" وب لژيون خانم راد شعبه آكادمي "
" راهنماي درمان اعتياد ويژه خانمهاي مصرف كننده مواد مخدر "

" کارگاه آموزشی  کنگره ۶۰ ویژه خانم های مسافر "

  روزهای یک شنبه ساعت 13:30

روزهای سه شنبه ساعت 12:00

در شعبه آکادمی برگزار می گردد.

 

" مشاوره تازه واردین توسط بنیانگزار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام صورت می گیرد "

 

 خانم ها میتوانند در محیطی کاملاً مطمئن که توسط دیگر خانم های مسافر اداره می شود به درمان برسند و در طول درمان از کلاسهای ورزش که در روزهای یکشنبه ساعت 11:00 صبح برگزار می شود و به صورت رایگان است استفاده نمایند.

آدرس نمایندگی آکادمی جمعیت احیای انسانی کنگره 60 :

میدان هفتم تیر - خیابان بهار شیراز - ابتدای سهروردی جنوبی - نبش کوچه صدری - پلاک 3

اساس کار ما بر مبنای محبت ، عقل و ایمان است "

نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/04/18 توسط مسافر مهرانا |

با آرزوی احیای دوباره برای تمام سفر اولی های ارجمند کنگره 60 اعلام می نمایم؛ امروز یکشنبه مورخ 1393/11/5 جشن اولین سال رهایی خانم فرشته رهجوی سرکار خانم راد را به گرمی برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم فرشته

شما با استواری و حرکت در صراط مستقیم، کلام و سخنان کنگره را حاکم بر جسم و روح می نمایید.     (یعنی نمایش نور از شعله آتش)

اولین سال رهائیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم فرشته وقتی وارد کنگره شدند اصلاً قادر به تشخیص زمان و مکان نبودند. مادرشان ایشان را به کنگره می آوردند. مدت طولانی در قسمت تازه واردین بودند تا این که یک مقدار حال شان بهتر شد. مصرف بالای شیشه داشتند، در بیمارستان بستری می شوند؛ دکترها به چشم یک دیوانه کامل به او نگاه می کردند؛ از بیمارستان ایشان را به کنگره آوردند. اوائل در لژیون کلاس را با سؤال های خیلی نامربوط به هم می ریختند. آرام آرام که شربت در بدن شان نشست، دیدم چشم هایش معنا پیدا کرد. بعد از چند ماه متوجه شدم که تازه درس ها را متوجه می شوند و سؤال هایی که می کردند دیگر خیلی بی ربط به درس نبود. خانم فرشته بعداً خیلی تغییرات خوبی کردند و توانستند امتحانات سال آخر دانشگاه شان را به خوبی پشت سر بگذارند و توانستند نمره ی خوبی بیاورند. تحت هر شرایطی درس هایش را می نوشت و بدون مطالعه سر کلاس نمی آمد. ایشان عاشق خدمت هستند و در حال حاضر در قسمت تازه واردین مشغول به خدمت می باشند. امتحان کمک راهنمایی را با نمرات خیلی بالا قبول شدند. همان طور که در پیام شان هم آمده است، تمام سخنان و کلمات را با تمام وجودشان می گیرند و دوست دارند در جهت آموزش ها و صراط مستقیم حرکت کنند، نمی گویند من الآن دکتر هستم و نباید آموزش بگیرم.

تولد خانم فرشته را به خودشان، پدر و مادرشان که واقعاً همراه ایشان بودند، تبریک می گویم. ایمان دارم که خانم فرشته می توانند توانایی هایشان را در لژیون نشان دهند.

 

 خلاصه سخنان خانم فرشته:

تمام تلاش ام را می کنم که یک سری حال خرابی هایی را که داشتم به یاد بیاورم ولی به یادم نمی آید. استخوان های من صد بار شکسته  شد و کج و معوج جوش خورد. نمی دانم خانم راد چطور مرا تحمل کردند فقط این را می دانم که بی نقص عمل کردند.

مادرم برای این که من به این جایگاه و سلامتی برسم خیلی زجر کشیدند. برای من خیلی خیلی زحمت کشیدند. امیدوارم خداوند به من آن قدر قدرت و توانایی بدهد تا از آموزش هایی که در این جا گرفته ام بهره ی کافی را ببرم و بتوانم در خدمت هایم بی نقص عمل کنم و الگوی خوبی باشم. حجاب خیلی ضخیمی جلوی چشمان ام بود، یواش یواش این حجاب کنار رفت ولی کامل کنار نرفته است؛ اگر حواس مان نباشد، مثل دوچرخه سواری که دچار رکود شده است؛ سقوط می کنیم. از آقای مهندس ممنونم که مرا تحمل کردند. من در عمل تزکیه را از خانم راد یاد گرفتم. حتی وقتی سکوت می کنند از ایشان آموزش می گیرم. از خداوند ممنونم به خاطر این که اجازه داد این جا باشم و شاگردی خانم راد را بکنم. از خداوند ممنونم که خانواده ای به من داد که بسیار برای من صبر کردند. پدرم خیلی برایم زحمت کشیدند، خواهرانم خیلی آسیب دیدند این جا نیستند ولی دوست دارم به ایشان بگویم من از شما معذرت می خواهم که نتوانستم آن طور که باید و شاید برای شان باشم. از تک تک خدمتگزاران کنگره ممنونم. از راهنمای سیگارم خانم زهرا ممنونم. در پروژه سیگار خیلی از مسائل برای من حل شد من اگر روی پروژه ی سیگار نمی رفتم الآن مشکلات زیادی داشتم. از تمام کسانی که برای من زحمت کشیدند متشکرم. 

خانم فرشته

مصرف: شیشه و حشیش 

راهنما: خانم راد 

روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر) 

مدت سفر اول: 12 ماه 

رهایی: یک سال 

                                                           

خلاصه سخنان خانم فروه همسفر (مادر خانم فرشته):

از آقای مهندس تشکر می کنم که فرشته را قبول کردند. فرشته روی صندلی نمی توانست بنشیند و اصلاً آرام و قرار نداشت. فرشته قلب بسیار مهربانی نسبت به همه دارد. از سرکار خانم راد تشکر می کنم. برای شان آرزوی بهترین ها را از خداوند خواستارم. انشاالله همیشه خود و خانواده شان سرسبز و شاداب باشند.

آرزو:  

آرزوی اول: سلامتی جسم و عافیت و رزق افزون برای بنیان کنگره و دیده بان محترم خانم های مسافر و تک تک خدمتگزاران کنگره 60

آرزوی دوم: هر کسی که خداوند اذن ورود اش را به کنگره می دهد، در سفر اول بیشترین پتانسیل و نعمت هایی را که در این جا می تواند بگیرد را جذب کند، تا با بیشترین آموزش ها وارد سفر دوم شود.

 در پایان خانم راد نشان یک سال رهایی خانم فرشته را به ایشان اهداء کردند.

بنده از طرف گروه وبلاگ خانم های مسافر این روز زیبا را به جناب آقای مهندس، سرکار خانم راد، خانم فرشته، خانواده گرامی شان و یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره 60 صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می کنم و برایشان بهترین ها را از خداوند بزرگ خواستارم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/11/05 توسط مسافر فریده |

 

روزیکشنبه مورخ 93/10/30 جلسه ما با دستور جلسه مقدمه ی نفس به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار گردید .

 

 

انسان هنوز از صور آشکارش هم کاملا اطلاع ندارد ،چه رسد به صور پنهان .همیشه  بین آن چیزی که به صورت سطحی می بینیم با آن چیزی که حقیقت است ، تفاوت زیادی است ، همه چیز همین طور است یعنی برداشت ما یک چیز است و حقیقت آن امر ، چیز دیگری و انسان بایستی این را درک کند .

هر سلولی هوشمند است و خودش آگاهانه کارهایش را انجام می دهد و دفاع از بدن ، کسب انرژی و .. را بدون نیاز به ما انجام می دهد .

صور پنهان بسیار پیچیده است ، به همین دلیل است که نمی توانند بیماری های روحی و روانی مانند اسکیزوفرنی را درمان کنند ، چون صور پنهان را نه باور دارند و نه می شناسند ..

و نیز به همین دلیل است که کسانی که صور پنهان را می شناسند و باور دارند نمی توانند برای کسانی که به آن معتقد نیستند ، درباره ی آن شرح دهند ، مثل بوی یک گل که هرگز نمی توان آن را توصیف کرد مگر شخصی خودش آن را ببوید  وهمیشه  معتقدین به صورپنهان ، متهم می شوند به خرافی بودن یا ذهن گرا بودن .

نفس تعیین موجودیت می کند هم در ظاهر و هم در باطن و بعد از مرگ ظاهر آن از بین می رود .

