" وب لژيون خانم راد شعبه آكادمي "
" راهنماي درمان اعتياد ويژه خانمهاي مصرف كننده مواد مخدر "

" کارگاه آموزشی  کنگره ۶۰ ویژه خانم های مسافر "

  روزهای یک شنبه ساعت 13:30

روزهای سه شنبه ساعت 12:00

در شعبه آکادمی برگزار می گردد.

 

" مشاوره تازه واردین توسط بنیانگزار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام صورت می گیرد "

 

 خانم ها میتوانند در محیطی کاملاً مطمئن که توسط دیگر خانم های مسافر اداره می شود به درمان برسند و در طول درمان از کلاسهای ورزش که در روزهای یکشنبه ساعت 11:00 صبح برگزار می شود و به صورت رایگان است استفاده نمایند.

آدرس نمایندگی آکادمی جمعیت احیای انسانی کنگره 60 :

میدان هفتم تیر - خیابان بهار شیراز - ابتدای سهروردی جنوبی - نبش کوچه صدری - پلاک 3

اساس کار ما بر مبنای محبت ، عقل و ایمان است "

نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/04/18 توسط مسافر مهرانا |
به امید رهایی تمامی سفر اولی های کنگره ی 60 از بند افیون اعلام می نمایم، امروز سه شنبه مورخ 1393/7/8 جشن رهایی خانم سحر رهجوی خانم پروانه را به گرمی برگزار نمودیم.

خلاصه سخنان استاد:

خانم پروانه ضمن تبریک به مناسبت ورود خانم سحر به سفر دوم و تشکر و قدردانی از آقای مهندس و خانم راد، فرمودند:

خانم سحر مصرف شیشه داشت. اوائل به سختی می توانست در لژیون بنشیند و اصلا آرام و قرار نداشت ولی ایشان می دانست چه می خواهد و برایش جنگید. هدف هایش مشخص بود. سی دی ها را می نوشت و من خیلی از ایشان راضی بودم. مشکلاتی که در طول سفر برایشان پیش آمد، مانع از این نشد که سر کلاس هایشان حاضر نشوند. امیدوارم در سفر دوم حرکت هایشان پویاتر شود چون رهایی حداقل چیزی است که کنگره به ما می دهد. خیلی چیزهای دیگر می توانم کسب کنم. امیدوارم در سفر دوم بیشتر تلاش کند و قدر خانواده اش را بداند و یک زندگی پر از آرامش داشته باشد.

خلاصه صحبت های خانم سحر:

5 سال به شیشه اعتیاد داشتم. در حالی سفرم را شروع کردم که اصلا دلم نمی خواست این کار را انجام دهم. چون اعتقاد نداشتم که به شیشه اعتیاد دارم. همسرم خیلی در این راه به من کمک کرد. همسرم در مورد کنگره تحقیق کرده بود و این جا را به من معرفی کرد. اوایل که به کنگره آمدم ثابت قدم نبودم ولی وقتی تولدها، رهایی ها و اشک های مسافران و همسفران را می دیدم، بیشتر مرا در این راه ثابت قدم کرد. از خداوند متشکرم که به کنگره آمدم. از همسرم تشکر می کنم که خیلی در این راه مشوق من بودند. اگر من روزی حال به کنگره آمدن را نداشتم، ایشان مرا تشویق می کرد و تا کنگره همراهی ام می کرد. در طول این سفر فرزند دوم من به دنیا آمد. از بزرگ مرد کنگره آقای مهندس دژاکام تشکر می کنم. از بانوی بزرگ، خانم راد تشکر می کنم. از استاد عزیزم خانم پروانه جلیلی تشکر می کنم. از دخترم هم که در این راه همسفرم بود و مرا همراهی کرد تشکر می کنم.

خانم سحر

مصرف: شیشه

راهنما: خانم پروانه جلیلی

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 15 ماه

رهایی: 10 روز

 

خلاصه صحبت های آقای محمد همسر و همسفر خانم سحر:

از جناب آقای دژاکام، سرکار خانم  راد و خانم پروانه واقعاً سپاسگزارم که خانواده ما را نجات دادند.

خانم عسل همسفر (فرزند خانم سحر):

خیلی خوشحالم که مادرم بعد از سال ها توانست در این جایگاه قرار بگیرد. از راهنمای مادرم خانم پروانه، آقای مهندس، خانم راد و خانم مهنوش متشکرم که باعث شدند خانواده ما دوباره شکل بگیرد.

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر رهایی خانم سحر را از بند اهریمن به یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 تبریک می گویم و سفر دومی بسیار پر باری را برای ایشان آرزومندم.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/07/08 توسط مسافر فریده |

کارگاه آموزشی کنگره 60 روز یکشنبه مورخ 1393/7/6 با دستور جلسه (با تفکر ساختارها آغاز می گردد بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می رود) با استادی سرکار خانم راد برگزار گردید.

 

سخنان استاد:

 اگر 5 وادی اول را در سفر اول درست یاد بگیریم، برای درمان و رهایی کافی است. یاد گرفتن این نیست که وادی را حفظ کنیم، باید آن را به اجرا در بیاوریم و کاربردی کنیم.

در وادی اول، اولین چیزی که یاد می گیریم، تفکر است، چون تا ما تفکر نکنیم اصلاً موجود نیستیم. هست نیستیم. انسان ها با اندیشه شان وجود پیدا می کنند. انسانی که کل زندگی اش را بدون تفکر می گذراند، هیچ چیزی را نمی تواند تغییر دهد و یک بازنده ی کامل است. اولین چیزی که ما در کنگره یاد می گیریم تفکر درست است.

حالا تفکر درست چیست؟ به خاطر مصرف مواد، ذهن دائماً مشغول است و در سفر اول القائات منفی خیلی زیاد است. همان چیزی که در وادی دوم می گوید: "خوشحالیم که به جنگ خود ادامه می دهیم". یعنی دقیقاً برمی گردد به این که القائات خیلی زیاد است. حالا القائات منفی چطور کم می شود؟ با تفکر درست 

تفکر درست می تواند من را به یک نقطه و به یک معلوم برساند. راهی را برایم روشن کند و زمانی که تفکر درست می کنم، القائات منفی خیلی کم می شود و به صفر می رسد.

