" وب لژيون خانم راد شعبه آكادمي "
" راهنماي درمان اعتياد ويژه خانمهاي مصرف كننده مواد مخدر "

" کارگاه آموزشی  کنگره ۶۰ ویژه خانم های مسافر "

  روزهای یک شنبه ساعت 13:30

روزهای سه شنبه ساعت 12:00

در شعبه آکادمی برگزار می گردد.

توجه توجه

در ماه مبارک رمضان کلاسها

روزهای یکشنبه ساعت 18:00

روزهای سه شنبه ساعت 12:00

برگزار می گردد .

" مشاوره تازه واردین توسط بنیانگزار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام صورت می گیرد "

 

 خانم ها میتوانند در محیطیکاملاً مطمئن که توسط دیگر خانم های مسافر اداره می شود به درمان برسند و در طول درمان از کلاسهای ورزش که در روزهای یکشنبه ساعت 11:00 صبح برگزار می شود و به صورت رایگان است استفاده نمایند.

آدرس نمایندگی آکادمی جمعیت احیای انسانی کنگره 60 :

میدان هفتم تیر - خیابان بهار شیراز - ابتدای سهروردی جنوبی - نبش کوچه صدری - پلاک 3

اساس کار ما بر مبنای محبت ، عقل و ایمان است "

نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/04/18 توسط مسافر مهرانا |

 نقطه آغاز منیت آن جایی است که انسان جایگاه خودش را از آن چیزی که هست بالاتر تصور کند .

در زندگی یکی از مشکلاتی که بر سر راه انسان قرار می گیرد و او را به سوی تاریکی سوق می دهد منیت است. تعریف منیت این است که انسان جایگاه خودش را بالاتر از آن چیزی که هست تصور کند. اما چطور بوجود می آید و رشد می کند و چطور تخریب ایجاد می کند و چه بلایی بر سر صور پنهان انسان می آورد ؟ نقطه آغاز منیت آن جایی است که انسان جایگاه خودش را از آن چیزی که هست بالاتر تصور کند . گاهی بدست آوردن موفقیت و مهارت در زمینه های علمی و هنری و غیره ما را دچار منیت می کند . که به طور مثال کسی که خوب ساز می زند در زمینه ساز دچار منیت می شود و کسی که علم ریاضی را خوب می فهمد در زمینه ریاضی دچار منیت می شود پس شرط لازم این است که دانایی کسب کنیم . انسان وقتی در زمینه ای حرکت مثبت انجام می دهد مثلا در جمع خوب صحبت می کند یا در یک مسابقه از همه بهتر بازی میکند مورد تشویق حاضرین قرار می گیرد و از این تشویق انرژی کسب می کند و احساس لذت در او ایجاد می شود بعد دنبال این است که ببیند چگونه این لذت ایجاد شده و به صورت نا خودآگاه فرآیند قیاس را انجام میدهد که من این کار را انجام دادم و قبل از من کسی نتوانسته اینکار را انجام دهد البته تا این مرحله اتفاق خاصی نیفتاده اما اگر دانش اندک باشد که همان ظرفیت ماست پاسخ این است که چون من این کار را بهتر از دیگران انجام دادم پس از لحاظ درک و شعورو توانایی با آنها فرق دارم و بالاترم اما اگر دانایی به میزان کافی باشد از این قیاس این نتیجه را نمی گیرد زیرا شخص دانا می داند که انسان جهات بسیار زیادی برای مقایسه دارد مثلا اگر دو تا ماشین را بخواهیم مقایسه کنیم  بگوییم چون سپر یکی تمیزتر است پس بهتر است در صورتی که ماشین هزار تا پارامتر دیگر برای مقایسه دارد . در مسئله قیاس در ذهن و اعتقاد ما باوری بوجود می آید که مسیر ما راتحت تاثیر قرار می دهد و جایگاه خودمان را در هستی گم می کنیم مثلا در شهر کرمان هستیم و فکر می کنیم در تبریزیم حال اگر بخواهیم به تبریز برویم باید روی نقشه کرمان را که در آن هستیم پیدا کرده و جهت حرکت به سمت تبریز را مشخص کنیم اما اگر فکر کنیم که در تبریز هستیم همه چیز از تبریز شروع می شود و تمام محاسباتمان بهم می ریزد و اشتباه از آب در می آید مسئله دیگر این است که توقع احترام بیش از اندازه خودمان را از دیگران داریم مثلا ما سیکل هستیم اما توقع احترام به اندازه یک پزشک را داریم و از اینکه دیگران به آن میزان به ما احترام نمیگذارند دچار خشم و نفرت میشویم و بهم می ریزیم چون حسابهای ما بهم میریزد و تفاوت جایگاه ایجاد می شود و این جا نقطه آغاز تنافر است ، تنافر یعنی دو چیزی که از هم فاصله دارند و هیچ ارتباطی با هم ندارند و همان تنفر است اما تنفر با چه چیزهایی همگام است ؟ توقع بی جا که ما در قبالش بهم می ریزیم و وقتی احترامی که در خور ماست به ما می گذارند ناراحت می شویم چون انتظار احترام  بیشتری داریم پس به ما بر می خورد اما اگر جایگاهمان را بدانیم شاید از این مسئله ناراحت شویم اما دچار تنفر نمی شویم و حالتهایی مثل خشونت و تنفر و کینه و حسادت و مکر از منیت متولد می شوند و اتفاق دیگر این است که یک حصار و دیواری دور خودمان می کشیم که دیگران نتوانند به ما آسیب برسانند و این کار در صور پنهان اتفاق می افتد و در یک حصار بسته می مانیم و ارتباط  خود را با طبیعت از دست می دهیم و از خیلی خوراکها و چیزهایی که باید دریافت کنیم محروم می شویم یعنی امواج هستی به سمت ما فرستاده می شود اما ما نمی توانیم آنها را دریافت کنیم درست مثل کشورهایی که در قدیم هنگام جنگ دور خودشان حصاری می کشیدند تا دشمن نتواند به انها حمله کند و تمام نیرویشان صرف دفاع از خودشان می شد و بعد از مدتی که مواد غذاییشان تمام می شد شروع می کردند به حمله کردن تا مایحتاجشان را تاراج کنند و همیشه بین این دو کار سرگردان بودند و تولید و صنعتی از خودشان نداشتند که اموراتشان بگذرد و کسی که دچار منیت می شود یا خودش را جمع می کند و از احساسات و عواطف محروم می شود یا اینکه شروع می کند به حمله کردن و وارد حریم دیگران می شود چون خودش را از آن چیزی که هست بالاتر می بیند و به خودش اجازه می دهد وارد حریم دیگران شود مثلا ما دوست کسی هستیم و می خواهیم دایه مهربانتر از پدر و مادرش باشیم . بیشترین تاثیر منیت بر چاکرای سوم یعنی چاکراه خورشیدی است و در این حالت ما اتصالمان را با هستی از دست می دهیم و باید این اندیشه و قالب را بشناسیم و از آنها عبور کنیم و این فرایند را معکوس کنیم . انسان به دو صورت می تواند در هستی فعالیت کند زیرا برای انجام کارهایش به انرژی نیاز دارد که یا باید این انرژی را از دیگران بدزدیم و بدست آوریم مثل وارد شدن به حریم دیگران یا اینکه به مرحله تولید و زایش برسیم و اگر موجود خود جوشی باشیم و از درون خودمان شادی را تجربه کنیم خیلی از مسائل برطرف می شود اما اگر نتوانیم به مرحله تولید برسیم همیشه در این چرخه سرگردان هستیم و حسادت می کنیم و در تنفر و رقابت و مقایسه و حفظ جایگاه و مقام به سر می بریم چون راهی غیر از این برای کسب انرژی نداریم .

