" وب لژيون خانم راد شعبه آكادمي "
" راهنماي درمان اعتياد ويژه خانمهاي مصرف كننده مواد مخدر "

" کارگاه آموزشی  کنگره ۶۰ ویژه خانم های مسافر "

  روزهای یک شنبه ساعت 13:30

روزهای سه شنبه ساعت 12:00

در شعبه آکادمی برگزار می گردد.

 

" مشاوره تازه واردین توسط بنیانگزار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام صورت می گیرد "

 

 خانم ها میتوانند در محیطی کاملاً مطمئن که توسط دیگر خانم های مسافر اداره می شود به درمان برسند و در طول درمان از کلاسهای ورزش که در روزهای یکشنبه ساعت 11:00 صبح برگزار می شود و به صورت رایگان است استفاده نمایند.

آدرس نمایندگی آکادمی جمعیت احیای انسانی کنگره 60 :

میدان هفتم تیر - خیابان بهار شیراز - ابتدای سهروردی جنوبی - نبش کوچه صدری - پلاک 3

اساس کار ما بر مبنای محبت ، عقل و ایمان است "

نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/04/18 توسط مسافر مهرانا |
روز یکشنبه 93/9/23 راس ساعت 11:30 ورزشبان خانمهای مسافر به همراهی جمعی از کمک راهنمایان،مسافران و همسفران در کلاس ورزش حاضر شدند.15 دقیقه را اختصاص به دو نرم و حرکات کششی دادیم.15 دقیقه با استفاده از صندلی و جورابهای اسلاید به تمرین پرداختیم سپس حرکات اصلاحی با کش را داشتیم و در 15 دقیقه انتهایی بدن را سرد کرده و راس ساعت 12:30 با کار خود پایان دادیم.

روز پنجشنبه مورخ 93/9/27 خانمهای مسافر از ساعت 10:45 به مدت یک ساعت به ورزش و پیاذه روی درپارک بانوان پرداختند.

 

 

 پیام ورزشی...

فواید طناب زدن برای لاغری و تناسب اندام

 یک برنامه طناب زدن به همراه رژیم غذایی سالم می تواند راهکار مناسبی برای آن هایی باشد که فکر کاهش وزن هستند.شما هم از مزیت های فعالیت ورزشی برخوردار خواهد شد؛ هم وزنتان کاهش می یابد و مهمتر اینکه بدن شما قوی و سالم تر خواهد شد.

طناب زدن باعث کاهش تنش و افزایش سطح انرژی می‌گردد و سرعت تناسب اندام را نسبت به گذشته ۳۰ برابر می‌کند.اگر در هر دقیقه بین ۱۲۰ تا ۱۴۰ طناب بزنید، در هر ساعت ۷۲۰ کالری می‌سوزانید و این میزان دو برابر سوخت کالری در ورزش هایی نظیر تنیس و والیبال است.به گفته دکتر لئونارد شوارتز (متخصص قلب و عروق)، اگر به جای حذف یک وعده غذا از برنامه روزانه بتوانید طناب بزنید ۹۰ درصد از آنچه را که از دست می‌دهید چربی‌های اضافه خواهد بود.همچنین اگر بتوانید روزانه معادل ۱۵۰۰ کالری از طریق ورزش بسوزانید (که این میزان پنج برابر مقداری است که انجمن قلب امریکا برای تناسب اندام تجویز می‌کند) با سرعت بسیار زیادی کاهش وزن خواهید داشت.

 

 

 

 

نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/09/29 توسط مسافر فاطمه |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم، روز سه شنبه مورخ 1393/9/25 یکی دیگر از مسافران سیگار خانم های مسافر موفق به درمان  با روش DST با نیکوتین خوراکی شد و جشن رهايي ايشان را با شوق بسيار برگزار نمودیم.

 

خلاصه سخنان استاد(خانم افسانه):

استاد در ابتدا رهایی سیگار خانم سمانه را به ایشان تبریک گفتند و در ادامه  فرمودند:

از خداوند سپاسگزارم که به من اذن داد که به کنگره بیایم ودر این جایگاه در کنار اساتید قرار بگیرم از آقای مهندس و سرکار خانم راد عزیز بسیار متشکرم.خانم سمانه زمانی که متوجه شدند باردار هستند به اتفاق همسرشان تصمیم گرفتند سفر سیگار را شروع کنند .رهجوی بسیار خوبی بودند وپذیرش بالایی داشت و در زمان مناسب پله هایش را عوض میکرد حتی در ماههای آخر بارداری که آمدن به کنگره برایش سخت بود از طریق سایت مطالب را دنبال میکرد .برایشان بسیار خوشحال وبه خودشان و همسرشان و فرزند کوچکش تبریک میگویم.

 

سخنان خانم سمانه(مسافر سیگار):

همانطور که خانم افسانه فرمودند بارداریم باعث شد که این تصمیم را بگیرم وگرنه سیگارم را دوست داشتم و نمیخواستم آن را کنار بگذارم ولی تصمیم داشتم هر وقت بچه دار شدم  این کار را انجام دهم.از وقتی سفر سیگارم را شروع کردم زندگیم فرق کرده و آن زمان مشکلات بسیاری داشتم.از آقای مهندس بخاطر این روش عالی متشکرم چون من در باورم نبود روزی بتوانم این کار را بکنم از خانم راد عزیز و راهنمای عزیزم خانم افسانه سپاسگزارم ایشان به من خیلی لطف دارند.در ادامه از گروه مرزبانی و تمامی عزیزان متشکرم.

 

خانم سمانه

مصرف: سیگار

راهنما: خانم افسانه

روش درمان: DST با نيكوتين خوراكي (آدامس نيكولایف)

میزان مصرف نیکوتین خوراکی در شروع سفر: 2میلی گرم

طول درمان: 11 ماه

رهایی: 1روز

 

بنده از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر به یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می کنم و برای این عزیزان سفر دوم بسیار پرباری را از خداوند متعال خواهانم.

 

 

 

                   

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1393/09/26 توسط مسافر فاطمه |

با آرزوی رهایی برای تمامی سفر اولی های کنگره 60 اعلام مینمایم امروز سه شنبه مورخ 93/9/25 جشن رهایی دونفر از خانمهای مسافر را باشور و شوق فراوان جشن گرفتیم.

