهان دارد و در ظاهر به گونه اي عمل مي كند و حرف هاي ديگري ميزند و در باطن كاملاً متفاوت است و اين وجه تمايز او با حيوانات است، در حيوان صور پنهان و آشكار يكي است و حيوانات موقع شكار و غذا خوردن و مسائل ديگرشان با هم تعارف ندارند و در مرحله نفس اماره هستند ولي به انسان كه مي رسيم آغاز شگفت انگيز است و اين دو صور از هم جدا مي شوند اما اگر در سيستم كائنات شروع به سعي و تلاش و تزكيه و خودسازي كنيم يعني به نوعي دست دراز كنيم براي ياري خواستن، حتماً به ما كمك خواهد شد و هر پرده اي از ناداني و جهالت از جلوي چشمانمان كنار مي رود تا بتوانيم ايراد ها و مسائل خود را ببينيم و جبران كنيم و در اين صورت يك گام جلو رانده مي شويم و اين فقط با خواست خودمان انجام مي شود آنقدر بايد در پالايش جسم و روان خود بكوشيم تا در نهايت دوباره صور آشكار و پنهان يكي شود و اگر از جاي خود حركت نكنيم و در سكون باشيم گامها به جلو نمي روند بلكه به عقب هم رانده مي شويم و مانند مرداب و باتلاق مي شويم كه انواع و اقسام ضد ارزشها در ما رشد مي كند پس در تمام مراحل زندگي جنگ تاريكي و روشنايي تا جايي كه به يك نور برسيم و يا در تاريكي مطلق فرو رويم كه در اين صورت رفت و برگشت ها ادامه دارد تا به صلح و آرامش واقعي برسيم.


                                                   با تشكر از خانم فاطمه از لژيون همسفران خانم فاطمه

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/06/27 توسط مسافر مونا |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ امروز  یکشنبه مورخ 1393/6/23 جشن سه سال رهایی و آزادی خانم آزاده رهجوی خانم پروانه را به گرمی برگزار نمودیم.

 

پیام...

خانم آزاده

انسان وقتی از خود تزکیه را شروع نمود ایمانش صد برابر می گردد. امیدوارم با تلاش و خدمت، به هدف نزدیک تر شوید.

سه سال رهائیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم پروانه ضمن تبریک این روز زیبا فرمودند:

خانم آزاده با مصرف شیشه و با تخریب های خاص خودشان وارد کنگره شدند و در بدو ورودشان وضعیت کاملاً به ریخته ای داشتند. خیلی خواهان رهایی بودند و می خواستند زندگی شان را سر و سامان بدهند. خودشان را به کنگره و آموزش های کنگره سپردند. خیلی رهجوی خوبی بودند. سفر دوم بهتری را آغاز کردند. ایشان خیلی مهربان، بی سر و صدا و بدون حاشیه هستند. خواهان خدمت هستند و هر خدمتی که به ایشان دادیم بدون هیچ مشکلی آن خدمت را به سرانجام رساندند. در سفر دوم خداوند به ایشان هدیه ای داد و صاحب فرزند شدند. الآن جایگاه خوبی در خانواده دارند. آرزوی بهترین ها را برایشان دارم امیدوارم کمک راهنمایی شان را در این جا جشن بگیریم.

خلاصه صحبت های خانم آزاده:

زمانی که مصرف کننده بودم، خیلی حال بدی داشتم. در به در به دنبال جایی می گشتم تا به درمان برسم. کلاس های انرژی درمانی و فرا درمانی رفتم ولی تخریب اش زیاد بود و هیچ نتیجه ای نگرفتم ولی وقتی وارد کنگره، شدم متوجه شدم تزکیه در این جا خیلی آرام صورت می گیرد و فهمیدم تا تلاش نکنیم، چیزی را مفت و رایگان به ما نمی دهند. از کنگره متشکرم که منت گذاشتند و به من صندلی دادند. در  این جا گوش هایم شنید و چشم هایم دید. از آقای مهندس، راهنمای خوبم خانم پروانه و خانم راد تشکر می کنم. اگر حمایت های این عزیران نبود، شاید الآن من یک کارتن خواب بودم. در این جا به من شخصیت دادند. فرق نگاه را در این جا یاد گرفتم و فهمیدم هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی.

 

خانم: آزاده

مصرف: شیشه

راهنما: خانم پروانه

روش درمان:DST  با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 10 ماه

رهایی: 3 سال و 3 ماه و 25 روز

آرزو:

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس، خانم راد، راهنمای خوبم و همه خدمتگزاران کنگره

آرزوی دوم: خداوند قدرت و پذیرش این که گذشته ام را جبران کنم، بدهد.