نوشته شده توسط همسفر خانم فاطمه

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/05/06 توسط مسافر فریده |

 کلی احساس آرامش میکنم

 

سلام دوستان من عسل هستم حدود 4 ماه 15 روز است که وارد کنگره شده ام من از نظر روحی بسیا بسیار بیمار بودم نا گفته نماند الان به حد عالی نیستم ولی از آن حالی که داشتم خیلی بهتر شدم لااقل کلی احساس آرامش می کنم ولی دوست دارم خیلی بهتر شوم من با مصرف 6 سال ترامادول و 3 سال شربت و قرص متادون وارد کنگره شدم به پوچی رسیده بودم با چندش آن را می خوردم از خودم بدم می آمد به حدی که وقتی جلوی آینه می رفتم چشمان بسیار وحشتناکی داشتم حتی دوست داشتم همه را نبینم و بیرون کنم نمی دانم ولی الان خیلی بهتر شده ام حتی بچه من از من می ترسید ولی الان که 4 ماه است که می آیم من را خیلی دوست دارد پس به جرات می توانم بگم کنگره 60 انسان را از آن بی وجودی بیرون می کشد و به خود می آورد با تمام وجود هرکس به راه کنگره بیافتد خیلی خوب نجات پیدا می کند  و به حد عالی می رسد ممنون به امید روزی که رها شوم  و دل نوشته کامل تری برای شما ارائه دهم

مصرف روزانه:9 سی سی

                                              به امید رهایی

 

نوسنده خانم عسل لژیون خانم پروانه

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/04/30 توسط مسافر رکسانا |

روز سه شنبه جناب آقای مهندس دژاکام با حضور درلژیون سیگار به سوالات مسافران سیگار پاسخ دادند.

 

سوال: چرا بعضی از مسافران با خوردن آدامس نیکوتین دچار سردرد می شوند؟

جواب: به اندازه آدمهای روی زمین دلیل برای کشیدن و نکشیدن سیگار است. هر کس خواست به درمان می رسد و هر که نخواست به درمان نخواهد رسید. تا کنون هیچ گزارشی مبنی بر سردرد بر اثر مصرف آدامس نداشتیم. سیگار کشیدن سردرد دارد ولی نکشیدن ندارد. من خودم هنگام مصرف سیگار سردرد داشتم ولی با خوردن آدامس خوب شدم.

سوال: امکان دارد از نوع آدامس باشد؟

جواب: می تواند عوض کند.

سوال: فردی که به تازگی رهایی مواد را گرفته مراجعه کرد و گفت در ماه رمضان سیگار را کم می کنم و بعد روی پروژه سیگار می آیم نظر شما در این مورد چیست؟

جواب: آنها ول معطل اند و مثل مواد که ما مرتب به دنبال آمدن عید و شنبه بودیم تا شروع کنیم. اگر می خواهید کاری کنید از الان شروع کنید.

سوال: سفر اولی که هنوز در حال مصرف OT است و سفر سیگار خود را شروع نموده مقدار مصرف آدامس او را روی چقدر تثبیت کنیم؟

جواب: هر چه دلش خواست تا ده دوازده آدامس کامل، طبیعی است و در این سه ماه باید سازگاری انجام شود.

سوال: یکسری از مسافران هنوز برایشان جا نیافتاده که با داشتن روزه آدامس نیز مصرف کنند و فقط زمان سحر و افطار وعده خود را می خورند در این رابطه چه کنیم؟

جواب: اگر سفر دومی هستند و به این آگاهی نرسیدند دیگر ول معطل اند و شما باید هر کدام برای شاگردانتان این موضوع را جا بیاندازید و قضیه را جدی بگیرید.

سوال: لژیون سیگار برای بچه ها جا نیافتاده و مرتب نمی آیند.

جواب: عروس نمی تواند برقصد می گوید زمین کج است. باید لژیونهای سیگار راجداکنید حتی با یک شاگرد هم می توانید انجام دهید. و آنهایی که توانایی ندارند باید لژیونشان را تعطیل کنند. شما باید باورتان بشود و اگر خودتان به عنوان راهنمای سیگار لژیون را باور کردید لژیون پا میگیرد و همه می آیند. راهنما باید سروقت بیاید تا شاگردانشان هم به موقع بیایند. حدودا" تا 5 ماه دیگر کسی که بخواهد نگهبان و دبیر و مرزبان شود و یا هر خدمت دیگری بگیرد نمی تواند به همراه سیگار خدمت داشته باشد و اگر راهنما باشد لژیون او جمع می شود.

جناب آقای مهندس در ادامه فرمودند: سفر دومی های سیگار هم باید در لژیونها بنشینند. اگر کمی فکر کنند متوجه می شوند به نفع آنهاست. اطلاعات را به بقیه منتقل می کنند و اگر اینگونه نباشد و فقط سفر اولی ها باشند لژیون پا نمی گیرد. یکی دیگر از خواص جداشدن لژیونها همین است که راهنمایان دستشان می آید چند شاگرد دارند و چکار باید انجام دهند.

جناب آقای مهندس در پایان فرمودند اگر مریض هستید روزه نگیرید. اگر فشار خونتان بالا و یا پایین می آید، اگر ناراحتی قلبی دارید؛ باید درصدی بگیرید و یا نگیرید. فکر نکنید چون روزه می گیرید و مریض هستید نمی میرید!!! و مویرگهای مغزتان پاره نمی شود! مدیر کل ستاد روزه گرفت و قبل از افطار فوتبال هم بازی میکرد و بعد فوت کرد.

باتشکر از خانم میترا برای تهیه گزارش

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1393/04/25 توسط مسافر مونا |

با شکر و سپاس از خداوند بزرگ و مهربان و تبریک به بنیان کنگره جناب آقای مهندس دژاکام اعلام می نمایم؛ امروز سه شنبه مورخ 1393/4/24 جشن رهایی دو نفر از عزیزان از بند مواد مخدر را به گرمی برگزار نمودیم.

خلاصه سخنان استاد:

خانم راد ضمن تبریک این روز زیبا فرمودند:

خانم فاطمه از مشهد به کنگره می آمد. همیشه سر کلاس ها حاضر بود. خیلی خوب حرکت کرد. آموزش ها را خیلی خوب میگرفت و خواستار رهایی بود.

اوایل سخت وحشت زده بود و در دنیای دیگری بود، اما آرام آرام حس اش عوض شد و خوب حرکت کرد. هیچ وقت اهل گله و شکایت نبود و خودش به خودش کمک کرد. برایش آرزوی موفقیت می کنم.

خانم فاطمه: خدا را شکر می کنم که به کنگره آمدم. از آقای مهندس و خانم راد بسیار سپاسگزارم. سفر خوبی داشتم. امیدوارم همه سفر اولی ها به این جایگاه برسند.