قبل از هر چیز باید تفکر کنیم. شاید فکر کنیم تفکر کردن کاری ندارد، ولی روند اعتیاد و وضعیت ما نشان می دهد که اصلا تفکر نکردیم. اصلا تفکری نبوده، همه اش دلم می خواد و دلم نمی خواهد بوده و منطق و تفکری نبوده است. برای شروع تفکر، قبل از هر کاری باید به این فکر کنم که مثلاً: الآن می خواهم بروم بیرون؛  می خواهم خرید کنم؛ چه چیزی بخرم و چه چیزی نخرم؟ به دردم می خورد یا نه؟ یا الآن می خواهم تلفن بزنم؛ چرا می خواهم تلفن بزنم؟

منظورم این است که قبل از این که بخواهیم هر کاری انجام دهیم، اول فکر کنیم و یک دلیل برای انجام آن کار برای خودمان پیدا کنیم.

یا این که در مورد هر کاری که داریم انجام می دهیم، در همان لحظه باشیم و این تمرکز را زیاد می کند. شاید فکر  کنیم همه ی ما تفکر کردن را بلدیم؛ برای دو یا سه دقیقه وقت بگیرید و به یک موضوع آسان فکر کنید. مثل: سیب، گلابی و یا هر چیزی که دوست دارید، بعد از مدتی می بینید خیلی زمان گذشته و ذهن تان به همه جا رفته، به غیر از آن چیزی که باید فکر می کردید. ذهن مصرف کننده به خصوص، خیلی فعال است و باعث می شود نگذارد درست تفکر کند. برای همین است که وقتی در کنگره می خواهم سفرم را شروع کنم و وادی ها را یاد بگیرم، اول باید تفکر کردن را یاد بگیرم. چون اگر تفکر کردن را یاد نگیرم، به هیچ کدام از این وادی ها نمی توانم برسم و اصلاً جذب شان نمی کنم. فقط گوش دادم و گذر کردم، چون کنگره عمق دارد و زمانی به عمق کنگره می رسم که تفکر کردن را یاد بگیرم.

  

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/07/07 توسط مسافر فریده |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم امروز یکشنبه مورخ 1393/7/6جشن یک سال رهایی خانم مرجان رهجوی سرکار خانم راد را با شور بسیاری برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم مرجان

شما با تلاش و سختی فراوان توانستید از طوفان عبور نموده و خود را باز پس بگیرید و نشان دادید که خدمت و آموزش شما را قوی تر نموده در این راه پیروز باشید.

یک سال رهائیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم راد ضمن تبریک به مناسبت این روز بسیار زیبا خطاب به حاضرین در جلسه فرمودند:

خانم مرجان با به هم ریختگی خیلی زیاد وارد کنگره شد. همیشه یک گوشه ای از سالن می نشست و بیشتر با خودش بود. خیلی طول کشید تا متوجه شود درمان به چه صورت است ولی خوشبختانه خانم مرجان خواست که خوب شود و این خیلی مهم است. ایشان همسفر نداشت و یکی از رهجویانی بود که مشکلات خیلی زیادی داشت و از خوبی های خانم مرجان این بود که می آمد و صادقانه صحبت می کرد و راهکار می خواست و آگاهانه حرکت می کرد یعنی هر چیزی را قبول نمی کرد و هر راهی را نمی رفت. از لحاظ مالی خیلی مشکل داشت. ولی با وجود مشکلات زیاد خسته نشد. با مشاوره و حرکت های درست، توانست استقلال مالی اش را به دست آورد. در سفر دوم شروع به خدمت کرد و خدمت خیلی به ایشان کمک کرد. خانم مرجان لیاقت اش را دارد که در جایگاه های بالاتر قرار بگیرد. 

خلاصه صحبت های خانم مرجان:

من با حال خراب وارد کنگره شدم و پوستم کنده شد تا به حال خوش رسیدم. دائماً غر می زدم و گریه می کردم. توصیه من به شما سفر اولی ها این است که کم نیاورید. آقای مهندس می گویند: "فکر کنید تعدادی چک بی محل کشیدید و به دست مردم دادید. حالا باید آن ها را بازپرداخت  کنید". این چک ها خطاهایی بود که من انجام داده بودم. من در زندگی خیلی اشتباه کردم ولی دیگر خسته شده بودم. اگر راه کنگره برای من باز نشده بود، معلوم نبود الآن کجا بودم. از خدواند متشکرم که راه کنگره را به من نشان داد. امیدوارم همه شکرگزار خداوند باشیم که راهنمایانی چنین دلسوز سر راه ما قرار داد تا ما را از این بدبختی نجات دهند، تا راحت بخوابیم و کابوس نداشته باشیم و زندگی خوب و درستی داشته باشیم. دست خانم راد را می بوسم و از آقای مهندس سپاسگزارم.

 

خانم مرجان

مصرف: تریاک

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با روش OT  (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14

رهایی: یک سال و 6 روز

آرزو ...  

آرزوی اول: انشاالله همه راه کنگره را پیدا کنند و به درمان برسند.

آرزوی دوم: اگر اذن اش باشد انشاالله در امتحان کمک راهنمایی قبول شوم.

 

در پایان خانم راد نشان یک سال رهایی خانم مرجان را به ایشان اهداء کردند.

 بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر این روز بسیار زیبا را صمیمانه خدمت خانم مرجان و یکایک اعضای خانواده بزرگ کنگره ی 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم .

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/07/06 توسط مسافر فریده |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم، روز سه شنبه مورخ 1393/1/7 یکی دیگر از مسافران سیگار خانم های مسافر موفق به درمان  با روش DST با نیکوتین خوراکی شد و جشن رهايي ايشان را با شوق بسيار برگزار نمودیم.

خلاصه سخنان استاد (خانم افسانه):

از آقای مهندس، سرکار خانم راد و همه عزیزانی که من و خانم عذرا را یاری کردند، که پا بگذاریم در سفر دوم سیگار، تشکر میکنم.

خانم عذرا خیلی خوب پیشرفت کردند. در لژیون وقتی مشکلاتشان را مطرح می کردند در ادامه هم می گفتند: میدانم که مشکلات من به خاطر ترک سیگارم نیست و می توانم آن ها را حل کنم.

به ایشان خیلی تبریک می گویم. امیدوارم از این به بعد خیلی فعال تر حرکت کنند.

خلاصه صحبت های خانم عذرا:

خیلی خوشحالم که دوباره توانستم این جایگاه را تجربه کنم. از آقای مهندس متشکرم که راه را برای ما باز کردند تا ما بتوانیم در این راه قدم برداریم. در عین حال که من و همسرم روی پروژه سیگار بودیم، پسرم سیگاری شد. من خیلی عذاب می کشیدم و دود سیگار اذیت ام می کرد. ولی کم کم توانستم بر مشکلاتم غلبه کنم.

از خانم افسانه خیلی تشکر می کنم. از خانم راد خیلی متشکرم که واقعاً امنیت را در این جا برای خانم های مسافر فراهم کردند.