 


خلاصه سخنان استاد:

خانم مرضیه ابتدا ورود خانم مژگان را به سفر دوم خدمت آقای مهندس ،سرکار خانم راد و گروه مرزبانی وتمامی کمک راهنمایان و حاضرین در جلسه تبریک گفتند.استاد در ادامه فرمودند:از آقای مهندس و راهنمای عزیزم سرکار خانم راد سپاسگزارم که به من اعتماد کردند و اعتماد ایشان باعث شد من حسهای بسیار نابی را تجربه کنم که شاید هیچ وقت در زندگیم اگر در این جایگاه نبودم تجربه نمیکردم و نمی دانستم چه لذتی دارد.در رابطه با خانم مژگان باید بگویم ایشان با مصرف شیشه وارد کنگره شدند و بسیار بهم ریخته بودند و قبول نمیکرد که سرساعت در کلاس حاضر شود و میگفت من در زمان مدرسه هیچگاه به موقع سرکلاس حاضر نشدم اما متوجه شدند که اینجا با مدرسه فرق میکند و کم کم به راه آمدند تا به رهایی رسیدند.
نکته دیگر اینکه پزشکان به ایشان و همسرشان گفته بودند بچه دار نمیشوند اما بعداز 18 سال در طی سفر تدریجی باردار شدند که همینجا به ایشان تبریک میگویم .امیدوار سفر دوم پربارتری داشته باشد و مادر خوبی برای فرزندش باشد

 

 خلاصه صحبتهای خانم مژگان:

من با مصرف شیشه به کنگره آمدم و حالم خیلی بد بود و رهجوی حرف گوش کنی نبودم و خانم مرضیه را خیلی اذیت کردم از ایشان بابت زحماتشان تشکر میکنم از آقای مهندس بسیار سپاسگزارم که اجازه سفر به من دادند همچنین از سرکار خانم راد و تمام کمک راهنمایان متشکرم ودر نهایت از خانم مونا متشکرم که در ابتدای ورودم به کنگره خیلی کمکم کردند .از تمام شما عزیزان سپاسگزارم.

خانم مژگان

مصرف: شیشه

راهنما: خانم مرضیه

روش درمان: DST با شربت  OT  (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 14 ماه

رهایی: 2 روز

 

 

خلاصه سخنان استاد :

استاد در ابتدا ورود خانم نسرین به سفر دوم را خدمت خودشان و خانواده ایشان و جناب اقای مهندس ، سرکار خانم راد و تمامی حضار تبریک گفتند و در ادامه فرمودند :

خانم نسرین آنقدر به هم ریخته بود که از همان ابتدا فهمیدم کار سختی در پیش دارم . ایشان عین سنگ سخت و سرد ، شاکی و پر از مشکل بودند اما بعد از شش ماه حالشان بهتر شد و همان زمان تصمیم به کار کردن گرفتند و هرچه ایشان را منع میکردم باز اصرار به کار کردن داشت و در نهایت مشغول به کار شد ، اما بعد از یکی دو ماه دیدیم که انقدر خسته هستند که نمی توانند آموزشهای لژیون را دریافت کنند و متوجه شد که باید کار را تعطیل کند و به درمان بپردازد . آرام آرام حالش بهتر شد و با خط خوش سی دی ها را می نوشت . من همیشه به بچه های لژیونم میگویم که من از خط شما متوجه می شوم چقدر حالتان خوب است و این در مورد خانم نسرین نیز صدق میکرد .

برایشان خیلی خوشحالم ، امیدوارم حافظ سلامتیش باشد و سعی و تلاشش را در سفر دوم بیشتر کند و به هدف های خوبی که دارد برسد .

 

خلاصه صحبت های خانم نسرین :

از خداوند متشکرم که راه کنگره را به من نشان داد و از آقای دژاکام سپاس گزارم و خاک کنگره را سرمه ی چشمانم میکنم . ایشان خیلی زحمت میکشند و با هیچ چیز نمیشود زحماتشان را جبران کرد . از خانم راد عزیز و گروه مرزبانی و تمام کمک راهنمایان متشکرم . از راهنمای عزیزم خانم روناک ممنونم و دستانشان را میبوسم ، ایشان زحمت زیادی برای من کشیدند ، امیدوارم شاگر خوبی برایشان باشم . من حدود سی سال اعتیاد داشتم و سی سال منتظر چنین روزی بودم و باورم نمیشد که بتوانم 7 روز بدون مواد و قرص زندگی کنم و یا بتوانم بدون قرص بخوابم یا بدون تریاک راه بروم و هر سالِ این 30 سال را اقدام به ترک کردم ، اما موفق نمیشدم . بچه هایم را بسیار ناراحت کردم و مادر خوبی برایشان نبودم ، امیدوارم بعد از این بتوانم جبران کنم و در کنارشان باشم . از خواهر عزیزم متشکرم که زحمت زیادی برای من کشیدند ، امیدوارم بتوانم برایش هم خواهر و هم مادر باشم

خانم: نسرین

مصرف: تریاک ، الکل ، قرص ، متادون

راهنما: خانم روناک

روش درمان: DST با شربت  OT  (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 15 ماه

رهایی: 7 روز

 

 

اقای پیام همسفر ( پسر خانم نسرین ) :

فکر نمیکردم لباس سفید اینقدر به مادر بیاید ، چون همیشه لباس های سیاه میپوشید و الان میبینم که بسیار زیبا هم صحبت میکند و تعجب کردم کسی که در طول روز به اندازه یک خط هم حرف نمیزد به این زیبایی صحبت کند ، خوشحالم که خودش را پیدا کرد و با همه ی اتفاقاتی که در زندگی ما افتاد ولی حضور مادرم را همیشه حس میکردم و برایمان خیلی زحمت کشیدند ، من خاک زیر پایش هستم ، باید بگویم به هیچ عنوان فکر نمیکردم مادرم روزی بتواند مواد مصرف نکند و برایش بسیار خوشحالم ، جا دارد در اینجا از آقای مهندس دژاکام و خانم روناک و تمام اعضای کنگره تشکر کنم .

 

آقای علی همسفر ( پسر خانم نسرین ) :

از خداوند و آقای مهندس دژاکام و خانم روناک سپاس گزارم که مادرم را سالم به ما برگرداندند .

 

خانم شایسته همسفر ( خواهر خانم نسرین ) :

از خداوند بسیار سپاس گزارم که خواهرم دوباره سلامتی اش را به دست آورد ، همچنین از آقای مهندس دژاکام و تمام زحمتکشانِ کنگره تشکر میکنم .