 

خانم: فاطمه

مصرف: تریاک و قرص

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 10 ماه

رهایی: 7 روز 

 

خلاصه سخنان استاد:

خانم میترا نیز ضمن تبریک این روز بسیار باشکوه فرمودند:

خانم ناهید با مصرف قرص و تریاک وارد کنگره شد. ایشان با خانم فاطمه خواهر هستند و از مشهد می آید. اوایل خودش به تنهایی به کنگره می آمد ولی بعد باعث ترغیب و  تشویق خواهرش شد و ایشان هم به کنگره آمدند.

آرزوی خانم ناهید این است که برای  خانم های مسافر در مشهد یک شعبه دایر کنند.

ایشان بسیار وسواسی بودند. اوایل پله هایشان را با ضریب 0.9 پایین می آمدند و بعد به دستور آقای مهندس پله هایشان را با ضریب 0.8 کم کردند. بسیار خوب حرکت کردند و بیماری وسواس شان با گرفتن آموزش ها بسیار بسیار بهتر شد.

در ضمن خانم ناهید از افراد بسیار فعال در سایت هستند. برایشان آرزوی موفقیت می کنم.

خانم ناهید:

با تخریب تریاک و قرص به کنگره آمدم. به خاطر وسواسی که داشتم و به خاطر طولانی بودن مسافت، سختی بسیار زیادی را متحمل شدم ولی خدا را شکر که توانستم به خوبی نتیجه بگیرم و الان بسیار خوشحالم که با پشت سر گذاشتن تمام سختی ها به رهایی رسیدم. از آقای مهندس، خانم راد و خانم میترا بسیار سپاسگزارم.

خانم: ناهید

مصرف: قرص و تریاک

راهنما: خانم میترا

روش درمان: DST  با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 17 ماه و 10 روز

رهایی: 7 روز

در پایان برادر خانم فاطمه و خانم ناهید (که شش سال قبل به کنگره آمدند و در حال حاضر در شعبه مشهد کمک راهنما هستند)، گفتند: برایم خیلی سخت بود که هر روز شاهد رهایی بسیاری از دوستانم در کنگره بودم و می دیدم چقدر خوب می شود رها شد، ولی در خانواده، خواهرانم مصرف کننده بودند و نمی شد برایشان کاری کرد.

 

 

 با تشکر فراوان از خانم رویا رهجوی خانم فاطمه برای تهیه گزارش

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/04/24 توسط مسافر فریده |

جهان بینی 2 (انرژی)

استاد فرمودند:

انرژی در همه جا وجود دارد و از صورتی به صورت دیگر تبدیل می شود ولی از بین نمی رود.

بحث مهم در این جا سطح انرژی است. هر چه سطح انرژی پایین باشد، انرژی ما تبدیل به انرژی منفی و هر چه سطح انرژی بالا باشد، این انرژی تبدیل به انرژی مثبت می شود.

در این جهان هر چیزی برای تغییر نیاز به انرژی دارد. انرژی رابطه ی تنگاتنگی با حس دارد. زمانی که سطح انرژی پایین باشد، حس ما خراب است.

زمان اعتیاد سطح انرژی ما را مواد تعیین می کرد. چون آموزش نداشتیم، فکر میکردیم این مواد مخدر است که انرژی ما را بالا می برد. در صورتی که این طور نبود.

زمانی سطح انرژی تغییر می کند که دریافت و پرداخت داشته باشیم. چنانچه دریافت و پرداختی نداشته باشیم، تخریب آن به خودمان برمی گردد. حال میخواهیم بدانیم معادله ی عملکرد چیست؟

انرژی به دست آمده یا از دست رفته = حس (نیرو) + حرکت، که این حس میتواند منفی یا مثبت باشد. چیزی که خیلی مهم است حس است و حرکتی که انجام می دهیم. این حرکت می تواند خرید ماشین، خرید خانه یا حتی دعوا کردن باشد. وقتی من مسیر حرکتم در ضد ارزش ها باشد، نیروی حاصله منفی است عملکرد من منفی و حتی انرژی درونی من هم منفی است.

مثال: وقتی می خواهم کاری انجام دهم، ممکن است این کار دزدی باشد؛ ممکن است پول زیادی به دست بیاورم ولی آیا این پول خیر و برکت و عاقبت خوبی به همراه دارد؟ خیر

حالا اگر این کار، کارگری باشد که با زحمت پول به دست آورده باشم، این پول خیر و برکت و عاقبت خوبی دارد چون از انرژی مثبت به دست آمده است.

همه چیز باید دست به دست هم دهد که ما وارد یک حس خوب شویم که همان بستر مناسب است. وقتی یک دانه وارد خاک می شود و رشد می کند نیاز به آب، نور، خاک مناسب و دمای مناسب و خیلی چیزهای دیگر دارد. پس این ها باید دست به دست هم بدهد تا یک دانه رشد کند.

درون انسان هم خیلی چیزها باید دست به دست هم بدهد (مثل حس، تفکر ، تجربه و آموزش) تا حرکت درستی انجام شود. اگر هر کدام از این ها لنگ بزند، انرژی در مسیر درستی قرار نمی گیرد.
"دریافت انرژی هیچ وقت تنها به دست نمی آید بلکه از جمع به دست می آید"

نوشته شده توسط خانم افسانه از لژیون سفر دومی ها

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/04/23 توسط مسافر فریده |

 مجنون

همان طور که می دانید مدتی است از انفرادی بودن به جهت فهم و درک درست بیکران که جاری در همه حیات به صور گوناگون می باشد به در آمده و همدل و هم زبان بافتیم رحمت به معنی بخشندگی و مهربانی و محبت است. بیکران یعنی کرانه ندارد، وقتی می گوییم رحمت بیکران یعنی بخشندگی و مهربانی که اصلاً کرانه ندارد و رحمتی که انتها ندارد و می تواند رحمت خداوندی باشد مسئله مهمی که در پارگراف بالا داریم انفرادی بودن است به معنی تنها بودن که حتی در زندگی روزمره انسان ها در زندان انفرادی خودشان هستند این تنهایی ممکن است به دو صورت باشد 1- تنهایی فیزیکی همان زندان است 2-تنهایی فکری یا معنوی که شخص در میان جمع است ولی تنها است وقتی این موضوع را که رحمت بیکران در همه حیات به مشکل های گوناگون جاری است درک کردم میفهمیم از انفرادی بودن خارج شدیم به عبارتی از جهل در می آییم و به آگاهی می رسیم اگر به آگاهی که همان دانایی است نرسی رحمت بیکران را درک نخواهی کرد و از بار سختیهایت کاسته نمی شود.