خانم عذرا  

مصرف: سیگار

راهنما: خانم افسانه

روش درمان: DST با نيكوتين خوراكي (آدامس نيكولایف)

میزان مصرف نیکوتین خوراکی در شروع سفر: 12 میلی گرم

طول درمان: 14 ماه

رهایی: 9 روز

بنده از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر به یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می کنم و برای این عزیزان سفر دوم بسیار پرباری را از خداوند متعال خواهانم.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1393/07/02 توسط مسافر فریده |

با سپاس از قدرت مطلق و آرزوی رهایی برای تمامی سفر اولی ها از بند اهریمن، اعلام می نمایم؛ امروز سه شنبه مورخ 1393/7/1 جشن رهایی یکی دیگر از خانم های مسافر، خانم فائزه رهجوی خانم میترا را با شور و شوق فراوان برگزار نمودیم.

  

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا خانم میترا ضمن تبریک به مناسبت رهایی خانم فائزه، خطاب به همه حاضرین در جلسه، فرمودند:

خانم فائزه با مصرف قرص و با حال خیلی بد وارد کنگره شدند. ایشان بیماری اسکیزوفرنی داشتند و دچار توهمات بینایی می شدند. در حال حاضر بیرون از کنگره اعتقادی به درمان این نوع بیماری ها ندارند. آقای مهندس محبت کردند ایشان را پذیرفتند. آقای مهندس و خانم راد در تیپر قرص ها و درمان خانم فائزه نظارت داشتند. از ایشان بسیار متشکرم.

خانم فائزه خودشان خواهان رهایی بودند. هم خودشان و هم مادرشان همیشه در کنگره و جلسات حضور داشتند. ایشان وقتی حس هایشان باز شد، آموزش ها را گرفتند. در حال حاضر دبیر لژیون هستند.

خانم فائزه امسال در دانشگاه، در یک رشته خوب قبول شدند. امیدوارم وقتی خداوند این توفیق را به ایشان داد که از این بیماری نجات پیدا کنند، راه های دیگر هم به رویشان باز شود تا بتوانند آموزش بگیرند و خدمت کنند.

 

خلاصه صحبت های خانم فائزه:

اول از آقای مهندس تشکر می کنم. من از نُه سالگی توهمات بینایی شدیدی داشتم. قبل از این که به کنگره بیایم خیلی جاها برای درمان رفته بودم ولی تنها جایی که به آرامش رسیدم کنگره بود. اما همیشه ترس داشتم اگر رها شوم دوباره دچار این توهمات شوم، ولی کم کم متوجه شدم که کاملاً درمان شدم.

خیلی از آقای مهندس ممنونم. از خانم راد متشکرم ایشان به من یاد دادند که وقتی حالم بد می شود بتوانم خودم را کنترل کنم و از مشکل فرار نکنم.

از راهنمای خوبم خانم میترا خیلی متشکرم. اگر ایشان نبودند من الآن این جا نبودم.

از همسفر عزیزم، مادرم خیلی تشکر می کنم. مادرم زمانی که متوجه شدند من این بیماری را دارم همیشه در کنارم بودند و خیلی کمک ام کردند. از پدرم به خاطرحمایت هایشان خیلی تشکر می کنم.

از خانم فاطمه راهنمای مادرم خیلی تشکر می کنم که خیلی به مادرم کمک کردند. از دایی و مادر بزرگ عزیزم خیلی متشکرم.

خانم: فائزه

مصرف: قرص

راهنما: خانم میترا

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 13 ماه

رهایی: 8 روز

رشته ورزشی: ایروبیک

 

خلاصه صحبت های خانم فاطمه ( راهنمای همسفران):

خانم فاطمه واقعاً یک الگوی به تمام معنی برای همسفران هستند. یعنی همان اندازه که برای سلامت و سعادت و آرامش خانم فائزه تلاش کردند، همان قدر هم برای خودشان تلاش کردند. همیشه در همه جا آماده به خدمت هستند.  

در لژیون هم یک نمونه هستند. امیدوارم همین قدر که برای رهایی دخترشان و خودشان کمک کردند، همین اندازه هم برای همسفران دیگر کمک کنند.

خیلی رهایی در کنگره داریم ولی بعضی از رهایی ها در ذهن می ماند. رهایی خانم فائزه هم همین طور است.

خلاصه صحبت های خانم فاطمه (همسفر):

ابتدا خداوند را شاکرم که مرا در بحرانی ترین لحظات، به سمت کنگره هدایت کرد. در تمام کره خاکی هیچ جایی برای درمان فرزندم وجود نداشت. از خانم راد خیلی تشکر می کنم که در طول این سفر ما را راهنمایی کردند. امیدوارم در تمام لحظات زندگی سرشار از عشق باشند. از خانم میترا خیلی تشکر می کنم که در تمام سختی های این راه کنار فرزندم بودند. از راهنمای عزیزم خانم فاطمه خیلی تشکر می کنم. من از درون تخریب های زیادی داشتم و ایشان خیلی کمک ام کردند. از همسرم، پسرم، مادر و برادر عزیزم که خیلی در این راه ما را حمایت و همراهی کردند، متشکرم.

خلاصه صحبت های آقای علی همسفر (پدر خانم فائزه):

از آقای مهندس دژاکام بسیار سپاسگزارم که راهی را پیدا کردند برای درمان بسیاری از بیماری ها.

همین طور از خانم فاطمه راهنمای همسرم، خانم میترا راهنمای دخترم که راهنمایی هایشان همیشه شامل حال ما بوده است و خانم راد بسیار متشکرم.

خلاصه صحبت های آقای حامد مسافر (دایی خانم فائزه):

خوشحال هستم که در این جا حضور دارم. خیلی دوست داشتم امروز شال کمک راهنمایی ام هم گردنم باشد. اکثر خانواده ما یا جز مصرف کنندگان هستند و یا بیماری خاص دارند. خدا را شکر که من و خانم فائزه توانستیم طعم رهایی را بچشیم. برادرم هم مسافر هستند. امیدوارم ایشان هم به رهایی برسند. بسیار از آقای مهندس تشکر میکنم. از خانم راد محترم که خیلی زحمت می کشند و به تنهایی دارند بار خانم های مسافر را به دوش می کشند، تشکر می کنم. امیدوارم همه حس رهایی و شادی را در زندگی شان داشته باشند.