 

در پایان خانم پروانه نشان برنز سه سال رهایی خانم آزاده را به ایشان اهداء کردند.

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/06/23 توسط مسافر فریده |

تمام تركها را امتحان كرده بودم و دیگر دوست نداشتم مواد مصرف کنم. از شیشه و بیداری های شبانه اش متنفر شده بودم اما راه رهایی را پیدا نمی کردم.

 


1-    ممکن است نامتان را بگویید؟

عاطفه هستم یک مسافر

2-      میزان تحصیلات؟

دیپلم حسابداری

3-      آیا دوره حرفه ای و یا آموزشی گذرانده اید؟

زبان انگلیسی و فرانسه و کامپیوتر

4-      قبل از اعتیاد نظرتان در مورد فرد معتاد چگونه بود؟

حس خاصی نداشتم اما برایم عجیب بود که چرا 3 روز تحمل نمی کنند و ترک نمی کنند!!

5-      اولین باری که مواد مصرف کردید کی بود؟ چه طوری؟کجا اولین بار مصرف کردین و با کی؟

دوم دبیرستان بود. حشیش مصرف کردم . خانه ی یکی از دوستانم.

6-      آیا اعتقاد دارید که معتادین خودشان معلم همدیگر می شوند؟

بله البته کنجکاوی خودمان هم هست.

7-      الگوی مصرف شما کی بود؟

دوستم بود.

8-      اولین بار که مصرف کردید از مواد چی گرفتید و چطور جذب شدین؟

حس خوب و قشنگی به من داد احساس می کردم نه روی زمینم نه روی هوا . حس آرامشی که از مواد می گرفتم مرا جذب کرد .

9-      بعد از چه مدت دوباره مصرف کردید؟

خیلی زود به صورت تفنني دوباره مصرف کردم اما تا دو سال نمی دانستم مصرف کننده شده ام. در آن زمان قرص های مختلف و اکس می خوردم و خلاصه هر چیزی در دسترس بود مصرف می کردم.

10-  جذابیت اعتیاد برای شما چی بود و چی به شما داد؟

حس شادی و خنده، با دوستانم وقتی از حالت طبیعی خارج می شديم خيلي خوش بودیم.

11-  موادتون را چگونه تهیه می کردین؟ آیا سریع مصرف شما بالا رفت یا خیر و یا مواد دیگری اضافه شد و چند مصرفی شدید؟

اوایل یکی از دوستانم می داد اما پس از مدتی ....(مابقی در ادامه مطلب)



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/06/22 توسط مسافر مونا |

اخبار ورزشی این هفته

 

روز یکشنبه مورخ 16/6/93 ورزشبان خانمهای مسافر به همراه جمعی از کمک راهنمایان عزیز و مسافران و همسفران راس ساعت 10:30 در کلاس ورزش حاضر شدند10 دقیقه ابتدایی را با حرکات کششی و دو ندم به گرم کردن بدن پرداختیم سپس 20 دقیقه تمرینات موضعی را با صندلی در جهت به حداکثر رساندن چربی سوزی انجام دادیم تمرین قدرتی با کش و سردکردن بدن در انتهای برنامه امروز بود در ساعت 11:30 دقیقه شاداب و پرانرژی کارمان را به پایان رساندیم و این شادابی تاثیر ورزش بر سیستم ایکس است که آن را فعال تر می کند.

همچنین روز پنج شنبه مورخ 20/6/93 راس ساعت 9 صبح ورزشکاران خانمهای مسافر به مدت یک ساعت در پارک بانوان ورزش پیاده روی را انجام دادند.

پیام ورزشی . . .

یکی از مزایای عمده تمرینهای ورزشی برای بانوان بهبود کارایی عملکرد سیستم ارگانیک بدن است تمرینات منظم برای بانوان سبب بهبود ماهیچه ها و قویتر شدن آنها می شود ورزش به زنان و دختران اجازه می دهد خود را از عواطف انباشته شده درون رها سازند و همچنین باعث می شود قدرت تحمل مشکلات در زندگی افزایش یافته و با آنها بهتر روبرو شوند.

 تهیه گزارش : خانم فاطمه همسفر

 

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/06/20 توسط مسافر مونا |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 1393/6/16 جشن  یک سال رهایی خانم ارغوان رهجوی خانم راد را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام ...