اصولاً سختی ها و مشکلات زندگی شکنجه خداوند نیست موضوع اصلی این است که انسان به آن درجه از درک و فهم برسد تا بتواند از ظلمت خارج شود در زندگی هرچه تنها تر باشیم نشان و دلیلش این است که ما مشکل داریم و باید آن را بپذیریم آدمی که نا آگاه باشد خودش با دست خودش افراد را از خودش دور می کند دقیقاً مثل کرم ابریشم به دور خودش پیله می تند و خود را در آن پیله حبس می کند. این پیله را خداوند درست نکرده بلکه خودش این پیله را به وجود آورده و نباید دیگران را سبب بداند باید بفهمد این کار را خودش کرده در اینجا سئوال پیش می آید برای فهمیدن و درک این موضوع که مشکلات برای انسانها عذاب و شکنجه نیست و باید آن را بیاموزد حالا چه چیزی را بیاموزد؟بیاموزد که بدی، بد است خوبی، خوب است که انفرادی بودن خوب نیست و باید به دیگران خدمت کنند چون لازمه هستی است و بیاموزد که انسان برای هستی و هستی برای انسانست پس رحمت بیکران در تمام حیات به صور مختلف و گوناگون در جریان است و شامل تمام موجودات می باشد. هدف ما کمک به اجزای وجودی انسانهاست هر موجودی ممکن است در یک مقطع خاصی از سپری شدن شرایط معنی و مفهوم واقعی محبت را درک کند و تمام هدف ما این است به آنها کمک کنیم با آنکه قضیه خیلی آشکار است اما گاهی وقتها کلمه بسیار آسان است مانند همان کلمات الهی که فهم آن و عمل آن را فقط آنانی می دانند و عمل می کنند که وصل الهی باشند در بیان کلمه بسیار عالی هستند و زیبا صحبت می کنند اما قادر به انجامش نیستند بعضی از کارهایی که انسان به ظاهر انجام می دهد به او می گویند دیوانه ولی تا مجنون نباشی نمی فهمی باید از پیچیدگی در آیی تا بتوانی ملکوت اعلاء را درک کنی بعضی از چیزها از نظر دیگران دیوانگی محسوب می شود این مجنونی عین عقلانیت است. کار شما در کنگره از نظر دیدگاه خودتان عقلانی است اما از نظر دیگران دیوانگیست.

((تا از خود نگذری به خود نمی رسی))

 

نوسنده خانم افسانه لژیون آزاد زنان

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/04/17 توسط مسافر رکسانا |
با آرزوی رهایی و تولدی دوباره برای تمامی سفر اولی های عزیز کنگره 60 اعلام می نمایم؛ روز سه شنبه مورخ 1393/4/10 جشن رهایی خانم مونا رهجوی خانم میترا را به گرمی برگزار نمودیم.

 

خلاصه سخنان استاد:

   خانم میترا ضمن تبریک این روز زیبا فرمودند:

خانم مونا اصلاً مصرف کننده نبودند. به خاطر میگرن به کنگره آمدند و سفر ایکس انجام دادند.

ایشان با این که مصرف کننده نبود، ولی خیلی خوب توانست خود را با کنگره و با بچه ها هماهنگ کند. آموزش ها را خیلی خوب می گرفت، سی دی ها را گوش می کرد و خدمت می کرد.

خانم مونا با این سفر درمانی ایکس، میگرنشان خوب شد.

خانم: مونا

مصرف: داروی میگرن

راهنما: خانم میترا

روش درمان: DST با داروی OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 17 ماه

رهایی: 15 روز

                             

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/04/16 توسط مسافر فریده |

جهان بینی 2 (ذرات حاکم بر نفس)

استاد فرمودند:

هر چیزی در هستی قانون دارد. مثل قانون های ریاضی و فیزیک. قوانین در هستی وجود دارند و غیر ممکن است تغییر کنند. ذرات مشترک بین خواسته ها باعث به وجود آمدن یک ساختار می شوند و مهم ترین آن حس است. اگر حس نباشد هیچ قانونی در طبعیت شکل نمی گیرد. اگر حس مشترک در بین ما نبود محال بود که در این جا جمع شویم. حال این حس مشترک هم جنبه مثبت دارد هم منفی. سازمان مافیا ساختاری قدرتمند است ولی در جهت منفی.

گاهی یک سندیکا، صنف کفاشان، کشاورزان و اصناف دیگر دور هم جمع می شوند. این جمع شدن هم می تواند مثبت باشد هم منفی.

مثل نیرو می ماند که در حال حرکت است و این من هستم که چه نیرویی را توسط حس جذب کنم. برای جذب نیروی مثبت یا منفی باید بسترش درون من وجود داشته باشد و باز بستگی به این دارد که چه بستری را در وجودم می کارم. مثل اعتیاد که درون من ساختار و بسترش مهیا شد تا درون تاریکی فرو بروم.

برای به تکامل رسیدن انسان ها همیشه این دو نیرو  وجود دارد. زمانی که در تاریکی فرو رفتیم، خداوند خواست ما از این تاریکی بیرون بیائیم چون بذر خوبی درون ما وجود داشته است. همه ما ذراتی از وجود خداوند هستیم.

زمانی که خسته شدیم باید از خداوند بخواهیم به ما کمک کند. چون حس ات کمک می کند که انرژی وارد شود و کائنات انرژی را دریافت می کند و جوابت را میدهد.

کسی که جهل دارد در تاریکی فرو می رود، حساب جداگانه ای دارد ولی کسی که آموزش می گیرد و از روی آگاهی کاری را انجام می دهد این یک حساب دیگری دارد و زیان و ضررش را خودش می بیند. پس مهم است که بذری که می کاریم چگونه آبیاری کنیم، با بدی یا خوبی.

هر چه در بیرون وجود دارد در درون ما هم وجود دارد. حال چگونه و به چه صورت این ساختار شکل می گیرد؟ به این صورت که خدمتی که انجام می دهی برای دل خودت باشد و با عشق این کار را انجام دهی. اگر خدمت برای تأئید دیگران باشد، تبدیل به گره قدرت می شود.

تمام افراد کنگره با عشق زیاد خدمت می کنند. این ساختار، ساختاریست که بذر نیکو کاشته می شود و بذر نیکو هم درو می شود. عشق بالاترین ساختاریست که در کنگره شکل می گیرد.

نوشته شده توسط خانم افسانه از لژیون سفر دومی ها

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/04/16 توسط مسافر فریده |

زنباره عجوزه را جوان میبیند

 

به کرات در کنگره شنیده ایم که شیطان به زیباترین شکل ممکن اهداف خود را اجرایی میکند و استفاده از مواد مخدر یکی از این اهداف است که مثل دیدن جادوگری ماهروی دریک باغ زیباست و شخص با دیدن این ماهروی به باغ میرود و دیگر در آنجا ساکن میشو

مصرف تریاک در قدیم برای تسکین دردها و یا گرفتن نیرو برای انجام کارها بود البته در قسمت پزشکی استفاده از فرآورده های تریاک کمک زیادی میکند و اعمال جراحی یا دندانپزشکی وخیلی مسائل دیگر بدون مسکن و مرفین و... قابل اجرا نیست اما وقتی بطور خودسرانه استفاده شود ابتدا تسکین است ونیروبخش اما در ادامه دیگر مثمرثمر نیست و باید دوز آن بالا برود وبتدریج سیستمهای بیوشیمی بدن را تعطیل میکند ،غرایز را خاموش میکند و مطمئنا" ماده ای که دندان درد به آن وحشتناکی را تسکین میدهد روی غرایز و قوه بدن هم تاثیر میگذارد و رفته رفته آنها را خاموش میکند و فرد احساس کرختی میکند.مسئله اعتیاد مختص مکان خاص یا سن  مشخص وفقیر و پولدار نمیشود و در همه جا فراگیرشده است واز یک کودک 14 ،15 ساله تا پیرمرد یا پیرزن 70،80 ساله را دربرمیگیرد