 خلاصه صحبت های مادر خانم فاطمه (همسفر) : 

خیلی خوشحالم که در این جا حضور دارم. خانم فائزه را در خیلی از بیمارستان ها بردیم ولی جواب نگرفتیم. از آقای مهندس خیلی متشکرم که ما را قبول کردند. از دیده بان خانم های مسافر خانم راد خیلی متشکرم از خانم میترا، راهنمای نوه ام خیلی متشکرم. با راهکارهایی که دادند، نوه ام توانست به درمان برسد. از راهنمای دخترم خانم فاطمه خیلی متشکرم.

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویسان گروه خانم های مسافر این رهایی ارزشمند را خدمت یکایک خانواده ی بزرگ کنگره 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم و برای خانم فائزه و همسفرانشان بهترین خواسته ها را از خداوند بزرگ آرزومندم.

 

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/07/01 توسط مسافر فریده |

با سپاس از خداوند بزرگ و تبریک به بنیان کنگره جناب آقای مهندس دژاکام؛ اعلام  می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 1393/6/30 جشن یک سال رهایی خانم شهناز رهجوی خانم میترا را با شور و شوق فراوان برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم شهناز

با تلاش و سختی فراوان از این گذرگاه عبور کردید بدانید که در سکون چیزی نیست. امیدوارم با خدمت به حرکت خود ادامه دهید.

اولین سال رهائیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم میترا ضمن تبریک این روز بسیار زیبا فرمودند:

خانم شهناز با مصرف قرص های اعصاب وارد کنگره شدند. خیلی حالشان بد بود. چشماهایشان حرکت نامنظم داشت.

ایشان امکان نوشتن سی دی را نداشتند ولی همیشه خیلی خوب گوش می کردند. در طول سفر اول، خدمت هایی که به ایشان واگذار می شد، خیلی خوب انجام می دادند.

امیدوارم در سفر دوم هم خدمت های خوبی را به انجام برسانند و به در جات بالایی برسند. برایشان آرزوی بهترین ها را دارم.

خانم: شهناز

مصرف: قرص های روان گردان

راهنما: خانم میترا

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 18 ماه

رهایی: یک سال و 28 روز

 

آرزو:

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس، خانم راد و راهنمای خوبم خانم میترا

آرزوی دوم: سلامتی پسرم و امثال پسرم

 خلاصه صحبت های خانم شهناز:

از خداوند سپاسگزارم که کنگره را به من داد. از آقای مهندس متشکرم که مرا قبول کردند. از خانم راد عزیزم خیلی تشکر می کنم که با صبر و تحمل و زحمت هایشان کمک کردند تا من به رهایی برسم. از راهنمای خوبم خانم میترا خیلی تشکر می کنم که مرا تحمل کردند. خانم میترا واقعاً یک خانم واقعی هستند. ایشان خیلی مهربان هستند. از مرزبانان عزیز تشکر می کنم. از هم لژیونی هایم متشکرم که به من محبت کردند و همیشه دلداریم دادند. از خانم مرضیه خیلی تشکر می کنم و در نهایت از تمام راهنماها و همه شما که در تولد من شرکت کردید، متشکرم.

در پایان خانم میترا نشان یک سال رهایی خانم شهناز را به ایشان اهداء کردند.

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ نویسان گروه خانم های مسافر این تولد را به همه اعضای کنگره 60 تبریک عرض می کنم. در ضمن خانم شهناز روی پروژه سیگار هم هستند امیدواریم ایشان در این حرکت ارزشمند  هم، همچنان مستدام و موفق باشند.

 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/06/30 توسط مسافر فریده |

آغاز شگفت انگيز

 

حريص، ناسپاس، پنهان كننده رب و ... اين ها لغت هايي هستند كه قبل از ورود به كنگره معناي متفاوتي برايم داشته اند در واقع تمام مطالبي كه در كنگره آموختم معناي واقعي واژگان و معناي واقعي زندگي است.

هرگز تا اين حد در مورد انسان فكر نكرده بودم، شهر وجودي، سيستم شبه افيوني، اندورفين، انكفالين، روح، جن، نفس و هزاران پارامتر ديگر كه انسان را به زيبايي شرح مي دهد. انسان حرص مي زند كه مال بيشتر و زندگي بهتر داشته باشد اما اندازه اش را تعيين نمي كند. حتي به قيمت زير پا قرار دادن كساني كه زمانی او را حمايت كرده اند اين كار را مي كند و آنها را ناديده مي گيرد، آري اينگونه است كه پدر و مادر و مربي و راهنما فقط در دوران احتياج پر رنگ مي شوند و زماني كه سختي هاي زندگي به سويمان گسيل شده جزع فزع مي كنيم و از زمين و آسمان كمك مي خواهيم اما كمي كه مسائل كم رنگ شد و آرامش بر قرار شد زبانمان سر همه دراز است و قلدري مي كنيم و طلبكار هستيم.
اما چرا انسان اينگونه است؟ چون صور آشكار و پنهان دارد و در ظاهر به گونه اي عمل مي كند و حرف هاي ديگري ميزند و در باطن كاملاً متفاوت است و اين وجه تمايز او با حيوانات است، در حيوان صور پنهان و آشكار يكي است و حيوانات موقع شكار و غذا خوردن و مسائل ديگرشان با هم تعارف ندارند و در مرحله نفس اماره هستند ولي به انسان كه مي رسيم آغاز شگفت انگيز است و اين دو صور از هم جدا مي شوند اما اگر در سيستم كائنات شروع به سعي و تلاش و تزكيه و خودسازي كنيم يعني به نوعي دست دراز كنيم براي ياري خواستن، حتماً به ما كمك خواهد شد و هر پرده اي از ناداني و جهالت از جلوي چشمانمان كنار مي رود تا بتوانيم ايراد ها و مسائل خود را ببينيم و جبران كنيم و در اين صورت يك گام جلو رانده مي شويم و اين فقط با خواست خودمان انجام مي شود آنقدر بايد در پالايش جسم و روان خود بكوشيم تا در نهايت دوباره صور آشكار و پنهان يكي شود و اگر از جاي خود حركت نكنيم و در سكون باشيم گامها به جلو نمي روند بلكه به عقب هم رانده مي شويم و مانند مرداب و باتلاق مي شويم كه انواع و اقسام ضد ارزشها در ما رشد مي كند پس در تمام مراحل زندگي جنگ تاريكي و روشنايي تا جايي كه به يك نور برسيم و يا در تاريكي مطلق فرو رويم كه در اين صورت رفت و برگشت ها ادامه دارد تا به صلح و آرامش واقعي برسيم.


                                                   با تشكر از خانم فاطمه از لژيون همسفران خانم فاطمه

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/06/27 توسط مسافر مونا |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ امروز  یکشنبه مورخ 1393/6/23 جشن سه سال رهایی و آزادی خانم آزاده رهجوی خانم پروانه را به گرمی برگزار نمودیم.