خانم ارغوان

شما به زیبایی، با خواست قوی و خدمت، توانستید به تفکر بهتری دست یابید پس ادامه دهید، زیرا در تکامل عقل پایانی نیست.

اولین سالگرد تولدتان مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم راد ضمن تبریک این روز بسیار زیبا فرمودند:

خانم ارغوان با مصرف حشیش، الکل و قرص با یک به هم ریختگی شدید و حالت عصبی بالا وارد کنگره شدند و فکر می کردند زیاد مصرف کننده نیستند اول سفر خیلی سفرشان را جدی نمی گرفتند و آرام آرام که حرکت کردند، تازه متوجه وخامت کارشان شدند. از راه دور می آمدند. سعی می کردند همه کلاس ها را شرکت کنند. همسرشان هم به کنگره آمدند و ایشان هم به درمان رسیدند. خانم ارغوان در سفر دوم سعی کردند خدمت بیشتری بگیرند و تغییرات خیلی خوبی کردند. همانطوری که در پیام شان هم آمده است، یک مقدار حسی و احساسی با مسائل برخورد می کردند ولی وقتی خدمت گرفتند و در کنگره آموزش دیدند متوجه شدند که حتماً باید تفکرات و عقل کنار احساس باشد تا ما بتوانیم تصمیم درست بگیرم و قوی تر شویم و تکامل مان بهتر شود. وقتی خدمت می کنیم خیلی از ایراداتمان برطرف می شود. به ایشان تبریک می گویم انشاالله به آموزش هایشان بیشتر ادامه دهند تا بتوانند کمک راهنمای خوبی شوند.

خانم: ارغوان

مصرف: حشیش و الکل

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14 ماه

رهایی: 1 سال


آرزو:

آرزوی اول: خانم ارغوان آرزوی اول شان را در دل شان کردند.

آرزوی دوم: بهترین نعمت خداوند سلامتی و آرامش است که آن را برای همه شما آرزو می کنم.

خلاصه صحبت های خانم ارغوان:

من سپاسگزار راهی هستم که هزاران نفر به دنبال پیدا کردنش هستند و نمی یابند راهی که عاجزانه وارد شدم و عاشقانه در حرکتم و این عشق را از نیروی برترم و اعضای با عشقی چون شما دارم.

اول از همه خداوند را شکر می کنم که در این جایگاه قرار گرفتم. قبل از این که مصرف کننده شوم از مواد متنفر بودم. به خصوص از حشیش خیلی بدم می آمد. تا این که در یک مهمانی مصرف کردم و دیدم حال خوبی دارد و به خود گفتم چیزهایی که راجع به مواد می گفتند درست نبوده و خیلی خوب  است و بعد از آن شروع به مصرف کردم رفته رفته مصرف ام بیشتر شد.. مشروب هم همیشه مصرف می کردم. ولی حالم همیشه بد بود.  روزی که وارد کنگره شدم این ماده را دوست نداشتم همسرم به کنگره می آمد و ایشان به من گفت برو به کنگره و من مخالفت می کردم. بعد از دو ماه روز یکشنبه تولد خانم زهرا بود آن روز شور و هیجانی که در بچه های کنگره دیدم خیلی خاص بود. حس خیلی خوبی پیدا کردم و به خودم گفتم چقدر این جا همه با هم خوب هستند یعنی همه ی این خانم ها رها شده اند! و این باعث شد که به کنگره بیایم. با کمک خانم راد توانستم به جلو حرکت کنم خانم راد خیلی در این راه کمک ام کردند و هر جا هر مشکلی داشتم به ایشان می گفتم. راهنمایی های خوبی به من کردند. بزرگ ترین مشکلی که اعتیاد برایم ایجاد کرده بود این بود که هیچ کجا نمی  توانستم بروم. چون هیچ کس نمی دانست مصرف کننده هستم. الان می توانم به مسافرت بروم به مهمانی بروم. مهمان خانه ام بیاید و با مشکلات ام خیلی راحت تر کنار می آیم. از آقای مهندس ممنوم که این مکان امن را برای ما درست کردند.