استفاده از مواد مخدر در ابتدا جذابیت دارد ولی به مرور تبدیل به یک دخمه میشود و فرد هرچقدر سعی میکند از آن بیرون بیاید اسیرتر میشود زیرا مثلا" اگر تریاک مصرف میکرده و میخواهد دیگر کنار بگذارد شروع به مصرف قرص ،شیشه یا مشروب میکند اما پس از مدتی هم تریاک میکشد هم قرص میخورد هم تریاک مصرف میکند هم مشروب میخورد و هر روز در این دام اسیرتر و گرفتار میشود . زنباره از یک جوان شروع میکند ویواش یواش عجوزه را هم جوان میبیند ودر تفکر خودش پست ترین چیزها را عین خوشبختی میداند اما با ورود به سفر تدریجی وکم کردن پله ها آرام آرام نیروهای خفته و غرایز بیدار میشوند و نیروی زیادی در بدن جمع میشود که با تزکیه و پالایش میتوان آنها را به نیروی خالص تبدیل کرد ودر جهت ساختن جسم و روان استفاده نمود

تزکیه از تفکر سالم و دانایی آغاز میشود زیرا زمانیکه دانسته ها در جهت تغییرات و سازندگی ما نباشد به هیچ دردی نمیخورد حتی اگرما مباحث فلسفه و عرفان تمام علما و عرفای بزرگ را بدانیم و تغییری در سبک و روش زندگیمان ایجاد نکند به هیچ دردی نمیخورد البته ممکن است با دانستن یکسری مطالب و تدریس آنها بتوان پولی بدست آورد و تحولی در زندگی ایجاد کرد اما منظور تغییر در شخصیت ورفتارمان است مثلا" اگر درمورد گذشت مطالبی آموختیم باید بتوانیم در موقع لزوم از یکسری مسائل بگذریم و همه چیز روی عملکرد ماست و تبدیل دانایی به دانایی موثر بسیار کمک کننده است

نوشته شده توسط همسفر فاطمه از لژیون خانم فاطمه

نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/04/14 توسط مسافر مهرانا |

 

به نام قدرت مطلق

سومین جلسه از دوره پنجاهم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران سفر دوم در مورخ 93/04/11 با نگهبانی و استادی آقای امین دژاکام و دبیری آقای احمد با دستورجلسه " خانواده" رأس ساعت 18:45 آغاز به کار نمود .

سخنان استاد :

استاد در ادامه ضمن عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان ابراز امیدواری نمودند که این آزمون و فرصت برای همه پیش بیاید و بتوانیم حال بهتری داشته و حال خوشی را تجربه کنیم و سخان خود را اینگونه ادامه دادند : مثالی که راجع ماه رمضان به ذهنم می رسد فردی است که یک ماشین شخصی در اختیار دارد و هرزمان که می خواهد می تواند تا هرجا که می خواهد برود و طرح زوج و فرد هم ندارد . اتفاقی که می افتد این است که ؛ در ماه مبارک رمضان باید ماشین خود را بدست مکانیک بسپرد تا سرویس شود . در این زمان شخص مجبور شود با اتوبوس یا تاکسی و یا با پای پیاده به کارهای خود رسیدگی کند و قطعاً مقداری در مضیقه قرار گرفته و راحتی گذشته را نخواهد داشت که هرکجا دوست دارد بود اما این نوید را برای او دارد که وقتی اتومبیلش تعمیر شد ، دوباره مانند گذشته می تواند از آن استفاده کند . اتومبیل ، جسم ماست و ما باید دراین مدت آن را در اختیار مکانیک قرار دهیم و عملاً از اختیار ما خارج می شود . زمانیکه انسان می خواهد کاری را انجام دهد و یا درس بخواند ، علاقه دارد که چیزی بنوشد و بخورد اما در آن شرایط اجازه انجام آن را ندارد و درواقع ؛ آن ماشین در اختیارش نیست و کاملاً سختی آن را حس می کند که می بایست یک مسیر را پیاده طی کند اما در آن خیر زیادی نهفته است و درمان در روش DST نیز از دل ماه رمضان بوجود آمد . انشاءالله که خوب باشد . من خداراشکر امسال راحت تر از سالهای قبل می توانم روزه بگیرم . وقتی سفر می کردم خیلی سخت بود و امسال قبل از ماه رمضان همیشه از دیگران سؤال می کردم که چه چیزهائی بخورم بهتر است اما زمانیکه روزه گرفتم ، متوجه شدم که زیاد هم سخت نبود . واقعیت این است که ؛ اگر انسان از نظر درونی به یک آرامش نسبی برسد می تواند از پس اینجور کارها بربیاید و آن را انجام دهد اما اگر انسان درون بهم ریخته و حال بدی داشته باشد و بخواهد روزه بگیرد ، تمام سلولهای بدنش بر علیه او شورش می کنند و به ظهر نرسیده هزاران دلیل پیدا می کند که روزه اش را بخورد . این اتفاق برای من افتاد . پس کسانی که به هر عنوان و بهانه ای خطی بر روی این قضیه کشیده اند و انجام این کار را نکوهش می کنند ، بخش مهمی از این قضیه در آن بهم ریختگی درون و ناتوانی انسان نهفته است . چون اگر بخواهد انجام دهد ، آن تصویر بهم ریخته درون او برای خودش مشخص خواهد شد . همانطور که می دانید و در آموزشهای کنگره هم آمده است ؛ هنر نیروهای بازدارنده در انسان این است که شناخته نشود و اگر شناخته شود ، کار بسیار راحت است یعنی ؛ اگر دست او رو شود و بداند در کدام قسمت مشکل دارد قضیه کلی فرق می کند و کار او راحت می شود . هنر نیروی بازدارنده یکی این است که ؛ حس انسان را آلوده کند . نیروهای منفی یک کار بیشتر انجام نمی دهند و آن هم خراب کردن حس است . ممکن است از هزار روش مختلف انجام دهند اما در کار خود استاد هستند . هنر دیگر آنها این است که پنهان بمانند و کسی متوجه آنها نشود . این دو در کنار هم باعث می شود که قدرت زیادی داشته باشند . بنابراین ؛ انجام دادن یکسری کارها و دستورالعملها اولین حُسن و خاصیتی که برای من دارد این است که متوجه شوم چقدر ناتوان هستم و چقدر در انجام دادن قضیه ضعف دارم و متوجه این قضیه شوم . بهترین کاری که در این مورد می شود انجام داد این است که هرگز در مورد آموزشهای پالایش ، انسان تدافعی برخورد نکند . چون این عامل آنها را نسبت به آن اندیشه ای که دارند قوی تر و پایدارتر می کند . چه بسا خلق و خوش انسان و رفتار او در مورد موضوعی که دیگران کاملاً با آن مخالف هستند و یا حتی به جنگ شما می آیند ، می تواند آنقدر اثر گذار باشد که شخص را بیدار کند و در او تغییر ایجاد کند . مهمتر از انجام دادن کارهای شایسته ، نوع نگاه انسان خیلی مهم است و شاید اهمیت آن اگر بیشتر نباشد ، کمتر نیست . پس خلق خوش داشتن و احترام گذاشتن به فرد باعث می شود که در آن شخص نقطه تفکر بوجود بیاید . علت آن هم کاملاً مشخص است و آن اینکه ؛ خداوند بالاترین چیزی که به انسان داد ، اختیار او بود .