 

پیام...

خانم آزاده

انسان وقتی از خود تزکیه را شروع نمود ایمانش صد برابر می گردد. امیدوارم با تلاش و خدمت، به هدف نزدیک تر شوید.

سه سال رهائیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم پروانه ضمن تبریک این روز زیبا فرمودند:

خانم آزاده با مصرف شیشه و با تخریب های خاص خودشان وارد کنگره شدند و در بدو ورودشان وضعیت کاملاً به ریخته ای داشتند. خیلی خواهان رهایی بودند و می خواستند زندگی شان را سر و سامان بدهند. خودشان را به کنگره و آموزش های کنگره سپردند. خیلی رهجوی خوبی بودند. سفر دوم بهتری را آغاز کردند. ایشان خیلی مهربان، بی سر و صدا و بدون حاشیه هستند. خواهان خدمت هستند و هر خدمتی که به ایشان دادیم بدون هیچ مشکلی آن خدمت را به سرانجام رساندند. در سفر دوم خداوند به ایشان هدیه ای داد و صاحب فرزند شدند. الآن جایگاه خوبی در خانواده دارند. آرزوی بهترین ها را برایشان دارم امیدوارم کمک راهنمایی شان را در این جا جشن بگیریم.

خلاصه صحبت های خانم آزاده:

زمانی که مصرف کننده بودم، خیلی حال بدی داشتم. در به در به دنبال جایی می گشتم تا به درمان برسم. کلاس های انرژی درمانی و فرا درمانی رفتم ولی تخریب اش زیاد بود و هیچ نتیجه ای نگرفتم ولی وقتی وارد کنگره، شدم متوجه شدم تزکیه در این جا خیلی آرام صورت می گیرد و فهمیدم تا تلاش نکنیم، چیزی را مفت و رایگان به ما نمی دهند. از کنگره متشکرم که منت گذاشتند و به من صندلی دادند. در  این جا گوش هایم شنید و چشم هایم دید. از آقای مهندس، راهنمای خوبم خانم پروانه و خانم راد تشکر می کنم. اگر حمایت های این عزیران نبود، شاید الآن من یک کارتن خواب بودم. در این جا به من شخصیت دادند. فرق نگاه را در این جا یاد گرفتم و فهمیدم هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی.

 

خانم: آزاده

مصرف: شیشه

راهنما: خانم پروانه

روش درمان:DST  با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 10 ماه

رهایی: 3 سال و 3 ماه و 25 روز

آرزو:

آرزوی اول: سلامتی آقای مهندس، خانم راد، راهنمای خوبم و همه خدمتگزاران کنگره

آرزوی دوم: خداوند قدرت و پذیرش این که گذشته ام را جبران کنم، بدهد.

 

در پایان خانم پروانه نشان برنز سه سال رهایی خانم آزاده را به ایشان اهداء کردند.

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/06/23 توسط مسافر فریده |

تمام تركها را امتحان كرده بودم و دیگر دوست نداشتم مواد مصرف کنم. از شیشه و بیداری های شبانه اش متنفر شده بودم اما راه رهایی را پیدا نمی کردم.

 


1-    ممکن است نامتان را بگویید؟

عاطفه هستم یک مسافر

2-      میزان تحصیلات؟

دیپلم حسابداری

3-      آیا دوره حرفه ای و یا آموزشی گذرانده اید؟

زبان انگلیسی و فرانسه و کامپیوتر

4-      قبل از اعتیاد نظرتان در مورد فرد معتاد چگونه بود؟

حس خاصی نداشتم اما برایم عجیب بود که چرا 3 روز تحمل نمی کنند و ترک نمی کنند!!

5-      اولین باری که مواد مصرف کردید کی بود؟ چه طوری؟کجا اولین بار مصرف کردین و با کی؟

دوم دبیرستان بود. حشیش مصرف کردم . خانه ی یکی از دوستانم.

6-      آیا اعتقاد دارید که معتادین خودشان معلم همدیگر می شوند؟

بله البته کنجکاوی خودمان هم هست.

7-      الگوی مصرف شما کی بود؟

دوستم بود.

8-      اولین بار که مصرف کردید از مواد چی گرفتید و چطور جذب شدین؟

حس خوب و قشنگی به من داد احساس می کردم نه روی زمینم نه روی هوا . حس آرامشی که از مواد می گرفتم مرا جذب کرد .

9-      بعد از چه مدت دوباره مصرف کردید؟

خیلی زود به صورت تفنني دوباره مصرف کردم اما تا دو سال نمی دانستم مصرف کننده شده ام. در آن زمان قرص های مختلف و اکس می خوردم و خلاصه هر چیزی در دسترس بود مصرف می کردم.

10-  جذابیت اعتیاد برای شما چی بود و چی به شما داد؟

حس شادی و خنده، با دوستانم وقتی از حالت طبیعی خارج می شديم خيلي خوش بودیم.

11-  موادتون را چگونه تهیه می کردین؟ آیا سریع مصرف شما بالا رفت یا خیر و یا مواد دیگری اضافه شد و چند مصرفی شدید؟

اوایل یکی از دوستانم می داد اما پس از مدتی ....(مابقی در ادامه مطلب)



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/06/22 توسط مسافر مونا |

اخبار ورزشی این هفته

 

روز یکشنبه مورخ 16/6/93 ورزشبان خانمهای مسافر به همراه جمعی از کمک راهنمایان عزیز و مسافران و همسفران راس ساعت 10:30 در کلاس ورزش حاضر شدند10 دقیقه ابتدایی را با حرکات کششی و دو ندم به گرم کردن بدن پرداختیم سپس 20 دقیقه تمرینات موضعی را با صندلی در جهت به حداکثر رساندن چربی سوزی انجام دادیم تمرین قدرتی با کش و سردکردن بدن در انتهای برنامه امروز بود در ساعت 11:30 دقیقه شاداب و پرانرژی کارمان را به پایان رساندیم و این شادابی تاثیر ورزش بر سیستم ایکس است که آن را فعال تر می کند.

همچنین روز پنج شنبه مورخ 20/6/93 راس ساعت 9 صبح ورزشکاران خانمهای مسافر به مدت یک ساعت در پارک بانوان ورزش پیاده روی را انجام دادند.

پیام ورزشی . . .

یکی از مزایای عمده تمرینهای ورزشی برای بانوان بهبود کارایی عملکرد سیستم ارگانیک بدن است تمرینات منظم برای بانوان سبب بهبود ماهیچه ها و قویتر شدن آنها می شود ورزش به زنان و دختران اجازه می دهد خود را از عواطف انباشته شده درون رها سازند و همچنین باعث می شود قدرت تحمل مشکلات در زندگی افزایش یافته و با آنها بهتر روبرو شوند.