نفس ممکن هست حتی بعد از ارتقاء دچار سقوط شود ، وقتی که آگاهانه و بعد از گرفتن آموزش ، ضد ارزشی را انجام می دهیم ، این خطا چون آگاهانه می باشد باعث به عقب برگشتن نفس می شود تا جایی که ممکن است نفس در لحظه سقوط کند زیرا لحظه ها پر از القائات هستند و این شخص است که خودش القائاتش را انتخاب می کند .

اجزای تشکیل دهنده ی نفس مشخص نیست چون جزو صور پنهان است البته نفس هم دارای تمام حواس پنجگانه است مثل توی خواب که احساس شادی می کنیم ، صدای موزیک را می شنویم یا اینکه غذایی را می چشیم و مزه اش کاملا قابل حس است ، یعنی حس های نفس فقط از جنس زمینی و صور آشکار نیست .

مشکلات انسان با آموزش و حرکت حل میشود نه با هیچ راه دیگری ، متاسفانه افراد زیادی با مراجعه کردن به دعانویس و رمال ، می خواهند مشکلاتشان را حل کنند که نه تنها حل نمی شود بلکه با این کار اجازه ی ورود به نیروهای منفی را می دهند و وقتی که به بن بست می رسند ، گمان می کنند که کسی برایشان دعا کرده است غافل از اینکه این خودشان بوده اند که اجازه ی ورود به نیروهای منفی را داده اند .

 در پایان استاد فرمودند :

باید بدانیم که هر لذتی که بدون دادن بهای آن داده میشود حتما دارای مشکل است ، مثلا وقتی از سرسره بالا می رویم داریم انرژی ذخیره می کنیم ، وقتی که از سرسره ، سر می خوریم در واقع داریم انرژیی را که قبلا موقع بالا آمدن کسب کردیم را آزاد می کنیم ، یعنی لذت سر خوردن و با سرعت زیاد و زمان اندک پایین آمدن ، بهایش همان انرژی اولیه است ، حالا اگر دیدیم لذتی را بدون دادن قیمت و بهایش داریم می بریم ، باید بدانیم که یک جای کار می لنگد ، مثلا اگر کسی بدون زحمت و کار  به ما پول زیادی بدهد یا مثلا همین مصرف مواد ، وقتی می بینیم که با مصرف، لذتی موقتی و بدون هیچ قیمتی بدست می آید باید بدانیم که چون برایش بهایی  پرداخت نکرده ایم پس حتما بعد از آن باید تاوانش را بدهیم .

ادامه دارد ...

 

نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/11/04 توسط مسافر ستاره |

 روز یکشنبه مورخ 93/10/28 ورزشبان خانمهای مسافر به همراه جمعی از کمک راهنمایان عزیز و مسافران و همسفران راس ساعت 11:30 در کلاس ورزش حاضر شدند10 دقیقه ابتدایی را با حرکات کششی و دو نرم به گرم کردن بدن پرداختیم سپس 20 دقیقه تمرینات موضعی را با صندلی و جورابهای اسلاید در جهت به حداکثر رساندن چربی سوزی انجام دادیم تمرین قدرتی با کش و سردکردن بدن در انتهای برنامه امروز بود در ساعت 12:30 دقیقه شاداب و پرانرژی کارمان را به پایان رساندیم و این شادابی تاثیر ورزش بر سیستم ایکس است که آن را فعال تر می کند.

همچنین روز پنج شنبه مورخ 93/11/2 راس ساعت 10:30 صبح ورزشکاران خانمهای مسافر به مدت یک ساعت در پارک بانوان ورزش پیاده روی را انجام دادند.

 

چگونه از فرآيند پيري مغز پيشگيري كنيم؟

پیام ورزشی....
 
 
تحقيقات دانشمندان اسكاتلندي نشان داد كه ورزش بيشتر از فعاليت ذهني، از مغز در برابر پيري محافظت مي كند.

 در این مطالعه مشخص شد افرادی که در دهه 70 زندگی خود ورزش و فعالیت بدنی مناسب داشته اند، کمتر با علایمی همچون کاهش اندازه مغز و ضعف حافظه و مهارت های فکری روبرو می شوند. این نتایج از طریق اسکن مغز به دست آمدند.

 این تحقیق بر روی 691 فرد داوطلب 76 ساله انجام شد. همه این افراد تحت آزمایش های سنجش مهارت های ادراکی، حافظه و توانایی یادگیری قرار گرفتند. همچنین میزان فعالیت فیزیکی و تمرینات ورزشی آنها به مدت 3 سال مورد بررسی قرار گرفت.

 بعد از پایان یافتن دوره 3 ساله، بر روی مغز این افراد ام آر آی انجام شد، تا میزان کاهش مهارت های ادراکی و شناختی مشخص گردد. نتایج نشان داد که تحلیل بافت مغز در افرادی که فعالیت فیزیکی بیشتری در این 3 سال داشته اند، کمتر است. همچنین این افراد کمتر دچار فقدان حافظه و توانایی تفکر شدند.

 نکته جالب دیگر در این تحقیق این بود که مشخص شد، ارتباط قابل توجهی بین فعالیت ذهنی و نشانه های پیری مغز وجود ندارد.

 منبع : سایت سیمرغ

 

 

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/11/02 توسط مسافر فاطمه |

با آرزوی رهایی برای تمامی سفر اولی های کنگره 60 اعلام مینمایم امروز سه شنبه مورخ 93/10/30 جشن رهایی دو نفر از خانمهای مسافر را باشور و شوق فراوان برگزار نمودیم

 

 خلاصه صحبت های استاد :

خانم مرضیه در ابتدا ورود خانم سارا و خانم سمیرا به سفر دوم را خدمت آقای مهندس ، سرکار خانم راد ، کلیه کمک راهنمایان و گروه مرزبانی و حاضرین در جلسه تبریک و تهنیت گفتند و فرمودند : تشکر ویژه ای از آقای مهندس و خانم راد دارم که با اعتمادشان به من اجازه دادند این حس بسیار زیبا را تجربه کنم و یک تشکر بسیار ویژه از راهنمای خوبم خانم راد دارم که همواره چراغ راه من و رهجویانم هستنند و هر رهجویی که من به رهایی میرسانم در حقیقت ایشان هستنند که با راهنمایی هایشان راه درست را به ما نشان میدهند .

خانم مرضیه در ادامه فرمودند : خانم سارا با مصرف تریاک به کنگره آمدند و به هم ریختگی های یک مصرف کننده ی تریاک را داشتند . ایشان با شروع فصل پاییز دوره ی افسردگی هایشان شدت میگرفت ، که با سفر تدریجی که داشتند این مشکل برطرف شد . خانم سارا عاشق سکون هستند و حرکت را زیاد دوست ندارند و بارها به ایشان گفته ام اگر حرکت نکنی انرژی کسب نخواهی کرد ، در کتاب شصت درجه نیز اشاره شده است که اگر در سکون باشیم ، مانند صخره ای گلی فرو میریزیم و برای کسب انرژی باید حرکت کنیم و خوشبختانه آرام آرام حرکت هایشان بهتر شده است . ایشان مادر دو بچه تیز هوش و نابغه هستند ، امیدوارم الگوی خوبی به عنوان یک مادر برای فرزندانشان باشند و در سفر دوم ، در زندگی خصوصی و کنگره پویاتر و پربار تر باشند .

 خلاصه سخنان خانم سارا :

ابتدا از آقای مهندس ممنونم برای اینکه زندگی دوباره ای به من داد ، از خانم راد به خاطر تمام راهنمایی هایشان متشکرم زیرا همیشه حواسشان به همه ی ما هست ، از خانم مرضیه که خیلی برایم زحمت کشیده اند متشکرم ، اگر اشتباهاتی داشتم علتش این بود که حالم خوب نبود و نمیخواستم اذیتشان کنم . روز اولی که به کنگره آمدم باور نداشتم خوب شوم ، با اینکه روش های درمان را در سایت دیده بودم ولی با حضور مداوم در اینجا باعث شد ایمانم بیشتر شود . دوره ی مصرف من نزدیک به دو سال بود ولی در این مدت بسیار سختی کشیدم و شش ماه اول اصلا نمیدانستم معتاد هستم و فکر میکردم معتاد ها یک چیز عجیب و غریب باید باشند و من هنوز جا دارم تا معتاد شوم ، اما زمانی که مصرف نمیکردم و میدیدم حالم بد است ، فهمیدم اعتیاد دارم و تصمیم گرفتم ترک کنم . 4 ، 5 ماهی متادون درمانی کردم و قرص اعصاب هم میخوردم و باز هم حالم بد بود که خوشبختانه به صورت کاملا اتفاقی کنگره را پیدا کردم و فکر میکنم انسان خوش شانسی بودم که بیشتر از این درگیر مواد نشدم و آمدن به کنگره شانس بزرگ زندگی من بود . در نهایت از فرزندانم که قبل از سفر و در طول سفر مرا تحمل کردند تشکر میکنم

 

  خانم سارا

مصرف: تریاک

راهنما: خانم مرضیه

روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 15 ماه

رهایی: 14 روز

 

 سخنان خانم انوشه ( همسفر ) :

از آقای مهندس و خانم راد و خانم مرضیه تشکر میکنم که به مادرم کمک کردند که بهبود پیدا کند ، همینطور این روز قشنگ را به مادرم تبریک میگویم.