اگر رفتار من طوری باشد که اختیار فرد را نادیده بگیرم ، ناخودآگاه در آن شخص دافعه بوجود می آید . وقتی هم دافعه بوجود آمد ، همه چیز خراب می شود چون بایستی جاذبه وجود داشته باشد و باید شاگرد بیاید و سر کلاس بنشیند تا مراحل بعدی پیش بیاید . اگر قبل از زمانی که زمانی که شاگرد وارد کلاس شود ، معلم کاری کند که شاگرد دیگر به کلاس نیاید و فرار کند ، حتی اگر معلم بهترین مطالب دنیا را هم در اختیار داشته باشد ، نمی تواند چیزی به شاگرد خود یاد دهد . در واقع ؛ حُسن خلق یکی از پایه ترین چیزهایی است که باید روی آن کار کنیم . این موضوع به این معنی نیست که باید همیشه محبت و جاذبه داشته باشیم . اگر لازم بود باید جدیت و قاطعیت هم داشته باشیم اما باید حُسن خلق مقدم باشد . امیدوارم این قضیه برای همه ما مؤثر و سازنده بوده و نتیجه خوبی از آن بگیریم چراکه فرصت بسیار خوبی است . ایشان در ادامه درخصوص مبحث " خانواده " فرمودند : من خیلی اوقات به خانواده فکر می کنم و مابقی در ادامه مطلب

منبع : وبلاگ آکادمی



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/04/12 توسط مسافر فریده |
برای کاوش و جستجو بدون هیچ خوفی باید به جلو حرکت کنیم. باید بدانیم که سختی وجود دارد و هر کاری که می‌خواهیم انجام بدهیم باید بدانیم در مقابل ما سختی است .
 

زندگی بحری است بیکران؛ غمی است بی‌پایان؛ شادی‌ها لحظه‌ای است؛  کوتاه و گذرا

وقتی به وجود چیزی می‌خواهیم پی ببریم اول باید ساخته بشویم و برای اینکه ساخته بشویم و به وجود آن‌ها پی ببریم باید مرتب در حال آموزش باشیماز ابتدا دو نیرو موجود است و این یک مبارزه میان قدرت شیاطین و اهریمن با نیروی الهی است؛ مقدر است که از جنس دو فلز که هر دو از یک معدن آهن بیرون شده‌اند شمشیری تهیه‌شده و حالا یکی بر حق و دیگری به ناحق بالا می‌رود نوع آن را الله تعیین می‌نماید .حال کدام شمشیر پایین بیاید، نوع آن را الله تعیین می‌کند. نفس چیزی است که تعیین موجودیت می‌کند در ظاهر و در باطن و نفس بقاء دارد و فناناپذیر است و چون دارای بقاء است. بنابراین یک حقیقت است و در گذشته بوده در حال هم هست و در آینده هم خواهد بودزمانی که موجود به مرحله اطلاعات و آگاهی لازم رسید و وارد مرحله انسانی شد،  بازی شروع می‌شود و این بازی با اختیار کامل صورت می‌گیرد و این اختیار الحق داده شده است.

 گاهی اوقات ما تصور می‌کنیم و می‌گوییم  اگر اختیار است پس من چه طوری در این خانواده به دنیا آمده‌ام اصلاً نمی‌خواستم بیایم و ما گفتیم! این بازی برای هر موجود از زمان تولد شروع نشده است و این موجود یک پیشینه دارد هم قبل از تولد هم بعد از تولد چون اگر معتقد باشیم که روح و نفس بقاء دارد یعنی قبلاً بوده است.  این نفس در گذشته به کاری مشغول بوده است  و از روز الست که پیمان بسته می‌شود، بود و این قضیه از آنجا شروع شده استما نمی‌توانیم بگوییم که از این زمان شروع شده است و اتفاقاتی که برای ما رخ می‌دهد پرونده‌اش برای زمان پیشین است که ما به عنوان سرنوشت و تقدیر از آن یاد می‌کنیم 

 از يک معدن دو شمشیر می‌توان ساخت یعنی از یک مرکز  دو موضع مختلف وجود دارد و این موضوع در همه مسائل کلی و خصوصی وجود دارد  و همه جا قابل‌اجرا است روزی که رب همه را صدا زد (آدم، فرشته، شیطان، جن) همه یکی بودند و از یک جنس بودند و قدرت اختیار از آنجا به انسان داده شده است. ما می‌توانیم بگوییم از یک معدن دو شمشیر ساخته شد یا می‌توانیم بگوییم (از یک مادر دو فرزند) یا (دو سیستم را در نظر بگیریم)یا (دو قضیه) و حال کدام بخواهد پایین بیاید را خداوند مشخص می‌کند. حال این سؤال پیش می‌آید که چرا خداوند مشخص می‌کند؟ جوابش این است که بر می‌گردد به نامه پیشین  و سوابق گذشته .

 اگر خداوند می‌گوید بعضی‌ها قلب‌هایشان مریض است یا بعضی‌ها کرند، کورند یا گنگ هستند یا خداوند مهری بر دل‌های آن‌ها زده است، خداوند با آن‌ها دشمنی ندارد که بر دلشان مهر بزند. این مهر مربوط به سابقه و پرونده آن‌ها در گذشته است. چون پرونده یا کارنامه اعمال آن‌ها خیلی سیاه بوده است؛ خداوند بر اساس آن مهر بر دلشان می‌زند تا شخص حساب‌ها و مسائل را تسویه کند. بنابراین با این شرایط کدام شمشیر پایین بیاید خداوند مشخص می‌کند . از برق شب، ترسی و هراسی بر دل راه ندهیدیعنی زمانی که شمشیر بالا رفت و شروع می‌کند به درخشش و تابیدن اگر بر حق هستید ترسی بر خود راه ندهید که این برق، همان برق کرمی است که در شب مانند فلز با قیمت می‌درخشد. اگر ناحق باشد برق می‌زند اما برق آن برق یک کرم شب تاب است مانند کرم شب‌تاب در ظلمت و تاریکی می‌درخشد و از خودش نور می‌دهد . اما هر وقت که آفتاب آن نور خورشید الهی بدمد؛ آنگاه آن کرم خود را همان کرم می‌یابد و همان چیزی که هست .

ممکن است کسی سرمایه کلانی داشته باشد و هزاران  ناحق را خورده است و کاملاً می‌درخشد و ما نباید از آن بترسیم. نیروی منفی یا شیاطین به همین صورت است و برق آن‌ها در همان ظلمت می‌درخشد و زمانی  که روز شد آن‌ها دیگر درخششی ندارند و خودش به ماهیت خودش پی می‌برد. بنابراین جبهه منفی گرفتن تا زمانی است که آن آفتاب نباشد.

خداوند فرمود هیچ نفسی نمی‌تواند بار هیچ نفس دیگری را بردارد و روزی فرامی‌رسد که پدر از پسر فرار می‌کند خواهر، برادر، پدر و مادر همه از هم فرار می‌کنند و هیچ کس نمی‌تواند به دیگری کمک کند. الآن هم گاهی اوقات همین است هیچ کس نمی‌تواند بار دیگری را بردارد برای مثال کسی که تزریقی شده  است چه کسی می‌تواند بار او را بردارد بار خماری او را بردارد. بار او مستقیم بر دوش خود شخص است و این آیه شریف قران است. در آن روز موعود چیزی که می‌بیند خودش است و همه چیز یک روز دارد .