 

 بنده نیز از طرف گروه وبلاگ نویسان خانم های مسافر این روز بسیار زیبا را به جناب آقای مهندس دژاکام نگهبان کل کنگره 60، دیده بان خانم های  مسافر سرکار خانم راد عزیز و یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می نمایم.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1393/09/26 توسط مسافر فاطمه |

 روز یکشنبه مورخ 93/9/23 جلسه ما با دستور جلسه وادی پنجم به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار گردید .

 

جلسه ما با این سوال شروع شد که :

چرا  نباید برای دریافت خواسته ها مون از خدا اصرار کنیم ؟

استاد در پاسخ فرمودند : همیشه خداوند برای بنده هایش بهترین ها را می خواهد و خدا بهتر از بنده هایش به توانایی و ظرفیت آنها آگاهی دارد و بر اساس این توانایی ها به آنها نعماتی را عطا می کند چون می داند که شرایط پذیرفتن آن خواسته را ندارند ، ولی گاهی اوقات با اصرار بنده ها به انها همان خواسته را می دهد که بنده ها از دریافت آن پشیمان می شوند و پی می برند که این درخواست به صلاح آنها نبوده است .

بحث در ادامه به بقیه موضوعات وادی پنجم تعلق گرفت و استاد فرمودند : همیشه در سیستم قضایی ، افرادی که مشغول به تجسس یا قضاوت یا اجرای احکام هستند ، در زمینه فعالیت خود درس خوانده اند و برای انجام آنها حقوق دریافت می کنند ولی متاسفانه افرادی که به فضولی می پردازند ، خودشان به تنهایی به تجسس پرداخته و به تنهایی هم قضاوت می کنند و با غیبت کردن حکم را اجرا می کنند یعنی بر خلاف سیستم قضایی که هر کدام از بخش های مذکور توسط فرد جداگانه و در مکانی مجزا انجام می گیرد ، فرد فضول خودش به تنهایی به تجسس و قضاوت و اجرای حکم می پردازد که البته هیچ علم و دانشی هم نسبت به کارش کسب نکرده است .

 

مورد بعدی پس انداز کردن بود ، استاد فرمودند  : قناعت کردن بدون پس انداز کاملا بی معنی است ، درست مانند فردی که خودش راه قناعت پیش گرفته ولی برای خودش چیزی پس انداز نمی کند .

پس انداز ، ذره ذره زیاد شده و به جایی می رسد که گرهی از گره های ما باز می کند . می بایستی یاد بگیریم که قبل از اینکه پولی به دستمان بیاید ، برایش نقشه نکشیم ، در واقع در ذهنمان خرجش نکنیم ، هم چنین باید بدانیم که اگر یاد بگیریم از داشته های خودمان لذت ببریم و از چشم و هم چشمی بپرهیزیم ، هم پس انداز کرده ایم هم اینکه آرامش نصیبمان می شود زیرا برای خودمان زندگی می کنیم نه دیگران .

خیلی مهم است که تنها برای خودمان زندگی کنیم و برایمان مهم نباشد که دیگران در موردمان چه فکری می کنند ، زیرا مهم اینست که خودمان لذت ببریم از هر آنچه داریم و هر آنچه هستیم .شاید اوایل حرفهای دیگران وقضاوت هایشان برایمان سنگین باشد ولی اگر شما محکم باشید و به خود باوری برسید ، در ادامه حرفهای دیگران هم تمام میشود .

همیشه هم در فرهنگ های پایین تر ، متاسفانه حرف ها هم بیشتر است و کارهای نمایشی هم بیشتر است ، مثلا در عروسی ، خانواده دختر نمی رقصند و ابراز شادمانی نمی کنند ، مبادا سایرین بگویند که از رفتن دخترانشان شاد شده اند یا در مراسم عزاداری ، فردی که بیشترین آسیب را به خودش بزند و چنگ به صورت بیندازد ، نمایانگر فردیست که بیشتر از سایرین ناراحت و غمگین است .

 در پایان استاد فرمودند :

ماسک نگه داشتن روی صورتتان ، انرژی مضاعفی از شما می گیرد و مجبورتان می کند که مرتب در جهت رضایت سایرین که البته هرگز حاصل نمی شود ، گام بردارید .

 

 

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1393/09/25 توسط مسافر ستاره |

با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم روز یکشنبه مورخ 1393/9/23 جشن یک سال رهایی خانم مهناز رهجوی خانم روناک را با شور بسیاری برگزار نمودیم.

 

پیام ...

خانم مهناز

افکار و اندیشه ی شما همان برف و یخ هایی بود که توانستید با آموزش و پذیرش مسئولیت با حرکت درست به آرامی آن ها را به آب و املاح مفید برای رشد جوانه ها تبدیل نمائید.

اولین سال رهائیت مبارک

خلاصه سخنان استاد:

خانم روناک ضمن تقدیر و تشکر از آقای مهندس، خانم راد و همه دست اندرکاران کنگره 60 فرمودند:

خانم مهناز با مصرف تریاک وارد کنگره شدند. ایشان به هم ریختگی خیلی بالایی داشت. سال ها روی یک مقدار ثابتی مواد بود و در یک حالت خماری مانده بودند و اصلاً نمی دانستند نشئگی چیست! ایشان بیماری های زیادی از جمله اسپاسم معده و آسم شدید داشتند که با شربت خوب شدند. خانم مهناز فوق العاده به حرف گوش می دادند. عاشق یاد گرفتن بودند و این یاد گرفتن خیلی به ایشان کمک کرد. همیشه دوست دارند. ایرادهای شان را به ایشان بگوییم تا در جهت رفع آن ها بکوشد. عاشق خدمت کردن بودند و این ها باعث شد که خوب سفر کنند. با این که مشکلاتی در سفر اول برایشان پش آمد، ولی کنگره را رها نکردند. در سفر دوم خانواده شان را حمایت کردند و تبدیل به فردی شدند که خانواده روی ایشان حساب می کند. ایمان و باور بسیار قوی به کنگره دارند. دبیری آقای مهندس را تاره گذرانده اند و الآن هم در قسمت شربت مشغول به خدمت هستند. امیدوارم به خواسته های معقول شان برسند. برایشان بهترین را آرزو می کنم.

خلاصه صحبت های خانم مهناز:

از راهنمای عزیزم خانم روناک تشکر می کنم و سپاسگزارم. زمان مصرف شرایط خیلی بدی بود و خدا را شکر الآن آن اتفاقات خاطره شده است. از همسرم تشکر می کنم. این مدت با به ریختگی هایم خیلی اذیت شان کردم. امیدوارم بتوانم هم از همسرم و هم از فرزندانم جبران خسارت کنم. من خانواده ام را عاشقانه دوست دارم. از مرزبانی تشکر می کنم که این تولد را برای من ترتیب دادند. از خانم راد تشکر می کنم. از هم لژیونی هایم و تمام شما عزیزان که در جشن من شرکت کردید تشکر می کنم.