در پایان خانم راد نشان یک سال رهایی خانم ارغوان را به ایشان اهدا کردند و فرمودند بچه هایی که امروز به رهایی رسیدند و از جمله خانم ارغوان از کسانی بودند که همیشه به پارک می آمدند و این خیلی در رهایی شان به ایشان کمک کرد و اگر سقوط آزاد هم به ایشان میدادیم در پارک حاضر بودند و واقعاً پارک به بهتر سفر کردن و بهتر شدن کمک می کند و هر کس در پارک و ورزش و کارهای گروهی شرکت می کند یک سفر موفقی دارد.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/06/17 توسط مسافر فریده |

با آرزوی رهایی از بند اهریمن برای تمامی سفر اولی های کنگره 60 اعلام می نمایم ؛ امروز یکشنبه مورخ 1393/6/16 جشن رهایی چهار نفر از خانم های مسافر را با گرمی و شور و شعف بسیار برگزار نمودیم.

 

خلاصه سخنان استاد:

خانم راد ضمن تبریک ورود خانم فرحناز به سفر دوم فرمودند:

خانم فرحناز با مصرف بالای ترامادول، شیره، تریاک و انواع و اقسام داروهای شیمیایی وارد کنگره شدند. در کنار همسرشان سفرشان را شروع کردند ایشان هم یک مصرف کننده موجی و شیمیایی و با هم ریختگی خیلی زیاد بودند. به همسفرانشان تبریک می گویم به دختر و عروس گل شان تبریک می گویم که کنار مسافرانشان بودند چون در کنار دو نفر مصرف کننده زندگی کردن خیلی سخت است. با این که راه شان دور بود همه کلاس هایشان را می آمدند. امیدوارم در سفر دوم حال بهتر را با تلاشی که میکنند و آموزش هایی که می گیرند، بیشتر تجربه کنند.

خلاصه صحبت های خانم فرحناز:

خدا را شکر می کنم که این راه را جلوی پای ما گذاشت. از آقای مهندس تشکر می کنم از خانم راد خیلی متشکرم خیلی اذیت شان کردم. در همین جا از همسرم عذر خواهی می کنم. از عروس و دخترم هم تشکر می کنم.

خانم: فرحناز

مصرف: تریاک، ترامادول و قرص های اعصاب

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14 ماه

رهایی: 12 روز

خانم ریحانه (همسفر) 

از آقای مهندس و خانم راد تشکر می کنم که در این راه مادرم را همراهی کردند.

خانم سپیده (همسفر)

من هم این روز خیلی خوب و به یادماندنی را تبریک می گویم. از آقای مهندس ممنوم که دوباره خانواده ها را دور هم جمع می کنند تا به راحتی و آسایش برسند و بتوانند به زندگی شان ادامه دهند.

خلاصه سخنان استاد:

خانم راد ضمن تبریک ورود خانم سوگند به سفر دوم فرمودند:

خانم سوگند با یک به ریختگی بسیار بالا وارد کنگره شدند. با مصرف 50 عدد ترامادول، حشیش و همه چیز وارد کنگره شدند. خانم سوگند تا مدت ها در لژیون که می نشست، کاملاً گیج و در یک فضای خاص خودش بود ولی آرام آرام به شربت عادت کرد. هر چیزی که به ایشان می گویم انجام میدهد و برای رسیدن به  حال خوب مسئولیت قبول می کند و  خوشبختانه هر چه به آخر سفر نزدیک میشد حالش خیلی بهتر می شد. به ایشان تبریک می گویم چون واقعاً خانم سوگند پتانسیل آموزش و راهنما شدن را دارد. امیدوارم برای حال خودش بتواند قدم های بهتری بردارد و جشن یک سال رهایی اش را در این جا بگیریم و امیدوارم تا آن موقع بتواند یک کارنامه خوب داشته باشد که همه یک خاطره خوب برای مشارکت داشته باشند.

خلاصه صحبت های خانم سوگند:

اول از همه خداوند را شاکرم. خانم راد به بچه ها می گویند بگردید ببینید شما از کی حالتان بد شده است؛ از وقتی یادم می آید حالم بد بود. می دیدم بقیه درس می خوانند و بازی می کنند، من هم درسم را می خواندم و همه کارها را می کردم ولی با یک حال خراب.

در هفده سالگی در دانشگاهی در شهرستان قبول شدم. آن جا در خوابگاه به من قرص دادند. در ابتدا خیلی این قرص ها من را آرام می کرد. من آواره بیرون از خانه نبودم ولی آوارگی های زیادی کشیدم. همزمان با ترامادول الکل زیاد مصرف میکردم. اوائل این جا ماندن برایم سخت بود ولی  آرام آرام متوجه شدم قدرتی در این جا هست که از جای دیگری هدایت می شود. از خانم راد بی نهایت متشکرم اگر هر کسی غیر از خانم راد بود شاید یک ثانیه تحمل نمی کردم. خانم راد با تمام وجود به من کمک کردند. از آقای مهندس بی نهایت ممنونم و با هیچ کلمه ای نمی توانم محبت شان را جبران کنم.