انسان و خلق انسان و ماجرای انسان قبل از مرگ و بعد از مرگ هیچ‌کدام قصه نیست و ما باید خودمان به یک آگاهی، تفکر و دانشی برسیم تا باور کنیم که حیات انسان ادامه دارد و بعد از مرگ هم ادامه این قضیه است و با شرایط ویژه خودش. بنابراین  این قضیه برای همه موجودات اتفاق می‌افتد.  مشکل را مانند سلسله‌های جبال بنگرید و بر فراز آن با دقت ایستادگی نمایید تا روح خود را شاد نمایید

وقتی مشکل برای ما پیش می‌آید بعضی‌ها زانوی غم در بغل می‌گیرند و زار می‌زنند و این مشکل را حل نمی‌کند درحالی‌که باید بر مشکل مسلط شد و حرکت داد و دنبالش رفت و حلش کرد. این مشکلات مرتب در زندگی وجود دارد و ما نمی‌توانیم انسانی را پیدا بکنیم که مشکل نداشته باشد اگر کسی زمین بخورد و ما دستش را بگیریم او به نقطه نخستین برمی‌گردد یعنی بلند شدن از زمین را یاد نمی‌گیرد. بنابراین یکی از مسائلی که در مسیر انسان قرار می‌گیرد، همین مشکلات است و در پرتو حل مشکلات است که انسان می‌تواند به درجات بالا و تکامل و آرامش برسد. بنابراین با مشکل باید دست و پنجه نرم کرد بررسی کرد و ببیند با چه راهی می‌تواند حلش کند تا از میان بردارد. پس نباید از مشکلات فرار کرد .

برای مثال من قرضی دارم و کسی به من پول می‌دهد تا قرضم را پرداخت کنم. امروز یکی به من کمک کرد، فردا را چه کار می‌کنم؟ یک نفر گرسنه است و ما به او غذا می‌دهیم، او فردای خود را چه کار می‌کند؟ بنابراین اگر به کسی ماهی بدهیم یک شب شکمش را سیر می‌کنید اما اگر ماهی گیری به او یاد بدهید یک عمر شکمش را سیر می‌کنید. اما در بعضی اوقات باید کمک کرد و آن هم در شرایط خاص زندگی بحری است بیکران غمی است بی‌پایان شادی‌ها . . .

 

 

مابقی در ادامه مطلب

منبع: لژیون آقای داوود عرب

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1393/04/11 توسط مسافر فریده |

نا امیدی

استاد فرمودند:

ناامیدی یکی از نیروهای منفی است. زمانی که نمی توانیم باری را از دوش برداریم ناامیدی به سراغمان می آید، ناامیدی از بی انگیزه بودن و پوچی بودن می آید. مثال همان اعتیاد که سالها با آن دست و پنجه نرم می کردیم و یا وزن زیاد وقتی راه حلش را پیدا نمی کردیم ناامید می شدیم این ناامیدی با تفکر خودش راتشدید می کند و این تشدید باعث می شود که روز به روز حالمان خرابتر شود. یکی از عامل ناامیدی است که مثلث ترس، منیت، ناامیدی رابظه مستقیمی با حس ما دارد. وقتی ناامید می شویم ترس به سراغمان می آید و ترمزی است برای حرکت،تجربه،آموزش و تفکر،ضد ارزش ها ریشه دارند و تک شاخه ای نیستند وقتی یک ضلع رشد می کند باعث تحریک ضلع های دیگر هم می شود و باعث می شود که نتوانیم درست فکر کنیم. مثلث جهالت ضلع مقابلش دانایی است چون انگیزه از دست می رود و هدفمند حرکت نمی کنیم و نمی توانیم درست تصمیم بگیریم و قدرت تشخیص از انسان گرفته می شود.

وقتی روی جهل خودمان پافشاری می کنیم و آن را تقویت می کنیم آن را باور می کنیم و حتی نمی خواهیم کار اشتباه خودمان را قبول کنیم. وقتی انسان به جهل خودش شدت می دهد در قهر قهرها سقوط می کند.

مهم ترین مسئله ای که باید بدانیم شناخت انسان است که بداند چه حس هایی وجود دارد که انسان از هدفش دور می شود در سفر دوم مثلث جهالت بیشتر تحت تاثیر نیروی منفی قرار می گیرد در سفر اول فکر درمان هستیم ولی در سفر دوم چون آموزش گرفتیم حس ما قوی تر می شود و حتی ممکن است دچار منیت شویم و خودمان را بالاتر از دیگران ببینیم در صورتیکه انسانی عاقل است که بداند هیچ چیز را نمی داند وقتی این را بدانیم خیلی از مسائل حل می شود

در یک جمع اگر خودت را با دیگران مقایسه کنی و از شادی دیگران ناراحت شوی حتی در خودت یک مشکل وجود دارد و چراهایی برای خودمان قرار می دهیم و بین حس خودمان قرار می گیریم و عیب را نمی بینیم اگر عیب خودمان را متوجه بشویم نصف راه را رفته ایم و کار برایمان آسان تر می شود

((هرچه کاشتیم همان را برداشت می کنیم))

 

                                                                                           نویسنده خانم افسانه لژیون آزاد زنان

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/04/09 توسط مسافر رکسانا |

 در تزکیه های متعدد انسان صیقل می یابد یعنی نار وجودی او که آتشی است دارای دود، به نور تبدیل می گردد.

چرا می آئـــــــــــــــــــــــیم؟

ما اکثراً تنها به جهان می آئیم یعنی از مادر به صورت انفرادی متولد می شویم. با خود آشنا می شویم و قدرت ها و حرکت های خود را می شناسیم و بعد وارد جمع می شویم و چون ادامه ی حیاتِ ما، در جمع است و نیز انسان موجودی اجتماعی است، حکم می یابیم که در جمع با مفهوم مهربانی ادامه حیات دهیم. اما در این مورد که «چگونه باید از زندگی بهره ی مفید برداریم؟» دچار مشکل می شویم که برای حل آن بایستی به توانایی هایی دست پیدا کنیم. چون وجود مشکلات در زندگی اجتناب ناپذیر است و باید دانست که مشکلات لعنت خدا نیستند و شاید رحمت خدا هستند تا با عبور از آن ها ما بتوانیم ارتقاء پیدا کنیم. هر مشکلی را هم که حل می کنیم، در واقع سرآغاز مشکل دیگری است و این ادامه دارد، ولی این جا مهمترین چیزهایی را که باید به آن دست پیدا کنیم، تا از مشکلات عبور کنیم: 1- قدرت تفکر است. 2- قدرت انجام عمل است. 3- قدرت فیزیک بدن است.

چرا قدرت تفکر؟ چون با تفکر ساختارها آغاز می گردد و بدون تفکر هر چه هست رو به زوال می رود.

چرا قدرت انجام عمل؟ چون در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست و توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می نماید.

چرا قدرت فیزیک بدن؟ چون جسم ما هم شهر وجودی ماست و هم در حقیقت مرکب ماست و باید آن را سالم و نیرومند نگه داریم.

اگر مثلث: قدرت تفکر، قدرت انجام عمل و قدرت فیزیک بدن را خوب رسم کنیم، بدون هیچ ابهامی از این مرحله از حیات عبور خواهیم نمود و در پایان سفر زندگی یعنی آن موقع که برویم، با آن که ظاهراً تنهائیم، تنها نخواهیم بود، چون اعمالی که انجام دادیم، در دفتر اوراقِ نامه اعمالِ ما ثبت شده که همراه ما خواهد بود؛ چرا که ما تنها آمدن و تنها رفتن را توانستیم با این مثلث خوب کامل کنیم. آن گاه خواهیم دید که رنج تبدیل به گنج معنوی شده که سود آن را با خود می بریم.