 سخنان آقای ارسلان ( همسفر ) :

از گذشته صحبت نمیکنم ، چون دوران خوبی نبود و به خاطر سلامتی مادرم از آقای مهندس و خانم مرضیه تشکر میکنم .

 

خلاصه صحبت های استاد :

خانم مرضیه فرمودند:

خانم سمیرا با مصرف قرصهای اعصاب و قرص های مخدر به کنگره آمدند ، ایشان سردرد های بسیار شدیدی داشتند و بارها و بارها به متخصصان مختلف مراجعه کرده بودند و اسکن و ام آر آی انجام داده بودند و به ایشان گفته بودند هیچ مشکلی در مغزشان وجود ندارد ولی به قدری سردردها شدید بودند که حالت بیهوشی به ایشان دست میداد و فقط داروی اعصاب برایشان تجویز کردند و چون این داروها هم کمکی نکرد ، برای تسکین سردردها به قرص های مخدر روی آوردند و در نهایت با حال خیلی خرابی به کنگره آمدند . حسن بزرگی که خانم سمیرا داشت این بود که از راه دور می آمد ولی هر هفته در کلاس حاضر بود . اوایل سفر که دوز دارو بالا رفت سردردشان خوب شد ولی اواسط سفر دوباره شدت گرفت که متوجه شدیم سردرد ها ناشی از کم خونی ایشان است و توصیه کردیم به جای قرص آهن ، هفته ای سه بار از جگر استفاده کنند که با انجام اینکار در کنار شربت اُپیوم و آموزش هایی که گرفتند سردردشان به طور کامل رفع شد و حالشان کاملا خوب است . امیدوارم سفر دوم پویاتر داشته باشند و هر تصمیمی در زندگی میگیرند وادی اول را که تفکر و استفاده از عقل است در نظر داشته باشند و آرزوی سلامتی برایشان دارم .

 خلاصه سخنان خانم سمیرا:

ابتدا خداوند را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتند و درمان شدم ، سپس از آقای مهندس سپاسگزاری میکنم و اگر امروز سلامتیم را به دست آورده ام فقط مدیون ایشان هستم زیرا هیچوقت فکر نمیکردم این سردردها خوب شود ، از خانم راد متشکرم که با راهنمایی های به موقع ایشان به خودم آمدم ، از خانم مرضیه که صبورانه مرا در این سفر همراهی کرده اند بسیار متشکرم ، ایشان انرژی زیادی برای ما میگذارند ، دستان پرمهرشان را میبوسم و بهترین ها را برایشان آرزو میکنم .

من با قرص اعصاب و ترامادول به کنگره آمده ام و اصلا حال خوبی نداشتم و آرزو داشتم جایی بروم و سردرد نگیرم که به خواست خداوند و کمک  خانواده ام به کنگره آمدم و درمانم را شروع کردم . آرزو دارم من هم روزی کمک راهنما شوم و بتوانم دِینم را ادا کنم و در نهایت از خواهرم و همسر ایشان که هشت ماه مرا در منزلشان پذیرفتند و تحمل کردند تشکر میکنم و امیدوارم بتوانم زحماتشان را جبران کنم .

 

 

خانم سمیرا

 مصرف:قرص مخدر

 راهنما: خانم مرضیه

 روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

 مدت سفر اول: 14 ماه

 رهایی: 10 روز

  خلاصه سخنان خانم آرزو ( همسفر ) :

بسیار خوشحالم که امروز در جمع شما هستم و این روز قشنگ را خدمت آقای مهندس و خانواده محترمشان و خدمت خانم راد عزیز تبریک عرض میکنم . از خانم مرضیه متشکرم و خدا قوت و خسته نباشید خدمتشان عرض میکنم و زحمات ایشان است که خواهرم امروز در این جایگاه ایستاده است . ورود سمیرای عزیزم را به سفر دوم خیر مقدم و تبریک عرض میکنم و امیدوارم سفر دوم خیلی خوبی داشته باشد زیرا سفر اول خیلی سختی را گذراند و مدت چهار ماه از شمال به تهران می آمد و به خاطر اینکه درمان شود سختی های زیادی را به جان خرید ، امیدوارم روز به روز در زندگی موفق تر باشد و بهترین ها را برایش آرزو میکنم .

 

خلاصه سخنان آقای مرتضی مسافر ( همسفر خانم سارا ) :

بسیار خوشحالم که در این جمع هستم و قرار گرفتن در این جمع نعمتی است که به هرکس نمیدهند . به آقای مهندس تبریک و خداقوت میگویم و از ایشان تشکر میکنم ، همینطور از خانم راد و خانم مرضیه سپاسگزاری میکنم . خانم سمیرا قرص های زیادی مصرف میکرد و اعصاب بسیار بهم ریخته ای داشت و با هیچکس سازش نداشت و خدا را شکر میکنم که توانست به کنگره بیاید و درمان شود . ایشان معنی اعتیاد ، خماری و ضربه از مواد مخدر را در طول سفر اول تجربه کرد . شاید بعضی ها بگویند ما ده سال اعتیاد داشتیم ولی در کنگره سفر خوبی را طی کردیم ، اما خانم سمیرا در طی این دو سال سختی های زیادی کشیده اند و مطمئن هستم که به این باور رسیده اند که بهشت را به بها میدهند نه به بهانه و بهای  بهشت و آرامش سختی کشیدن است و ایشان برای سختی هایی که کشیده باید ارزش قائل باشد . امیدوارم سفر دوم خوبی داشته باشد و به آموزش ها اهمیت بدهد تا بتواند یک کمک راهنما شود ، همینطور به آرزوهایش که آرامش و عشق در زندگی است برسد .

 بنده نیز از طرف گروه وبلاگ نویسان خانم های مسافر این روز بسیار زیبا را به جناب آقای مهندس دژاکام نگهبان کل کنگره 60، دیده بان خانم های  مسافر سرکار خانم راد عزیز ،  وخانم مرضیه و رهجویانشان خانم ساراوخانم سمیراو یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می نمایم.

 

 

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/10/30 توسط مسافر فاطمه |

روزیکشنبه مورخ 93/10/28 جلسه ما با دستور جلسه وادی هفتم به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار گردید .

 

 

 

انتخاب راه بسیار بسیار مهم است ، گاهی اوقات دو برادر هستند که در شرایط یکسان زندگی ، دو راه مختلف را انتخاب کرده اند و هر دو هم پرتلاش هستند ولی یکی زندگی اش به نابودی می کشد و یکی دیگر هم مسیر درست و رشد را طی می کند .

یعنی هر کسی که  پر تلاش است ،الزاماً راه درست را انتخاب نمی کند ، مثلاً مدتی بود که گلد کوئست ، باعث شده بود که افراد به دنبال این باشند که راه کوتاهی را برای کسب درآمد انتخاب کنند و این راه نادرست را انتخاب کردند که در نهایت منجربه از دست دادن پول ، امنیت و آرامش خود و خانواده شان شد .

همه ی مشکلات و ناکامی هایی که دیده میشود، به علت انتخاب اشتباهات زیاد و مکرری است که فرد انجام می دهد و هر بار به بن بست می خورد و این تکرار ناکامی ها،  باعث می شود که دچار ناامیدی شود و دست به خودکشی بزند .

کشف یعنی چیزی که وجود دارد ولی هنوز پیدا نشده و فردی که آنرا پیدا می کند ، کاشف آن می شود، یعنی حقیقتی وجود دارد و فردی آن را پیدا می کند .

باید بدانیم که همیشه تعداد کسانی که مشکل درست می کنند زیاد است و کسانی که مشکلات را حل می کنند ، تعدادشان کم است .

انسان ها از نظر انتخاب هایشان به دو گروه تقسیم می شوند :

یک گروه کسانی هستند که اول عمل می کنند و بعد به آن فکر می کنند و همیشه هم مجبورند برای اشتباهاتشان تاوان بدهند یا برای دیگران توضیح بدهند که مقصر نبوده اند و دائما در حال عذرخواهی هستند .

و معمولا این آدمها همیشه هم دنبال کوتاه ترین راه هستند ، چون تفکر ندارند ، مثل آدمهایی که در فقر و بدبختی هستند و فکر می کنند که بالاخره یک روز، نقشه ی گنجی را به دست می آورند یا مانند کسانی که پیش دعا نویس می روند تا آن دعا نویس که خود غرق مشکل است ، برایشان دعا کند و گره از مشکل شان بگشاید غافل از اینکه با انجام کارهایی از قبیل سفره ی جن و ...به نیروهای منفی اجازه ی ورود

می دهند و در نهایت زندگی شان را با انتخاب اشتباه خود به نابودی می کشانند .