خلاصه صحبت های همسر خانم مهناز:

از آقای مهندس تشکر می کنم. از سرکار خانم روناک راهنمای صبور و دلسوز همسرم تشکر می کنم. ما خیلی اذیت شان کردیم. از ایشان واقعاً سپاسگزارم. از سرکار خانم راد تشکر می کنم. اخلاق همسرم بعد از این که به کنگره آمد خیلی عوض شد و واقعاً یک جهان و یک افق دیگری به روی شان باز شد و یک آدم دیگری شدند و این زندگی دوباره خودم و همسرم را مدیون و مرهون کنگره هستم.

خانم مهناز

مصرف: تریاک

راهنما: خانم روناک

روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 17 ماه و 15 روز

رهایی: یک سال و یک ماه و 4 روز

آرزو:

آرزوی اول: سلامتی و تندرستی و طول عمر با عزت برای آقای مهندس، خانم راد، راهنمای عزیزم خانم روناک و تمام خدمتگزاران خدوم کنگره

آرزوی دوم: نیمی را در دلم نگه می دارم و نیمی دیگر این که هر کسی که وارد این سیستم می شود، به آرزوی منطقی و معقول خودش برسد.

بنده نیز از طرف تیم وبلاگ گروه خانم های مسافر این روز زیبا را خدمت خانم روناک، خانم مهناز و یکایک خانواده بزرگ کنگره 60 تبریک و تهنیت عرض می کنم. 

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/09/23 توسط مسافر فریده |

 

روز یکشنبه 16/9/93 راس ساعت 11:30 جمعی از کمک راهنمایان عزیز به همراهی مسافران وهمسفران در کلاس ورزش حاضر شدند.ابتدا با دو نرم و حرکات کششی به گرم کردن بدن پرداختیم سپس با استفاده از صندلی و جورابهای اسلاید تمریناتی جهت چربی سوزی و عضله سازی انجام دادیم.سرد کردن بدن خاتمه برنامه امروز در ساعت 12:30 بود.

 

روز پنجشنبه 20/9/93 خانمهای مسافر از ساعت 10:45 به مدت یکساعت به ورزش و پیاده روی در پارک بانوان پرداختند.

        

                  

  پیام ورزشی....

 فيزيولوژي گرم كردن بدن :

يكي از مهمترين مبحث هايي كه در يك دوره تمرين يا بهتر بگوييم در يك جلسه تمرين بايستي رعايت گردد گرم كردن بدن است چنانچه در فيزيولوژي ورزش ديديم كه هر فرد ورزشكاري بتواند طوري بدنش را گرم نمايد كه به راحتي خون و اكسيژن به عضلات برساند آن فرد در آن جلسه تمرين بهتر عمل خواهد نمودچون خون فرد ورزشكار داراي اكسيژن سرشار بوده و استرس سلول عضلاني قرار خواهد گرفت و نمي گذارد اسيدلاكتيك در عضله جمع شود و باعث درد آن ناحيه گردد. در بالا بردن درجه حرارت توسط گرم كردن بدن دستگاه تنفس و عضلات تنفس بيشتر درگير هستند به ديافراگم كه يكي از مهمترين عضلات در تنفس است خون و اكسيژن بيشتري رسيده در نتيجه باعث بهبودي در تنفس فرد ورزشكار مي شود

نوشته شده در تاريخ جمعه 1393/09/21 توسط مسافر فاطمه |
با درود و شاد باش فراوان اعلام می نمایم، روز سه شنبه مورخ 1393/9/18 یکی دیگر از مسافران سیگار خانم های مسافر موفق به درمان  با روش DST با نیکوتین خوراکی شد و جشن رهايي ايشان را با شوق بسيار برگزار نمودیم.

خلاصه سخنان استاد(خانم افسانه):

از بنیان کنگره 60 و سرکار خانم راد تشکر میکنم و از آقای مهندس بسیار ممنونم که اجازه دادند رهایی سیگار را جشن بگیریم و الگویی برای دیگران باشیم و به آنها القاء کنیم که این سفر سخت،ولی امکان پذیر است.از همه دوستانی که من را در رهایی خانم مرجان همراهی کردند متشکرم.

سخنان خانم مرجان(مسافر سیگار):

خوشحالم که رهایی سیگارم با تولد بنیان کنگره مصادف شد و امروز متوجه صحبت آقای مهندس می شوم که میگویند:درمان سیگار مکمل درمان اعتیاد است چون حالی که امروز دارم و آن چیزی که میبینم شاید در رهایی اعتیادم نمی دیدم و متوجه نمیشدم و هیچوقت درباورم نبود که بعد از 23سال مصرف سیگار بتوانم به این سادگی آن را کنار بگذارم چون یکبار که دوماهی سیگار نکشیدم،تپش قلب داشتم.اما این سفر اصلا سخت نبود و بسیار لذت بخش بود.از آقای مهندس و خانم افسانه بسیار سپاسگزارم

خانم مرجان

مصرف: سیگار

راهنما: خانم افسانه

روش درمان: DST با نيكوتين خوراكي (آدامس نيكولایف)

میزان مصرف نیکوتین خوراکی در شروع سفر: 6 میلی گرم

طول درمان: 10 ماه

رهایی: 21روز

بنده از طرف تیم وبلاگ نویس گروه خانم های مسافر به یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می کنم و برای این عزیزان سفر دوم بسیار پرباری را از خداوند متعال خواهانم.

 

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/09/20 توسط مسافر فاطمه |

با آرزوی رهایی برای تمامی سفراولی های کنگره 60 از بند اهریمن اعلام مینمایم امروز سه شنبه مورخ 93/9/18 جشن رهایی دونفر از خانم های مسافر را با شور و شوق فراوان برگزار نمودیم.