 خانم: سوگند

مصرف: گراس و انواع قرص

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 18 ماه و 17 روز

رهایی 7 روز

خلاصه سخنان استاد:

خانم مرضیه نیز ضمن تبریک این روز با شکوه فرمودند:

خانم سحر ته تغاری من است. هجده سال شان بود که وارد لژیون شدند. مصرف ایشان کوکائین و حشیش بود. به هم ریختگی خیلی زیاد داشت. خانم سحر چندین ماه در کنگره رفت و آمد می کردند ولی اصلاً متوجه نبودند کجا می آیند. نه آموزش می گرفتند و نه حرف می زدند. فقط سرشان پایین بود. می توانم بگویم پارک نقطه عطفی برای بیداری خانم سحر بود. دختر مؤدبی است. خواهان خدمت کردن است. هر موقع می آمد یا دست اش در گچ بود یا پایش. برای شان بسیار خوشحالم. می دانم توانایی های زیادی برای بهتر کردن زندگی خودش دارد. امیدوارم سفر دوم پر بارتری داشته باشد.

 

خلاصه صحبت های خانم سحر:

خدا را شکر می کنم که در این جایگاه قرار گرفتم. از آقای مهندس خیلی ممنونم که به من اجازه دادند که من هم جزء کوچکی از این خانواده بزرگ باشم. از خانم راد متشکرم خیلی جاها که فکرش را نمی کردم خانم راد حواس شان به من بود. واقعاً نمی دانم چطور از راهنمای خودم تشکر کنم فقط می توانم بگویم اگر تمام دنیا در دستانم بود و به پای راهنمایم می ریختم باز هم خیلی کم بود. توهمات زیادی داشتم و بیشترین توهمی که داشتم این بود که صداهایی می شنیدم که به مرور زمان خدا را شکر خوب شد. امیدوارم لایق تمام زحمت هایی که خانم مرضیه برای من کشیده اند، باشم. از خواهرم تشکر می کنم که امروز آمد و در شادی ام شریک شد. من دختر خوبی برای پدر و مادرم نبودم از خداوند می خواهم کمک کند تا از این ببعد دختر خوبی باشم.

 خانم: سحر

مصرف: کوکائین و حشیش

راهنما: خانم مرضیه

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 18 ماه

رهایی 14 روز

 

خلاصه صحبت های همسفر خانم سحر:

اولین باری که به کنگره آمدم، تولد یکی از شما عزیزان بود موقع دعا کردن که شد، دعا کردم یک روز خانم سحر را در این جایگاه ببینم و امروز دعایم مستجاب شد. خیلی خوشحالم. از خداوند متشکرم از آقای مهندس تشکر می کنم که اجازه دادند خانم سحر وارد این مجموعه شود. از خانم راد متشکرم. از خانم مرضیه خیلی ممنونم که در حق من و سحر خواهری کردند.

 

خلاصه صحبت های خانم سارا (همسفر)

خداوند را شکر می کنم که امروز در این جایگاه هستم. آقای مهندس روز اول به خانم سحر گفت: اگر هنوز از مصرف مواد خسته نشدی برو. خیلی حرف عمیقی بود و شاید آن روز من نفهمیدم. از ایشان متشکرم که برای خانم های مسافر در این جا امنیت را برقرار کردند. از خانم راد متشکرم از خانم مرضیه متشکرم اگر ایشان نبودند سحر الان در این جایگاه نبود.

 

خلاصه سخنان استاد:

خانم پروانه ضمن تبریک این روز زیبا فرمودند:

خانم بتول با مصرف تریاک وارد کنگره شد. از سمنان می آمد. یکشنبه ها را همیشه در کنگره حاضر بود. اوائل خیلی در لژیون سر به هوا و آرام بود و به هم ریختگی های خاص خودش را داشت. ولی کم کم به خودش آمد و اطراف اش را دید و با بچه ها رابطه اش بهتر شد آموزش هایش را بهتر گرفت. سی دی ها را می نوشت. من در مجموع خیلی از ایشان راضی هستم. به ایشان تبریک میگویم. امیدوارم در سفر دوم بهتر حرکت کند و بتواند حال خوش را بیشتر در زندگی تجربه کند.