همان طور که می دانید؛ آب های زیر زمینی همه به یک شکل نیستند؛ با درجات خلوص معین، وقتی از مناطق مختلف عبور می کنند، در لایه های زمین مازاد خود را باقی می گذارند و در هر طبقه تصفیه می شوند؛ انسان ها هم مثل آب های زیر ارضی در هر مرحله از حیات باید ناخالصی های خود را باقی بگذارند و تصفیه شوند.

حیات انسان ها در ابعاد دیگر ادامه دارد و این روند تزکیه در لامکان هم جاری است. در ترددها و تزکیه های متعدد انسان صیقل می یابد یعنی نار وجودی او که آتشی است که دارای دود و ناخالصی است، به نور تبدیل می گردد.

در این میان سوار کار باید بداند چگونه رفتار نماید، سوار و سوار کار، یعنی جسم و روان هر دو باید به درجه ای از تزکیه برسند که طبق فرمان الهی مسئولیت پذیر شوند. کسی که جسم و روان را با هم میزان کند و بتواند تزکیه های لازم را بر روی هر دو به انجام برساند، از منتخبین الهی می شود، یعنی در حقیقت او از محسنین و نیکوکاران است و پاداشش حل سخت ترین مسائل است و پیروزی در تحمل سخت ترین سختی ها.

چون با ایمان و صبری که دارد باعث می شود که در آرامش تفکر کند و راه حل سختی ها را خیلی راحت پیدا کند.

در نهایت بایستی به کسانی که می خواهند با دور شدن از اجتماع مسائل و مشکلات خود را حل کنند، یا با دور شدن از محوطه ی گناه، از ضد ارزش ها دور شوند و با ایزوله کردنِ خود، خود را از اشتباه جدا کنند، باید گفت:

«طفل ناراحتی را که در طول روز چندین بار سر می شکند به جایی می برند که سنگ نباشد که دیگر سر کسی را نتواند بشکند؛ در همان لحظات اول، اولین سر شکسته می شود. می دانید چگونه؟ با دندان های جلو و کله ی خودش، سر طفل بیچاره ای را شکست!»

پس انسان باید به یک دانایی، آگاهی و هوشیاری برسد، تا بتواند در اجتماع مسائل و مشکلات خود را حل کند.

انسان اگر بخواهد رودخانه باشد، در هیچ بُعدی از حیات راکد نمی ماند. اما اگر شر باشد در ترددها که مانند همان از لایه های زمین گذشتن است، در نهایت امر از تبدیل هایش آن چیزی از او به دست می آید که فرمان خداوند است؛ مانند: استخراج طلا از معادن آن، تا در تصفیه های متعدد به خلوص رسد.

هیچکدام از وعده های خداوند دروغ نیست.

پس به وعده های الهی بیاندیشید، آن گاه با بال هایی به پرواز در خواهید آمد که در آن غیر از نور هیچ چیز نخواهید دید.

                                    نوشته شده توسط خانم فرشته رهجوی خانم راد

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/04/09 توسط مسافر فریده |

روزه هم برای صور آشکار مفید است و هم برای صور پنهان

می خواهم چند خطی در باره ی دیدگاهی که در گذشته از ماه مبارک رمضان داشتم و دیدگاهی که الان نسبت به این ماه دارم، برایتان بنویسم.

قبل از هر چیز خوشحالم که امسال هم سالم و سلامت هستم و می توانم ماه رمضان دیگری را تجربه کنم . یادم میاد اولین باری که روزه ی کامل گرفتم نُه سالم بود. مثل الان ماه رمضان در چله ی تابستان بود. خیلی خوشحال بودم که به سن تکلیف رسیدم، می توانم روزه ی کامل بگیرم، کلی ثواب کنم و بروم بهشت تا خدا هم دوستم داشته باشد.

به یاد دارم آن روزها روزه گرفتن خیلی سخت بود. تشنگی خیلی به من فشار می آورد. مخصوصاً که خانه ی ما کولر هم نداشت. بعضی وقت ها از فرط گرما و تشنگی می رفتیم در حیاط و شلنگ آب می گرفتیم روی سرمان تا کمی خنک شویم . فکر می کردیم این همه سختی ارزشش را دارد. لحظه شماری میکردم تا افطار شود. با شنیدن صدای ربنا پای سفره ی افطار می نشستیم، لقمه هامونو می گرفتیم، همه چیز را آماده می کردیم و با یک پارچ آب خنک، گوش به زنگ اذان می ماندیم. وقتی صدای الله اکبر از تلویزیون پخش می شد، چه حس خوبی داشتیم! برایم قابل وصف نیست. موقع افطار آن قدر آب می خوردیم که دیگر جایی برای چیزهای دیگر نداشتیم، اما خوشحال بودیم که توانستیم روزه ی کامل بگیرم.

می گویند بزرگترین دشمن انسان جهل و نا آگاهی اش است؛ پدرم که آن همه ما را تشویق می کرد تا روزه بگیریم و می گفت برایتان واجب است؛ بعد از افطار  می آمد با کلی اصرار  می گفت: «تو اصلاً روزه برات واجب نیست بیا روزَتو بفروش به من»، و من با گرفتن 5 تومان گول می خوردم و روزه ام را به او می فروختم.

بله این بود روزه گرفتن بچگی من، اما کسی به من نگفته بود که اصلاً روزه یعنی چه؟ هدف ما از روزه گرفتن چیست؟ برای چه باید از صبح تا شب آن همه سختی را تحمل کنم؟

از وقتی وارد کنگره شدم نگاه ام نسبت به ماه رمضان عوض شد و فهمیدم که: هر چیزی را که خداوند فرموده، برای خودمان مفید است و خداوند احتیاجی به روزه و نماز ما ندارد. روزه هم برای صور آشکار مفید است و هم برای صور پنهان.

روزه یعنی تزکیه ی نفس، این که بتوانیم با علم، آگاهی و عشق جلوی خواسته های نامعقول نفس بایستیم. روزه یعنی روش درمان DST، یعنی نظم و انضباط، ماه رمضان یعنی استراحت اجزای صور آشکار جسم، یعنی این که بتوانیم با تمام وجود روزه باشیم، با دستانمان، پاهایمان و با قلبمان.

یعنی این که بتوانیم اول با مخلوق بعد با خالق خود ارتباط حسی یا قلبی برقرار کنیم، یعنی از طریق قلبِ مخلوق بتوانیم به قلبِ خداوند راه پیدا کنیم.

من فکر می کنم با روزه گرفتن اعتماد به نفس انسان بالا می رود. وقتی یک روز طولانی و گرم را با تمام وجود روزه هستیم، انرژی خاصی می گیریم.

 روزه یعنی این که بتوانیم دست فقیری را بگیریم، اشک چشمی را پاک کنیم، درد دردمندی را دوا کنیم و هر چه داریم با دوست، فامیل و همسایه شریک شویم. روزه یعنی این که بتوانیم نقطه تحمل بدن را بالا ببریم، قدر نعمت های خداوند را بدانیم و شاکرش باشیم. بتوانیم دلی را به دست آوریم.

به طور کلی ماه رمضان یعنی صبر، قناعت، خود داری، برگشت از ضدازشها، رضا، توکل و در نهایت یعنی در برابر خواسته های قادر متعال تسلیم باشیم.

                                                           نوشته شده توسط خانم فاطمه از لژیون سفر دومی ها 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/04/08 توسط مسافر فریده |
.: Weblog Themes By : Congress 60 :.