 

خلاصه سخنان استاد:

خانم راضیه ابتدا خداوند را شکر کردند که دوباره این جایگاه را تجربه نمودند ودر ادامه فرمودند :رهایی خانم نرگس را خدمت جناب مهندس و سرکار خانم راد تبریک عرض میکنم واز تمامی عزیزانی که در این کار گروهی شرکت دارند تشکر مینمایم.خانم نرگس یک مقدار سفرشان طولانی شد ودلیلش هم این بود که ایشان قرص مصرف میکردند و حتی یادشان نبود که از چه زمانی قرص مصرف میکردند.خدارا شکر شانس این را داشتند وارد کنگره شوند و آن زمان قرصیها را قبول میکردند و آقای مهندس به ایشان اجازه سفر دادند.خانم نرگس تخریبهای زیادی داشتند و دنیای بهم ریخته ای داشتند اما اذیت و آزاری برای من نداشت رهجوی خیلی خوبی بودند و خودش میدانست مشکل دارد و طالب حرکت و تغییر بودومیخواست مسائلش حل شود تا یک قدم به جلو حرکت کند .لیاقت این جایگاه را دارد و راه طولانی در پیش دارد .به ایشان و همسرشان و همسفرشان تبریک عرض میکنم.

خلاصه سخنان خانم نرگس:

باورش کار هر کسی نیست که من با چه حالی آمدم و الان چه حالی دارم از خدا ممنونم که اذن سفر را به من داد  از آقای مهندس متشکرم که مارا حمایت میکنند همینطور از سرکار خانم راد ممنونم .من رهجوی خوبی برای خانم راضیه نبودم و خیلی اذیتشان کردم بینهایت از ایشان ممنونم امیدوارم بتوانم در سفر دوم خدمتگزار واقعی باشم تا شاید جبران زحماتشان را بکنم.از مرزبانهای قدیم و جدید متشکرم همچنین از همسرم که خیلی اذیتش کردم تشکر میکنم و از خانم نسرین که همسفرم بودند و برای من مادری کردند ممنونم در آخر از مادرهمسرم و خواهرانم سپاسگزارم و برای همه بهترینها را آرزو میکنم

                                                           خانم نرگس

مصرف: قرص

راهنما: خانم راضیه

روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 15ماه

رهایی: 7روز

رشته ورزشی:ایروبیک

 

خلاصه سخنان مسافر امید(همسر خانم نرگس):

از آقای مهندس و سرکار خانم راد و راهنمای همسرم خانم راضیه تشکر میکنم همچنین از خاله ی عزیزم خانم نسرین که خیلی زحمت کشیدند سپاسگزارم.

خلاصه سخنان استاد:

خانم فاطمه(راهنمای همسفران) ابتدا این روز قشنگ را به آقای مهندس،سرکار خانم راد،خانم راضیه و خانم نرگس تبریک گفتند. ایشان فرمودند:به خانم نسرین خسته نباشید میگویم ایشان همسفر چندین مسافر بودند و همانقدر که برای مسافرهایشان تلاش میکنند برای حال خوش خودشان نیز تلاش میکنند و از رهایی همه ی مسافران انرژی میگیرند باز هم به همه عزیزان تبریک میگویم.

 

سخنان خانم نسرین(همسفر خانم نرگس):

ابتدا به آقای مهندس برای 17 سال تلاش و کوشش و به ثمر رساندن کنگره تبریک میگویم همینطور به راهنمایان عزیز که باوجود تمام مشکلات با روی باز به اینجا می آیند و به رهجویان کمک میکنند و این شعر در کنگره مصداق پیدا میکند که:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند                 تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

درنهایت برای همه عزیزان در تمام ابعاد زندگی سلامت و سعادت آرزو میکنیم

خلاصه سخنان استاد:

خانم فائزه این روز قشنگ را به بنیان کنگره 60 آقای مهندس و سرکار خانم راد دیده بان خانمهای مسافر و کلیه کمک راهنمایان و مرزبانی تبریک گفتند و در ادامه فرمودند برای خانم سودابه بسیار خوشحالم و ایشان از روز اول سعی و تلاش داشت و لحظه شماری میکرد که به این جایگاه برسد و از ابتدا سی دی ها را مینوشت و همسرشان یک زوج کنگره ای هستند که در کنار هم خیلی عالی حرکت میکنند امیدوارم هر دونفر حافظ رهایی و حال خوبشان باشند و به پسر گلش هم تبریک میگویم که همیشه کنار مادرش بوده و خواهد بود.

خلاصه سخنان خانم سودابه:

با چراغی در دست زیر صفرم تا 60

از ته دره تاریک وجود،قله ای میبینم

و در آنجا مردی که دلش خورشید است

و مرا خواهد برد،کاروانی که دراین راه قدم میذارد

با چراغی در دست،میروم تا جان هست

در وجودم شوقی،دل من چون موجی

که به امید وصال ساحل،دل ز دریای هوس می شوید

با چراغی در دست،پایکوب و سرمست

میروم تا خورشید،پیک آزادی من در راه است

همه اندوه دلم را این بار،میگذارم اینجا

و سبک بال سفر خواهم کرد،میرسم تا خورشید

کلبه ای خواهم ساخت،و در آن گلدانی و گلی!

تا پر از عطر رهایی سازد،کلبه غم زذه قلبم را

با چراغی در دست از رهایی سرمست

من با مصرف شیشه وارد کنگره شدم و حال خیلی خرابی داشتم و 17روز بود که سقوط آزاد بودم.سه جلسه اول که بالا بودم وقتی یک مصرف کننده ی هروئینی می دیدم بدنم میلرزید زیرا همسرم مصرف هروئین داشت و خانم راد که شاهد حال خراب من بودند این نوید را دادند که مطمئن باش همسرت هم سفر میکند و دوباره کنار هم قرار میگیرید و این اتفاق افتاد. از بنیانگذار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام و سرکار خانم راد و راهنمای عزیزم خانم فائزه بسیار متشکرم همینطور از مسئول نشریات،مرزبانان و مسئول تازه واردین متشکرم و عشق این عزیزان بود که باعث شد به کنگره بیایم.از همه عزیزان ممنونم

                                                           خانم سودابه

مصرف: شیشه

راهنما: خانم فائزه

روش درمان: DST با شربت OT (اپیوم تینکچر)

مدت سفر اول: 11ماه و 21 روز

 رهایی: 7 روز

 

خلاصه سخنان مسافر علی(همسر خانم سودابه):

از آقای مهندس بنیانگزار کنگره که خودشان و زندگی و خانواده شان را وقف اینجا کردند تشکر میکنم و هفته بنیان کنگره را به ایشان تبریک میگویم.چیزی که در کنگره بسیار زیباست این است که همه چیز برمبنای عشق پایه گذاری شده.از راهنمای همسرم خانم فائزه و مرزبانان تشکر میکنم که این بستر را فراهم کردند که ما بتوانیم آموزشهای کنگره را بگیریم و یک زندگی ساده و بدون هیچ ماده مخدری داشته باشیم.