 

استاد در پایان فرمودند :

باید بدانیم که هیچ قدرتی ، نمی تواند قوانین را زیر پا بگذارد ، یعنی اگر انسانی اعمال و رفتار خوب داشته باشد و تزکیه انجام داده باشد ، هیچ کس نمی تواند با دعا و ورد خواندن برای او ایجاد مشکل کند .

 

 ادامه دارد ...

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1393/10/29 توسط مسافر ستاره |

با درود و شادباش خدمت بازدید کنندگان ارجمند اعلام می نمایم امروز یکشنبه  مورخ 93/10/28 جشن یک سال رهایی خانم سمیرا رهجوی خانم روناک را با شور فراوان برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم سمیرا

این سفر سفری است که با آباد شدن شهر وجودی آغاز گردید. امیدوارم با به عمل در آوردن آموزش ها، در راه تزکیه قدم های بیشتری بردارید.

یک سال رهائیتان مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم روناک ضمن تبریک به مناسبت اولین سال رهایی خانم سمیرا در ادامه صحبت های شان فرمودند:

خانم سمیرا با مصرف شیشه، کرک و کوکائین وارد کنگره شدند. زمانی که به لژیون من آمدند، مثل درخت خشک و نازکی بودند که هیچ برگی نداشت و فقط یک تکه پوست و استخوان بودند. این قدر حال شان بود که وقتی می خندیدند، خنده های بدی داشتند، یعنی لبخندشان بیشتر شبیه توهم بود. ولی با آن همه حال خراب، این را متوجه شدند که به کجا آمده اند. ایشان یک فرزند شش ساله دارند و به خاطر حال بدشان، بیشتر، مادرشان از فرزند خانم سمیرا نگهداری می کردند. ایشان خانواده ی خیلی خوبی دارند. باید قدر خانواده شان را بدانند. در سفر اول مادرشان و برادرشان همیشه ایشان را همراهی می کردند و به کنگره می آوردند.  خانم سمیرا در طول سفر هیچوقت غر نزدند. هیچوقت صحبت بدی از ایشان نشنیدم. در سفر دوم فعالیت شان را بیشتر کردند و در حال حاضر در قسمت نامه ها مشغول خدمت هستند. برای شان بهترین ها را آرزو می کنم. امیدوارم در کنگره هدف شان را پیدا کنند.

خلاصه سخنان خانم سمیرا:

قبل از هر چیز خدای بزرگ را شکرگزار هستم که مسیر و راه کنگره را به من نشان داد. از آقای مهندس صمیمانه تشکر می کنم و دست شان را می بوسم. از سرکار خانم راد به خاطر راهنمایی هایی که به من کردند واقعاً ممنونم. از راهنمای عزیزم که با هیچ کلمه ای نمی توانم قدر دانی خودم را نسبت به ایشان بیان کنم، تشکر می کنم. خیلی ایشان را اذیت کردم. من قبل از این که به کنگره بیایم به خاطر ترک های پی در پی که داشتم و همه شان هم با شکست مواجه شده بود، واقعاً پر از ناامیدی و ترس بودم و تمام باورهایم شکسته شده بود و هیچ امیدی به خوب شدن نداشتم. فقط در یک اتاق خودم را حبس کرده بودم و شبانه روز مواد مصرف می کردم، به این امید که بمیرم چون فکر می کردم هیچ راهی برای نجات ام نیست. دخترم که به دنیا آمد، از خداوند خواستم تا راهی برای درمان ام پیدا شود. روزی که برادرم کنگره را معرفی کرد، چون پر از ناامیدی بودم باور نداشتم به درمان برسم ولی وقتی وارد کنگره شدم نمی دانم چه حس و نیرویی در این جا بود که به خودم گفتم این جا همان جایی است که دنبال اش می گشتی. کنگره دریای عشق و محبت واقعی است. این قدر خوشحال هستم که باورم نمی شود. من همه این ها را مدیون کنگره هستم و هیچوقت یادم نمی رود که با چه حالی به کنگره آمدم. کنگره هویت و  شخصیت ام را به من برگرداند.

از دخترم معذرت می خواهم که نتوانستم برایش مادری کنم. امیدوارم با آ موزش هایی که در این جا می گیرم از این ببعد بتوانم برایش مادر خوبی باشم.

خانم سمیرا

مصرف: شیشه، کرک و کوکائین

راهنما: خانم روناک

روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14 ماه

رهایی: 1 سال و 2 ماه

آرزو ...   

آرزوی اول: سلامتی و طول عمر برای جناب آقای مهندس، سرکار خانم راد و راهنمای بسیار خوبم خانم روناک

آرزوی دوم: امیدوارم تمام راهنمایان کنگره 60 به آرزوی قلبی شان برسند. 

در پایان خانم روناک نشان یک سال رهایی خانم سمیرا را به ایشان اهداء کردند.

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ گروه خانم های مسافر اولین سال رهایی خانم سمیرا را خدمت خانم روناک، خانم سمیرا و یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/10/28 توسط مسافر فریده |

روزسه شنبه مورخ 93/10/23 جلسه ما با دستور جلسه سی دی کوله پشتی  به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار گردید .

 

 

وقتی که انسان کارهای ضد ارزشی انجام می دهد یعنی با اختیار خودش القائات منفی را پذیرفته است و به منفی ها اجازه ی ورود داده است .

مصرف مواد هم باعث می شود که انسان وارد منفی ها شود و اجازه ی دخالت به نیروهای منفی را می دهد .

این انسان است که انتخاب می کند که به آنها القائات منفی یا مثبت شود ، مثلا تمام ایستگاه های تلویزیونی و رادیویی دائما در حال پخش صدا و تصویر هستند و تبلیغ هم می کنند ، ولی گیرنده های ماست که مشخص می کند و انتخاب می کند که کدام تصویر یا صوت را بگیریم .

حالا وقتی مرتب داریم القائات منفی را می شنویم یعنی گیرنده مان را روی منفی ها تنظیم کرده ایم ، علتش هم این است که مصرف مواد داریم ، آموزش نداریم ، تزکیه نداریم ، ناخالصی داریم ولی با گرفتن آموزش و تزکیه می توانیم موج القائات را عوض کرد و گیرنده ی امواج مثبت  شویم نه منفی .

در جهان و حلقه ی دیگر سرعت بالاست و زمان هم به این صورت نیست ، کسانی که در اینجا نماز می خوانند چون سر هر ساعت نماز می خوانند ، ساعت و زمان بدنشان تنظیم می شود و در جهان دیگر هم این زمان به دردشان می خورد .

انسان ها وقتی در کنار هم دیگر هستند حتی اگر با هم حرف هم نزنند ، القائاتشان روی هم اثر می کند ، یکی از دلایلی که می گویند سفر اولی ها کنار هم نباشند و با هم ارتباط نداشته باشند به این دلیل است که هنوز آنقدر قوی نشده اند که القائات همدیگر را نگیرند .

اگر وارد این داستانهای انرژی درمانی شویم در واقع اجازه ی ورود به انرژی های منفی می دهیم . باید بدانیم که هیچ انرژی در کائنات به صورت مجانی داده نمی شود ، یعنی بدون حساب و کتاب انرژی داده نمی شود ، همه چیز قانونمند است . هر جا زمان حذف شد یعنی انرژی منفی وجود دارد ، بدون آموزش و تزکیه امکان ندارد که انرژی مثبت به انسان داده شود .

وقتی وارد انرژی درمانی می شویم ، حتی نمی دانیم که این انرژی از کجا می آید  و سرچشمه اش چیست ؟

 استاد در پایان جلسه فرمودند :

آخرین آرایش جسم ، فرمان عقل است که همان کوله پشتی است یعنی  هر چقدر که تفکر بیشتر باشد و کارهای عقلانی بیشتر باشد ، کوله پشتی غنی تر است و بهتر می توانیم راه را پیدا کنیم .

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/10/28 توسط مسافر ستاره |

روز یکشنبه 93/10/21راس ساعت 11:30 کمک راهنمایان عزیز وجمعی از مسافران و همسفران در کلاس ورزش حاضر شدند.15 دقیقه ابتدایی را به دویدن نرم و حرکات کششی اختصاص دادیم و بدن را گرم کردیم سپس 20 دقیقه حرکات موضعی با صندلی وکفشهای اسلاید در جهت به حداکثر رساندن چربی سوزی و عضله سازی انجام دادیم .تمرینات قدرتی با کش و سرد کردن بدن اختتام برنامه امروز بود و در ساعت 12:30 ورزشکاران با انرژی مضاعف به کار خود پایان دادند.

همچنین روز پنج شنبه مورخ 93/10/25راس ساعت 10:30 صبح ورزشکاران خانمهای مسافر به مدت یک ساعت در پارک بانوان ورزش و پیاده روی انجام دادند.