 تهیه گزارش : خانم فاطمه همسفر

 

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/06/20 توسط مسافر مونا |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم؛ روز یکشنبه مورخ 1393/6/16 جشن  یک سال رهایی خانم ارغوان رهجوی خانم راد را به گرمی برگزار نمودیم.

پیام ...

خانم ارغوان

شما به زیبایی، با خواست قوی و خدمت، توانستید به تفکر بهتری دست یابید پس ادامه دهید، زیرا در تکامل عقل پایانی نیست.

اولین سالگرد تولدتان مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم راد ضمن تبریک این روز بسیار زیبا فرمودند:

خانم ارغوان با مصرف حشیش، الکل و قرص با یک به هم ریختگی شدید و حالت عصبی بالا وارد کنگره شدند و فکر می کردند زیاد مصرف کننده نیستند اول سفر خیلی سفرشان را جدی نمی گرفتند و آرام آرام که حرکت کردند، تازه متوجه وخامت کارشان شدند. از راه دور می آمدند. سعی می کردند همه کلاس ها را شرکت کنند. همسرشان هم به کنگره آمدند و ایشان هم به درمان رسیدند. خانم ارغوان در سفر دوم سعی کردند خدمت بیشتری بگیرند و تغییرات خیلی خوبی کردند. همانطوری که در پیام شان هم آمده است، یک مقدار حسی و احساسی با مسائل برخورد می کردند ولی وقتی خدمت گرفتند و در کنگره آموزش دیدند متوجه شدند که حتماً باید تفکرات و عقل کنار احساس باشد تا ما بتوانیم تصمیم درست بگیرم و قوی تر شویم و تکامل مان بهتر شود. وقتی خدمت می کنیم خیلی از ایراداتمان برطرف می شود. به ایشان تبریک می گویم انشاالله به آموزش هایشان بیشتر ادامه دهند تا بتوانند کمک راهنمای خوبی شوند.

خانم: ارغوان

مصرف: حشیش و الکل

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14 ماه

رهایی: 1 سال


آرزو:

آرزوی اول: خانم ارغوان آرزوی اول شان را در دل شان کردند.

آرزوی دوم: بهترین نعمت خداوند سلامتی و آرامش است که آن را برای همه شما آرزو می کنم.

خلاصه صحبت های خانم ارغوان:

من سپاسگزار راهی هستم که هزاران نفر به دنبال پیدا کردنش هستند و نمی یابند راهی که عاجزانه وارد شدم و عاشقانه در حرکتم و این عشق را از نیروی برترم و اعضای با عشقی چون شما دارم.

اول از همه خداوند را شکر می کنم که در این جایگاه قرار گرفتم. قبل از این که مصرف کننده شوم از مواد متنفر بودم. به خصوص از حشیش خیلی بدم می آمد. تا این که در یک مهمانی مصرف کردم و دیدم حال خوبی دارد و به خود گفتم چیزهایی که راجع به مواد می گفتند درست نبوده و خیلی خوب  است و بعد از آن شروع به مصرف کردم رفته رفته مصرف ام بیشتر شد.. مشروب هم همیشه مصرف می کردم. ولی حالم همیشه بد بود.  روزی که وارد کنگره شدم این ماده را دوست نداشتم همسرم به کنگره می آمد و ایشان به من گفت برو به کنگره و من مخالفت می کردم. بعد از دو ماه روز یکشنبه تولد خانم زهرا بود آن روز شور و هیجانی که در بچه های کنگره دیدم خیلی خاص بود. حس خیلی خوبی پیدا کردم و به خودم گفتم چقدر این جا همه با هم خوب هستند یعنی همه ی این خانم ها رها شده اند! و این باعث شد که به کنگره بیایم. با کمک خانم راد توانستم به جلو حرکت کنم خانم راد خیلی در این راه کمک ام کردند و هر جا هر مشکلی داشتم به ایشان می گفتم. راهنمایی های خوبی به من کردند. بزرگ ترین مشکلی که اعتیاد برایم ایجاد کرده بود این بود که هیچ کجا نمی  توانستم بروم. چون هیچ کس نمی دانست مصرف کننده هستم. الان می توانم به مسافرت بروم به مهمانی بروم. مهمان خانه ام بیاید و با مشکلات ام خیلی راحت تر کنار می آیم. از آقای مهندس ممنوم که این مکان امن را برای ما درست کردند.

در پایان خانم راد نشان یک سال رهایی خانم ارغوان را به ایشان اهدا کردند و فرمودند بچه هایی که امروز به رهایی رسیدند و از جمله خانم ارغوان از کسانی بودند که همیشه به پارک می آمدند و این خیلی در رهایی شان به ایشان کمک کرد و اگر سقوط آزاد هم به ایشان میدادیم در پارک حاضر بودند و واقعاً پارک به بهتر سفر کردن و بهتر شدن کمک می کند و هر کس در پارک و ورزش و کارهای گروهی شرکت می کند یک سفر موفقی دارد.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/06/17 توسط مسافر فریده |

با آرزوی رهایی از بند اهریمن برای تمامی سفر اولی های کنگره 60 اعلام می نمایم ؛ امروز یکشنبه مورخ 1393/6/16 جشن رهایی چهار نفر از خانم های مسافر را با گرمی و شور و شعف بسیار برگزار نمودیم.

 

خلاصه سخنان استاد:

خانم راد ضمن تبریک ورود خانم فرحناز به سفر دوم فرمودند:

خانم فرحناز با مصرف بالای ترامادول، شیره، تریاک و انواع و اقسام داروهای شیمیایی وارد کنگره شدند. در کنار همسرشان سفرشان را شروع کردند ایشان هم یک مصرف کننده موجی و شیمیایی و با هم ریختگی خیلی زیاد بودند. به همسفرانشان تبریک می گویم به دختر و عروس گل شان تبریک می گویم که کنار مسافرانشان بودند چون در کنار دو نفر مصرف کننده زندگی کردن خیلی سخت است. با این که راه شان دور بود همه کلاس هایشان را می آمدند. امیدوارم در سفر دوم حال بهتر را با تلاشی که میکنند و آموزش هایی که می گیرند، بیشتر تجربه کنند.

خلاصه صحبت های خانم فرحناز:

خدا را شکر می کنم که این راه را جلوی پای ما گذاشت. از آقای مهندس تشکر می کنم از خانم راد خیلی متشکرم خیلی اذیت شان کردم. در همین جا از همسرم عذر خواهی می کنم. از عروس و دخترم هم تشکر می کنم.