 

خلاصه صحبت های خانم بتول:

اول از خداوند شاکرم بعد از آقای مهندس، خانم راد عزیز و راهنمای عزیزم که خیلی برایم زحمت کشیدند تشکر می کنم. از همسرم خیلی تشکر می کنم.

 خانم: بتول

مصرف: تریاک و الکل

راهنما: خانم پروانه

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14 ماه و 10 روز

رهایی: 7 روز

خلاصه صحبت های خانم مریم (همسفر)

خداوند را سپاس می گویم. من زندگی ام را مدیون آقای مهندس هستم. خانم بتول دومین مسافر من هستند. واقعاً انسان از کجا تا به کجا می رسد به خاطر امروز خیلی خوشحالم. امیدوارم در سفر دوم بهتر به آموزش هایشان برسند.

 

خلاصه صحبت های آقای حسین (همسر و همسفر خانم بتول):

خداوند را شاکرم به همسر عزیزم تبریک می گویم که اراده خیلی آهنین داشت. به آقای حسین دژاکام مسافر بزرگ کنگره 60 تبریک می گویم.

 

بنده نیز از طرف گروه وبلاگ نویسان خانم های مسافر این روز بسیار زیبا و پر برکت را به جناب آقای مهندس دژاکام نگهبان کل کنگره 60، دیده بان خانم های  مسافر سرکار خانم راد عزیز و یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می نمایم. 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/06/16 توسط مسافر فریده |

پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست

حقیقت چیست؟ حقیقت آن چیزی است که بوده و هست و خواهد بود و اکنون وادی سیزدهم به این گونه است که پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگریست که در هستی همه چیز در حال حرکت است و سکونی وجود ندارد. از بدو تولد انسان این حرکت ادامه دارد و پایان مشخصی هم ندارد و مراحل زیادی را پشت سر می گذارد. هر انسانی با خواسته خود می تواند به سمت ارزش ها یا به سوی ضد ارزش ها حرکت کند و مرحله بازگشتی برای او وجود دارد، تا خود را تغییر دهد، چون انسان اختیار کامل دارد تا خود انتخاب کند. کلیه حرکت های ما در هر لحظه نقطه ای را به وجود می آورد که قطعاً سر آغاز خط دیگریست و این مطلب را به ما یادآور میشود که انسان در هر جایی که قرار داشته باشد، اختیار کامل به او داده شده است تا بتواند خط و مسیر زندگی خود را اگر بر وفق مرادش نبود تغییر دهد وخطوط زیبا و آرام بخش برای خود ترسیم کند و برای این کار بایستی تفکر و اندیشه کند و از کوشش و تلاش و سختی ها ترسی نداشته باشد. البته همیشه مشکلات به گونه های مختلف وجود دارند، ولی مشکل و مسئله اصلی این است که ما چگونه و از چه راهی برای حل این مشکلات اقدام نماییم. به عبارتی پیدا کردن راه حل، مهمتر از خود مشکل می باشد و تا زمانی که حل کردن مشکلات را یاد نگیریم باید به گونه ای عمل کنیم که در مسیر راهمان مشکل جدیدی را به وجود نیاوریم. باید این را بفهمیم که هیچگاه نمی توانیم از راه و مسیر کج وغلط و یا مسیر ضد ارزش ها به ارزش ها برسیم.

مثل این است که ظرف مدت کوتاهی به پول و ثروت برسیم ولی هرگز به آسایش و آرامش دست پیدا نخواهیم کرد. خطوط زندگی متفاوت هستند مثل خطوط کار، تفریح، عشق، ورزش، الکل، تحصیلات، عقل و... باید به تمام خط های زندگی توجه کرد و از افراط و تفریط پرهیز نمود و همیشه تعادل را رعایت کرد. در وادی سیزدهم مثلثی داریم که اضلاع آن عقل،عشق و ایمان هستند. انسان هایی که تک بعدی هستند یعنی فقط یکی از خطوط زندگی را دنبال می کنند و برایش تلاش می کنند مثل خط ثروت، مقام و یا تحصیلات.... از این مثلث بهره ای نمی برند اما انسان های دو بعدی همیشه در صلح و آرامش زندگی می کنند و از این سه ضلع استفاده میکنند در حقیقت، انسان هایی که دارای عقل سالم، عشق سالم و ایمان سالم باشند شرایط زندگی خود را به گونه ای مهیا می کنند که همیشه در صلح و آرامش باشند. این سه ضلع مکمل هم هستند و باعث آسایش، آرامش و صلح می شوند و ما را برای صعود به نقطه ایی که از آن انشعاب یافته ایم هدایت می کنند.