 

بایستید تا لاغر شوید!

 

پیام ورزشی . . .

 بایستید تا لاغر شوید!

 متخصصان توصیه می کنند در اتوبوس بایستید تا لاغر شوید!دراتوبوس و اماکن عمومی حداکثر و تا جایی که می توانیم بایستیم.

دانشمندان در جدیدترین یافته های خود نشان دادند ایستاده بودن حتی در حال تحرک نداشتن باعث لاغری می شود. ایستاده بودن و قامت راست داشتن به بهبود جریان خون در بدن کمک می کند و سبب می شود در طولانی مدت قامتی ایده آل و مطلوب داشته باشیم.

 گفتنی است، دانشمندان با انجام آزمایشاتی روی 150 نفر دریافتند ایستادن 50 درصد نسبت به نشستن حتی اگر تحرک و جنب و جوشی نداشته باشیم سبب لاغریمی شود. پزشکان و متخصصان توصیه می کنند در اتوبوس و اماکن عمومی حداکثر و تا جایی که می توانیم بایستیم زیرا ایستاده بودن سبب سلامتی و حفظ اندام ما می شود.

گردآوری: گروه سلامت سیمرغ
www.seemorgh.com/health

 

 

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/10/25 توسط مسافر فاطمه |

با آرزوی رهایی برای تمامی سفر اولی های کنگره 60 اعلام مینمایم امروز سه شنبه مورخ 93/10/23 جشن رهایی دو نفر از خانمهای مسافر را باشور و شوق فراوان جشن گرفتیم.

 

 خلاصه سخنان استاد:

خانم راد ابتدا ورود خانم لیلی به سفر دوم را خدمت آقای مهندس  وحاضرین در جلسه تبریک گفتند ودرادامه فرمودند:

خانم لیلی با شرایط سخت وتنها سفر کردند زیرا دخترشان ایران نیستند که همسفر مادرشان باشند واز دور جویای حال ایشان بودند.خانم لیلی با مصرف الکل ،قرص و شیره وبهم ریختگیهای زیادی به کنگره آمدند و خوشبختانه یک مقدار که ازسفرشان گذشت حالشان بهتر شد و توانستند آموزشها را بگیرند وحرکت کنند.بیماریها و مشکلاتی که برای ایشان پیش آمد مانع و بهانه ای نشد که خللی در سفرشان ایجاد شود و دوست داشتند به سفر دوم برسند.خانم لیلی در سفر اولشان برای اینکه بتوانند به فردی که جا ومکان نداشت کمک کنند یک واحد از آپارتمانشان را به او دادند و همین عمل نیک باعث دردسرهای زیادی برایشان شد وگاهی ما متوجه نیستیم که چه کارهایی انجام میدهیم و باج دادن اشتباه است و خدا را شکر خانم لیلی به این بینش رسیدند.امیدوارم صلابت ،آرامش وتمام چیزهایی را که دوست دارند بدست آورند و شاهد موفقیتهای ایشان باشم .به دخترشان که همواره مراقب و جویای احوال مادرشان بوده اند تبریک می گویم.

 

خلاصه صحبتهای خانم لیلی:

یک هفته است که کلمات و عبارات در ذهنم میجوشد و مرورشان میکنم ولی الان نمیدانم چه بگویم ونمیتوانم حس قدردانیم را بیان کنم.ابتدا ازخداوند متشکرم که مرا به این مکان هدایت کرد،از آقای مهندس متشکرم که مرا پذیرفتند واز راهنمای عزیزم خانم راد که خیلی بهشان زحمت دادم سپاسگزاری میکنم در ادامه از خانم مرضیه که همیشه به من آرامش میدادند تشکر میکنم.فکر نمیکنم هیچ جای دنیا چنین جمعی باشد که بی ریا و بیدریغ به یکدیگر محبت کنند و من احساس میکردم در بیمارستانی هستم که 50 تا پرستاردارم زیرا همه به من کمک میکردند.یک روز آقای مهندس اعلام کردند که افراد بالای 60 سال را نمی پذیرند و من از یکطرف مکدر شدم و از طرفی خوشحال شدم که اینجا هستم و آن روز دعا کردم که معتاد از دنیا نروم و حرفهای خانم راد دیگر حکم آموزش را نداشت بلکه برایم مانند کلام وحی بود که میشنیدم و همه را اطاعت میکردم.من 45 سال تخریب در حد بالا داشتم و باورم نمیشود که به اینجا رسیده ام .در انتها از فرزندانم که برای درمان من به هردری میزدند تشکر و عذرخواهی میکنم همینطور از مرزبانان عزیز سپاسگزاری میکنم.

 

  خانم لیلی

مصرف: شیره اپیوم وقرص

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14 ماه

رهایی: 15 روز

 

خلاصه صحبتهای خانم مریم همسفر(دختر خانم لیلی):

من نتوانستم همسفر مادرم باشم و در کنارشان باشم واز ایشان عذرخواهی میکنم.دو سال پیش که به ایران آمدم پدرم را از دست داده بودم و موقعی که وضعیت مادرم را دیدم فکر میکردم او را هم از دست میدهم و باورم نمیشد روزی سرحال و سرپا ببینمشان.روزی که با هم به کنگره آمدیم کمی امید داشتم و بیشتر وجودم را ناامیدی فراگرفته بود.مادرم خودش خواست و محکم و قوی حرکت کرد و قبل از این هم یک پشتیبان قوی و محکم وسرشار از عشق برای ما بوده که در هر موقعیتی بهترین راهنماییها را به ما کرده است و من با خودم فکر میکردم چقدر ضعیفم که نمیتوانم هیچ کمکی به مادرم بکنم.در این مسیر اراده محکم و کمک خداوند به مادرم یاری داد.از خانم راد،آقای مهندس و تمام اعضای کنگره60 تشکر میکنم که کمک کردند بزرگترین معجزه زندگیمان اتفاق بیفتد و خداوند مادرم را به ما برگرداند.

 

  خلاصه سخنان استاد:

خانم پروانه ابتدا این روز قشنگ را خدمت معماربزرگ کنگره60 آقای مهندس،همچنین سرکار خانم راد وتمام کمک راهنمایان و مرزبانی تبریک گفتند.

خانم پروانه در ادامه فرمودند :خدا را با تمام وجود شکر میکنم و ورود خانم مهناز به سفر دوم را به خودشان تبریک میگویم.ایشان با ناامیدی بسیار زیاد و تخریب قرص و متادون به کنگره آمدند و کاملا در سیاهی بودند.تنها حسنی که خانم مهناز داشت این بود که مرتب و منظم کلاسهایش را میآمد همیشه میگفتم تو در جهان ذهنیت گیر کردی و بیماریهایت سوغات افکارذهنت است ولی چون قابل دیدن نبود باورش نمیکرد و زمان زیادی طول کشید که متوجه این موضوع بشود.امیدوارم سفر دوم پرباری داشته باشند و به تمام خواسته های معقولش برسد و تمامی سفر اولیها طعم شیرین این جایگاه را بچشند.

 

خلاصه صحبتهای خانم مهناز:

ابتدا از آقای مهندس و سرکار خانم راد تشکر میکنم که مرا پذیرفتند و توانستم سفر کنم سپس از راهنمای عزیزم سپاسگزارم که مرا تحمل کردند و همیشه میگفتند تو خوب میشوی و این را باور کن ولی من باور نمیکردم که روزی رها شوم امیدوارم ایشان مرا حلال کنند.خانم راد به من دستور قطع دارو دادند ولی ترس رهایم نمیکرد اما هنگامی که دارویم قطع شد پس از چند روز دیدم خیلی خوبم.از دخترم که کنگره را برایم پیدا کرد متشکرم زیرا من چهار سال بود متادون میخوردم و دیگر توان راه رفتن هم نداشتم و به دخترم گفتم من با این حالم چطور 11 ماه به کنگره بروم و دخترم گفت :اگر بخواهی میتوانی و خدا را شکر که آمدم و به درمان رسیدم.در اینجا به ما یاد میدهند چطور زندگی کنیم و باید قدر راهنمایانمان را بدانیم .در انتها از تمام عزیزانی که انرژی به من میدادند متشکرم.

 

 خانم مهناز

مصرف: تریاک وقرص

راهنما: خانم پروانه

روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 15ماه

رهایی: 15 روز

 خلاصه صحبتهای همسفر خانم مهناز(دختر خانم مهناز):

من همسفر مادرم نبودم زیرا بلد نبودم باید چکار کنم فقط از سرکار که می آمدم آشپزی می کردم.روزی که به کنگره آمدم باورم نمیشد که یک دارویی بخوری و خوب شوی زیرا از همه جا پرس وجو کرده بودم و دنبال کمپ یا بیمارستان بودم که ایشان را بستری کنیم تا حالش خوب شود و تازه متوجه شده بودم که متادون هم خودش تخریب دارد.میتوانم بگویم فقط نیروی اراده و خواست خود مادرم بود که به ایشان کمک کرد.گاهی ساعتها مینشست و سی دی مینوشت و مادرم دیدش نسبت به زندگی و خانواده تغییر کرده و تازه فهمیده چطور زندگی کند .خوشحالم که سرحال و سلامت است.از آقای مهندس،سرکار خانم راد وراهنمای مادرم خانم پروانه که زحمت زیادی برایشان کشیدند متشکرم.