خانم: فرحناز

مصرف: تریاک، ترامادول و قرص های اعصاب

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14 ماه

رهایی: 12 روز

خانم ریحانه (همسفر) 

از آقای مهندس و خانم راد تشکر می کنم که در این راه مادرم را همراهی کردند.

خانم سپیده (همسفر)

من هم این روز خیلی خوب و به یادماندنی را تبریک می گویم. از آقای مهندس ممنوم که دوباره خانواده ها را دور هم جمع می کنند تا به راحتی و آسایش برسند و بتوانند به زندگی شان ادامه دهند.

خلاصه سخنان استاد:

خانم راد ضمن تبریک ورود خانم سوگند به سفر دوم فرمودند:

خانم سوگند با یک به ریختگی بسیار بالا وارد کنگره شدند. با مصرف 50 عدد ترامادول، حشیش و همه چیز وارد کنگره شدند. خانم سوگند تا مدت ها در لژیون که می نشست، کاملاً گیج و در یک فضای خاص خودش بود ولی آرام آرام به شربت عادت کرد. هر چیزی که به ایشان می گویم انجام میدهد و برای رسیدن به  حال خوب مسئولیت قبول می کند و  خوشبختانه هر چه به آخر سفر نزدیک میشد حالش خیلی بهتر می شد. به ایشان تبریک می گویم چون واقعاً خانم سوگند پتانسیل آموزش و راهنما شدن را دارد. امیدوارم برای حال خودش بتواند قدم های بهتری بردارد و جشن یک سال رهایی اش را در این جا بگیریم و امیدوارم تا آن موقع بتواند یک کارنامه خوب داشته باشد که همه یک خاطره خوب برای مشارکت داشته باشند.

خلاصه صحبت های خانم سوگند:

اول از همه خداوند را شاکرم. خانم راد به بچه ها می گویند بگردید ببینید شما از کی حالتان بد شده است؛ از وقتی یادم می آید حالم بد بود. می دیدم بقیه درس می خوانند و بازی می کنند، من هم درسم را می خواندم و همه کارها را می کردم ولی با یک حال خراب.

در هفده سالگی در دانشگاهی در شهرستان قبول شدم. آن جا در خوابگاه به من قرص دادند. در ابتدا خیلی این قرص ها من را آرام می کرد. من آواره بیرون از خانه نبودم ولی آوارگی های زیادی کشیدم. همزمان با ترامادول الکل زیاد مصرف میکردم. اوائل این جا ماندن برایم سخت بود ولی  آرام آرام متوجه شدم قدرتی در این جا هست که از جای دیگری هدایت می شود. از خانم راد بی نهایت متشکرم اگر هر کسی غیر از خانم راد بود شاید یک ثانیه تحمل نمی کردم. خانم راد با تمام وجود به من کمک کردند. از آقای مهندس بی نهایت ممنونم و با هیچ کلمه ای نمی توانم محبت شان را جبران کنم.

 خانم: سوگند

مصرف: گراس و انواع قرص

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 18 ماه و 17 روز

رهایی 7 روز

خلاصه سخنان استاد:

خانم مرضیه نیز ضمن تبریک این روز با شکوه فرمودند:

خانم سحر ته تغاری من است. هجده سال شان بود که وارد لژیون شدند. مصرف ایشان کوکائین و حشیش بود. به هم ریختگی خیلی زیاد داشت. خانم سحر چندین ماه در کنگره رفت و آمد می کردند ولی اصلاً متوجه نبودند کجا می آیند. نه آموزش می گرفتند و نه حرف می زدند. فقط سرشان پایین بود. می توانم بگویم پارک نقطه عطفی برای بیداری خانم سحر بود. دختر مؤدبی است. خواهان خدمت کردن است. هر موقع می آمد یا دست اش در گچ بود یا پایش. برای شان بسیار خوشحالم. می دانم توانایی های زیادی برای بهتر کردن زندگی خودش دارد. امیدوارم سفر دوم پر بارتری داشته باشد.

 

خلاصه صحبت های خانم سحر:

خدا را شکر می کنم که در این جایگاه قرار گرفتم. از آقای مهندس خیلی ممنونم که به من اجازه دادند که من هم جزء کوچکی از این خانواده بزرگ باشم. از خانم راد متشکرم خیلی جاها که فکرش را نمی کردم خانم راد حواس شان به من بود. واقعاً نمی دانم چطور از راهنمای خودم تشکر کنم فقط می توانم بگویم اگر تمام دنیا در دستانم بود و به پای راهنمایم می ریختم باز هم خیلی کم بود. توهمات زیادی داشتم و بیشترین توهمی که داشتم این بود که صداهایی می شنیدم که به مرور زمان خدا را شکر خوب شد. امیدوارم لایق تمام زحمت هایی که خانم مرضیه برای من کشیده اند، باشم. از خواهرم تشکر می کنم که امروز آمد و در شادی ام شریک شد. من دختر خوبی برای پدر و مادرم نبودم از خداوند می خواهم کمک کند تا از این ببعد دختر خوبی باشم.

 خانم: سحر

مصرف: کوکائین و حشیش

راهنما: خانم مرضیه

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 18 ماه

رهایی 14 روز

 

خلاصه صحبت های همسفر خانم سحر:

اولین باری که به کنگره آمدم، تولد یکی از شما عزیزان بود موقع دعا کردن که شد، دعا کردم یک روز خانم سحر را در این جایگاه ببینم و امروز دعایم مستجاب شد. خیلی خوشحالم. از خداوند متشکرم از آقای مهندس تشکر می کنم که اجازه دادند خانم سحر وارد این مجموعه شود. از خانم راد متشکرم. از خانم مرضیه خیلی ممنونم که در حق من و سحر خواهری کردند.

 

خلاصه صحبت های خانم سارا (همسفر)

خداوند را شکر می کنم که امروز در این جایگاه هستم. آقای مهندس روز اول به خانم سحر گفت: اگر هنوز از مصرف مواد خسته نشدی برو. خیلی حرف عمیقی بود و شاید آن روز من نفهمیدم. از ایشان متشکرم که برای خانم های مسافر در این جا امنیت را برقرار کردند. از خانم راد متشکرم از خانم مرضیه متشکرم اگر ایشان نبودند سحر الان در این جایگاه نبود.