با تشکر از خانم افسانه لژیون آزاد زنان

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/06/11 توسط مسافر رکسانا |

 

پیام . . .

سم زدایی ترکیبات زائد حاصل از استرس با انجام تمرینات ورزشی: در هنگام استرس 1500 واکنش شیمیایی در بدن رخ میدهد که مواد سمی و زائد زیادی تولید میکند که باعث تحریک سیستم قلبی عروقی و کاهش عملکرد سیستم گوارشی و آمادگی بدن در مقابل عامل استرس زاست و اگر این مواد از بدن خارج نشود باعث بیماری و تضعیف سیستم ایمنی بدن میشود که با ورزش می توان این مواد را از بدن خارج کرد که کمک شایانی به سلامت جسم می کند.

اخبار. . .

روز یکشنبه 09/06/93 خانمهای مسافر راس ساعت 10:30 در کلاس ورزش حاضر شدند. ابتدا با دو نرم و حرکات کششی به گرم کردن بدن پرداختیم و در ادامه تمرینات موضعی با صندلی انجام شد که این حرتها چربی سوزی را به حداکثر میرساند و کارمان با 15 دقیقه تمرینات قدرتی با کش و در نهایت سرد کردن بدن پایان یافت.

 

تهیه گزارش:خانم فاطمه همسفر رهجوی خانم فاطمه

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/06/10 توسط مسافر مونا |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ امروز  یکشنبه مورخ 1393/6/9 جشن سه سال رهایی خانم فهیمه رهجوی خانم پروانه را به گرمی برگزار نمودیم. 

پیام ...

خانم فهیمه

شما در طول این مسیر، خوب، محکم و استوار قدم برداشتی و با عمل خویش نشان دادی که با تکیه بر نیروی تعقل، تفکر و ایمان به خداوند می توان به نتیجه مطلوب و تعادل رسید.

سومین سال رهائیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم پروانه در ابتدا این روز بزرگ را خدمت معمار بزرگ کنگره 60، دیده بان خانم های مسافر؛ خانم راد و کلیه حاضرین در جلسه تبریک گفتند و فرمودند:

خانم فهیمه واقعاً مشتاق و خواهان رهایی بودند و در طول سفر اول حتی یک بار هم بهانه نگرفتند که مصرفشان طولانی مدت شود. ایشان مادر سه فرزند هستند؛ دو دختر و یک پسر. مادر بسیار مهربانی هستند. از بدو ورود خانم فهیمه به کنگره، همسرشان نیز وارد کنگره شدند و با هم سفر کردند. 

خانم فهیمه خیلی خوب سفر کردند. واقعاً فرمانبردار و خواهان حال خوش است و همه کار می کند برای این که معلومات اش را زیاد کند. در سفر دوم فعالیت شان خیلی بیشتر شد. بعد از سفر اول خداوند هدیه ای به ایشان داد و به مکه مکرمه مشرف شدند. واقعاً مشتاق خدمت بودند. سفر بی دغدغه ای داشتند. یادم میآید اولین جلسه ای بود که می خواستیم به پارک برویم و خانم فهیمه از همان موقع خدمت اش را شروع کرد. بعد از آن دبیری آقای مهندس را به عهده گرفتند. وقتی مسئولیتی به ایشان داده می شود، واقعاً خوشحال می شود. ایشان دست و پنجه خیلی خوبی هم دارند و ترشی های خیلی خوشمزه و خوبی درست میکنند.

خلاصه صحبت های خانم فهیمه:

شما مشارکت کردید و خیلی چیزها گفتید امیدوارم لیاقت حرف های شما را داشته باشم. من اگر هر چه دارم از خدای خودم دارم. اگر کنگره نبود من الآن این جا نبودم و شاید کارتن خواب می شدم. فقط در وادی طلاق و جدایی بودم و هیچ تفکر دیگری نداشتم. از آقای مهندس، خانم راد عزیزم خیلی متشکرم. از خانم پروانه  عزیزم خیلی ممنونم راهنمای بسیار خوبی برای من بودند. در خانه اگر هر مشکلی دارم وقتی تصویر خانم پروانه به ذهنم می آید واقعاً آرامش می گیرم. امیدوارم هر آرزویی دارند به آن برسند. اگر حال خوشی دارم و بچه هایم کنارم هستند، همه را از کنگره و از خانم پروانه دارم. کنگره به من خیلی چیزها داد که اصلاً به شمارش نمی آید.