بنده نیز از طرف گروه وبلاگ نویسان خانم های مسافر این روز بسیار زیبا را به جناب آقای مهندس دژاکام نگهبان کل کنگره 60، دیده بان خانم های  مسافر سرکار خانم راد عزیز ،  وخانم پروانه و رهجویانشان خانم لیلی وخانم مهناز و یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می نمایم.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/10/23 توسط مسافر فاطمه |

با آرزوی تولدی دوباره برای تمامی مسافران عزیز؛ اعلام می نمایم امروز یکشنبه مورخ 1393/10/21 جشن پنجمین سال آزادی خانم مرضیه از کمک راهنمایان خوب کنگره را با شوق بسیاری برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم مرضیه

شما با حرکت در جهت آموزش ها، غیر ممکن ها را جان دوباره دادید و در هدایت و جلو راندن پیش رفتار شدید. صد آفرین یزدان بر شما باد.

پنجمین سالگرد آزادیتان پرشگون باد

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا تولد پنج سال آزادی کمک راهنما، خانم مرضیه را تبریک می گویم. همچنین تبریک مخصوص به جناب آقای مهندس؛ ورود ایشان را به عرصه ی نشر کتاب و انتشاراتی که به نام خودشان است ( انتشارات دژاکام)، به همه عزیزان تبریک می گویم. این خبر ما را خیلی خوشحال کرد. ایشان موفق شدند با یک امتیاز خیلی بالا برای خودشان انتشارات داشته باشند و این یک موفقیت خیلی بزرگ برای کنگره است.

در ادامه خانم راد فرمودند:

خانم مرضیه با به هم ریختگی خیلی بالا به همراه خواهرشان وارد کنگره شدند. دائماً گریه می کردند و اصلاً درک درستی از فضا و مکان نداشتند. در مورد هر مطلبی که در لژیون صحبت می شد، مثلاً در مورد صبر، ناامیدی و غیره، خانم مرضیه لژیون را به دست اش می گرفت و شروع می کرد  گریه کردن و روضه خواندن؛ که ما همه ما بدبختیم و ... ؛ یکدفعه می دیدی همه دارند گریه می کنند. تنها راهی که می توانستم ایشان را ساکت کنم فقط با دعوا بود. یک مقدار دیر ایمان آوردند ولی وقتی سفر دومی شدند، این را به جرآت می گویم، انگار تمام آن کارها را می خواستند جبران کنند. بعد از دو سه ماه که از سفر دوم شان گذشت، لژیون آزاد زنان را اداره کردند. ایشان خیلی خوب صحبت می کردند و خیلی خوب می توانستند مطالب کنگره را انتقال دهند و اثر گذار بودند؛ به همین خاطر تازه واردین و بچه ها را قبل از جلسه جمع می کردند و در مورد دستور جلسه صحبت می کردند و خیلی خوب از پس جلسات بر می آمدند، یعنی خیلی زود شروع به خدمت کردند. خانم مرضیه همچنین در کلینیک خدمت کردند در امتحان کمک راهنمایی شرکت کردند. هر چه که گفتیم خودشان با تلاش انجام دادند. ایشان خیلی مسئولیت پذیر بودند و توانستند همه کارها را به نحو احسن انجام دهند. همین طور که در پیام شان هم آمده، واقعاً تلاش می کردند که الگو باشند و به خیلی ها کمک می کردند. برای همه دلسوزی می کردند و برایشان فرقی نمی کرد که این رهجو از چه لژیونی است. دوست داشتند همه حال شان خوب باشد و درمان شوند و هیچکس مشکلی نداشته باشد و همه درست حرکت کنند و به همین خاطر خیلی از سفر دومی ها که در لژیون های دیگر مسأله داشتند، خانم مرضیه توانست به راه بیاورد و کنگره ای کند و همه این ها، از آن عشقی است که دوست داری هم خودت پیشرفت داشته باشی و هم دیگران را به این راه هدایت کنی و این نشان دهنده ی انرژی و پتانسیل بالاست. امیدوارم خانم مرضیه همین طور ثابت قدم و پر انرژی حرکت کنند و انشاالله به آن جاهایی که دوست دارند برسند. به خودشان، خانواده شان و دختر گل شان تبریک می گویم. ما اکثراً تنها هستیم و همسفر نداریم ولی خانم مرضیه خیلی همسفر خوبی برای همه بوده است.

خلاصه سخنان خانم مرضیه: 

اجازه می خواهم ابتدا از آقای مهندس تشکر کنم. ایشان با این که می دانستند حال من بسیار خراب است و انرژی بسیار زیادی باید صرف من شود، با این حال منت سر من گذاشتند و مرا پذیرفتند. دست های پر مهرشان را بوسه می زنم و امیدوارم شاهد سربلندی و سلامتی شان باشم.

همیشه  احساس می کنم قطره ای هستم در برابر خانم راد که اقیانوس عشق، محبت، فداکاری، ایثار و مهربانی هستند. زمانی که هیچکس باورم نداشت حتی خودم هم خودم را باور نداشتم و اصلاً نمی دانستم که می توانم زنده بمانم یا نه، خانم راد من را باور کردند و دستم را با عشق و محبت و سخت گیری هایشان گرفتند و من را ساختند و تبدیل به کسی کردند که الان می بینید. من واقعاً این نبودم. خوشحال ام که شاگرد کوچک شان هستم و در محضرشان هر روز درس هایی می گیرم برای بهتر شدن و بهتر زندگی کردن. دوست دارم ایشان همیشه این را بدانند که هیچوقت یادم نمی رود چه بودم و چه زحمت هایی برای تغییر من کشیدند. امیدوارم بتوانم با حرکت های درست و عمل های سالم جبران زحمت هایشان را بکنم و طوری حرکت و رفتار کنم که همیشه از من راضی باشند. دوست دارم بدانند که عاشقانه دوست شان دارم و افتخار می کنم که شاگرد کوچک شان هستم و سر تعظیم در مقابل شان فرود می آورم. از کمک راهنمایان تشکر می کنم که با عشقی که لحظه به لحظه به من می دهند باعث می شوند که شادی را لمس و احساس کنم. از گروه مرزبانی تشکر می کنم که با تلاش های بی دریغ شان محیط امنی برای ما به وجود آوردند و اما شما حضار، به عشق شما همدردهای عزیزم است که من این جا هستم و تلاش می کنم. قدر خودتان را بدانید. خودتان را باور داشته و بدانید آن قدر توانایی دارید که به بهترین ها برسید. 

خانم مرضیه

مصرف: شیشه و قرص

راهنما: خانم راد

روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 15 ماه

رهایی: 5 سال و 15 روز

                                                     

آرزو:

آرزوی اول: سلامتی و سربلندی جناب آقای مهندس و سرکار خانم راد

آرزوی دوم: طبق معمول هر سال، رهایی سفر اولی ها

در پایان سرکار خانم راد نشان نقره ای پنج سال آزادی خانم مرضیه را به ایشان اهداء کردند.

بنده از طرف تیم وبلاگ گروه خانم های مسافر این روز بسیار زیبا را به آقای مهندس، خانم راد و خانم مرضیه و به یکایک خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض می کنم و برایشان بهترین خواسته ها را از خداوند متعال آرزومندم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/10/21 توسط مسافر فریده |

 روز یکشنبه 93/10/14راس ساعت 11:30 کمک راهنمایان عزیز وجمعی از مسافران و همسفران به همراهی ورزشبان خانمهای مسافر در کلاس ورزش حاضر شدند.15 دقیقه ابتدایی را به دویدن نرم و حرکات کششی اختصاص دادیم و بدن را گرم کردیم سپس 20 دقیقه حرکات موضعی با صندلی وکفشهای اسلاید در جهت به حداکثر رساندن چربی سوزی و عضله سازی انجام دادیم .تمرینات قدرتی با کش و سرد کردن بدن اختتام برنامه امروز بود و در ساعت 12:30 ورزشکاران با انرژی مضاعف به کار خود پایان دادند.

همچنین روز پنج شنبه مورخ 93/10/18 راس ساعت 10:30 صبح ورزشکاران خانمهای مسافر به مدت یک ساعت در پارک بانوان ورزش و پیاده روی انجام دادند.

 

 

 شنا رفتن، یک ورزش "کامل"!