بنده نیز از طرف گروه وبلاگ نویسان خانم های مسافر این روز بسیار زیبا را به جناب آقای مهندس دژاکام نگهبان کل کنگره 60، دیده بان خانم های  مسافر سرکار خانم راد عزیز و یکایک اعضای خانواده ی بزرگ کنگره ی 60 از صمیم قلب تبریک و شاد باش عرض می نمایم.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/09/20 توسط مسافر فاطمه |

 امروز سه شنبه مورخ 18/9/93 دستور جلسه ی ما ادامه جزوه ی جهانبینی بود که به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار شد. 

 

خلاصه سخنان استاد: 

انسان می تواند نیروی منفی را بصورت نیروی بازدارنده یا نیروی مکمل و یا حتی نیروی تخریبی ببیند .

یک ماشین معمولی در مقابل باد شدید قادر به حرکت نمی باشد ولی اگر یک پره ی مکانیکی به آن اضافه نماییم ، نیروی باد به چرخ دنده ها منتقل می شود و باعث حرکت ماشین و افزایش سرعت آن می شود ، یعنی در اینجا باد که حکم نیروی بازدارنده را برای حرکت ماشین داشت ، تبدیل به نیروی مکمل گردید .

در انسان ها هم همین طور می باشد ، هر چه انسان ها بزرگ تر باشند ، بهتر می توانند نیروی بازدارنده را به نیروی مکمل تبدیل کنند .

مثلاً نیروی مقاومت هوا به ماشین اجازه نمی دهد که به سمت بالا حرکت کند ولی هواپیما از همان نیروی مقاومت هوا استفاده می کند و از زمین کنده می شود .

یعنی انسانهای کامل تر و باهوش تر نیروی بازدارنده را به نیروی مکمل تبدیل می کنند .

مثلاً در طی سفر اول ، هنگام کاهش پله ها ، مسافر با حالت هایی از قبیل پادرد ، کاهش خواب ، خستگی و بی حالی مواجه می شود ، مسافری که این حالت ها را ناشی از بکار افتادن دوباره ی سیستم شبه افیونی بدنش می داند ، از این حالت ها خوشحال می شود و حتی با سقوط آزاد نیز ، حس وحال بهتری دارد .

اصولاً نیروی منفی دو کار را انجام میدهد : اول اینکه کاری می کند که شناخته نشود و دوم اینکه : حس را خراب می کند .

با این کارها حتی متوجه نمی شویم که نیروی منفی مقصر حال و حس بدمان است و زمین وزمان را مقصر حال بدی خودمان می دانیم ونمی توانیم اشکال اصلی را پیدا کنیم .

اولین نیروی به کار گیری قوه ی عقل ، حس می باشد . این تعریف جامع حس است .

وقتی که حس آلوده شود ، بالطبع تصمیم گیری نیروی عقل که ناشی از حس است ، هم اشتباه می شود و به هم ریختگی حاصل میشود .

شناخت انسان نسبت به خودش ، اینست که بتوانیم حس هایمان را تشخیص دهیم و بفهمیم کدام حس ما منفی است وخودمان وسیله ی نیروی منفی نشویم . یعنی تشخیص دهیم کدام حس مان خوب است کدام حس بد و عامل تخریبی .

در پایان استاد فرمودند :

اگر تنها با حس جلو برویم ، یعنی از عقل استفاده نکرده ایم ، پس راه را اشتباه می رویم .تفکر کردن از انسان انرژی می گیرد و به همین دلیل است که فرد مصرف کننده که همیشه هم کمبود انرژی دارد ، از انجام تفکر پرهیز می نماید و به جای تعقل ، از عباراتی مانند : دلم می خواهد و دوست دارم ، برای توجیه اعمال و کارهای اشتباهش استفاده می نماید.ادامه دارد... 

با سپاس فراوان از خانم ستاره برای تهیه و تنظیم گزارش

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1393/09/19 توسط مسافر مونا |

کلینیک اعصاب بستری شدم و مصرف قرص شروع شد پس از مدتی قرصها دیگر جوابگو نبود و دوباره شیشه مصرف کردم. و دو مصرفه هم شدم!