 

خلاصه سخنان استاد:

خانم پروانه ضمن تبریک این روز زیبا فرمودند:

خانم بتول با مصرف تریاک وارد کنگره شد. از سمنان می آمد. یکشنبه ها را همیشه در کنگره حاضر بود. اوائل خیلی در لژیون سر به هوا و آرام بود و به هم ریختگی های خاص خودش را داشت. ولی کم کم به خودش آمد و اطراف اش را دید و با بچه ها رابطه اش بهتر شد آموزش هایش را بهتر گرفت. سی دی ها را می نوشت. من در مجموع خیلی از ایشان راضی هستم. به ایشان تبریک میگویم. امیدوارم در سفر دوم بهتر حرکت کند و بتواند حال خوش را بیشتر در زندگی تجربه کند.

 

خلاصه صحبت های خانم بتول:

اول از خداوند شاکرم بعد از آقای مهندس، خانم راد عزیز و راهنمای عزیزم که خیلی برایم زحمت کشیدند تشکر می کنم. از همسرم خیلی تشکر می کنم.

 خانم: بتول

مصرف: تریاک و الکل

راهنما: خانم پروانه

روش درمان: DST با روش OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14 ماه و 10 روز

رهایی: 7 روز

خلاصه صحبت های خانم مریم (همسفر)

خداوند را سپاس می گویم. من زندگی ام را مدیون آقای مهندس هستم. خانم بتول دومین مسافر من هستند. واقعاً انسان از کجا تا به کجا می رسد به خاطر امروز خیلی خوشحالم. امیدوارم در سفر دوم بهتر به آموزش هایشان برسند.

 

خلاصه صحبت های آقای حسین (همسر و همسفر خانم بتول):

خداوند را شاکرم به همسر عزیزم تبریک می گویم که اراده خیلی آهنین داشت. به آقای حسین دژاکام مسافر بزرگ کنگره 60 تبریک می گویم.

 

بنده نیز از طرف گروه وبلاگ نویسان خانم های مسافر این روز بسیار زیبا و پر برکت را به جناب آقای مهندس دژاکام نگهبان کل کنگره 60، دیده بان خانم های  مسافر سرکار خانم راد عزیز و یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می نمایم. 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/06/16 توسط مسافر فریده |

پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست

حقیقت چیست؟ حقیقت آن چیزی است که بوده و هست و خواهد بود و اکنون وادی سیزدهم به این گونه است که پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگریست که در هستی همه چیز در حال حرکت است و سکونی وجود ندارد. از بدو تولد انسان این حرکت ادامه دارد و پایان مشخصی هم ندارد و مراحل زیادی را پشت سر می گذارد. هر انسانی با خواسته خود می تواند به سمت ارزش ها یا به سوی ضد ارزش ها حرکت کند و مرحله بازگشتی برای او وجود دارد، تا خود را تغییر دهد، چون انسان اختیار کامل دارد تا خود انتخاب کند. کلیه حرکت های ما در هر لحظه نقطه ای را به وجود می آورد که قطعاً سر آغاز خط دیگریست و این مطلب را به ما یادآور میشود که انسان در هر جایی که قرار داشته باشد، اختیار کامل به او داده شده است تا بتواند خط و مسیر زندگی خود را اگر بر وفق مرادش نبود تغییر دهد وخطوط زیبا و آرام بخش برای خود ترسیم کند و برای این کار بایستی تفکر و اندیشه کند و از کوشش و تلاش و سختی ها ترسی نداشته باشد. البته همیشه مشکلات به گونه های مختلف وجود دارند، ولی مشکل و مسئله اصلی این است که ما چگونه و از چه راهی برای حل این مشکلات اقدام نماییم. به عبارتی پیدا کردن راه حل، مهمتر از خود مشکل می باشد و تا زمانی که حل کردن مشکلات را یاد نگیریم باید به گونه ای عمل کنیم که در مسیر راهمان مشکل جدیدی را به وجود نیاوریم. باید این را بفهمیم که هیچگاه نمی توانیم از راه و مسیر کج وغلط و یا مسیر ضد ارزش ها به ارزش ها برسیم.

مثل این است که ظرف مدت کوتاهی به پول و ثروت برسیم ولی هرگز به آسایش و آرامش دست پیدا نخواهیم کرد. خطوط زندگی متفاوت هستند مثل خطوط کار، تفریح، عشق، ورزش، الکل، تحصیلات، عقل و... باید به تمام خط های زندگی توجه کرد و از افراط و تفریط پرهیز نمود و همیشه تعادل را رعایت کرد. در وادی سیزدهم مثلثی داریم که اضلاع آن عقل،عشق و ایمان هستند. انسان هایی که تک بعدی هستند یعنی فقط یکی از خطوط زندگی را دنبال می کنند و برایش تلاش می کنند مثل خط ثروت، مقام و یا تحصیلات.... از این مثلث بهره ای نمی برند اما انسان های دو بعدی همیشه در صلح و آرامش زندگی می کنند و از این سه ضلع استفاده میکنند در حقیقت، انسان هایی که دارای عقل سالم، عشق سالم و ایمان سالم باشند شرایط زندگی خود را به گونه ای مهیا می کنند که همیشه در صلح و آرامش باشند. این سه ضلع مکمل هم هستند و باعث آسایش، آرامش و صلح می شوند و ما را برای صعود به نقطه ایی که از آن انشعاب یافته ایم هدایت می کنند.

با تشکر از خانم افسانه لژیون آزاد زنان

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/06/11 توسط مسافر رکسانا |

 

پیام . . .

سم زدایی ترکیبات زائد حاصل از استرس با انجام تمرینات ورزشی: در هنگام استرس 1500 واکنش شیمیایی در بدن رخ میدهد که مواد سمی و زائد زیادی تولید میکند که باعث تحریک سیستم قلبی عروقی و کاهش عملکرد سیستم گوارشی و آمادگی بدن در مقابل عامل استرس زاست و اگر این مواد از بدن خارج نشود باعث بیماری و تضعیف سیستم ایمنی بدن میشود که با ورزش می توان این مواد را از بدن خارج کرد که کمک شایانی به سلامت جسم می کند.

اخبار. . .

روز یکشنبه 09/06/93 خانمهای مسافر راس ساعت 10:30 در کلاس ورزش حاضر شدند. ابتدا با دو نرم و حرکات کششی به گرم کردن بدن پرداختیم و در ادامه تمرینات موضعی با صندلی انجام شد که این حرتها چربی سوزی را به حداکثر میرساند و کارمان با 15 دقیقه تمرینات قدرتی با کش و در نهایت سرد کردن بدن پایان یافت.

 

تهیه گزارش:خانم فاطمه همسفر رهجوی خانم فاطمه

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/06/10 توسط مسافر مونا |
.: Weblog Themes By : Congress 60 :.