 شنا رفتن، یک تمرین بسیار ساده و در عین حال بسیار مفید است. برای انجام این حرکت به چیزهای زیادی نیاز ندارید: یک سطح صاف و سخت کفایت می‌کند. به کمک وزن و سنگینی‌تان، می‌توانید مچ‌هایتان، آرنج‌ها، ماهیچه‌های بازو، شانه‌ها و عضلات سینه‌تان را تقویت کنید.

 کریستوف مائز، کارشناس مرکز کنترل سلامت این طور توضیح می‌دهد که: "شنا رفتن یک مزیت مهم دارد و آن هم این است که فقط یک ماهیچه تقویت نمی‌شود؛ چیزی که در مثلاً کار با هارتل فقط در مورد عضله دوسر اتفاق می‌افتد. شنا رفتن، یک گروه از ماهیچه‌ها را به کار می‌اندازد."

 حتی اگر جوان هم نیستید، شنا رفتن به طور منظم ایدۀ خوبی برای حفظ تندرستی است. از یک سنی به بعد (میانسالی) نیروی ماهیچه‌هایتان تحلیل می‌رود و هماهنگی بین بازوها و مغزتان کم می‌شود. شنا رفتن باعث آماده شدن ماهیچه‌ها و مفاصل‌تان می‌شود؛ شما برای اجتناب از زمین خوردن و ترمیم بافت‌هایتان به این آمادگی نیاز دارید.

 منبع:seemorgh.com

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/10/18 توسط مسافر فاطمه |

 

روزسه شنبه مورخ 93/10/16 جلسه ما با دستور جلسه سی دی عقل و ایمان به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار گردید .

 

 

روش درمان اعتیاد خیلی مهمه ، بایستی آهسته آهسته حرکت کرد ، رهجو باید هم چنین از ضد ارزش ها دوری کند وگرنه فقط عدم مصرف مواد نمی تواند رهجو را به موفقیت برساند . در وادی پنجم هم می گوید که اولین قدم دوری از ضد ارزش هاست ، در زمان مصرف انجام کارهای ضدارزشی باعث می شد که مصرف شخص بالاتر رود ، در طی سفر اول هم اگر از ضد ارزش ها دوری نکند ، پله اش اندازه اش نمی شود و حالش بد می شود و نمی تواند خوب سفر کند . تا ضد ارزش ها کنار گذاشته نشود نمیشود مواد را کنار گذاشت ، در واقع ضد ارزش ها دوباره شخص در حال درمان را می کشاند در مواد و تاریکی .

در طی سفر اول باید حتی با پیروزی های به ظاهر کوچک هم جشن گرفت چون بسیار باارزش هستند ، مثلا وقتی پله کم می کنید بایستی خودتان را تشویق کنید که اعتماد به نفستان هم بالا برود ، تغییرات خودتان را هم ببینید و خود باوری داشته باشید ، خودتان را در آینه ببینید و تغییرات ظاهری و لباس خودتان را هم ببینید ، همین پیروزی های کوچک ، موفقیت های بزرگ را می سازد .

مشکلاتی که با مصرف مواد ایجاد شده است ، مثل وضعیت مالی ، اجتماعی و ... ممکن است درپایان سفر اول هم مانده باشد ، ولی اگر حرکت درست باشد ، آرام آرام اینها هم درست می شوند ، هر چه آگاهی و دانایی بالا برود ، حس هم مثبت می شود و نیروهای مافوق هم کمک می کنند و مشکلات هم به آرامی و درستی حل می شوند .

پولدار بودن همیشه خوشبختی نمی آورد ، گاهی یک کارگر بسیار ساده می تواند که به بهترین نحو از همه ی انرژی و امکاناتش استفاده می کند ، حالش خیلی بهتر است ولی یک شخص پولدار نمی تواند هیچ استفاده ای کند ، یعنی نمی تواند انرژی کسب کند و حالش بد است . آدمها را برای جایگاه هایشان نمی شود مقایسه کرد ، گاهی اوقات بخاطر عملکرد منفی شان حتی اجازه ی لذت بردن و استفاده کردن از انرژی و امکاناتاشان را ندارند .

در روشهای خارج از کنگره ، چون بدن به تعادل نرسیده است ، با کوچک ترین اتفاقی ، دوباره بر می گردند به مواد . ولی در کنگره با رعایت اصول عقل و ایمان ، به تعادل و موفقیت می رسند و ایمان به روش درمان و راهنما و کل سیستم خیلی مهم است .

 عقل و ایمان که همراه می شوند ، شهامت از کنار این دو بوجود می آید .

کتاب 60 درجه را بایستی همواره در کنار خود داشته باشید وهر دقیقه و لحظه با آن زندگی کنید و مطالعه کنید زیرا الگوی کاملا زنده است و هر مشکلی که داشته باشید وقتی که به کتاب 60 درجه تفال بزنید بسیار دقیق و زیبا به شما پاسخ می دهد .

وقتی که در اعماق تاریکی هستید ، عقل می گوید که حرکت کن ولی بدن فرمان نمی گیرد یعنی همان 60 درجه زیر صفر که زندگی و حیات وجود دارد ولی توان حرکت نیست ولی آرام آرام با کم کردن مواد قدرت حرکت پیدا می شود .

استاد در پایان جلسه فرمودند :

وقتی که خداوند نوری به انسان می دهد ( مثل همان موادی که در بدن وجود دارد )ولی شخص مصرف کننده نمی بیند ( می رود مواد مصرف می کند )، خداوند نورش را برمیدارد در واقع وقتی که شخص به جای نور خداوند می خواهد از آتش ( همان منفی ها ) انرژی بگیرد ، دیگر نمی تواند از نور خدا انرژی بگیرد بر خلاف  انسان های سالم که از طبیعت ، خورشید ، بهار ، زمستان و همه چیز لذت می برند چون نور خداوند را دارند و از آن بهره می برند .

 

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1393/10/17 توسط مسافر ستاره |

با آرزوی رهایی برای تمامی سفر اولی های کنگره 60 اعلام مینمایم امروز سه شنبه مورخ 93/10/16 جشن رهایی سه نفر از خانمهای مسافر را از اصفهان باشور و شوق فراوان جشن گرفتیم.

خلاصه صحبتهای استاد:

 آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.

خانم مژگان در ابتدا فرمودند:

خیلی خوشحالم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم و شاهد این لحظات مقدس هستم و نمیدانم چطور حسم را بیان کنم.ورود خانم مژگان به سفر دوم را خدمت آقای مهندس،سرکار خانم راد و راهنمای عزیزم خانم فریبا تبریک عرض میکنم .خانم مژگان سفر بسیار خوبی داشتند و راز موفقیت ایشان ،پایبند بودن به قوانین کنگره و حضور به موقع در کلاسها بوده است .برایشان سفر دوم پرباری آرزو میکنم و به خودشان و خانواده شان تبریک عرض میکنم.

خلاصه سخنان خانم مژگان:

 

دلا فرزانگی کردن مهم است           خدا را بندگی کردن مهم است

چه مدت زندگی کردن مهم نیست          چگونه زندگی کردن مهم است

دلااین زندگی جزیک سفرنیست        گذرگاهست وراهش بیخطرنیست

چو خواهی باصفا باشی وصادق             به جز راه خدا راه دگر نیست

 

13 سال تخریب شیره داشتم و با حال بدی وارد کنگره شدم و اصلا باورم نمیشد که جایی باشد که به گرمی از من استقبال کنند و من را در آغوش بگیرند زیرا من راههای زیادی برای ترک رفته بودم ولی به دلیل اینکه متد خاصی به من معرفی نمیشد نه تنها ترک نمیکردم بلکه مصرفم بیشتر میشد و روزی 3 گرم شیره مصرف میکردم ولی وقتی به کنگره آمدم و الگوها را دیدم گفتم چرا من نتوانم،خواسته ام را قوی کردم و تنها خواسته ام رهایی بود که به آن رسیدم و از امروز حرکت اساسی من شروع میشود.امیدوارم بتوانم درست و سالم زندگی کنم.از آقای مهندس،سرکار خانم راد و راهنمای عزیزم که بسیار صبور هستند متشکرم.

 

خانم مژگان

مصرف: شیره

راهنما: خانم مژگان

روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 10 ماه و 15 روز

رهایی: 3 ساعت

 

خلاصه صحبتهای استاد:

استاد در ابتدا ازآقای مهندس دژاکام،سرکار خانم راد و تمام زحمتکشان کنگره تشکر کردند و در ادامه فرمودند:خانم پونه رهجوی بسیار خوبی بودند و حال خوبی که امروز دارند نشان از سفری بسیار عالی است.امیدوارم خدمتگزار خوبی برای کنگره باشند.به مادر،خواهر و پسر گلشان که همسفر ایشان بودند تبریک میگویم.