ممکن است نامتان را بگویید؟
فریبا
میزان تحصیلات؟
دوم دبیرستان
آیا دوره حرفه ای و یا آموزشی گذرانده اید؟
خیر
قبل از اعتیاد نظرتان در مورد فرد معتاد چگونه بود؟
از اعتیاد و فرد معتاد خوشم نمی آمد.
اولین باری که مواد مصرف کردید کی بود؟ چه طوری؟کجا اولین بار مصرف کردین و با کی؟
در یک مهمانی همراه دوستان حدود 5 سال پیش
آیا اعتقاد دارید که معتادین خودشان معلم همدیگر می شوند؟
صددرصد
الگوی مصرف شما کی بود؟
دوستم
اولین بار که مصرف کردید از مواد چی گرفتید و چطور جذب شدین؟
انرژی ام زیاد شد اعتماد بنفس قوی پیداکردم وآرامش گرفتم.
بعد از چه مدت دوباره مصرف کردید؟
یک هفته بعد
جذابیت اعتیاد برای شما چی بود و چی به شما داد؟
از دور هم بودن با دوستان لذت می بردم و سرحال می شدم.
موادتون را چگونه تهیه می کردین؟ آیا سریع مصرف شما بالا رفت یا خیر و یا مواد دیگری اضافه شد و چند مصرفی شدید؟
از ساقی تهیه می کردم و فقط شیشه مصرف می کردم.
به نظرتون در دوره اعتیاد مهمترین چیزی که اعتیاد از شما گرفت چی بود؟ و کلا چه چیزهایی را به خاطر اعتیاد از دست دادین؟
اعتماد به نفس و موقعیت اجتماعی ام را کم کم از دست دادم و ترسو شدم و خانوده ام از من فاصله گرفتند.
تلخ ترین خاطره ای که در دوران اعتیاد داشتین چه بود؟
خانواده ام گفتند بچه ات را از تو می گیریم.
اعتیاد تخریب دارد، تخریب آن روی شما و زندگی شما چی بود؟
جسم و روانم مشکل پیدا کرده بود و شب و روز ام برعکس شده بود و همانطور که گفتم خانواده و موقعیت اجتماعی ام به خطر افتاده بود.
اولین باری که فهمیدی معتاد شدی کی بود؟
چند ماه بعد از اولین مصرف
اعتیاد برای خانمها در جامعه ی ما خیلی سنگین است و برچسبهای دیگری می چسبد آیا شما اعتیاد خود را مخفی کردید و یا همه متوجه شدند؟ چه کسانی فهمیدند؟ و عکس العمل آنها چگونه بود؟
مخفی کردم اما همه متوجه شده بودند.
چرا تصمیم به درمان اعتیاد گرفتید و خواستید دیگر معتاد نباشید؟
مادرم از ناراحتی من دق کرد و فوت شد بعد از آن تصمیم قطعی خود را گرفتم.
قبل از کنگره ترکی داشتید؟
کلینیک اعصاب بستری شدم و مصرف قرص شروع شد پس از مدتی قرصها دیگر جوابگو نبود و دوباره شیشه مصرف کردم. و دو مصرفه هم شدم.
تجربه ای که تا به حال به کسی نگفته اید و فکر می کنید به بقیه کمک می کند را بیان کنید.
تجربه بسیار بد من تهیه مواد از ساقی بود که خیلی برایم سخت بود.
چرا کنگره را برای درمان انتخاب کردید؟ عوامل موثر در کنگره برای درمان و سفر خوب به نظر شما چی هست؟
ابتدا امنیت اینجا و بعد احترامی که افراد به هم می گذارند و در آخر آموزشهای کنگره مرا جذب کرد.
چه چیزی در کنگره عامل موثر در بهتر سفر کردن شما شد ؟ آیا همسفر داشتیدکه در سفر شما را کمک کند، بهترین همسفرتان چه کسی بود و نقش آنها چی بود؟
من همسفر نداشتم اما راهنمایم و همسرم مشوق من بودند.
به نظر شما کنگره چه نقطه ضعفهایی دارد یا نارضایتی و کلا برای بهتر شدن آن چه پیشنهاد و یا انتقادی دارید؟
عالی است و هیچ ضعفی ندارد.
حالا که خوب شدید آیا تصمیم دارید باز به کنگره بیایین یا نه؟ برای چی می خواهید بیایین شما که خوب شدین و در سفر دوم هستید.
بله به دلیل کامل شدن آموزشها و خدمت کردن
ما عقیده داریم نیروی مافوق مارا کمک می کند در سفر اول آیا وجود این نیرو را حس کردید؟ می توانید بگوییدو برعکس نیروی بازدارنده را چطور؟
بله حس کردم. اوایل سفر اول نیروی بازدارنده بسیار قوی بود ولی نیروی مافوق خیلی در این راه کمکم کرد.
چه اهدافی در سفر دوم و یا بعد از قطع مواد دارید؟
خودم از لحاظ آموزشی قوی تر شوم وحال بهتری پیدا کنم تا بتوانم به دیگران هم کمک کنم.
دیدگاه و نگاهتون به زندگی و اطرافیان عوض شده یا خیر؟(مثال بزنید)
بله خیلی زیاد قبلا" شکاک بودم اما الان به همه عشق می ورزم و سعی دارم رفتار گذشته ام را جبران کنم.
مهمترین تغییری که بعد از سفر داشتین و از آن خیلی خوشحال هستین و به عنوان موفقیت به آن نگاه می کنید چی هست؟
خانواده ام روی من حساب می کنندو در مسائل با من مشورت دارندو فرزندانم هم به من عشق می ورزند.
و حالا در سفر دوم نظرتون در مورد معتادین چی هست؟
دوست دارم به آنها کمک کنم.
در سفر دوم خانواده رفتارشون با شما تغییر کرده یا خیر؟
خیلی زیاد

از خانم فريبا بسیار متشکریم و برایشان سلامتی و موفقیت و رسيدن به خواسته هايشان را آرزومندیم.

تهیه گزارش: خانم سوگند

 
 
 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/09/16 توسط مسافر مونا |

 امروز سه شنبه مورخ 16/9/93 جلسه ی لژیون ما با موضوع جهان بینی 1 (آقای امین دژاکام) به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار شد.  

 

خلاصه سخنان استاد:

برای اینکه بتوانیم یک درخت بکاریم بسته به اندازه ی نهال ، می بایستی زمین را گود کرده و نهال را در زمین بکاریم ، به این دلیل که نگه داشتن درخت در زمین نیاز به داشتن یک پایه ی محکم دارد ، حتی در ساختمان سازی هم بسته به تعداد طبقات یک ساختمان ، می بایستیدپی لازم را در زیر زمین ایجاد کرد وگرنه یک ساختمان مثل یک مکعب مستطیل رو زمین است که با یک زلزله ی خفیف روی زمین می افتد .

در جهان بینی هم می بایستی پایه ی اطلاعاتمان را درست بنا کنیم .

برای آموزش دادن بسیاری از علوم که قابل رویت نیستند بایستی از مدل استفاده کرد ، مثلا برای آموزش مولکول ها باید از مدلهای مولکولی استفاده کرد ، برای آموزش جهان بینی هم چون قابل دیدن و لمس کردن نیست و برای درک بهتر و آموزش بهتر از مدل استفاده میکنند.

جهان بینی متعلق به یک گروه خاص نیست پس بایستی برای همه ی انسان ها قابل درک و فهم باشد .

قبلاً در کنگره خیلی از افراد مخالف جهان بینی بودند چون معتقد بودند که ما فقط برای ترک اعتیاد به کنگره آمده ایم  و نیازی به آموزش نداریم که البته تجربه نشان داد که تمامی آن افرادی که به آموزش ها و جهان بینی معتقد نبودند ، باز به سمت اعتیاد بازگشتند .

برای درمان اعتیاد می بایستی ، یک پنجم به دانایی افزوده شود تا یک پنجم کاهش شربت ، حال خوش را برای رهجو به ارمغان بیاورد ، رهجویی که دانایی خودش را بالا نبرد ، صرفا با کاهش شربت حال خوش پیدا نمی کند .

هر چه ظرفیت و دانایی بالاتر برود ، سیستم شبه افیونی بدن بیشتر و بهتر ترشح می کند ، چون اگر قرار بود که درمان فقط با شربت انجام گیرد ، دیگر چه نیازی به این بود که اینهمه در سرما و گرما کلاس و جلسه و لژیون تشکیل بدهیم ؟ یک برنامه ی کاهش پله به رهجو می دادیم و تمام .

علت اینکه انسان به برنج ، یا سایر مواد غذایی که سالها مصرف می کند معتاد نمی شود این است که ، مولکول های برنج از سد خونی مغز عبور نمی کنند ولی مولکولهای الکل یا تریاک و سایر مواد مخدر از سد خونی مغز عبور می کنند و بعد در مغز دگرگونی ایجاد می کنند و هر ماده ی مخدری بر بخشی از مغز اثر می گذارد .