خلاصه صحبت های خانم ملیکا (دختر خانم فهیمه):

واقعاً از آقای مهندس، خانم راد و خانم پروانه تشکر می کنم که مادر مرا به من برگرداندند. مادرم خیلی حالش بد بود. از همه اعضای کنگره تشکر می کنم.

در پایان مراسم جشن امروز، خانم فهیمه، برای دقایقی با نواختن چند قطعه هنرمندانه دف، همه حاضرین در جلسه را به وجد آوردند.

خانم: فهیمه

مصرف: تریاک

راهنما: خانم پروانه

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 11 ماه و 15 روز

رهایی: 3 سال و 15 روز


آرزو:

آرزوی اول: همیشه سایه آقای مهندس و خانم راد بالای سرمان باشد.

آرزوی دوم: بتوانم خدمت هر چند کوچکی در کنگره بگیرم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/06/09 توسط مسافر فریده |

نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/06/08 توسط مسافر فریده |
 انسان هایی که زود قضاوت می کنند به خاطر جهالت شان است به خاطر این که درست فکر نکردند و اصلاً وادی اول را بلد نیستند.

مکانیزم قضاوت و تفکر به این صورت است که:

 وقتی وادی اول را نگاه می کنیم، می بینیم راجع به فکر کردن صحبت می کند و به ما می گوید به چه چیزهایی باید فکر کنیم و به چه چیزهایی نباید فکر کنیم و این بازی ذهن چیست؟ ذهن چطور در تفکر کردن ما مداخله می کند و مانع تفکر ما میشود؟ کسانی که مصرف کننده مواد مخدر هستند، چطور ذهن مغشوش آن ها وادارشان می کند که تفکر نکنند؟ کسی که از راه درست بخواهد از یک مجهول به یک معلوم برسد باید تفکر کند و این تفکر درست، خیلی انرژی از انسان میگیرد.

فردی که خسته است و انرژی پایینی دارد، (مثل یک مصرف کننده یا کسی که در هر صورت حال خوبی ندارد) و سطح انرژی اش پایین است، برای این که بخواهد فکر کند، می بیند خیلی باید انرژی بگذارد؛ در این جا ذهن چکار می کند؟ میگوید: «تو نمی خواهد این قدر فکر کنی، این فکر  کردن خیلی انرژی ازت می گیره». سریع می آید یک راه حل سریعی را به شما نشان می دهد تا راه تفکر شما را ببندد و خسته نشوید و اولین چیزی که به شما می دهد، همان قضاوت است. قضاوت باعث می شود که دیگر فکر نکنید و بگویید همین که من می گویم درست است و قضاوت دقیقاً مقابل تفکر درست است. در واقع همان جهالت و درست فکر نکردن است. انسان هایی که زود قضاوت می کنند به خاطر جهالت شان است به خاطر این که درست فکر نکردند و اصلاً وادی اول را بلد نیستند.

 شیطان دقیقاً اولین چیزی که به ذهن انسان می آورد قضاوت است. من کیف ام گم می شود انگشترم گم می شود و یا هر چیز دیگری که گم می شود، اولین چیزی که به ذهنم می آید این است که یک کسی این را دزدیده است. اگر یاد بگیریم که فقط نظاره گر باشیم، کار خیلی بزرگی کرده ایم.

مشارکت سرکار خانم راد

1393/6/2

 

 

نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/06/08 توسط مسافر فریده |

 

"پیام ورزشی این هفته"

 

ورزش ایروبیک موجب افزایش ترشح پروتئین نوروتروپین می شودکه نقش اصلی آن تحریک هورمون رشد و بالابردن سوخت وسازبدن است .

 

 

امروز2/6/93 خانمهای مسافربه همراه راهنمایان عزیزوهمسفران راس ساعت 10:45 درکلاس ایروبیک حاضرشدند.

ورزش امروزمابا دوی نرم وحرکات کششی آغازشد. دراین جلسه تمرینات موضعی باصندلی انجام شدوبه مدت 15 دقیقه باکشش حرکات قدرتی راتمرین کردیم . ودرانتهابدن راسردکردi وباچهره های شادوسرشار ازانرژی به کارخودخاتمه دادیم .

تهیه گزارش : همسفرخانم فاطمه رهجوی خانم فاطمه

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/06/03 توسط مسافر مونا |
.: Weblog Themes By : Congress 60 :.