خلاصه صحبتهای خانم پونه:

خداوند را بخاطر حال خوب امروزم شکر میکنم.من با حال بسیار خرابی وارد کنگره شدم و تبدیل به یک بیمار اعصاب و روان شده بودم که هیچ کنترلی روی خودم نداشتم و کنگره به سختی مرا پذیرفت.همیشه با داد و فریاد حرف میزدم ولی الان به تعادل رسیده ام و آرامش دارم و حس میکنم در بهشت هستم .همیشه فکر میکردم روز رهاییم گریه کنم ولی آنقدر خوشحالم که که گریه ام نگرفت.از پسر گلم عذرخواهی میکنم که برایش مادری نکردم وخوشابحال آقای مهندس که زندگی را برای پسرم شیرین کردند از اایشان بسیار سپاسگزارم همینطور از راهنمای عزیزم خانم مژگان که در این راه مرا تنها نگذاشتند متشکرم واز تمام عزیزان زحمتکش کنگره تشکر میکنم.

 

خانم پونه

مصرف:قرص و تریاک

راهنما: خانم مژگان

روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14 ماه و 15 روز

رهایی: 2 ساعت

 

صحبتهای خانم رقیه همسفر(مادر خانم پونه):

این روز قشنگ را خدمت آقای مهندس،سرکار خانم راد ودختر عزیزم پونه تبریک عرض میکنم.امروز بسیار خوشحالم و در پوست خود نمی گنجم .از همه عزیزان سپاسگزاری میکنم.

 

 

خلاصه صحبتهای استاد:

خانم مژگان ورود خانم آزاده را به سفردوم ،خدمت آقای مهندس،سرکار خانم راد تبریک عرض مینمایم.ما این حال خوش امروز را مدیون زحمات این عزیزان هستیم.خانم آزاده نیز سفر اول بسیار خوبی داشتند امیدوارم در سفر دوم نیز موفق باشند.

خلاصه سخنان خانم آزاده:

پروردگارا ناتوان بودم یاریم کردی،گمراه بودم هدایتم کردی،تنها بودم صدایم کردی،اسیر بودم رهایم کردی،آلوده بودم پاکم کردی،انگشتنمای مردم بودم انگشت شمارم کردی،از تو سپاسگزارم

الهی کمکم کن قلم که در دست میگیرم به یاد تو باشم،آنچه می نگارم مورد رضای تو باشد.الهی بر صفحه تاریک دلم با قلم الهیت نقشی بزن که تا زنده ام به مفید بودن در هستی بی پایانت به خود ببالم،الهی در این روز از مهر بیکرانت باز هم به من ببخش و این آغاز دوباره را برایم آغازی مبارک رقم بزن

ابتدا از پدر بزرگوارم آقای مهندس تشکر میکنم سپس از سرکار خانم راد و راهنمای عزیزم خانم مژگان سپاسگزارم که در تمام لحظات یاریم دادند.مصرف شیشه مرا تا اوج جنون برد تا جاییکه در بیمارستان روانی بستری شدم و دوازده بار به من شوک دادند و دیگر هیچ کس و هیچ چیز را نمیشناختم.من در قعر تاریکیها بودم و با کمک زندایی عزیزم که با پیامهایش مرا به خود آورد به کنگره آمدم و روشنایی را لمس کردم و به حال خوش رسیدم.در اینجا از آقای حکیمی بسیار تشکر میکنم همچنین از همسرم و فرزندم و خانواده همسرم سپاسگزارم

 

 

خانم آزاده

مصرف: شیشه

راهنما: خانم مژگان

 روش درمان: DST با شربت  OT  (اپیوم تینکچر)

 مدت سفر اول: 14 ماه

رهایی: 1/5 ساعت

 

سخنان همسفر خانم آزاده(دختر):

از آقای مهندس،خانم راد و خانواده بزرگ کنگره 60 تشکر میکنم و از اینکه زندگی دوباره به مادرم دادند ممنونم.

خانم پروین همسفر(مادر خانم آزاده):

خیلی خوشحالم که اینجا هستم و باعث افتخارماست.از آقای مهندس و تمام عزیزان تشکر میکنم که کمکمان کردند تا از این معضل نجات پیدا کنیم.

 

 بنده نیز از طرف گروه وبلاگ نویسان خانم های مسافر این روز بسیار زیبا را به جناب آقای مهندس دژاکام نگهبان کل کنگره 60، دیده بان خانم های  مسافر سرکار خانم راد عزیز ، خانم مژگان  ورهجویانشان و یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می نمایم.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/10/16 توسط مسافر فاطمه |

 

 روزیکشنبه مورخ 93/10/14 جلسه ما با دستور جلسه وادی ششم به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار گردید .

 

 

دائما در درون انسان همه نوع القائات وجود دارد و این القائات بسته به میزان عقل فرق دارد ، هر چقدر میزان عقل بیشتر باشد ، القائات منفی کمتر است ، ولی وقتی میزان عقل در مراحل پایین است ، القائات منفی مرتب وجود دارد تا جایی که شخصیت فرد را می سازد .

هر آنچه که در درونمان به ما امید می دهد ، همان عقل است و آنچه که ناامیدمان می کند ، ندای نفس اماره است .

مواد مخدر باعث می شود که عقل ضعیف تر شود و نفس قوی تر شود و هر آنچه نفس می خواهد اتفاق می افتد ، مثلا شخص ناامید می شود ، بدبینی اش زیاد می شود و همه چیز از نظرش سیاه می شود چون القائات منفی در فرد مصرف کننده خیلی قوی تر از ندای عقل است .

عقل همیشه فرمان به خوبی می دهد ولی در جایی که نیروهای منفی زیاد می شوند که در مدل  قلعه عقل توضیح دادیم که اینها همان نمایندگان قبایل وحشی و اراذل هستند که به عقل فشار می آورند که تن به خواسته های آنها بدهد ، در اینجا عقل نمی تواند تشخیص دهد که کدام کار درست است یعنی در تشخیصش دچار اشتباه می شود و این به دلیل همان پوشاندن لباس تقوا به تن خواسته هاست . اینجا عقل ساکت می شود و مجبور می شود حکمی صادر نکند و حکم به دست همان قبایل وحشی می افتد و کودتای نرم صورت می گیرد .

کسی که درونش به تباهی می رود به همین دلیل است که عقل دیگر به او فرمان نمی دهد .

 همیشه حاکم یک شهر یا کشور ، خوبی آن سرزمین را می خواهد ، مثل یک پدر که خوبی خانواده اش رو می خواهد . عقل هم برای هر بدنی حاکم است و دوست دارد بهترین حالت برای آن بوجود بیاید ولی وقتی که منفی های درون زیاد شود ، یعنی خواسته های نامعقول زیاد شود ، عقل را گمراه می کنند .

همیشه کسی که تصمیم گیرنده ی اصلی است ، دور و برش پر از آدمهای منفی است که می خواهند به هر وسیله ای  حکم منفی را  از او بگیرند .

وقتی منفی ها ی درون زیاد شدند ، حتی دیگر آموزش نمی گیرد و همیشه هم منفی ها ، منفی ها را جذب می کنند .

وقتی که عقل به منفی ها امر نکرد ، نفس اماره خودش همه ی امور را به دست می گیرد و عقل به حاشیه می رود .

مثلا وقتی که یک مصرف کننده دو برابر حالت معمول پول مواد را می دهد ولی اجاره ی خانه اش را نمی دهد و وسایلش توی خیابان است ولی باز هم نمی فهمد یعنی عقلش اصلا آنالیز نمی کند چه کاری درست است و حتی وقتی کسی به او کمک می کند باز هم می رود مواد می زند چون عقلش درست کار نمی کند که این پول را چطور مصرف کند .

انتقام پیشینه دارد و تا زمانی که بخواهیم تلافی کنیم ، دائما در سایر حلقه ها در نزدیکی کسانی قرار می گیریم که می خواهیم از آنها انتقام بگیریم مگر اینکه جایی تصمیم بگیریم که دیگه دنبال انتقام نباشیم و حتی متنفر هم نباشیم . بازی انتقام خیلی پیچیده است و انرژی زیادی هم می گیرد و مانع تکامل انسان می شود ، همیشه انسانهای والا و بزرگ کسانی هستند که هیچ حسابی با کسی ندارند ، نه نفرت نه انتقام و نه کینه . هر چقدر بخواهیم به کسی بدی کنیم در واقع این بدی به خودمان است .

البته نباید این بخشایش ظاهری باشد یعنی اینکه از روی ترس یا ناتوانی نتوانیم انتقام بگیریم ولی در دلمان کینه و نفرت باشد ، چون بازخورد این ، باز هم به ما برمی گردد .

استاد در پایان فرمودند :

حس منفی که نسبت به دیگران داریم فقط و فقط خودمان را عذاب می دهد ، اگر این را بفهمیم و بفهمیم که بدی ، بد است ، دیگر خودمان را از بند این حس منفی را رها می کنیم .

 

 

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/10/16 توسط مسافر ستاره |
.: Weblog Themes By : Congress 60 :.