قلعه ی عقل در بدن فرمانروای اصلی بدن است و کلیه  تصمیمات در این قلعه انجام می گیرد ، یک سری سرباز هم داریم که سربازهای دانایی هستند و اجازه نمی دهند که هر خواسته ای وارد عقل شود ، خواسته ها هم معقول هستند هم نامعقول که علت اینکه خواسته های نامعقول وارد قلعه ی عقل می شوند این است که سربازهای دانایی ، دانایی کمی دارند و فریب می خورند چون خواسته های نامعقول همیشه لباس مبدل می پوشند .

مثلاً انگل ها برای فریب دادن سربازهای بدن لباس مبدل می پوشند ، هر سلولی یک شهر می باشد  و سربازهای آن سلول هستند که تصمیم می گیرند چه نوع مواد غذایی برای سلول لازم است و می بایستی وارد سلول شود ، انگل ها و میکروب ها لباس مبدل می پوشند تا بتوانند سربازها رو فریب دهند و وارد خون شوند .

در پایان استاد فرمودند :

مهم آن سربازها هستند که نباید اجازه بدهند هر چیزی وارد شود ، وقتی که یک درگیری ذهنی بوجود میآید که مثلا شخصی ماه ها با خودش درگیر می شود که موهایش را رنگ کند یا نه ، یعنی اینکه اجازه ی ورود به اون خواسته برایت داده شده که درگیری ایجاد شده است ، پس بایستی از همان جا که خواسته ها می خواهند وارد بشوند ، جلوی آنها گرفته شود و این میسر نمی شود مگر با افزایش دانایی .

ادامه دارد...

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1393/09/16 توسط مسافر مونا |

نوشته شده در تاريخ شنبه 1393/09/15 توسط مسافر فریده |

روز یکشنبه9/9/93 کمک راهنمایان عزیز و تعدادی از مسافران و همسفران راس ساعت 11:30 در کلاس ورزش حاضر شدند.15 دقیقه ابتدایی را به دو نرم و حرکات کششی جهت آمادگی بدن اختصاص دادیم سپس 15 دقیقه تمرینات ایروبیک با استفاده از صندلی را داشتیم در ادامه 15 دقیقه تمرینات زومبا انجام دادیم ودر 15 دقیقه انتهایی با سرد کردن بدن در ساعت 12:30 به کار خود پایان دادیم.

با تشکر و سپاس فراوان از خانم میترا همسفر که در روز یکشنبه مربیگری ورزش خانمهای مسافر را به عهده داشتند

 

روز پنجشنبه 13/9/93 خانمهای مسافر از ساعت 10:45 به مدت یکساعت در پارک بانوان به ورزش و پیاده روی پرداختند.

         

 پیام ورزشی...

فواید ورزش زومبا:

این ورزش که کامـــلا هـــــوازی می باشد، تمـــرکز بر روی تنفس و توجه بر روی انجام انــــــواع تکنیــــــک های  حرکتــی را بــــــالا برده و موجــب کــــــاهش وزن در هـــر سنــی و زیبــایی انـــدام یا هر نـــــوع استخــــوان بندی می گردد  در طول مدت انجام این حرکات، فشار خون بالانس بوده وهیچ فشاری بر روی مفاصل ومناطق حسـاس مثل زانوها،  آرنجها، مچ دست و پا وارد نمی شود . این حرکـــات با ریلکســـی کامــل و نشاط سرشار حاصل از دم و بازدم مناســــب و فرصـــت کافی برای انجام درست  حرکات، موجب چربی سوزی آهسته ولی مستمر گشته و تبدیـل انرژی به جای از دست دادن آن را حاصل می گردد .ناگفته نماند که انجام درست حرکــات و فراگیـــری پایه ای و اساسی این سبک، هنــرجو را قــادر مــی سازد که با  انــواع سبــکها و ریتمها ارتباط نزدیــک برقرار کرده ضــمن شناخت اندامهای خود، براحـتی هر نوع سبــک دیگری  را با اعتماد به نفس کامل انــجام دهد

منبع:www.asemoni.com  

با سپاس فراوان از خانم فاطمه همسفر برای تهیه و تنظیم گزارش

نوشته شده در تاريخ جمعه 1393/09/14 توسط مسافر مونا |

 جلسه ی لژیون ما سه شنبه مورخ 11/9/93 با دستور جلسه ی سی دی وادی 5 به استادی راهنمای عزیزمان سرکار خانم راد برگزار شد. 

انسان هر کاری را که می خواهد انجام بدهد ، باید اول تصویر آن عمل را در ذهن خودش بسازد ، حتی ساده ترین امور ، مثل قدم برداشتن ، غذا خوردن ،  انسان قبل از انجام هر کاری آن را برآورد می کند ، در واقع کار ذهن همین است . می خواهد حس آن کار را درک کند . وقتی که انسان با کارهای ضد ارزش ، یک فعل را تصور می کند ولی هیچ حسی به او دست نمیدهد و می رود توی یک جمع، آن کار را انجام می دهد که کار درستی نیست ولی به نظر خودش اصلا زشت نیست ، چون عقل و حسش با او همراه نیستند .

انسان وقتی مصرف کننده مواد میشود ، فقط همان دفعات اول  حس لذت دارند و در بقیه ی موارد فقط خماری و بی پولی و خیلی از مکافات دیگر را می کشد ولی وقتی می خواهد نفس را فریب بدهد ، بدبختی ها را به یاد انسان نمی آورد و فقط همان یک بار که لذت داشته است را به یاد انسان می آورد .این قدرت نیروهای منفی است .

انسان تا می خواهد به مشکلاتش فکر کند و بفهمد که در کجای زندگی قرار دارد ، یک حسی نمی گذارد و می گوید ولش کن ، اغلب کسانی که مصرف کننده می شوند هم به این دلیل است که می خواهند به مشکلاتشان فکر نکنند و و در تاریکی فرو می روند و روشنایی را نمی بینند .

نمی خواهد فکر کند چون برایش عذاب آور است البته وقتی که آگاهی و دانایی بالا می رود و آموزش می گیرد ، یواش یواش ، می تواند با آن مشکلات کنار بیاید و از آنها فرار نکند .

حرکات و تصمیم های انسان در زندگی مانند بازی شطرنج است یعنی ...(مابقی را در ادامه مطلب بخوانید)



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1393/09/13 توسط مسافر مونا |
.: Weblog Themes By : Congress 60 :.